تبليغاتX
آدرس جدید: www.anvarionline.com - شریعتی به مرگ طبیعی مرد

آدرس جدید: www.anvarionline.com

آدرس جدید: www.anvarionline.com

شریعتی به مرگ طبیعی مرد

توضیح: بخشی از این گفت و گو در سایت آینده منتشر شده، که البته به خاطر استاندارد حجم گفت و گو و گزارش در سایت خبری، من متن کاملش رو اینجا گذاشتم.

---------------------------*   *   *---------------------------

من منصف هستم، آنها دروغ می گویند

من سانسور نمی شوم

هیچ وقت نگفتم رضا قلدر، رضا پالانی

چرا بهائی ها در آمریکا نمی مانند؟

با اینکه خیلی از حزب توده بدم می آید و معتقدم که نوکر شوروی بوده اما می گویم حزب توده یک خدمت بزرگش این بود که به خاطر مبارزاتی که انجام داد بیمه کارگران در ایران ایجاد شد.خسرو معتضد مورخ، و روزنامه نگاری است که طی چند سال اخیر به دلیل برنامه کوتاهی که شب ها از او پخش می شود بیشتر مورد توجه قرار گرفته است. گفته های او در مورد حزب دموکرات آذربایجان، حزب توده، خاندان پهلوی و... بحث هایی را بدنبال داشته. برخی در مورد سابقه او تشکیک دارند(اینجا ببینید) و به دلیل شغل پدرش سرتیپ معتضد که از نزدیکان به دربار بوده وی را مهره انگلیس ها می دانند و یکبار هم شایعه پاناهندگی او را به انگلیس مطرح کردند. البته خود معتضد نظر دیگری دارد،(اینجا ببینید) او می گوید که در آن مدت که در تهران نبوده به انگلیس نرفته بوده و به جزیره کیش سفر کرده بوده است. گذشته از مطالبی که فعالان دانشجویی در مورد وی مطرح می کنند برخی نیز معتقدند که وی بی طرفی خود را در باخوانی تاریخ فراموش و مدیحه سرای نظام شده است. به هر حال گفت و گوی کوتاهی را با این دانش آموخته تاریخ انجام داده ایم که در ادامه می آید:

 

س: آیا در برنامه هایتان سانسور می شوید، ممکن است که چیزی را نگویید که بوده یا چیزی را بگویید که نبوده!؟

نه، من سانسور نمی شوم. با قاطعیت می گویم من سانسور نمی شوم. مخصوصا به خاطر احترامی که دارم من ندیدم من را سانسور کنند.

 

س: به هر حال در تاریخ معاصر به خصوص شخصیت ها و اتفاقات پهلوی دوم بخش هایی وجود دارند که صحبت کردن در مورد آنها، مثل صحبت کردن در مورد ملی شدن صنعت نفت و... زیاد هم آسان نیست!

 مثلا کی؟

 

س: مثلا شخصیت هاو گروه هایی که در ابتدای در انقلاب حضور داشتند بعدها آن را نقد کردند و اصلا معاند شدند یا علی شریعتی، صادق قطب زاده، شخصیت های ملی مذهبی و...

ببینید آقای قطب زاده آدم جالبی نبود. یک آدم فرصت طلب بود، او. هیچ کار جالبی نکرد. ایشان نمرات تحصیلی ایشان را من در یک کتاب گذاشتم به نام 61 سال، که در مورد زندگی شاه است. قطب زاده نمراتش همه اش زیر e بوده است. ایشان آدمی بود که حرف زدن هم بلد نبود. ببینید او در پاریس چطور زنده می کرده، دوست دخترش که به سفارت ایران مراجعه کرد و... در هر انقلابی همیشه کسانی هستند که ابن الوقت هستند. یا مثلا شریعتی، من خیلی وقت پیش براساس گواهی فوت شریعتی گفتم که ایشان به خاطر اینکه زیاد سیگار می کشیده و خونه به مغزش نرسیده بوده فوت کرده. علت مرگ هم همین قید شده، منتها یک سری می خواهند گویند شریعتی را شاه کشته، اگر شاه می خواست بکشد چرا تا وقتی که در ایران بود نکشت؟ اما خوبی که انقلاب ما دارد این است که همه چیز را منتشر می کند، نمی خواهم تعریف کنم، من خودم خیلی مشکل دارم، مثلا کتاب من الان به وزارت ارشاد رفته با نام بابک خرمدین مدت هاست در ارشاد مانده. اما در تلویزیون مثل ارشاد مشکل ندارم. همین چند وقت پیش از جام جم برنامه زنده داشتم، مشکل تلویزیون این است که باید یک مقدار برنامه هایش را عمیق تر بکند. فیلم ها و مستند هایی داشته باشد.

