گفت و گو خواننده سرودآمریكا، آمریكا
هیچ وقت از من تقدیر نكردند

قرار مصاحبه با خواننده سرود «آمریكا، آمریكا، ننرگ به نیرنگ تو»در آموزشگاهی در خیابان بهشتی گذاشته می شود. او زیاد شبیه دانشجویان خط امام نیست كه لانه جاسوسی را تسخیر كردند، اما صدای همین مرد، سال ها شور انقلابی را در دل انقلابیون و رزمندگان ایجاد كرده. پس از سال ها صدای او همچنان حسی حماسی دارد و موقع صحبت كردن در فضای آموزشگاه طنین انداز می شود. دكتر اسفندیار قره باغی، تنها خواننده ایرانی با مدرك دكتری آواز، از نوادگان سردار مشروطه ستارخان، در اول بهمن ماه سال 1322 در تبریز در خانه پدری كه یادگار ستارخان بود متولد شد. او تحصیلات ابتدایی خود را در تبریز به پایان رساند، سپس برای تحصیلات متوسطه به تهران آمد و وارد هنرستان موسیقی شد از آن پس برای دوره های بالاتر به خارج از كشور اعزام شد. او پس از بازگشت به ایران به طور تخصصی خوانندگی كلاسیك را انتخاب می كند وبه عنوان خواننده باس اوپرای تهران مشغول به كار می شود. همچنین همزمان كار خود را در رادیو، آموزش و پرورش و وزارت فرهنگ و هنر وقت ادامه می دهد. اولین كار او در رادیو در سال 1350 سرود ای ایران بود كه شعر آن اثر حسین گل و گلاب و با آهنگسازی روح الله خالقی تنظیم شده بود.ای ایران را قبلا استاد بنان با پیانو و به صورت ترانه اجرا كرده بود كه قره باغی برای اولین بار این كار را با مارش نظامی اجرا كرد. بعد از انقلاب او به عنوان رهبر كر تالار وحدت(تالار رودكی) مشغول به كار شد. اما بعدها با اینكه تقریبا سابقه فعالیت او در جامعه موسیقی بی نظیر است از تمامی جمعیت های دولتی موسقی جدا شد و فقط به تربیت شاگرد پرداخت، از شاگردان او می توان به امیر تاجیك، نیما مسیحا،حمید خندان و... اشاره كرد. در حال حاضر او نیمی از سال را در ایران و نیمی دیگر را در كورهایی مثل انگلستان، آلمان و كانادا كنار خانواده اش می گذراند، درخواست گفت و گو را می پذیرد و قرار گفت و گو در آموزشگاه موسیقی گذاشته می شود.
***
سرود آمریكا، آمریكا اولین بار كی پخش شد؟
همان روز تسخیر لانه جاسوسی، در 13 آبان 58.
شعر این سرود از چه كسی بود، آهنگ و تنظیم چطور؟
اشعار برای آقای حمید سبزواری بود، البته اسم اصلی ایشان آقای حسین ممتحنی بود ولی با آن شعر را منتشر كرده بودند. ملودی از آقای احمد علی راقب و تنظیم از سید محمد میرزمانی بود.
شما خودتان با دانشجوهای خط امام ارتباط داشتید؟
نخیر، مطلقا؛ چون در تمام عمرم هرگز سیاسی نبودم. هیچ وقت دنبال چنین مواردی نبودم. من در آن زمان خواننده اوپرای تهران بودم تا زمانی كه انقلاب شد و اوپرا تعطیل شد. بعد از تعطیلی اوپرا به لحاظ سمت هایی كه در رادیو تلویزیون داشتم. خوانندگی هم كردم، حدود 47-48 سرود برای جنگ ساختم و خواندم و رهبری اركسر و كر كردم. با سرودهایی كه می خواندم و می ساختم برای رزمنده ها در دوران جنگ پشت و پناهی بودم.
بعد از انقلاب فقط سرود می خواندید؟
وقتی كه انقلاب شد، دیگر موسیقی در كار نبود. رادیو پاشید، اركسر ها پاشیدند. چیزی نمانده بود. من و تعدادی از دوستان در واقع جاده صاف كن موسیقی بعد از انقلاب در ایران بودیم. با اشعاری كه در آن زمان فقط می شد روی آنها كار كرد، سرودها را می ساختیم و در جبهه ها و رادیو تلویزیون پخش می شد. در آن زمان جز سرودهای جنگی چیز دیگری نمی شد پخش شود.
چه چیزی باعث می شد كه با وجود این محدودیت ها باز هم این سرودها را بخوانید؟
كشور در بحران انقلاب بود، خصوصا در زیر فشار آغاز جنگ بود و كلیه نیروها نیاز داشتند كه چیزی به آنها روحیه بدهد . سرودها از جمله همین سرود یكی انرژی بود كه برای نظامیان كشور بسیار مفید واقع می شد.
