شباهت احمدینژاد و یوزارسیف من اتفاقی است
در حالی که کارگردان سریال حضرت یوسف، فرج الله سلحشور پیش از این در مورد علت انتخاب مصطفی زمانی برای نقش یوسف به رسانه ها گفته بود، نمی خواسته از چهره های مطرح سینما برای ایفای این نقش استفاده کند، گفته می شود ماهانه مبلغی حدود 500 هزارتومان به وی پرداخت می شده و در عوض از او خواسته اند تا پایان این سریال تلویزیونی جلوی دوربین نرود تا به بیانی چهره اش بکر باقی بماند.
زمانی، دانشجوی جوان فریدون کناری در برنامه تست بازیگری این سریال به طور اتفاقی دیده می شود و بعد نقش به او داده می شود. تا آغاز فیلمبرداری مصطفی زمانی به طور منظم تمرینات بدنسازی انجام می دهد تا بتواند به عنوان بازیگر نقش یوسف به ایفای نقش بپردازد. بازیگر دوران کودکی یوسف پیامبر هم پسرخاله مصطفی زمانی بوده که او هم هیچ سابقه سینمایی نداشته است.
خود سلحشور در یکی از گفت و گو هایش در مورد این انتخاب گفته بود: من نمیخواستم از بازیگران موجود كه فقط شكل و قیافه خوب دارند استفاده كنم. من نمیخواستم از بازیگرانی استفاده كنم كه فقط چهرهای دارند و چهرهشان هم ایرانی نیست، غربی است. مثلا آقای رادان یا زندگانی. من مصطفی زمانی را به 40 نفر از مردها و زنهای بازیگران فیلمم كه آمده بودند، نشان دادم همه این 40 نفر گفتند این چهره بهتر از همه هست. اینطور نبود كه فقط خودم بگویم، كه بعد همه عوامل فیلمم گفتند، یك چهره مشهور بگذار گفتم نه، من با تحقیق به این رسیدم. ضمن اینكه من چند پارامتر را در نظر گرفتم، این چهره از نظر زیبایی شبیه معصومین خودمان است، شبیه شمایلهای حضرت ابوالفضل. سوابق آدمها هم برایم خیلی مهم است، یعنی كسی را كه در فیلمهای دیگر دیدم با زنان زیاد بازی كرده و... این را نمیخواهم در نقش یك آدم مقدس بازی كند.
با این حال، برخی منتقدین معتقدند تا زمانی که بازیگران جوان و مطرح سینما وجود داشتند، در پروژه ای با این بزرگی و با هزینه های هنگفت، تهیه این سریال استفاده کردن از یک بازیگر بی تجربه زیاد کار منطقی نبوده است.
قصۀ زندگی حضرت یوسف تا به حال 17 بار جلوی دوربین رفته که در این میان سلحشور معتقد است، یکی از بهترین نسخه های این فیلم تاریخی را آماده کرده است. او برای ساخت این پروژه او پیش از این در گفت و گو هایش در خصوص منابع تاریخی و علمی این سریال گفته بود: تفسیرالمیزان مبنای من بوده. و هر چه كه با این تفسیر مطابقت داشته و تضاد نداشته، از آن استفاده شده. تمام منابع شیعه و سنی جمع شده، تقریبا همه منابع. حدود 60 جلد تفسیر شیعه فقط. تورات هم بوده، منابع مصری، رمانها، قصص الانبیا، تاریخ تمدن ویل دورانت، تاریخ هرودوت و...