 

س: منظورتان از عمیق تر شدن چیست؟

یک سری فیلم مستند هست در مورد ایران که متاسفانه اکثرا انگلیسی و آمریکایی هستند. این فیلم ها خیلی فیلم های خوبی هستند، من رفته ام و دیده ام متاسفانه برخی از این شبکه های ماهواره ای التقاطی هم بعضی از این فیلم ها را در اختیار دارند. چرا صدا و سیما نمی رود این فیلم ها را بخرد که واقعی هم هستند. نگاه کنید کارگردانان ما در مورد قاجاریه فیلم می سازند خیلی نوستالوپیک به ماجرا نگاه می کنند، در دوره قاجار وضعیت مملکت به شدت خراب بود، هر زمستان سقف خانه ها پایین می آمد و... من نامه نوشتم که چرا این فیلم ها را نمی خرید، در نهایت فکر نکنم بیشتر از ده میلیون قیمت داشته باشند. اما نمی خرند.

 

س: شما چطور فکر می کنید، از قول شما نوشته اند که در جلسه ای شما گفته اید "من از منتقدان آقاي احمدي نژاد هستم ولي ايشان را خيلي دوست دارم. چون مهربان و پرشور است."

من عضو هیچ گروه و دسته و حزبی نیستم.  اما ای کاش بودم، اگر من در ترکیه بودم، می گفتم من عضو حزب جمهوریت یا خلق هستم. اما چون در ایران زیاد خوب نیست، محزب بودن مرسوم نیست می گویم من عضو هیچ گروه و دسته و حزبی نیستم. از یک نظر خوب است چون من محقق تاریخ هستم می توانم بگویم که بی طرفم. واقعا هم همینطور است در تلویزیون دارم از پیشه وری صحبت می کنم می گویم بیچاره را در زندان خیلی اذیت کردند. یعنی من موافق نیستم که کسی را در زندان شکنجه کنند. می خواهم بگویم که من هم مشکل دارم، طبیعی ترین راه برای اینکه اذیت نشوم این است که محتاج دولت نباشم، همینطور هم هست، الان حقوق بازنشستگی من خیلی ناچیز است. با اینکه من فوق لیسانس دارم اما همه دکتر ها می دانند که از هر دکتری باسوادتر هستم اما حقوق من با فوق لیسانس از دانشگاه علوم پزشکی محاسبه می شود یعنی 450 هزارتومان. خیلی راحت هم می توانند بروید و بپرسید.

 

س: برخی معتقد هستند که شما تاریخ را تحریف می کنید!

دروغ می گویند! برای اینکه من نیازی به تحریف ندارم. من کی هستم که تاریخ را تحریف کنم؟ من خیلی انصاف دارم. برای اینکه من تاریخ را برای شما نمی نویسم، من تاریخ را برای 50 سال بعد می نویسم. مثلا با اینکه خیلی از حزب توده بدم می آید و معتقدم که نوکر شوروی بوده اما می گویم حزب توده یک خدمت بزرگش این بود که به خاطر مبارزاتی که انجام داد بیمه کارگران در ایران ایجاد شد. من هیچ وقت در تلویزیون نگفتم رضاخان قلدر، رضا پالانی و... برای اینکه اینها اصلا درست نیست، اینکه پدرش چه کسی بود و... چون اینها اصلا در تاریخ مهم نیست. همیشه گفتم رضا شاه؛ اما می گویم چون رضاشاه از طبقه پایین جامعه بلند شده بود باید به فکر طلبقات پایین تر جامعه می بود که نبود. در زمانش فاصله طبقاتی بیشتر شد. بنابراین من هیچ وقت تاریخ را تحریف نمی کنم. نه من عضو حزب توده بودم، نه در زمان شاه کسی فامیل مرا کشته که من بخواهم بد بگویم. من یک آدمی بودم مثل همه مردم دانشگاه رفتم، درس خواندم، تحقیق و مطالعه کردم.

ولی مشکل من یک چیز است، من عاشق ایران هستم، من این آفتاب را دوست دارم، مملکتم را دوست دارم. مثل کسانی نیستم که کاباره داشتند، حالا رفته اند و تلویزیون تاسیس کردند. یکی می گفت که من می خواستم شبکه موسیقی بزنم منتها گفتند اگر سیاسی بزنی دولت آمریکا به تو کمک مالی می کند، سیاسیش کردم.

 

س: به ایام دهه فجر نزدیک می شویم، گویا شما در مورد سینما رکس آبادان اسنادی دارید، چه کسی این سینما را آتش زده بود؟

 

آتش گرفتن سینما رکس آبادان کار گروه های تجزیه طلب بود، این گروه ها مدتی از طرف صدام حمایت می شدند، مدتی از طرف مصر و... اینها آمدند و این سینما را به آتش کشیدند، تنها حماقت یکی از مسئولان بلند پایه وقت بود که در سینما را بسته بود که اینها(تجزیه طلبان) را دستگیر کند به خاطر جایزه، کار ساواک نبوده.

 

س: در مورد بهائی ها، شما نظری دارید، اظهار نظرهایی در مورد آنها کرده بودید!

