ابتدای خیابان ناصر خسرو، كنار چند مغازه كوچك الكتریكی، دری كوچك تر(تنها در به جا مانده از تجاوز های مكرر سازمان های دولتی به حریم دارالفنون) قرار گرفته.
یك شاسی زنگ الكتریكی قدیمی، یك دیوار آجری قدیمی كه هیچ تفاوتی با سایر مغازه های كناری ندارد. در های دیگر دارالفنون كه به همت مخابرات و... سایر متجاوزین به حریم دارالفنون دیگر وجود خارجی ندارند! فقط در كوچك خیابان ناصر خسرو باقی مانده كه می تواند شما را به تماشای ویرانه باقی مانده از امیر كبیر ببرد. به دیدن آمفی تئاتری كه جای دوده روی دیوارهای آن دیده میشود، صحن آن كاملا تخریب شده و گچ دیوارها ریخته. مجسمه منحصربه فرد گچی امیركبیر، كار دوست امیركبیر ابولقاسم صدیقی، مجسمه ساز برجستهیك گوشه در آمفی تئاتر رها شده، باور كنید یا نه، كف سالن آمفی تئاتر خاك است!
باور كنید اینجا كه امروز مثل قبرستان ماشین شده و جایگاه ماشین های اسقاطی، یك روز حیاط اولین مدرسه مدرن ایرانی بوده و دانشجویان در آن در مورد مسائل درسی جدید بحث می كردند. كف راهروها كه با آجر معمولی فرش شدند كه پای بازدیدكنندگان پیچ نخورد كار گروه های مرمت سازی نیست، كارمندان همینجا كه تعدادشان از انگشتان یك دست تجاوز نمی كند آنها را چیدند. تصورش سخت است كه روی دیوارهای دارالفنون پر شده از یادگاری كارگران. تاسف آور است كه بدانید، تونلی كه از دارالفنون به قصر شمش العماره كشیده شده بود، تا ناصرالدین شاه مخفیانه به تنها آمفی تئاتر ان زمان بیاید و تئاتر تماشا كند در حال تخریب است، طوری كه جرات وارد شدن به آن را نمی كنید. قنات های دارالفنون هم وضع چندان مناسبی ندارند، قنات هایی كه بیشتر از صد سال عمر كردند، آبنما هم نیاز به ترمیم دارد.
در دارالفنون بسته است، همه كس نمی تواند به دیدن دارالفنون برود، توجیه جالبی وجود دارد كه از هر چیز بهتر فاجعه را نشان می دهد:« بنا در حال تخریب است، نمی شود بازدید عمومی گذاشت، جان بازدیدكنندگان در خطر است» این یعنی هر لحظه ممكن است بنا فرو بریزد.
امیركبیر با امكانات محدود سال 1268، چهارده ماهه دارالفنون را ساخت، اما سازمان عریض و طویل میراث فرهنگی از سال 75 كه این اثر در فهرست آثار ملی ثبت شده نتوانسته است طی 12-13 سال این بنا را تنها بازسازی كند. نه كامل، فقط طوری بازسازی كند كه ترس از فرو ریختن دیوارها روی سر مردم وجود نداشته باشد. از مرمت و بازسازی و ترمیم بگذریم، تاسف آور و شرم آور است، گفتنش هم واقعا سخت اما ای كاش دارالفنون به اندازه توالت هایی كه سازمان میراث فرهنگی به پیمانكارهای خارجی(ایتالیایی) سفارش می دهد ارزش داشت، كه این وضع دیوارهایش نباشد.
كه مخابرات كه هر جای دیگر تهران می تواند بنا تاسیس كند، نیاید و دور تا دور از هر طرف، در زمان های مختلف به حریم دارالفنون تجاوز كند، طوری كه دیگر اثری از در باب همایون وجود ندارد، طوری كه معلوم نیست دو امامزاده ای كه در حیاط های دارالفنون بودند الان كجا هستند؟ معلوم نیست، بیمه ایران سند مغازه هایی دارالفنون را از كجا تهیه كرده، كه آن را به هر مغازه داری داده.
آقای رحیم مشایی اینجا آجر از آجر تكان نخورده!
رییس سازمان میراث فرهنگی، صنایع دستی و گردشگری عصر یکشنبه روز 19 اسفندماه سال گذشته در مراسم دویستمین سالگرد تولد امیرکبیر در حضور حدود 100 نفر میهمان از رییس جمهور قول گرفت که 50 میلیارد ریال اعتبار برای دو سال مرمت دارالفنون اختصاص داده شود. و رییس جمهور هم با لفظ «انشالله» این درخواست را قبول، همه فکر کردند که شاید کار دارالفنون اینبار تمام شود. 

