تبليغاتX
آدرس جدید: www.anvarionline.com - تبعیض نژادی در یک خبرگزاری

آدرس جدید: www.anvarionline.com

آدرس جدید: www.anvarionline.com

تبعیض نژادی در یک خبرگزاری

 افغان ها جای« خبرنگار ایسنا» را تنگ کردند!

  

چه اتفاقی افتاده که خبرگزاری ایسنا یک گزارش مکتوب و دو گزارش تصویری از حضور افغانی هایی که مثل قبل لباس های ژنده به تن ندارند و احتمالا عکاس این رسانه سرکار خانم منا هویه فکر نمی توانند آنها را تحقیر کنند منتشر می کنند. در یکی از این تصاویر به حد کمال افکار نژادپرستانه عکاس مشخص است، دو دختر با لباس مدرسه. چهره دختر افغان مشخص است، اما چهره دختر ایرانی ( که گویا از نظر عکاس از طایفه  اوباش است) پوشیده شده !وقتي یک کشور اروپایی یا آمريكايي ياخارجی به یک نفر ایرانی مهاجر توهین کند، به سرعت بمب گوگلی درست می شود، طومار امضا می شود و... شکایت؛ که مردم کشور مورد نظر در یك رفتار «نژاد پرستانه» به یك رنگین پوست یا یك ایرانی مهاجر را  توهین كردند، و بعد آماج تحلیل های بشر دوستانه ایرانی در دفاع از فرد یا قومیت مظلوم، تمام دستاوردها و رفتارهای مثبت و بشر دوستانه آن كشور زیر سوال می رود. شاید آنقدر چنین رفتارهایی در جوامع مورد نظر كم است، كه وقوع آنها آنقدر مهم می شود كه اخبار آن از آن سر جهان به ایران می رسد و تحلیل های ما را می سازند.  با نگاهی به اخبار این چنین در این كشورها مشخص می شود كه اكثر این برخورد ها غالبا از سوی گروه های ن‍ژاد پرست یا افراد وابسته به آنها در برخی سمت های دولتی به ویژه پلیس رخ می دهد. اما نمونه ای وجود ندارد كه یك خبرگزاری یا رسانه رسمی در یك كشور رفتاری نژاد پرستانه را اتخاذ كند. اما این نمونه نایاب در كشور ما وجود دارد!

خبرگزاری ایسنا، روز جمعه(24 آبان) در گزارشی تحت عنوان«مهماناني كه به راحتي مي‌آيند و نمي‌روند و تهراني مي‌شوند!» كه با سرفرازی آن را جزو اخبار برگزیده گروه اجتماعی خود قرار داده بود نشان داد كه این رسانه تا چه میزان اخلاق رسانه ای را رعایت می كند. اگر چنین گزارشی با چنین لحنی در مورد یكی از قومیت های ایرانی مثلا ترك ها، لرها، كرد ها و... كه سابقه چنین رفتاری هم در حافظه كوتاه مدت جامعه ما هست منتشر می شد صد در صد برخورد هایی با رسانه مورد نظر صورت می گرفت و این رسانه لا اقل از رفتار خود عذر خواهی می كرد. شاید غالبا هم آنها كه اجازه توهین به قومیت ها و نژاد ها را به خود می دهنداز نبود آزادی بیان می گویند. چگونه است كه عقده نتوانستن در گفتن مشكلات واقعی اینجا گشاده می شود و درست به سمت نژادی هدف گرفته می شود كه عملا در این كشور از هیچ نهاد مدنی برخوردار نیستند. جز خانه های كپری كنار ساختمان ها و برجهای نیمه كاره كه در آنها تحقیر می شوند.

خبرنگار ایسنا چنان در مورد فرزندان «ایرانی» صحبت كرده كه گویا آنها به جرم نژاد افغانی هیچ و هرگز نمی توانند «ایرانی» باشند. شاید خبرنگار این رسانه قوانین تابعیت را بر طبق اندیشه های نژاد پرستانه خود كه از بند بند گزارش تراوش می كند تغییر داده و امروز تابعیت ایران تنها در انحصار كسانی است كه پشت در پشت ایرانی بودند.

