بود آیا که در میکده ها بگشایند
گره از کار فرو بسته ما بگشایند
اگر از بهر دل زاهد خود بین بستند
دل قوی دار که از بهر خدا بگشایند
به صفای دل رندان صبــــوحی زدگـان
بس در بسته به مفتاح دعا بگشایند
گیسوی چنگ ببرید به مرگ می نـــــاب
تا حریفان همه خون از مژه ها بگشایند
در میخانه ببستند خدایــــــــــــا مپسند
که در خانه تزویر و ریــــــــــــــا بگشایند
هنــــوز هم میهن بسته ست !
از دست من کاری به جز دعا بر نمیاد ! دعا می کنم باز بشه !
شایدم بشه ...
نمی دونم من که خیلی منتظرم ![]()