بیشتر از 100 روز از وعده ها می گذرد، اما بیایید به دارالفنون بروید، تا باور كنید، اینجا آجر از آجر تكان نخورده، همان است كه بود. البته از اول همین نبود، اینطور كردند و به امان خدا رهایش كردند.
یك اثر تاریخی چقدر باید مظلوم باشد، كه طوری به حریمش تجاوز كنند كه اثری از گذشته اش باقی نمانده باشد.در شرایطی قرار است برای پاسداشت نام امیركبیر(!) نشان های لیاقت به نام او ثبت شوند، كه اصلی ترین یادگار او، واقعا در حال ویران شدن است.
اولین قدم برای مرمت این بنا«مقاوم سازی» آن است، دیوارها را تراشیدند تا اجرهایش بیرون بزند، قرار بود مثلا مقاوم سازی كنند. اما نظر كارشناسی كه كارشناسان می دهند آن چیزی نیست كه به درد پیمانكار بخورد.
نمی توانیم باور كنیم و بگوییم كه یك كارشناس هم نیست به جای نوشتن«هویت تاریخی بنا حفظ شود» بنویسد چطور الماتورها باید به هم گره بخورند، با چه مصالحی باید كار انجام شود و... وقتی كه نظر كارشناسی وجود ندارد، پیمانكاری هم پیدا نمی شود كه وقتی معلوم نیست دقیقا چه كار باید بكند، آن را انجام دهد.
خلاصه اینكه، شاید خدایان سازمان میراث فرهنگی در حال رایزنی و نامه نگاری برا تامین بودجه مرمت دارالفنون باشند، كه ما از آن بی خبریم. اما آنچه با چشم معمولی می شود اینجا دید، این است كه آجر ها بعضی هایشان ریخته اند، اما هنوز آجر روی آجر گذاشته نشده.
دارالفنون اسیر وعده ها
مدرسه «دارالفنون» در سال 1378 به شماره 1748 به عنوان يك اثر ارزشمند تاريخي در فهرست آثار ملي كشور به ثبت رسيد .
مرمت مدرسه دارالفنون كه از سال 81 توسط پژوهشكده تعليم و تربيت وزارت آموزش و پرورش و با نظارت كارشناسان ميراث فرهنگي استان تهران آغاز شده بود، به دليل عدم تامين اعتبار از سوي آموزش و پرورش و تغيير مديران اجرايي در پروژه سامان دهي دارالفنون و نبود نگاهي واحد نسبت به ارزش هاي تاريخي اين مدرسه، موجب توقف روند مرمت و احياي آن در اسفند سال 82 شد. در همان تاریخ (اسفند 82)به دنبال اعتراض كارشناسان ميراث فرهنگي نسبت به تخريب مدرسه دارالفنون، مرمت و احياي اين بنا آغاز شد كه در آن تنها آب نما، بخش هايي از حياط مركزي و چهار شيرواني اين مدرسه مرمت شده و روند احياي مدرسه قديمي بيش از آنكه به نتيجه برسد متوقف شد.
در روزهای آغازین فروردین ماه سال 83 «ناصر پازوكي» مدير ميراث فرهنگي استان تهران اعلام اعلام كرد: آموزش و پرورش به عنوان مالك مدرسه تاريخي دارالفنون، بايد وظيفه حفظ، احيا و بازسازي آن را متعهد شود و ميراث فرهنگي استان تهران در اين بخش، مسئوليتي ندارد. بناي تاريخي دارالفنون هم اكنون در مالكيت آموزش و پرورش است و ميراث فرهنگي استان تهران مسئول نگهداري آن نيست و تنها وظيفه نظارت بر چگونگي انجام مرمت در اين مدرسه قديمي، جزو وظايف اين سازمان محسوب مي شود كه همواره اين وظيفه در دوره هاي مرمتي گذشته اين بنا، به خوبي انجام شده است.»
حدود ده روز بعد قرار شد كارگاه مرمت مدرسه تاريخي دارالفنون با اختصاص يك صد ميليون تومان اعتبار، بازگشايي و دوره جديد عمليات مرمتي در آن آغاز شود. هر چند اعتبار دور جدید مرمت صد میلیون تومان اعلام شد اما حدود یك ماه بعد اعتبار آن 50 میلیون تومان اعلام شد!