نگاه كنید به این قسمت گزارش: «رويت را كه بر مي‌گرداني، كم نيستند دختران جوان افغان كه شال‌ها، روسري‌ها و مانتوهاي رنگارنگ مد روز تهراني‌ها را بر سر و تن دارند و ديگر چادرهاي بور چيني را از سر برداشته‌اند و فقط زن‌هاي قديمي‌تر افغان در مناطق محروم‌تر اين سر و وضع را دارند. اينها دختران نسل جديد افغان‌هاي تهراني هستند كه چشم‌هاي بادامي و تنگشان را آرايش مي‌كنند و خيابان‌هاي شمالي تهران را خوب مي‌شناسند! اينها هم نسل سومي هستند، مثل ما تهراني‌ها كه نسل سومي داريم،‌اما با تفاوت اينكه نسل سوم آنها در بهترين شرايط تاريخي آب و اجداديشان به سر مي‌برند، دوراني كه پدرانشان در خواب هم نديده‌اند! »

پدرانی كه گزارشگر ایسنا این چنین با كینه از آنها سخن گفته چه كسانی هستند؟ همان ها كه برج های تهران را ساختند. این پدران افغانی هستند كه پای برج های تهران جان می كنند، بدون بیمه، بدون حقوق برابر با كارگر ایرانی و... آیا پوشیدن یك لباس شیك كه این چنین به غرور خبرنگار ایسنا برخورده سهم  فرزند كسی نیست كه عمر خود را در لوله های فاضلاب تهران با قطر 55 سانتی خزیدند در آنها خفه شدند. چون پدران خبرنگار ایسنا خزیدن در این لوله ها را عار می دانند. آنها افغانی هستند، بیمه ندارند، حقوق ندارند، شخصیت اجتماعی ندارند و... بهترین قومیتی كه هر وقت عرصه بر ایرانی با دارا بودن حقوق شهروندی، نهادهای مدنی و... تنگ می شود می توان به آنها حمله كد. انگار باید تاوان همه بد بختی ها و رنج های ایرانی را افغانی ها بدهند.

ایسنا می گوید: «به نظر مي‌رسد همين شرايط ترديد و گريز و بي‌تفاوتي دولت ايران نسبت به اخراج آنها برايشان شرايط مطلوبي را فراهم كرده باشد. » آنها اخراج شوند، بسیار خب. اما وقتی آنها اخراج شوند چه كسی در سازمان ملل متحد برای حضور آنها به ایران، یك كشور «جهان سومی» دقیقا مثل افغانستان كمك می دهد؟

هنوز مشخص نیست كه‌ آیا این فحش نامه ـ كه به دلیل سو گیری های متعدد نمی توان آن را گزارش نامید ـ را یك خبرنگار نوشته یا یك مرد بی سواد و نژاد پرست ایرانی او در این مطلب می نویسد: « ميل به درس خواندن در بين كودكان افغان مجاز و غيرمجاز بسيار بالاست و به خصوص دختران افغان علاقه زيادي به ادامه تحصيل دارند و براي رسيدن به اين هدف خود توانسته‌اند در مدارسي تحت عنوان مدارس كودكان كار و خيابان كه زيرمجموعه انجمن حمايت از كودكان كاروخيابان است درس بخوانند در حالي كه شناسنامه ندارند. » مشخص است كه خبرنگار از تحصیل این جماعت به شدت خشمگین است. اما در مورد كار، خبرنگار ایسنا تا به حال به فاضلاب های تهران سر نزده، مشخص است، او با كارهای پست شهرداری تهران آشنا نیست. محل هایی كه از بوی بد تعفن آن نمی شود به آنها نزدیك شد، لوله هایی با قطر كم، كه تهرانی های شكم گنده نمی توانند وارد آنها شوند. خبرنگار ایسنا لوله های نازك فاضلاب را ندیده وقتی افغانی ها به خاطرحداقل دستمزد در آنها می خزند، به انواع بیماری ها دچار می شوند و چون بیمه ندارند سرنوشت غم انگیزی در انتظار انهاست. این قسمت از گزارش را ببینید: «از سوي ديگر دختران و پسران 6-7 ساله يا 15-16 ساله افغان مجاز يا غيرمجاز، ما بخواهيم يا نه، ديگر تهراني شده‌اند! تهران به عنوان شهري كه شهرستاني‌هاي خودمان به دنبال پولدار شدن در آن مي‌گردند، افغان‌ها را هم در خود نگه مي‌دارد و در فاصله كوتاهي راه درست يا غلط پولدار شدن را به آنها مي‌آموزد و در اين ميان يا به جايي مي‌رسند و يا مجرم و بزه‌كاري حرفه‌اي مي‌شوند! يكي گوني به دست مي‌گيرد و از ميان آشغال‌هاي پشت در خانه‌هاي ما سرمايه جمع مي‌كند ! يكي كارگر كارگاه پوست و قارچ و مرغداري و آجرپزي و ... است، يكي سر چهار‌راه‌ها دركنار اسفند مواد مخدر مي‌فروشد و يكي ديگر سال‌هاست كه در يكي از گران‌قيمت‌ترين و مجلل ترين خانه‌هاي شمال تهران سرايدار فيكس است! » شهرستانی ها ما آیا حاضرند در این لوله ها بزخند، خبرنگار ایسنا چطور؟ آنها كارهایی را می كنند كه ما نمی كنیم. در مورد زباله گردها هم باید یك نكته را یادآور شد، كمتر آنها افغانی هستند، اكثر آنها ایرانیانی هستند با تاریخ و تمدن چند هزار ساله كه معتاد شدند و دست به هركاری می زنند. در بین اخبار حوادث و بزهكاری های اجتماعی شاید از هر صد مورد كمتر موردی را افغانی ها انجام داده باشند، اما همین چند مورد ناچیز پیراهن عثمان می شود كه خبرنگارانی مثل خبرنگاران ایسنا به آن چنگ بزنند.