زمانی، دانشجوی جوان فریدون کناری در برنامه تست بازیگری این سریال به طور اتفاقی دیده می شود و بعد نقش به او داده می شود. تا آغاز فیلمبرداری مصطفی زمانی به طور منظم تمرینات بدنسازی انجام می دهد تا بتواند به عنوان بازیگر نقش یوسف به ایفای نقش بپردازد. بازیگر دوران کودکی یوسف پیامبر هم پسرخاله مصطفی زمانی بوده که او هم هیچ سابقه سینمایی نداشته است.خود سلحشور در یکی از گفت و گو هایش در مورد این انتخاب گفته بود: من نمیخواستم از بازیگران موجود كه فقط شكل و قیافه خوب دارند استفاده كنم. من نمیخواستم از بازیگرانی استفاده كنم كه فقط چهرهای دارند و چهرهشان هم ایرانی نیست، غربی است. مثلا آقای رادان یا زندگانی. من مصطفی زمانی را به 40 نفر از مردها و زنهای بازیگران فیلمم كه آمده بودند، نشان دادم همه این 40 نفر گفتند این چهره بهتر از همه هست. اینطور نبود كه فقط خودم بگویم، كه بعد همه عوامل فیلمم گفتند، یك چهره مشهور بگذار گفتم نه، من با تحقیق به این رسیدم. ضمن اینكه من چند پارامتر را در نظر گرفتم، این چهره از نظر زیبایی شبیه معصومین خودمان است، شبیه شمایلهای حضرت ابوالفضل. سوابق آدمها هم برایم خیلی مهم است، یعنی كسی را كه در فیلمهای دیگر دیدم با زنان زیاد بازی كرده و... این را نمیخواهم در نقش یك آدم مقدس بازی كند.
با این حال، برخی منتقدین معتقدند تا زمانی که بازیگران جوان و مطرح سینما وجود داشتند، در پروژه ای با این بزرگی و با هزینه های هنگفت، تهیه این سریال استفاده کردن از یک بازیگر بی تجربه زیاد کار منطقی نبوده است.
قصۀ زندگی حضرت یوسف تا به حال 17 بار جلوی دوربین رفته که در این میان سلحشور معتقد است، یکی از بهترین نسخه های این فیلم تاریخی را آماده کرده است. او برای ساخت این پروژه او پیش از این در گفت و گو هایش در خصوص منابع تاریخی و علمی این سریال گفته بود: تفسیرالمیزان مبنای من بوده. و هر چه كه با این تفسیر مطابقت داشته و تضاد نداشته، از آن استفاده شده. تمام منابع شیعه و سنی جمع شده، تقریبا همه منابع. حدود 60 جلد تفسیر شیعه فقط. تورات هم بوده، منابع مصری، رمانها، قصص الانبیا، تاریخ تمدن ویل دورانت، تاریخ هرودوت و...
علی رغم تمام اینها برخی از علما نظیر آیت الله سبحانی و آیت الله جوادی آملی نسبت به این سریال ایراداتی را مطرح کردند. از جمله ازدواج حضرت یعقوب با دو خواهر به طور همزمان که به اعتقاد آیت الله سبحانی اسرائیلیات (اعتقاداتی که بر اساس باور یهودیان وارد دین اسلام شده است) است. آیت الله جوادی آملی نیز در دیدار رییس سازمان صدا و سیما در اول محرم امسال گفته بود: چرا در این سریال به بحث تخصص حضرت یوسف پرداخته نشده، در حالی که در قرآن بیشتر روی علم حضرت یوسف تاکید شده است.
از طرف دیگر این روزها بحث هایی بر سر حمایت این سریال از احمدی نژاد مطرح شده است. به گونه ای که یکی از بلاگر ها در وبلاگ خود در این باره می نویسد: از تمام ایرادها و مشکلات این سریال که بگذریم، قسمتی از این سریال بسیار برای من ناراحت کننده و یا بهتر بگویم تکان دهنده بود . در قسمتی از این سریال حضرت یوسف به اتفاق معاون اول خود که از روی اتفاق همشهری او نیز هست، تصمیم گرفت که گشتی در شهر زده و از نزدیک به بررسی شرایط و مشکلات مردم بپردازند . در این بازدیدها حضرت یوسف شاهد گسترگی فقر در شهر شده و بسیار ناراحت می شود . جمله ای که یوزارسیف در این لحظه می گوید این است : در کشوری که یوسف حکومت می کند باید این قدر فقر و نداری باشد ؟ خدا مرا لعنت کند اگر نتوانم این مشکل را حل کنم . من در این شهر جای فقیر و غنی را عوض می کنم. در حالی که این موضوع بیش از آنکه با آموزه های اسلامی سازگار باشد، با مفاهیم مارکسیستی همخوان است. در این باره می توان به انتقادات شدید رهبر انقلاب از ترویج مخالفت با ثروت اشاره کرد.