آنها 150 سال است که اشتباه میکنند. من به آنها بهائی نمی گویم، می گویم جهان وطن. اگر قبل و بعد از انقلاب اینقدر خودشان را لوس نمی کردند. بهائی مثل هویدا را سر کار نمی آوردند، کسی مثل آقای روحانی را نمی آوردند. تلویزیون در سال 37 راه نمی انداختند اینطور نمی شد. خانه های خیلی ها آتش گرفت(خانه بهائی ها) بازهم از رو نمی روند. حالا بهائی های ایران بی آزار هستند، اما آنها که در آمریکا هستند مدام شیطنت می کنند. مگر نمیگویید ما به ایران فکر نمی کنیم به جهان فکر می کنیم؟ بروید بنشینید همان امریکا، دست از سر این مملکت بردارید. من ضد بهائی نیستم، حتی دوست بهائی هم داشتم. منتها دوست من آدم فهمیده ای بود، خیلی با سواد بود هیچ وقت هم با من بحث نمی کرد.

 

س: اصلی ترین منتقدین شما، کسانی هستند که به نوعی در زمان پهلوی دوم در مراکزی بودند که تاریخ را به صورت عینی مشاهده کردند، آنها می گویند معتضد دروغ گوست!

آنها سلطنت پرست هم نیستند. در زمان ناپلئون عده ای بودند سلطنت پرست بودند، از انگلستان قاچاقی به فرانسه می رفتند و فعالیت هم می کردند. اینها سلطنت پرست و طلب هم نیستند. اینها آنجا نشستند، منتهای شاه پرستیشان این است که آش رشته و چلو کباب بخورند، در تلویزیون هایشان قر بدهند، شب باباکرم و چارشنبه سوری درست کنند. انقدر شعور ندارند که چهارتا تلویزیون خوب داشته باشند، بیایند و بگویند شاه این کارهای خوب را انجام داد. ما شاه پرست هم نداریم. یک دکان دو نبشی راه انداختند. حالا من آمدم با این برنامه دکان اینها را تعطیل کردم.  

اینها باید بیایند آشتی کنند. هیچ کشوری بعد از برچیدن سلطنت دیگر سلطنت را بر نمی گرداند، مثلا در افغانستان پادشاه قبلی را آوردند کردند پدر افغانستان، تا وقتی بمیرد در خانه اش مانده بود. نباید به انقلاب بکشد، انقلاب آخرین راه است. نباید مفرها را بر مردم ببندند. باید در جامعه حزب باشد، رسانه باشد و... چرا در ترکیه انقلاب نمی شود، چون در ترکیه حزب وجود دارد.

 

س: شما یک مورخ هستید، که هم سابقه حضور در رادیو تلویزون قبل از انقلاب را داشتید، هم مطبوعات و در حال حاضر هم در تلویزیون جمهوری اسلامی ایران کار می کنید، نظرتان در مورد آزادی بیان فعلی در کشور چیست؟

ببینید من هم گذشته را دیدم و هم الان را. در گذشته یک دانشجو را می گرفتند، این دانشجو را شلاق می زدند و می کشتند و ... الان خدا را شکر کسی را نمی کشند. نمی گویم شاید زندان باشد چوب و چماقی باشد، ولی کسی را نمی کشند. اگر در زمان پهلوی دوم هم آدم های احمقی نبودند که آنطور روزنامه ها را خفه نمی کردند، با دانشجویان را آن طور خفه نمی کردند، باور کنید هنوز هم حکومت سلطنتی در ایران باقی مانده بود. نباید کار به آنجا برسد که دانشجو اسلحه به دست بگیرد، این یعنی آخرین مرحله ناامیدی. تا وقتی فضا را باز بگزارند من بتوانم صحبت کنم، روزنامه ها محدود نباشد اتفاقی نمی افتد. انقلاب آخرین مرحله است. نباید انقلاب اتفاق بیافتد و آنهایی هم که می دانند خیلی کم در دنیا پیش آمده بعد از سقوط یک رژیم سلطنتی بشود آن را احیا کرد، در فرانسه هم پشیمان شدند.

شنیدم یک جا نوشته بود خبرنگاران اصلاح طلب تمایل دارند با بی بی سی کار کنند، بی بی سی دارد نیروهای اصلاح طلب را جمع می کند. خب آخر چرا روزنامه شان را می بندید که بروند با بی بی سی کار کنند؟ روزنامه نگاری در خون بعضی هاست، یک روزنامه فروش نمی تواند برود قنادی بزند.  مثلا این بچه های آقای کرباسچی(کارگزاران و شهروند) می خواستند چکار کنند؟ وقتی روزنامه شان را ببندید می روند با بی بی سی کار می کنند. برنامه هایشان را هم دیدم خیلی خوب است، مثلا در مورد عمل زیبایی و دماغ عمل کردن های دختران یک برنامه ساخته بودند، خب این هست.

 

+ نوشته شده در  سه شنبه 1 بهمن1387ساعت   توسط امیـر هادی انواری  |