بعد از سال ها، حالا كه با پخش این سرود در خوانندگان حس نفرت نسبت به آمریكا ایجاد می شود چه حسی دارید؟
در اینكه با پخش این سرود به قول شما حس نفرتی در جامعه نسبت به امریكا پیش می آید، كاملا نظر موافق دارم.همینطور است. به همین دلیل هم خواندم، چون معتقدم هستم تمام اشعاری كه در این سرود گفته شد، تمام كلماتی كه در این سرود به امریكا نسبت داده می شود مثل: «دزد جهان خواره»، «روبه مكاره»، «عقرب جراره» و... حقیقت است. شما یك روز اگر كلاهتان را قاضی كنید، بی طرفانه قضاوت كنید می بینید كه دقیقا همینطور است، آیا غیر از این است؟
یعنی زمانی كه می خوانید، دزد جهان خواره ای، عقرب جراره ای و... با تمام وجود به این نسبت ها معتقدید؟
تا امروز هیچ سرودی را بدون اعتقادم نخواندم، آنچه را خواندم به آن معتقد و مومن بودم. من مدتی از عمرم را خارج از كشور زندگی می كنم. ولی هیچ دلیلی نیست كه انها را ستایش كنم. همین ماجرایی كه بر سر كشور هایی مثل ایران، افغانستان، عراق و... می گذرد تصور شما چیست؟ چرا باید این ممالك به این روز بیافتد؟
ضدیت با آمریكا و سیاست هایش در اكثر نقاط دنیا به جز ایران معمولا از سوی چپ هاست، این ذهنیت ایجاد می شود كه شما چپ هستید؟
هرگز اعتقاد چپ نداشتم، هنوز هم در ذهن من كمونیسم یا هر ایسم دیگری نیست از آنها تنفر دارم. من عملكرد را می بینم. به جنایت های آمریكا نگاه كنید، در افغانستان، عراق و ....
یعنی عملكرد آمریكا در جنگ هایی كه داشته موجب شكل گرفتن این تنفر در شما شده است؟
به عنوان یك ایرانی كه مملكتم را دوست دارم، هركسی كه به این مملكت نگاه چپ داشته باشد برای من منفور است.
این نگاه بعد از تسخیر لانه جاسوسی شكل گرفت یا بعد از آن، همان زمان هم برخی می گفتند به جای سفارت آمریكا باید سفارت شوروی تسخیر شود و...، آیا به نظر شما فقط امریكا به ایران خیانت كرده؟
هیچ فرقی ندارد، شما اگر نگاه عمیق تری در این زمینه داشته باشید. می گویند كه دوست دارید شما را ببر بخورد، شیر بخورد، پلنگ پاره كند یا گرگ و... هیچ تفاوتی به حال شما نخواهد كرد، همه آنها می خواهند شما را بخورند، اسمش می خواهد ببر باشد یا شیر یا هرچه. ما باید در مملكتمان به درجه ای از فرهنگ ارتقا پیدا كنیم كه این را تشخیص بدهیم كه ذهنیتمان به خودمان باشد نه اینكه همیشه یك وابستگی به نقطه ای داشته باشیم كه آخرش هم می بینیم همه اینها نسبت به این آب و خاك خائن بودند.
بعد از شما هم كسی این سرود را اجرا كرد؟
تمام كارهایی كه من خواندم به هیچ عنوان بعد از من كسی نخوانده است.
خودتان می گویید هیچ نگاه چپی ندارید، اما آنجا كه شاعر می گوید: ثروت بیحد تو خون دل توده هاست، مشخصا استفاده از این ادبیات برآمده از نوع خاصی از تفكر است!
صد در صد تا آنجایی كه من می دانم شاعر در گذشته چپی بوده.
بعدا در پخش مجدد، آیا این قسمت از سرود حذف شد؟
فكر نمی كنم.
دقت نكردید در پخش هایی كه همه ساله در رادیو و تلویزیون می شود؟
من نشنیدم، علتش هم این است كه نه رادیو ونه تلویزیون را نه گوش می دهم و نه می بینم و نه با آنها همكاری می كنم.
با توجه به اینكه حدود نیمی از سال را با خانواده در خارج از كشور می گذرانید، دید همكارانتان خارج از كشور به شما چگونه است؟
در خارج از كشور به چشم دیگری به ما نگاه می كنند كه سودی به حال ما ندارد.
چطور نگاه م كنند؟
همان چیزی كه احتمالا در ذهن شما گذشت. در خارج از كشور چون صدای مرا می شناسند، با تصور اینكه بنده خواننده حكومتی هستم به من نگاه می كنند.
این طرف چطور، در ایران بابت سرودهایی كه خواندید آیا رانتی دریافت كردید؟
بیایند و بگویند، هر وقت به اندازه یك ریال به من داده شده، بیایند و هزاران میلیون برابرش را بگیرند و بروند. تنها كسی هستم كه در طول این مدت كه زندگی می كنم فقط دو چیز را از من نگرفتند، یكی ممنوع الخروجم نكردند، یكی هم حقوق بازنشستگی ام را جلویش را نگرفته اند.