از طرف دیگر برخی منتقدین اعتقاد دارند از آنجا که کار فیلمبرداری این سریال اندکی قبل از پیروزی احمدی نژاد در انتخابات سال 84 آغاز و تا سال 86 مصادف با فعالیت دولت نهم ادامه داشته است، زیاد هم دور از ذهن نیست که در بخش هایی از این سریال که متن آن به گفته سازندگان آن سال 81 نوشته شده، تغییراتی داده شده باشد. همچنین برخی منابع غیر رسمی از کمک نقدی مستقیم احمدی نژاد چه در دوره شهرداری و چه در دوره ریاست جمهوری به سازندگان این سریال می گویند.
از تمام اینها که بگذریم، بحث ایرادهای تاریخی متعدد در این سریال، مثل ارابه هایی است که در آنها از متریال جدید استفاده شده که در زمان وقوع داستان هنوز اختراع نشده بودند، شکل مجسمه ها و بت هایی که در معابد و منازل افراد نگهداری می شود و... از نقدهای جدی به این سریال است.
اما اظهار نظر سلحشور راه را برای پاسخگویی به هر انتقادی می بندد. او می گوید، فیلمساز نیست، بلکه مبلغ مذهبی است.
سلحشور کیست؟
فرج الله سلحشورنيا متولد 1331 قزوین است. او قبل از انقلاب از ابتداي سال 1357 با نمايش «حربن يزيد رياحي» در مساجد تهران وارد بازيگري در تئاتر شد. اولين اجراي نمايش او پيش از انقلاب در مسجد جوادالائمه و اجراي دوم در مسجد حضرت علي اكبر با هجوم عوامل شاه متوقف شد. پس از انقلاب فعاليتهايش را با بازيگري و كارگرداني در تئاتر ادامه داد و درنمايشنامههاي «پرده برداري، حصار در حصار، شب آخر، تاجر ونيزي» ايفاي نقش کرد كه بعضي از اين تئاترها در قالب تله تئاتر از تلويزيون جمهوري اسلامي ايران پخش گرديد.
سلحشور اولين كار تصويري خود را با بازي درفيلم «با سقاي تشنه لب» به كارگرداني رسول ملاقلي پور آغاز کرد. از كارهاي ديگر تلويزيوني او بازيگري در فيلم كوتاه «مشكات» به كارگرداني حجت الاسلام انصاري و « نخلستان تشنه » به كارگرداني محمد نوري زاد را مي توان نام برد. وی اولين كار سينمائي خود را با نام «توبه نصوح» در سال 1360 با کارگردانی محسن مخملباف بازي كرد و بعد از آن در فيلمهائي مثل پرواز در شب، انسان و اسلحه، گوركن، مجاهدت هاي خاموش، ايوب پيامبر و دنياي وارونه به ایفای نقش پرداخت. سلحشور در سال 1370 «ايوب پيامبر» را نوشت و به صحنه برد و سپس آن را در قالب يك سريال 5 قسمتي فيلمبرداري و از تلويزيون پخش كرد. وی در سال 1375 سريال «مردان آنجلس» را در 18 قسمت بر اساس داستان «اصحاب كهف» از قرآن بازنويسي وكارگرداني نمود و در سال 1378 نیز نسخه سينمائي اصحاب كهف را ساخت.او از سال 1380 تا 1383 متن سريال تاريخي «حضرت يوسف (ع)» را در 40 قسمت تحقيق و نگارش كرد و از اوائل سال 1383 فيلمبرداري سريال «حضرت يوسف (ع)» را آغاز نمود.
