خواستم شرح بدم درد دلم رو،
که شونه هام از زور عصبیت داره از جاش کنده می شه،
تا ساعت ۹:۳۰ شب صفحه بستم و... گفتم چرا حرف مفت زیاد بزنم.
آقا یه کلوم:
وقتی فرق تولید و تلکس درک نمی شه، تلکس ببند...
آقا جان مگر خری؟
تولیدت رو ببر جای دیگه، حق التحریرش رو بگیر....
اگر شما ساعت ۹ شبه خسته هستید، منم همینجا با شما هستم و منم خسته شدم.
بی هیچکس بی احترامی نمی کنم، همه شون حق دارن.... ولی یکبار وقتی که دیدم برای گزارش میدانی خبرنگار رسمی خودشون ازم منبع می خوان، و منبع یعنی خبرگزاری ها... اینو متوجه شدم که تولید اصولا معنی نداره...
....
شایدم ما زیادی تنبلیم و نمی تونیم تا ساعت ۳:۳۰ تو حوزه باشیم، ساعت ۵ برسیم روزنامه ، دو ستون خبر رد کنیم و تازه بعدشم بتونم معجزه کنیم و قبل از ساعت ۶ چهار هزار کلمه مطلب تولیدی بنویسم!
یا شایدم تنبلی حروف چینی تقصیر ماست.
.... چه می دونم، به هر حال ما مقصر هستیم.
---------------------
هر چقدر از دست اونجا دلخورم،
اینکه تونستم یه چیزی در بیارم که مایه رو سفیدی بشه تو شهروند خوشحالم.
شماره هفته آینده شهروند رو بخونید، اگر دوست داشتید.
-------------
پس فردا تولدمه ![]()