همكارانتان كه در آغاز انقلاب با آنها سرودها را می ساختید الان كجا هستند؟
از آنها یكی كه آقای رشید وطن دوست هستند، ایشان هم در اوپرای تهران با من همكار بودند و بعد در سرود هایم با من اجراهایی داشتند، صدای ایشان را می شناسید، یكی ورزشكاران بود كه خیلی معروف بود. ایشان هم مثل من فقط معلم آواز هستند. امروز فعالیت ما فرهنگی است و فقط با شاگرد سر و كار داریم.
با تشكیلات و جمعیت های موسیقی فعلی همكاری دارید؟
با وجود اینكه نایب رییس كانون هنرمندان كشور و رییس كمیته آواز كلاسیك كشور هستم، پایم را خانه موسیقی نمی گذارم، اصلا با این جاها كاری ندارم.
این سرود برای دانشجویان خط امام ساخته شده بود، از شما تقدیر كردند؟
صرفا به لحاظ اینكه مذهبی نیستم و به لحاظ ظاهرم چون همیشه صورت تراشیده و كراواتی بودم چنین نهادهایی هیچ وقت ما را به چشم دوست نگاه نكردند.
تاثیر شما در ستایش حركت آنها قابل انكار نیست!
بله، تاثیر داشت، بیش از آن سرودهای من شاید در جبهه ها موثر بود.
نه از شما تقدیری می شد، نه رانتی دریافت می كردید و.... پس چرا می خواندید، چرا نرفتید؟
تجاوزی بود به خاك مملكت من، شاید اگر آن قدرت را داشتم و در سنی بودم كه می توانستم تفنگ در دستم بگیرم و بجنگم شاید حتی به جبهه هم می رفتم.
قبل از جنگ چطور، سرودهای انقلابی نخواندید؟
قبل از جنگ چیزی نخواندم.
الان چه كار می كنید؟
من چهار آموزشگاه تدریس می كنم ، مجموعا الان حدود 80 هنرجو دارم، البته تا امروز بیش از 5 هزار شاگرد داشتم.
اشخاص مشهوری كه امروز بشناسیمشان داشتید؟
هستند كسانی كه الان مردم آنها را می شناسند و مردم با صدایشان زندگی می كنند. به عنوان یك معلمی كه هرگز حسود نبوده، اینها را بالا آوردیم. شما صدای امیر تاجیك، حامی، نیما مسیحا، حمید خندان، حمید غلامعلی و.... را می شنوید.
به نظرتان این علاقه شما به موسیقی حماسی و مارش های نظامی كاملا اتفاقی بوده، یا نسبت شما با ستارخان هم در این علاقه موثر بوده است؟
آنچه كه در ایران خوانده شد در مارش ها بنیانگذارش بودم، هنوز من هستم كه صدایم معنای مارش می دهد. شاید این می تواند یك ریشه ای داشته باشد كه من از نظر خانوادگی انقلابی هستم. انقلابی نه به آن معانی كه شما فكر می كنید، انقلابی ملی گرا.
--------------------
پـ یك:
متن سرود« آمریکا آمریکا ننگ به نیرنگ تو» :
آمریکا آمریکا ننگ به نیرنگ تو
خون جوانان ما می چکد از چنگ تو
ای ز شراره ستم شعله به عالم زده
امن و امان جهان یکسره بر هم زده
بر سر هر خرمنی در د ل هر گلشنی
آتش بیداد تو صاعقه غم زده
ثروت انبوه تو خون دل توده هاست
کین تو بر سینه ها دشنه ماتم زده
دزد جهان خواره ای دیو ستم پاره ای
عقرب جراه ای روبه مکاره ای
جور و جفا در تو هست مهر و وفا در تو نیست
زهر بلا در تو هست شهد صفا در تو نیست
در همه دور زمان چون تو ستم کاره نیست
عامل هر فتنه ای صلح و صفا در تو نیست
آمریکا آمریکا ننگ به نیرنگ تو
خون جوانان ما می چکد از چنگ تو
در همه گیتی به پاست نائره جنگ تو
گوش جهان خسته طبل بد آهنگ تو
مظهر شیطان تو یی دشمن انسان تویی
ای همه اهریمنی سرحد فرهنگ تو
رسم تو عصیانگری کار تو ویرانگری
تیره شده عالم از حیله و نیرنگ تو
دشمن هر ملتی موجب هر ذلتی
سایه هر وحشتی فتنه هر امتی
جور و جفا در تو هست مهر و وفا در تو نیست
زهر بلا در تو هست شهد صفا در تو نیست
در همه دور زمان چون تو ستم کاره نیست
عامل هر فتنه ای صلح و صفا در تو نیست
آمریکا آمریکا ننگ به نیرنگ تو
خون جوانان ما می چکد از چنگ تو
* این گفت و گو در هفته نامه کارگزاران به چاپ رسید.