محسن مخملباف، مجید مجیدی و فرج الله سلحشور سه یار قدیمی بودند که در ابتدای انقلاب حوزه هنری را راه اندازی کردند. سال ها گذشت، مخملباف به افغانستان رفت و فیلم سکس و فلسفه را ساخت، مجیدی فیلمسازی مشهور شد و اما سلحشور با همه اینها متفاوت است. سلحشور مثل مخملباف اصطلاحا غرب زده نشد، اما هنوز هم چه ظاهر دفتر او و چه تفکراتش همان تفکراتی است که در تاسیس حوزه هنری داشتند. به نظر می رسد حد میانه این سه یار قدیمی همان مجید مجیدی باشد که لا اقل به دولتی شدن اکتفا کرده.
سلحشور در مورد مخملباف می گوید: شش سال خانه زاد با هم رفت و آمد داشتیم. شش سال در خانه من می آمد، خانه آنها می رفتم، شب ها خانه هم می خوابیدیم و... سال 64-65 .رک قضیه این بود که با عوامل سینمای موجود قاطی شد.
به هر تقدیر کارگردانی که شاید بیش از خیلی از کارگردانان به نام کشور برای ساخت سریال هایش بودجه می گیرد و هنوز هم خود را فیلسماز نمی داند تصمیم دارد همچنان به ساخت سریال هایی با داستان های مذهبی بپردازد.
***
آیا شما حضرت یوسف را در واقع احمدینژادی در گذشته تصویر کردید، به بیان دیگر از توانایی تلویزیون در جهت تبلیغ فعالیتهای احمدینژاد در دولت نهم استفاده کردید؟
سلحشور: اگر جواب من را کامل منعکس میکنید بگویم!
*مطمئن باشید!
-یک: اگر من و هر بچه مسلمانی، تعریفماناز یک مدیر مذهبی که معیارهای مکتبی را رعایت میکند، نزدیک به هم باشد چیز عجیبی است؟ چرا، چون آبشخور فرهنگیمان یکی است و تعریفمان هم از یک مدیر مکتبی طبیعی است که به هم نزدیک باشد. چه احمدینژاد وجود داشته باشد چه نداشته باشد، وقتی من بخواهم از یک مدیر مذهبی تعریفی ارایه بدهم، میشود که احمدینژاد الان عمل میکند و هم آن که من در سریالم به تصویر کشیده ام.
دوم: سریال ما متنش در سال 81 نوشته شده است. این را بچههای سیما فیلم شاهد هستند و متن آن موقع هم هست. و تنها سریالی است که بدون این که به متنش کوچکترین دستی بخورد، همان متن رفته است، در صحنه ساخته شده و تحویل تلویزیون داده شده. یعنی ما دست به آن متن نزدیم، الان متن آن موقع هست. این اصلا ربطی به احمدینژاد ندارد. در آن زمان که من این را نوشتم، احمدینژاد حتی شهردار هم نبود.
سوم:مگر احمدینژاد بنیانگذار مسافرتهای استانی است؟
*ما که در این جامعه هستیم برای اولین بار با عبارت "سفرهای استانی" از دهان احمدینژاد آشنا شدیم!
خیر؛ کمی به حافظه و خاطره این مملکت مراجعه کنید، بنیانگذار سفرهای استانی مقام معظم رهبری است، نه آقای احمدینژاد. قبل از این که این شخص(احمدینژاد) رییس جمهور شود، مقام معظم رهبری به استانهای کشور سفر میکردند. با همه تشکیلات دفتری و معاونین و یارانشان میرفتند و به دردهای مردم گوش میکردند. آیا مردم ما سفرهای مقام معظم رهبری را فراموش کردند، یعنی به این زودی همه چیز را فراموش کردند؟ یا مطبوعات و کسانی که میخواهند اینطور بیمار گونه با مسائل رفتار کنند، خودشان را به تجاهل و فراموشی میزنند؟ همه میدانند مقام معظم رهبری به تمام استانهای مملکت سفر کردند. بپرسید همه عالم و آدم میدانند.
