اون چیزی که می خواهی، «شدن» سخت هست.
ولی اونکه سخت تره، «موندن» اون چیزی که می خواستیه.
و از هر دوی این ها سخت تر اینه که وقتی به چیزی که رسیدی، بهش اکتفا کنی و سراغ چیز دیگری نری.
چیزی که از من بر نمیاد!
شاید عیب، شاید حسن.
هر وقت تحسینم کردن، یا دلداری، واقعی یا از سر رفقات با خودم گفتم«اینجا آخرش نیست»
* واقعا ثبات خواهی به نظر من دستاورد بزرگی تو زندگی یه شخص می تونه باشه، و البته هر کسی آرزوی چیزی که نداره رو داره!!
** برای آزادی تعاریف متفاوتی گفتند، البته منظور آزادی سیاسی و اقتصادی و اجتماعی و.. نیست، آزادی به مفهوم آزادی.
خدا پدر ملای رومی رو بیامرزه حرف قشنگی زده:«آزادی در بی آرزویی است» بهش که دقیق بشید حرف جالبیه!
وقتی آزادی رو در نقطه مقابل اضطراب و تشویش های روزانه قرار بدیم، رها شدن از نگرانی های سود و زیان و دخل و خرج و توسل و ... آزادی از بند هر گونه بندگی، زمینی و هوایی چقدر می تونه لذت بخش باشه.
ولی این همونقدر غیر ممکن به نظر می رسه که فکر نکردن، در لحظه ای که می خواهی فکر نکنی باز به فکر نکردن فکر می کنی. سخته رفیق!
** *از طرفی هم این روزها به خاطر اشتباهی که تو یه انتخاب کردم کمی دلگیر هستم. دلگیری بیشترم از اعتمادی که به شخصی کردم، و افسوس که بعضی وقت ها آدم ها خیلی چیزها رو فراموش می کنن.
مدت ها بهش فکر کردم و تا امروز به نتیجه نرسیدم: چرا بعضی ها علاقمند هستند که با تحقیر دیگران خودشون رو برتر نشون بدن؟ و این رفتار احتمالا سبب ساز ایجاد یه نوع دید منفی از ناحیه دیگران نسبت به اونها نمی شه؟
در این زمانه بی های و هوی لال پرست
خوشا به حال کلاغ های قیل وقال پرست
چگونه شرح دهم لحظه لحظه خود را
برای این همه ناباور خیال پرست
به شب نشینی خرچنگ های مردابی
چگونه رقص کند ماهی زلال پرست

-----------------------
راستی صبح ها برنامه آقای طاهری رو می بینید؟ انتظار خیلی بی جایی اگر بخوایم همکارامون صبح زودتر از ساعت 11 از خواب بیدار بشن!! ولی تو این لینک می تونید برنامه اش رو ببینید.
صبح تهران از 17 آذر به بعد.

این روزا به شدت منتظر روزای گرم تابستون هستم. برام خیلی مهمه!!

