به نظر حقیر سرااتقصیر صرفن ثروتمند بودن مشکل دار نیست!
مشکل اونجا طرح می شه که ثروت جمع بشه بی اونکه به دنبال استفاده از لذت ها باشه.
جامعه ای که در اون فقر ارزش محسوب بشه، طبیعتن تظاهر به ثروتمندی ضد ارزش خواهد بود.
وقتی فطرت بعضی ها به سمت ثروتمند بودن می کشدشون،
حاصل اون می شه که برای فرار از خوردن برچسب ضد ارزش، ناچار ثروت رو جمع می کنن، چون فطرتشون بهشون می گه!
اما چیزی س نمی دن، بنابراین جریانش خراب می شه ![]()
---------------------
در باب مردم کوچک که سعی دارن بزرگی دیگری رو بکشند و پا بر جنازه اون بزرگ بگذارن تا قدشون بلند تر باشه، حرفی دارم.
حضرات می دونن که با این قصد و هدف اصولن کشتن دگری ممکن نیست،
دیگری نمی میره، اما دلگیر می شه.
چاره به نظر من اینه که با اون که می خواد کشتار کنه مهربونی کنی،
شرم بدتر از هرچیز می تونه بکشتش، نگران نباش که نمیره، می میره
تو که قاتل نیستی، اون خودش خودش رو می کشه، تو آینه برخورد تو ............
------------
من به هر چیز اعتقاد نداشته باشم به یک چیز اعتقاد دارم،
حتا برگی نمی افته، مگر اینکه تاثیری داشته باشه،
حتا افتادن یه برگ اون سر دنیا تو زندگی من این سر دنیا موثره،
گاه برای جلوگیری از مرگ، باید انگشتی که چرک کرده رو کند،
درد داره، ولی این درد از مرگ بهتره
شاید مریض دوست نداشته باشه اون درد لحظه ای رو تحمل کنه،
ولی پزشک خوب می دونه داره چه کار می کنه.
خزعبلات ذهن بیمار من، نیمه شب
دوم اردیبهشت سال یکهزار و سیصد و هشتاد و هفت