اواخر تیرماه سال 83 با اختصاص یک صد میلیون تومان اعتبار جدید به پروژه مرمت و احیای بنای تاریخی مدرسه دارالفنون، عملیات احیای تالار اجتماعات امیرکبیر در این بنای تاریخی آغاز شد.
یك ماه بعد و در مرداد همان سال با موافقت و به دستور وزير آموزش و پروزش ۴ ميليارد ريال اعتبار براي احيا و بازسازي مدرسه تاريخي دارالفنون، اختصاص يافت.
موضوع تا مهرماه مسكوت مانده بود كه خبرگزاری میراث فرهنگی طی گزارشی اعلام كرد كه اختصاص يك صد ميليون تومان اعتبار به پروژه مرمت و احياي بناي تاريخي مدرسه دارالفنون و عمليات احياي تالار اجتماعات اميركبير در اين بنا ، اختصاص يك صد ميليون تومان اعتبار ديگر براي بازگشايي و دوره جديد عمليات مرمت در دارالفنون و نيز اختصاص 4 ميليارد ريال اعتبار براي احيا و بازسازي اين مدرسه تاريخي با موافقت و دستور وزير آموزش و پرورش، تنها در حد گفته هايي باقي ماند كه هرگز محقق نشد.
بازهم سكوت تا دیماه، «کاکو جویباری»رییس پژوهشگاه مطالعات وزارت آموزش و پرورش در همایش سالروز تاسیس دارالفنون گفت: «براساس بررسی های کارشناسی انجام شده با همکاری سازمان میراث فرهنگی و گردشگری ،پیش بینی شده در سال آتی (سال 84)یک میلیارد و پانصد و هزار تومان برای بازسازی این بنای تاریخی مورد نیاز است تا نماد تمدن ایرانی اسلامی در شکل مدارس جدید بازگشایی شود.»
5 روز بعد مهدي معمارزاده، رييس وقت سازمان مرمت و حفاظت ميراث فرهنگي و گردشگري استان تهران گفت: «تاكنون از اقداماتي كه پژوهشكده آموزش و پرورش و براي مرمت دارالفنون انجام داده، گزارش عملكردي براي سازمان ميراث فرهنگي و گردشگري استان تهران ارسال نشده است.»
بهمن ماه سال 83، دلسوزان دارالفنون چشم امید خود را به بازدید اعضای وقت شورای شهر تهران بستند كه قرار بود پنجم بهمن ماه از پیكر پیر این بنا دیدن كنند. حاصل این بازدید اظهار نظر رئیس وقت کمیسیون فرهنگی شورای اسلامی شهر تهران بود كه گفت: این بنا برای احیا نیازمند همکاری وزارت مسکن است. مهدی چمران هم از وزارت مسكن و شهر سازی صبحت كرد و گفت: «از آنجا که مرمت دارالفنون نیازمند اختصاص به اعتبار های زیادی است و از سوی دیگر آموزش و پرورش و سازمان میراث فرهنگی و گردشگری نمی توانند از عهده تامین اعتبار این پروژه برآیند، همکاری وزارت مسکن و شهرسازی می تواند در این زمینه راه گشا باشد.»
روزهای پایانی سال 83 با این اظهار نظر به پایان رسید: روزهای پایانی سال 83 با این اظهار نظر مصطفی دانشور، مسئول پروژه مرمت و احیای دارالفنون به پایان رسید: ساماندهي دارالفنون نيازمند اختصاص اعتباري در حدود 2 ميليارد تومان در سال 83 بود، كه با وجود كمبود اعتبارات آموزش و پرورش در تامين هزينههاي مورد نياز براي عمليات مرمت اين بناي تاريخي، هيچ كدام از برنامههاي پيشبيني شده انجام نشد.
تا اواخر خرداد سال 84، بازهم خبری از دارالفنون نبود تا اینكه اینبار شهرداری تهران وارد عمل شد، سازمان توسعه فضاهاي فرهنگي شهرداري تهران در گزارشي از وضعيت و شرايط دارالفنون كه براي تامين اعتبار به شهرداري تهران فرستاده شده بود، برآورد كرد كه مرمت و احيا اين بناي تاريخي به 3 ميليارد تومان اعتبار نيازمند است.
مرداد ماه 84: «سيد حسين مرعشي » رييس سازمان ميراث فرهنگي و گردشگري 20 ميليارد ريال اعتبار از محل اعتبارات ساختمان هاي دولتي ثبت شده در فهرست آثار ملي را به اين بناي تاريخي اختصاص داد.
