سفرههای افطار و دوربینهای روشن
شبهای ماه مبارك رمضان، سفرههای افطار با ایتام در امالقراء اسلام، پایتخت ایران، شهر تهران در حضور دوربینهای روشن برگزار میشود چه بسیار مسوولانی كه پای این سفرههای محقر سنت نیك اطعام فقرا و بهخصوص ایتام را به جا میآورند. اما در گوشهای از این شهر و اتفاقات در مجاورت بزرگترین و اصلیترین ادارات و وزارتخانههای دولتی، نبش كوچه هاشم ساجدی بالاتر از میدان گلها (تالار بزرگ وزارت كشور) خانوادهای اسباب خود را كنار خیابان چیدهاند و نگاه پرسان و سنگین عابران را تحمل میكنند. آنها دیگر از آبروی خود گذشتهاند، پدر خانواده به جایی رسیده كه دیگر نگاه افسرده فرزندان ناراحتش نمیكند و مادر خانواده دیگر میداند این اتفاق از بیغیرتی مرد خانواده نیست.
در شرایطی كه با 30 میلیون به سختی میتوان یك چهار دیواری 60 متری رهن كرد با پنج میلیون ودیعه، یعنی تمام سرمایه یك خانواده، آواره شدن آنها اتفاق عجیبی نیست. از وزارت رفاهی كه معتقد است «اعلام خط فقر به درد كسی نمیخورد» قاعدتا نمیتوان انتظاری داشت، سازمان بهزیستی هم كه سر جمع كردن خیابانگردها و كودكان كار هر روز با شهرداری در نزاع است سامان دادن به وضع چنین خانوادههایی كه اتفاقا دیدنشان این روزها زیاد عجیب نیست در شرح وظایف هیچ وزارتخانه و سازمانی هم نیست.
چه! انتظار زیادی داریم، آنكه در شرح وظایف است باید با تذكر و خواهش انجام شود. نكته آنجاست كه چه باید كرد؟ پاسخ مشخص است. صفحات حوادث روزنامهها را ورق بزنید پاسخ همینجاست: «پدری دو فرزند خود را آتش زد و بعد خودش را حلق آویز كرد»، «انگیزه قتل فرزندان مشكلات معیشتی پدر خانواده عنوان شد» مشابه این اخبار در سه سال گذشته كم نبودند، چنین اتفاقهایی در یك روز و یك ساعت نمیافتند. مشكلات معیشتی امروز چیزی نیست كه با اهالی این شهر بیگانه باشد. هر چند میزبانان سفرههای افطار زیاد باورش نكردند. اتفاقا نمیشود انتظار داشت همه به قدرت ایمان و زهد آنقدر واقف شده باشند كه توانایی تحمل این مشكلات را داشته باشند. حالا باید منتظر ماند تا پدر خانواده كه امروز نگاهش را به ترافیك حاصل از حركت خودروهای تشریفات و سیاسی خیابان فاطمی و بزرگراه شهید گمنام دوخته بالاخره روزی یك خبر حادثهای درست كند آن وقت است كه روزنامهها تیتر میزنند و سبط محترم شهید بزرگوار مطهری یادداشتی در سایتهای اینترنتی منتشر كنند و نابسامانیها را به رخ بكشند. در انتها باز هم فرزندان قربانی میشوند، او كه از فرار دختران و نوع بد پوشش شكایت دارد و چاره را افزایش گشتهای ارشاد میداند، ای كاش به جای آن همه هزینه امروز به این خانواده سرپناهی بدهد.
همان روزی كه وزارت رفاه از اعلام خط فقر شانه خالی كرد و سازمان بهزیستی با شهرداری جدل كرد، امید از دولت بریدیم. اما شهرداری چرا، با فعالیت معاونت اجتماعی شهرداری تهران پس از آقای قالیباف، سخنان قالیباف در مورد زندگی مردم و... تصور بر این بود كه شهرداری تهران علاوه بر مسوولیتهای عادی خود، دغدغههای دیگری هم دارد.
حالا هم كسی انتظار ندارد شهرداری كلانشهر تهران با برخورداری از بودجه 000/000/000/500/6 (شش هزار و 500 میلیارد) تومانی یكبار، فقط یك بار خارج از شرح وظایف خود با صرف فقط چند میلیون تومان به داد این خانواده برسد. لااقل مامور شهرداری هر شب پدر خانواده را جلوی اعضای خانواده تحقیر و تهدید به بردن وسایل نكند!
این خانواده مطمئنا اگر جایی داشتند كنار خیابان نمیرفتند.
در نهایت چه اتفاقی خواهد افتاد، بیشك بودجه شهرداری حساب و كتاب دارد و ریال به ریال آن در جایی كه لازم است صرف میشود، سازمانهای دیگر هم به همین ترتیب. اما در امالقراء اسلام وظیفه سامان دادن به چنین خانوادههایی با كیست؟
چرا باید برای اسكان آنان خیری با اشك و آه صدقه بدهد؟
مگر آنها شهروند این آب و خاك نیستند؟ مگر مردم مالیات نمیدهند، چرا باید برای آنها صدقه جمع كرد، چون سازمانی متولی این كار نیست، یا هست و با انواع و اقسام دلایل از زیر آن شانه خالی میكند. ای كاش به جای اطعام ایتام در ماه مبارك رمضان كمی برای سامان آنها خرج شود، باور كنید اسكان آنها جلوی صفرهایی كه مقابل بودجه سازمانهاست چیز خاصی نیست!
-----------------------
این یادداشت در روزنامه کارگزاران مورخ 17 شهریور چاپ شد
