تبليغاتX

 Amir Hadi Anvaari Personal Blog

...........................................................................................................................

 

 
Amir Hadi Anvari Personal Blog - کارل مارکس،از تولد تا ورود به دبیرستان (قسمت اول)

دکتر کارل هانریش مارکس (Karl Heinrich Marx) را به جرات می توان یکی از بزرگترین و تاثیرگذارترین فیلسوفان قرن 18 معرفی کرد . دامنه وسیع اطلاعات او در زمینه های فلسفه،تاریخ،اقتصاد و سیاست نهایتا موجب شد تا وی یکی از بزرگترین و مشهور ترین مکاتب بشری را پایه گذاری کند . نظریات او در زمینه های فلسفه،تاریخ،جامعه شناسی و سیاست قابل توجه هستند .

ثمره تلاش های بی وقفه او که از دوران نوجوانی وی آغاز شد تا حدی در دوره حیات وی مورد توجه قرار گرفت ،اما شکوفایی اصلی نظریات او سال ها پس از مرگ او بود . هم اکنون پس از گذشت 124 سال از مرگ وی همچنان «کمونیسم» و «مارکسیسم» مورد توجه بسیاری از اندیشمندان و جامعه شناسان جهان است .

از جمله مشهورترین نظریه او درباره تاریخ که در خط اول بیانیه کمونیست خلاصه شده‌استمی توان به «تاریخ تا کنون،تاریخ مبارزه طبقاتی بوده‌است.» اشاره کرد.

او مبارزه عملی سیاسی و فلسفی را به همراه رفیقش، «فردریک انگلس»آغاز کرد و با او بود که یک سال پیش از انقلاب های ۱۸۴۸ «بیانیه کمونیست» را به رشته تحریر در آورد. دکتر مارکس در این سال‌ها با محیط دانشگاهی و ایده آلیسم آلمانی و  هگلی های جوان قطع رابطه کرد و به مسائل جنبش کارگری اروپا پرداخت و از ابتدا دربین الملل اول  که در ۱۸۶۴ تاسیس شد،نقش بازی کرد و نهایتا دبیر این انجمن شد. او اولین جلد کتاب مشهورش «سرمایه» را در ۱۸۶۷ منتشر کرد. این کتاب حاوی نظریات او در نقد  اقتصادی سیاسی است.

اساس اندیشه او را شاید بتوان به صورت زیر آورد :

تز: انباشتگی و تمرکز فزاینده نیروهای سرمایه داری .

آنتی تز: رشد طبقه پرولتر(در فارسی به طبقه رنجبر یا کارگران ترجمه شده بعدا در مورد آن بیشتر بحث خواهد شد) و فقر عمومی فزاینده.

سنتز:سقوط سرمایه داری و ایجاد سوسیالیزم دولتی .

وی بیش از ۳۰ سال آخر عمر را در لندن و در تبعید گذراند و همانجا درگذشت. عقاید او که در زمان خودش نیز طرفدار بسیاری یافتند، پس از مرگ توسط  افراد بیشتری تبلیغ ‌شدند. با پیروزی و قدرت گیری بلشویک‌ها در روسیه در ۱۹۱۷ طرفداران کمونیسم  و  مارکسیسم در همه جای دنیا رشد کردند و چند سال پس از جنگ جهانی دوم یک سوم از مردم دنیا زیر حکومت کسانی که خود را «مارکسیست» می‌دانستند(!)،زندگی می‌کردند. رابطه این «مارکسیست»هابا اندیشه مارکس مورد اختلاف نظر است. خود مارکس یک بار در مورد دیدگاه‌های حزبی سوسیال دموکراتیک در فرانسه که خود را مارکسیست می‌دانست گفت: «خوبست حداقل می‌دانم که من مارکسیست نیستم!»اندیشه ها کارل مارکس هم اکنون نیز به علت ضعف شدید آگاهی از ناحیه کسانی که خود را مارکسیست می نامند مورد اجهاف و بی مهری دردآوری قرار گرفته است . از طرفی دشمنان نظریات وی از این عدم آگاهی سوء استفاده می کنند و از طرفی طرفداران نا آگاه او با سطح کم آگهی خود عملا میدان را برای آسیب دیدن نظریات وی مستعد تر می کنند .

به قول اریش فروم (1966):«از طنز های عجیب روزگار یکی آن که هیچ حد و مرزی برای سوء تفاهم نسبت به تئوری ها و تحریف آن ها وجود ندارد، آن هم در دورانی که امکان دست رسی به منابع نا محدود است؛ودراین پدیده هیچ نمونه یی جدی تر از آنچه در چند دهه اخیر بر سر تئوری های کارل مارکس رفته است وجود ندارد. در مطبوعات،در سخنرانی های سیاستمداران،در کتاب ها،در مقالات دانشمندان علوم اجتماعی و فلاسفه سرشناس دائم به مارکس و مارکسیسم اشاره می شود ،اما جز موارد استثنایی به نظر می رسد که این سیاستمداران و این مطبوعات چیان هرگز حتی به یک سطر از نوشته های مارکس هم نگاه نکرده اند »

شاید تشکیل و سپس فروپاشی بلوک شرق (اتحاد جماهیر شوروی) جنایاتی که دیکتاتورهایی مانند استالین به نام مارکسیسم انجام دادند اصلی ترین علت تغییر زاویه دید بشریت نسبت به مارکسیسم بود .

تقریبا در تمامی وب های فارسی زبان به جز نشر اعتقادات مارکسیسم ـ که اکثرا لنینیسم هستند و نه مارکسیسم! ـ چیز دیگری از مارکس گفته نشده است .