موضوع تا بهمن ماه 84 باز مسكوت بود، تا در بهمن ماه 84 توحيدلو مدير وقت دارالفنون گفت: مرمت دارالفنون، 2 ميليارد تومان اعتبار ميخواهد. تاكنون چند بار سازمان ميراث فرهنگي و گردشگري را از اين نياز مطلع و با آنها مكاتبه كردهايم.
مرداد 85 خبر خوشی برای دارالفنون داشت: پروژه مرمت و ساماندهي مدرسه دارالفنون با اختصاص اعتباري در حدود 2 ميليارد وپانصدميليون ريال از سوي سازمان ميراث فرهنگي و گردشگري كشور آغاز شد .
اما اوایل سال بعد و در فروردین سال 86 «مصطفي دانشور»،كه چند سالي به عنوان ناظر فني پروژه مرمت دارلفنون فعاليت كرده گفت: در حال حاضر و با پايان يافتن اعتبارات در اختيار اين پروژه، مرمت در سازه بنا به اتمام رسيده است.وي به ميراث خبر گفت:« وزارت آموزش و پرورش نتوانست اعتبارات مورد نياز براي مرمت اين اثر تاريخي را تامين كند كه اين موضوع صرفا طولاني شدن زمان مرمت اثر و آسيب پذير شدن بنا را به دنبال داشت. رايزني هايي صورت گرفته تا اعتبارات مورد نياز اين پروژه از سوي سازمان ميراث فرهنگي و گردشگري استان تهران تامين شود بر اين اساس شايد در سال 86 پروژه مرمت اين بناي تاريخي پيشرفتي داشته باشد.»
از این تاریخ به بعد دارالفنون عمدا و یا به طور سهوی باز به فراموشی سپرده شد. بار دیگر در تیرماه سال 86 رييس شوراي شهر تهران از پيگيري شورا براي ساماندهي بناي تاريخي دالفنون خبر داد و تاكيد كرد با اين اوضاعي كه مسولان مرمت دارلفنون در پيش گرفته اند در 10 سال آينده نيز نمي توان به مرمت اين بنا دلخوش بود.
مالكیت دارالفنون
اصلی ترین دلیل سرگردانی دارالفنون طی سالیان گذشته مشخص نبودن وجهه آن است. این بنا با توجه به اینكه در فهرست آثارملی ثبت شده است، یك بنای تاریخی است و قاعدتا تولیت آن باید به سازمان
میراث فرهنگی سپرده شود. اما نمی توان گفت به صرف آنكه روزگاری مدرسه بوده باید در اختیار آموزش و پرورش قرار بگیرد. موضوع نامه حداد عادل، رییس مجلس وقت به رییس جمهور هم همین بحث بود و تقاضای دوباره برای «بازگردانده شدن دارالفنون به آموزش و پرورش» این تقاضای آموزش و پرورش در حالی مطرح شد، كه اصولا موضوع بودجه آموزش و پرورش طی سال های گذشته همواره مورد بحث بوده. همیشه بحث پرداخت حقوق معوقه كارمندان آموزش و پرورش مطرح است، با توجه به كسری بودجه كه همه ساله آموزش و پرورش با آن دست به گریبان است به نظر نمی رسد این وزارت خانه توانایی پرداخت هزینه مرمت این بنای تاریخی را در دست داشته باشد، سرگردانی چندین ساله دارالفنون هم گواهی برای این مدعا است. البته پس از نامه نگاری آقای حداد عادل رییس اسبق مجلس شورای اسلامی، رییس دولت نهم هم درخواست او را لبیک گفت.
باید توجه داشت كه موضوع مالكیت و كاربری این مجموعه زمانی مطرح می شود كه اصل بنا وجود داشته باشد و با توجه به روند عدم اختصاص بودجه برای مرمت بنا دور نیست كه از دارلفنون تنها مخروبه ای باقی بماند. و زمانی كه دارالفنون یادگار امیر كبیر ویران شود، شاید زمین آن بتواند گزینه مناسبی برای ساخت یك دبیرستان جدید توسط خیرین مدرسه ساز باشد!
یك ماه بعد و در مرداد همان سال با موافقت و به دستور وزير آموزش و پروزش ۴ ميليارد ريال اعتبار براي احيا و بازسازي مدرسه تاريخي دارالفنون، اختصاص يافت.
