برای تهیه چند تا گزارش یه سفری به همراه دوستام عـــلی و آکـــو رفتم قم !
شاید از چندین زاویه بشه به قم نگاه کرد ولی از دید من قم یه شهر پر از سوژه های خاص و جالبه!
در مورد سوژه و گزارش ها و... قبل از چاپ نمیشه حرفی زد چون قاعدتا می سوزه، همینطور نمی شه همه عکس ها رو منتشر کرد ولی بعضی از عکس ها که به گزارش ما ربطی نداشت و کاردستی آکو هستن به نظرم جالب اومدن !!!
این عکس منه در حال قیمت گرفتن خاک کربلا و آب القمه(املاشو درست نوشتم
)

اینجام دارم از زیر زمین یه پاساژ آب می خورم(در واقع آب خوردن در شرایط سخت ... خدایی به لیوانش اصلا نمی شد فکر کرد،حالا جالبه اینا به من می خندن می گن من چندشیم!! ) ![]()
%20copy.jpg)
آکو در حال عکاسی... (البته تو اینجا زیاد کار خطر ناک نکرده ... خطر ناکاش بعدیا هستن )

حالا عکسای خود آکو .
توضیح اینکه من به خاطر اینکه چندباری تو گمرک و ... سر عکس مشکلاتی برام پیش اومده به طرز وحشتناکی از عکاسی می ترسم ... و برای همین تو اینطور سفرا اول با عکسا ها سنگامون رو وا می کنیم که مواظب باشن،کمتر پیش میاد بدون معرفی نامه از روزنامه برای عکاس و خودم برم برای گزارش این سری هم معرفی نامه داشتیم ولی خب بازم آدم می ترسه .. وقتی مشکلی پیش بیاد تا ثابت بشه که بی تقصیر بودی یک شبانه روز گذشته ... معمولا همسفرای من می دونن که اگر یه موقع درگیری پیش بیاد ما همدیگرو نمی شناسیم
خب چون اصلا نه جون و هیکل کتک خوردن دارم و نه اصلا علاقه ای دارم که نوازش بشم ![]()
اما واقعا آکو تخصصی عکس می گرفت ... تو عکسای روحانی موتور سوار و بعضی از عکسای دیگه واقعا نگرانیم بر طرف شد
اینا کفن هایی هستن که به اسم هدیه فروخته می شن چون کفن رو نمیشه خرید و فروش کرد ! این کفن ها با زعفران یا خاک کربلا آیاتی از قرآن رو روی خودشون دارن
%20copy.jpg)
برادر محترم و طلبه مون علی در حال پیچیدن عمامه برای یه طلبه تازه معمم شده
%20copy.jpg)
برادر تازه معمم شده مون در حال عمامه گذاری
%20copy.jpg)
یک عکس دیگه از این برادر ،در جریان دیالوگ های این برادر و فروشنده ما به نتیجه رسیدیم که اصلی ترین مشکل این برادر سایزشون هستش ....
%20copy.jpg)
این دیگه فک نکنم توضیح بخواد
%20copy.jpg)
واقعا آکو فرصت طلب و سریع کار می کنه ! این دوتا کنار هم خیلی جالب هستن . اون آقا کلاه نسبتا پهلوی سرش گذاشته و به نظر میاد از زمیان رضا شاه اومده ![]()
%20copy.jpg)
از وقتی وارد قم شدیم،آکو گیر داد که روحانی سوار موتور پیدا کنیم ... خب یه کم سوژه دردسر سازی به نظر می رسید ... قرار شد اگر من یه روحانی موتور سوار رو بتونم تو ترافیک وحشتناک قم بگیرم طوری که آکو بتونه عکسش رو بگیره برام یه بستنی بخره ،ولی آخرم نخرید
تازه من جای یه دونه دو تا گرفتم
ولی خوبیش این بود که به دست فرمونم ایمان آوردم، شاید بعد از خبرنگاری برم راننده رالی بشم
%20copy.jpg)
%20copy.jpg)
بچه ها در حال پوشیدن لباس روحانیت ... به نظر می رسه این بچه ها از الان می خوان شروع کنن
%20copy.jpg)
به نظر می رسه طعم تلخ تورم های اخیر و به طور خاص رب گوجه فرنگی به قم و میان طلبه ها هم رسیده
%20copy.jpg)