شاید بررسی زندگی پر هیجان  کارل مارکس این انسان سخت کوش و شکیبا که به اعتقاد من در مرحله اول زندگی و پیش از آغاز مبارزه سیاسی به صورت مبارزه ای خاموش با توسل به افزایش سطح آگاهی و در مرحله دوم مبارزه ای خستگی نا پذیر و مجدانه است بیش از بررسی آرا و نظرات او مفید واقع شود .

زندگی کارل مارکس سراسر آموختن،تحقیق و آموختن بوده است .

 

زادگـــاه و خانواده

کارل هانریش مارکس در تاریخ 5 مه 1818 در تریر(Trier) آلمان با 15 هزار نفر جمعیت(در آن زمان) به دنیا آمد . تریر قدیمی ترین شهر آلمان است و در منطقه آلمان غربی،منطقه راین قرار دارد.در زمان تولد مارکس این شهر از دو ویژگی مهم برخوردار بود : اول آنکه از نظر صنعتی پیشرفته ترین بخش آلمان به شمار می رفت و دوم آنکه در زمان ناپلئون به فرانسه الحاق شده بود و به همین جهت به شدت تحت تاثیر انقلاب کبیر فرانسه با شعار «آزادی،برابری،برادری» قرار داشت . خانه ای که کارل مارکس در تریر در آن متولد شد

پس از شکست ناپلئون در جنگ واترلو ،کنگره 1815 وین (یعنی سه سال قبل از تولد مارکس) این بخش را دوباره به دولت پروس بازگردانده بود . اما گویا مردم تریر از این بازگشت زیاد خوشنود نبودند . اعتراضات زیادی پس از بازگشت تریر به پروس در این شهر رخ داد .

پروس در مقایسه با راین ،با قوانین فئودالی و استبدادی زیر سیطره یونکرها(زمین داران بزرگ) بود که در عین حال نخبگان اداری و ارتش را نیز همین ها تشکیل       می دادند. بر همین اساس بود که مردم تریر چندان از بازگشت این شهر به پروس خشنود نبودند.

در واقع باید گفت که مارکس در یک فضای فکری لیبرال و روشنفکر به دنیا آمد . اجداد وی از پدر و مادر هردو از خاخام های یهودی بودند . اما پدر وی هاینریش مارکس فردی بود کاملا لیبرال و بدون تعصبات مذهبی .پدر کارل مشاور حقوقی دادگاه استیناف تریر و سرپرست کانون وکلای آن شهر بود .

پدر کارل به لحاظ شغل دولتی مناسبی که داشت همچنین قبول کار وکالت خارج از کار دولتی توانسته بود زندگی مرفهی را برای خانواده فراهم کند . خانه ای که کارل در آن متولد شد در یکی از محله های مرفه تریر واقع شده بود .

پس از بازگشت تریر به پروس با قوانین سخت گیرانه نسبت به یهودیان پدر مارکس مجبور شد تا برای حفظ موقعیت خود ،تغییر مذهب(شاید فقط در ظاهر)داده و خود را یک پروتستان معرفی کند . هر چند به نظر نمی رسد برای هاینریش مساله مذهب،مساله مهمی بوده باشد! هاینریش دانشی وسیعی نسبت به آرا و نظرات متفکرین معاصر خود داشت. بیشتر علاقه او به آثار  ولتر،روسو و توماس پین بوده است . وی همچنین دانش گسترده ای نسبت به نظرات جان لاک،نیوتن،لایب نیاز و لیسینگ داشت . همه اینها و تمایل قلبی او به دموکراسی مبتنی به رای مردم از وی یک لیبرال واقعی و البته محتاط ساخته بود .

هاینریش به دلیل یکی از سخنرانی هایش به نفع نظام دموکراسی مبتنی بر نمایسندگی در سال 1834 زیر نظر پلیس قرار گرفت . مارکس به شدت به پدر علقمند بود،رابطه ای صمیمی و عاطفی با پدر داشت و تا آخر عمر عکس پدر را نگهداری می کرد و پس از مرگ همان عکس را انگلس به همراه او دفن کرد .

مادر مارکس از یهودیان هلند بود،بیشتر وقت او صرف خانه داری و نگهداری از 9 فرزند خود می شد. شاید به همین دلیل هرگز افق دید چندان پیدا نکرد و تاثیر چندانی در رشد فکری کارل نداشت.

مارکس از میان خواهر و برادر هایش بیشتر به سوفی ،خواهر کوچک خود علاقمند بود. رفاه نسبی خانواده که به لطف زحمات پدر فراهم شده بود و عشق و عطوفتی که در خانواده مارکس وجود داشت موجب شد تا نهایتا کارل دوران کودکی خوشی را تجربه کند . تا سن 12 سالگی یعنی تا سال 1830 مارکس تمام آموخته های خود را در خانه کسب کرد .

 

------------

* برای دیدن توضیح عکس ها ماوس رو چند لحظه روی عکس نگهدارید.

پینوشت:

اول:از اونجا که اصلا نتونستم قسمت هایی از زندگی کارل مارکس رو حذف کنم،و از طرفی آوردن تمام اون در یک پست خیلی طولانی می شد و طبیعتا شاید خارج از حوصله ،تصمیم گرفتم زندگی اون رو به بخش های مختلف تقسیم کنم و در چند پست جداگانه بزنم . فکر کنم طی 3 یا 4 پست.

دوم: این سلسله پست ها فقط به بررسی زندگی کارل مارکس به عنوان یک دانشمند فلسفه می پردازه و نه به بررسی آرا و نظرات اون به عنوان یک مارکسیست و پایه گذار مارکسیسم!

 

منابع :

کارل مارکس:زندگی و دیدگاه او /نویسنده:مرتضی محیط/نشر اختران/تهران82

www.wikipedia.org

http://www.marxists.org

نوشته شده توسط امیـر هادی انواری در ساعت  | لینک  |