چهارم: من طرفدار احمدینژاد و ولایتم، هرکس نمیتواند ببیند چشمانش را ببندد. افتخار میکنم که آقای احمدینژاد را به عنوان مدیری دلسوز دوست دارم. این کارم هم برای تبلیغ آقای احمدینژاد نیست، البته اگر میساختم افتخار میکردم.
*یعنی اگر یوسف را طوری میساختید که یوسف نزدیک به احمدینژاد باشد افتخار میکردید؟
- بله، اگر چنین چیزی بود افتخار میکردم، در حالی که واقعا چنین چیزی نیست.
*ماجرای این تشکری که از احمدینژاد در آخر سریال کردید چیست، شما که میگویید قبل از احمدینژاد مجموعه ساخته و پرداخته شده!
- من از آقای خاتمی، احمدینژاد، هرندی، رحیم مشایی و... تشکر کردم. همه اینها کسانی هستند که کمک کردند و من از آنها تشکر کردم.
*خب آقای خاتمی و... که مسئولین وقت بودند که ظاهرا در زمان ساخت سریال به شما کمک کردند، اما برخی ماجرای این تشکر را اینگونه تحلیل میکنند که وجهی نقدی از طرف آقای احمدینژاد به شما داده شده و شما در پایان سریال از ایشان تشکر کردید!
- نه، آقای احمدینژاد مستقیما کمکی نکردند. آقای احمدینژاد خودشان زنده هستند. فقط دستور دادند سه-چهار کیلومتر را برای ما تا محل لوکیشن آسفالت کردند. آقای احمدینژاد به شهرداریهای مناطق اطراف ما دستور دادند که هر کدام امکاناتی مثل سیمان و آجر و آهن دارند، به ما بدهند.
*برگردیم به قبل، شما از سفرهای استانی مقام معظم رهبری گفتید، تابه حال مرسوم نبوده در سفرهای ایشان از لفظ"سفرهای استانی" استفاده شود. میگفتند مثلا سفر مقام معظم رهبری به استان فارس، که عموما هم سالی یک بار اتفاق میافتاد.
- شما بروید سفرهای استانی مقام معظم رهبری را پیگیری کنید. ایشان خیلی منظم هرازگاهی سفر میکردند. این هم به خاطر این بود که رییس جمهورهای قبل از احمدینژاد درست به وظایفشان عمل نمیکردند و مقام معظم رهبری مجبور بودند خودشان سفر کنند و به مسائل رسیدگی کنند.
*کدام رییس جمهور ها؟
- همه روسای جمهور قبل از احمدینژاد، چون اگر دقت کنید در زمان احمدینژاد تعداد این سفرها کم شد. حتی در دوره احمدینژاد هم سه یا چهار سفر استانی مقام معظم رهبری داشته اند. منتها وقتی دیدند که احمدینژاد وظیفه اش را درست انجام میدهد و نیازی به سفرهای ایشان نیست، ادامه ندادند.
*این سریال ایرادهای زیادی دارد، شما توضیحی دارید؟
- مثلا چی؟
*مثلا چرخهای ارابههای سربازان فرعون در این سریال لاستیک دارد، در آن زمان هنوز لاستیک اختراع نشده بود، قل و زنجیرهای دست و پای زندانیان در زندان زاویرا جوشکاری شده و آبکاری شده هستند، در این خصوص توضیحی دارید؟
- جواب اینها را طراح صحنه باید بدهد.
*به هرحال همه این عوامل زیر نظر شما فعالیت میکردند!
- در مورد لاستیکها که میپذیرم، بله باید دقت بیشتری میشد. اما در مورد قل و زنجیرها اگر میخواستیم جوشکاری شده نباشند، باید کارگاهی مجزا درست میکردیم که خیلی هزینه داشت و منطقی نبود.

