صرفنظر از همشهری و بعضی از روزنامه های خاص مثل مرحومین شرق و هم میهن، و یا روزنامه های حکومتی و دولتی مثل کیهان، اطلاعات و ایران.
بقیه روزنامه های ما در وضع واقعا وحشتناکی هستند.
هرچند تو اعلام وصول و برای گرفتن سهمیه کاغذ عموما تیراژها رو دو برابر اعلام می کنن و آمارهای رسمی هم بر همین اساس منتشر می شن ولی پر تیراژترینشون بیش از 30 الی 40 هزار نیست.
یعنی تو مملکتی که 70 میلیون نفر آدم داره 40 هزار نفر روزنامه می خونن، این در بهترین وضعیته، که ما مرجوعی ها که تقریبا نیمی از تیراژ رو به خودش اختصاص می ده و در خدمت صنعت بازیافته در نظر نگیریم.
نمایشگاه مطبوعات که در کنار نمایشگاه کتاب برگزار می شد، فرصتی بود هر چند کوتاه که نشریات مکتوب به بهانه بازدیدکنندگان کتاب کودک و کتب کمک آموزشی و کتب درسی و... ارتباطی با مخاطب برقرار کنند و بگویند که روزنامه خواندن هم بد نیست.
اون هم گرفته شد با جدا کردن نمایشگاه مطبوعات از نمایشگاه کتاب.
موضوع جالبتر شد، محل نمایشگاه مطبوعات در خیابان حجاب!
یعنی وسط طرح ترافیک و به تبع اون شلوغی منطقه.
این هم پلتیک جالبی بود که درصدی دیگه از مخاطبین احتمالی این نمایشگاه حذف بشه.
مخاطب شرق و هم میهن و کارگزاران به کدام نمایشگاه برود؟
-------------------
![]()
عموما روزنامه نگاری که در بهترین حالت یعنی استخدام دائم ماهی با منت و دیر و زود 200 -300 هزار تومن در بهترین حالت حقوق دریافت می کنه، یا اونی که به حق التحریر صفحه ای 25 هزارتومن رضایت داده، مشخصا اگر مسافر کشی کنه یا ویندوز نصب کنه و یا اینکه سی دی موزیک و فیلم تکثیر کنه می تونه درآمد به مراتب بیشتری داشته باشه.
ضمن اینکه روزنامه نگار ها در واقع کسانی هستند که از نظر استعداد تو سطح خوبی قرار دارند که تونستن تو این زمینه فعالیت کنند.
دل خوشی اونها مخاطبی که مطالبشون رو می خونه(اگر بخونه) مطالبی که برای آگاهی او می نویسه و انصافا بعضی وقت ها با چه زحمتی.
روزنامه اونها که مستقل عمل می کردند و پناهی جز روزنامه های حزبی نداشتند رو به توقیف و تعطیلی کشیدند.
مگر چند تا روزنامه مستقل بود که می تونست پذیرای اونها باشه، روزنامه های دیگه خیلی هنر می کردند حقوق تحریریه خودشون رو بعد از دو سه ماه با زحمت پرداخت می کردند.
نمی شد که یک تحریریه هم خالی بشه که حجم حدود 700 نفر تحریریه سه روزنامه هم میهن،کارگزاران و شرق برند به یک تحریریه جدید!
ناگزیر در هفته نامه ها و ماهنامه ها فعالیت کردند.
اگر از نزدیک باهاشون در تماس باشید می بینید که عموما چقدر دلسوخته و دلپاک هستند، عموما صادقانه زحمت می شکند و هدف روزنامه نگاری مثل بسیاری از مشاغل دیگه سوداگری نیست، هدف اطلاع رسانی به مخاطب هست.
اما نمایشگاه مطبوعات فرصتی بود که خستگی این عزیزان از تنشون به در بشه، ببینند که مردمشون، مخاطبشون بهشون سر می زنه.
مخاطبشون می خوندشون
درآمد آب باریکه اونها ازشون گرفته شده، دلخوشی کوچکشون هم ازشون گرفته خواهد شد؟
کو اطلاع رسانی نمایشگاه مطبوعات امسال؟
چند درصد شما به این نمایشگاه امسال سر خواهید زد ؟
اصلا هزینه رفت و آمد و زمان رو پرداخت می کنید که به این محل بیایید و از نمایشگاهی بازدید کنید؟
شاید بلاگ های من رو بیش از 200 نفر کسی روزانه نخونه، اما صادقانه عرض می کنم، بخوانید اونها رو، و باشید کنار اونها که به خاطر شما طعم خیلی از ناملایمات رو تجربه می کنند.
------
لینک این مطلب در بالاترین:
https://balatarin.com/permlink/2007/11/4/1166588
از درد این جماعت بخوانید:
صنف بی در و پیکر ما(علی خردپیر)
