در نیمه شب آبان ماه وقتی سوز سردی از پنجره تو میاد، از فرط قوز کمرتون دور نیست که چال زنخدان مبارک با سوراخ ناف همتراز بشه.
در چنین شرایطی حالتون از صفحه مانیتور واقعا به هم می خوره. ساعت ۳ و نیم نصفه شب، کتابخانه که چیز جدیدی بهش اضافه نشده، ناگزیر برای صدمین بارـ بلکه بیشتر ـ سرگذشت پرشکوه آدولف هیتلر و مارکس رو ورق می زنید و تجسم واقعی "مانیک" شدن خودتون رو به تماشا می نشینید.
راستی چرا من به این شخصیت ها اینقدر علاقمندم، اصلا با نازیسم یا کمونیسم کار ندارم.
از کارل مارکس به خاطر فعالیت فوق العاده اش همانقدر خوشم میاد که از لطف الله میثمی وطنی خوشم میاد.
در برخورد با چنین شخصیت هایی واقعا آدم شرمگین نمی شه؟
بارها و بارها خاکسترهای تمام دنیا رو نثار دقیقا وسط دو نیمکره مغزم کرده ام که:" ای بد بخت، هم سن و سالان تو الان لیسانس گرفتند، تو هنوز درگیر این هستی که واقعا چه رشته ای رو دوست داری؟" گهی به حسابداری و بازرگانی، گه به جامعه شناسی و روانشناسی، امروز دچار درد هجران از عزیز دلت حقوق گرفتار!!!
افسوس که اون سخن کارل که:" شرم اغاز انقلاب است" در مورد من اصلا صادق نیست.
اگر بود آنقدر که من از خودم شرم کردم، باید تا حال ۴۰ الی ۵۰ بار چیزی نظیرانقلاب ۱۷ اکتبر ـ بلا تشبیه نعوذبالله ـ در من به وجود می آمد.
راستی که اگر به این اصطلاحات روانشناس ها دقت کنید و مثل من دچار بیماری خود بیمار بینی در نصفه شب لعنتی پاییزی شده باشید چه تصوری جز این می کنید؟
راستی که استاد خزعبلات نویسی هستم.
--------------------------------
چرا کسی از عشق کارل مارکس به یِنی نمی گه؟
هر وقت می گن مارکس، اون مجسمه سنگی یاد آدم می افته.
هر وقت می گن مارکس، ایستگاه های راه آهن سیاه و سفید شوروری یاد آدم می افته!
تا بگی"رفیق" ازت می پرسن کمونیستی؟
شما برید شیراز حافظیه، حافظ را هم از قبر بیرون بکشید و محاکمه ش کنید که چرا گفته:
دریغ و درد که تا این زمان ندانستم/ که کیمیای سعادت رفیق بود رفیق.
- این ور که بیای شرایط جالب تری داری!
گفتی خدا؟
بد بخت مذهبی سنت زده!!
طرف ته ریشاشو دید؟ معلوم بود از این مذهبیا بودا!
هی هی هی
شما چرا افکار مارکس رو کالبد شکافی نمی کنید؟
دقت نکردید چه ریشی داشته؟
فک کنم اگر یه سری پژوهش سلسله وار کنید به نتیجه برسید از اعضای نزدیک القاعده به بن لادن بودن.
بابا اصلا خبر ندارید، تئوری اصلی حمله به برج های دوقلوی رژیم سخیف امپریالیسم غربی و در راس اون آمریکای جهان خوار توسط مارکس و انگلس ارایه شده.
----------------------------
زنگ- زنگ- زنگ- بعد اشغال اشغال اشغال!
مشترک مورد نظر در دسترس نیست.
-خبر جدیدی نشده؟ تو حاشیه جلسه ای که داشتید؟
-نه والا، فعلا خبری نیست!
امیرهادی چرا به همه به چشم سوژه نگاه می کنی؟
امیرهادی گزارش بازار کالا نمی گیری؟
یعنی تو سوژه جدید نداری؟
----------------------------
نان پختن نان شکستن نان قسمت کردن نان بودن
ساده ست نوازش سگی ولگرد
شاهد ان بودن که چگونه زیر قلتکی می رود
و گفتن که سگ من نبود
ساده است ستایش گلی
چیدنش و از یاد بردن
که گلدان را آب باید داد
ساده است بهره جویی از انسانی
دوست داشتنش بی احساس عشقی
او را به خود وا نهادن و گفتن
"که دیگر نمی شناسمش"
ساده است لغزش های خو را شناختن
با دیگران زیستن به حساب ایشان
و گفتن که "من این چنینم"
ساده است که چگونه میزی
باری زیستن سخت ساده است
و پیچیده نیز هم!
------------------------------
از پاییز به خاطر همه اونچیزی که داره تمام می شه متنفرم
وقتی غم تمام شدن تمام وجود آدم رو می گیره زمانی برای فکر کردن به عاقبتی که پشت زمستون انتظار می کشه نیست.
من فقط می دونم از هر چه پاییزه، از هر غروبه، از هر چه حد و مرزه، از هر چه اتمامه، از هر چه پایانه ... به حد تمام اون لذتی که تو آغاز هر لذتی بردم متنفرم.
به قدر خوبی از بدی متنفرم، نه کم نه بیش.
خدایـــــــــــا از پاییز به اندازه چاوز متنفرم!
--------------------------------------------------
پیـ یک: فصل پاییز اصولا منی که عاشق بوی خاک بارون زده اردیبهشت ماهم رو کمی دچار دو گانگی شخصیتی می کنه، امیدوارم از چنین پستی تعجب نکنید.
پیـ دو: به ناموس غم شهیار قنبری، نگذاشتن همصدایی رو بلد باشیم، نگذاشتن حتا با همدیگه بد باشیم.