دارالفنون نخستين مدرسه و به طور مشخص اولين مدرسه عالي پلي تكنيك به سبك مدارس اروپايي بود كه در سال 1269 هجري قمري ( 1851 ميلادي) به همت امير كبير و به منظور وارد كردن علوم و فنون اروپايي به ايران داير شد. در سال 1266 هجري قمري طرح بنا را ميرزارضا مهندس باشي ريخت و محمد تقي خان معمارباشي، رئيس اداره بنايي ديوان اعلي ساخت
آن را آغاز كرد. امير كبير، پايه گذار دارالفنون آنقدر زنده نماند تا حاصل نخستين قدمگاه مدرنيته در ايران را ببيند. زيرا 13 روز پس از به قتل رسيدنش و در تاريخ 5 دي اين مدرسه به بهره برداري رسيد. هشتاد سال پس از افتتاح دارالفنون در 1308 وزارت فرهنگ وقت «مهندس ماركف» روسي را مامور تعمير دارالفنون كرد. ماركف دارالفنون را بر اساس تلفيقي از معماري عصر هخامنشي و صفوي بازسازي كرد و به جز چند بخش محدود مانند حياط و آب نما و ايوان حياط شمالي، مابقي بخشها را تغيير داد. پس از انقلاب، آموزش و پرورش كاربري دارالفنون را از دبيرستان به مركز آموزش تربيت معلم، خوابگاه و مركز آموزش هاي ضمن خدمت تغيير داد و در 1375 آن را تعطيل كرد. در سال1378 تصميم گرفته شد كاربري دارالفنون باز هم تغيير يابد اين بار دارالفنون در سال 1378 در فهرست آثار ملي كشور ثبت شد.
نقشه بنا را ميرزا رضا خان مهندس باشي (1299 _ 1203 هـ..ش) يكي از پنج محصلي كه عباس ميرزا روانه فرنگ كرده بود، با الهام از پادگان وليج Vlig طرحريزي كرد و محمدتقي معمار مامور ساختن آن شد. بناي دارالفنون در اواخر سال 1266 آغاز شد و در 1267 مرحله نخست آن به پايان رسيد. اميركبير حاكم پايتخت، بهرام ميرزاي معزالدوله، عموي شاه را مامور نظارت بر حسن و سرعت انجام كار كرد و خود با شوق بسيار مراحل پيشرفت كار را زير نظر گرفت.
همزمان با آغاز بنا، اميركبير جان داوود خان، مترجم اول وزارت امور خارجه را براي استخدام 6 معلم به اتريش نزد فرانسوا ژوزف (1916 _ 1830) فرستاد. وي موفق شد در رشتههاي مورد نظر دولت ايران يعني، داروسازي، معدن، پزشكي، حكمت، رياضي و فنون نظامي (پياده _ توپخانه و سوار نظام) طي قراردادهاي جداگانه اما مشابه استاداني را به مدت 5 سال با حقوق مكفي به استخدام درآورد. گزينش اتريش و پروس براي جذب معلم پاسخي بود در قبال رقابت خانمان برانداز روس و انگليس بر سر نفوذ در ايران و اتكا به نيروي سومي در سياست خارجه تا موازنه قوا را به نفع ايران حفظ كند. قراردادها، در برگيرنده نكاتي بود كه هوشياري حكومت ايران را در برابر امر خطير و حساسيتبرانگيز جذب مدرنيته به نحوي كه هويت و غرور ملي ايرانيان خدشهدار نشود، نمايان ميساخت. از جمله همه اين آموزگاران متعهد بودند در صورت بروز هر نوع ناخشنودي، شكايت و نارضايتي خود را فقط و فقط با اعضاي دولت ايران در ميان بگذارند و نيز نسبت به عادات و قواعد كشور ايران احترام و دقت لازم را مبذول دارند.
نخستين معلمان مدرسه ادوارد ياكوب پولاك Edward Jacobpolog در طب ذاتيه Zatiee و بعدها ملكمخان و بهلر فرانسوي در هندسه، كرشيش Krezis تاريخ و جغرافيا و حساب و هندسه و فنون توپخانه، چارنوتا Charntta، فوكاتي Focatti شيمي و داروسازي، نمير Nemir فنون نظامي و ... تدريس ميكرد. شاگردان برجسته اين گروه بنيانگذاران دانشهاي نوين در ايران شدند از جمله ميرزا كاظم محلاتي برجستهترين محصل فوكاتي كه پايهگذار علم شيمي در ايران شد. اين معلمان همچنين با تدوين جزوههاي درسي ويژه، نخستين تدوينكنندگان كتابهاي درسي به روش نوين محسوب ميشوند.
این مطلب با کمی تفاوت تحت عنوان«روزهای حسرت»در شماره ۲۹۸ هفته نامه چلچراغ چاپ شده.