كار برای یك افغانی

پیش از این صدای افغان هاتقلید می شد روی موبایل برای خنده رد و بدل می كردند. در فرهنگی سراسر تكبر و نژاد پرستی كه برخی از آن به تمامی بهره بردند وقتی می خواهند کسی را تحقیر کنندمی گویند«هوی ....افغانی»کار برای نجوان افغانی عار نیست که از افغانستان با هزار زحمت ،قاچاقی به ایران آمده . تا 17 سالگی به زحمت توانسته فقط خود را زنده نگهدارد . در کشوری که همیشه جنگ بوده، از خیلی وقت پیش . آموزش و پرورشی نداشته ، پلیسی نداشته و...مثل ما زیر پایشان نفت نیست . اگر بخواهید از خشاش هم بگویید ،آنقدر ها که در کشور های دیگر ارزش دارد در افغانستان با ارزش نیست . نوجوان افغانی که در خیابان های تهران می بینید ، خیلی بیشتر از خبرنگار نسبتا محترم زحمت کشیده تا بتواند به همینجا برسد . نمی داند کافی شاپ چیست و میتینگ ها و دوره های دوستانه یعنی چه!اتفاقا مثل خبرنگار ایسنا در محافل دوستانه بررسی آرا و نظرات ژان بودريار هم شرکت نمی کند،تا از شرایط بد روزگار مدرن شکایت کند . وبلاگ و چت و ...اصلا درک نکرده. مفهوم غذا برای او چیزی است که به او انرژی بدهد برای یک روز کار دیگر . غذا برای او معنی طعم، نام رستوران، منو و ... را نمی دهد. نوجوان افغانی دانشگاه را تجربه نکرده، با کمری بابا هم در اتوبان های نداشته افغانستان لایی نمی کشد . نو جوان افغانی یاد گرفته فقط زنده بماند . وقتی که در لوله های تنگ و بو گندوی فاضلاب های تهران می خزد،شاید فقط به شکم گرسنه خانواده 6 نفری اش فکر می کند و الا من که ندیدم یک افغانی در آمدش را در کافی شاپ و پیست اسکی خرج کند، یا جین مارک دار بپوشد،یا گوشی عوض کند .با این حال شما که شاید تا به حال یکبار هم دسترنج خودتان را تجربه نکردید، و حتی حاضر نیستید به کار کردن، چیزی که از کار در ذهن افغانی است فکر کنید از سر کوچه داد می زنید «افغانی ... افغانی... آشغالی »و انتظار دارید او در کمترین لحظه در خدمت گذاری شما حاضر باشد .دائما شکایت می کنید که این افغانی ها جای کارگران ما را گرفتند و... بی آنکه که فکر کنید، کارگران شما هیچ وقت حاضر نیستند مثل کارگران افغانی کار کنند . چند وقت پیش بود که شهرداری تهران اعلام کرد شهرداری به بحران خورده، چون با اخراج کارگران افغانی، کارگران ایرانی حاضر به کار به جای افغانی ها نیستند . ایرانی ها حاضر نیستند داخل لوله فاضلاب بروند ! کارگران افغانی با ماهی 110 هزار تومان کارهایی می کنند، که ما با یک میلون و 100 هزار تومان و بالاتر از آن هم نمی کنیم . ولی همان 110 هزار تومان هم بهشان نمی رسد، چون پیمانکار برگ برنده، نداشتن کارت افغانی را در دست دارد . زورگیرهای تهرانی برای خرج عملشان با چاقو پولهای آنها را می گیرند، ولی آنها نمی توانند به پلیسی که از ایران اخراجشان می کند شکایت کنند .

 --------------

گزارش ایسنا

گزارش تصویری یک ایسنا(فتح الفتوحات عکاس نژاد پرست ایسنا منا هویه فکر)

گزارش تصویری دو ایسنا(فتح الفتوحات عکاس نژاد پرست ایسنا منا هویه فکر)

+ نوشته شده در  دوشنبه 27 آبان1387ساعت   توسط امیـر هادی انواری  |