*دفعۀ قبل که با شما گفت و گو کرده بودم، شما در مورد چرایی انتخاب آقای زمانی، هنرپیشه بدون سابقه مازندرانی برای نقش یوسف و عدم استفاده از بازیگران زیبای سینمای فعلی کشور گفته بودید، نوع زندگی و سوابق بازیگر برایتان از بازی آنها مهم تر است. عکسهایی از آقای زمانی منتشر شده است که تیپ و ظاهر ایشان زیاد مکتبی و مذهبی نیست، در اصطلاح رایج به آن فشن میگویند. فکر نمیکنید سریال یوسف آقای زمانی را از مازندران به تهران کشاند و وارد جمع همان بازیگرانی که گفته بودید، کرد؟
- مثلا چه کار کرده؟
*ابرویش را تیغ زده، این با معیارهای شما کمی تناقض دارد!
- این که گفتند ابرو تیغ زده، همه دروغ است و حقیقت ندارد. شما تمام عکسهای مصطفی را نگاه کنید. مصطفی ابروهایش کاملا کمانی و بسیار زیبا است. موهایش هم معمولی است، خیلیها سیخ سیخی میزنند، مال این (مصطفی) همینجوری اش معمولی است، حالا کمی در پیشانی ریخته. در ضمن اگر یک عکس ایشان را بیاورید که با تیغ صورتش را زده، من به شما جایزه میدهم. ایشان ریش دارد، منتها ریشش را با ماشین زده و خیلی کوتاه است.
*یعنی شما هنوز معتقد هستید مصطفی زمانی دچار مفسدههای سینما نخواهد شد؟
- نه؛ من چنین ادعایی نمیکنم. من میگویم تا الان مصطفی بچه مومنی است و به گرد این فساد و آلودگی که بسیاری از بازیگران سینما به آنها آلوده شدند، ایشان آلوده نشده.
اما در این سینما که داریم و متاسفانه سینماگران به آن افتخار میکنند. هر کسی که وارد میشود بوی این سینما را میگیرد و به لجن کشیده میشود و مصطفی زمانی هم از این قاعده جدا نیست.
*یک سوالی ایجاد میشود، شما هم در این سینما هستید، چطور است که شما آلوده نشدید؟
- من مبلغ مذهبی ام، سینماگر نیستم.
*بالاخره وقتی که سر لوکیشن میآیید که با مکبر و خادم مسجد سر و کار ندارید، با بازیگر و صدابردار سر و کار دارید!
- خیر، جوی که من به آن متعلقم مسجد است، پای منبر است، هیات هاست. من در سینما نیستم و با سینماگرها در جشنها و برنامه هایشان شرکت نمیکنم. فقط وقتی کار انجام میدهم از عوامل سینما کمک میگیرم که کارم را انجام بدهم. تا آنجا که میتوانم هم از خوب تر هایشان استفاده میکنم. من مبلغم، در خانهام هم هیات و عزاداری هست.
*شما کار خودتان را میبینید به قول خودتان"بینی و بین الله" شک نمیکنید که به جز چهره، یوزارسیف سریال شما همان احمدینژاد است؟
*شما کار خودتان را میبینید به قول خودتان"بینی و بین الله" شک نمیکنید که به جز چهره، یوزارسیف سریال شما همان احمدینژاد است؟
- بله، این شباهت هست. اما معنایش این است که احمدینژاد از ما یاد گرفته یا ما از احمدینژاد؟
*خب این دقیقا همان سوال من است!
- خب من قبلا به شما گفتم جوابش را.
*یعنی اتفاقی بوده؟
- اگر شما بینی و بین الله میخواهید حقیقت را بدانید، بیایید من سناریوهای خط خورده و چرک و کثیف که سر کار استفاده میکردیم هنوز وجود دارد، بیایید و ببینید تا مطمئن شوید اینها ربطی به هم ندارند.
---------------
این مطلب در سایت آینده منشر شد.
+ نوشته شده در دوشنبه 14 بهمن1387ساعت   توسط امیـر هادی انواری
|
