تبليغاتX

 Amir Hadi Anvaari Personal Blog

...........................................................................................................................

 

 
Amir Hadi Anvari Personal Blog - ملای عاشق تا روابط عمومی مهرورز

نقلی هست مربوط به ملای سست عنصری که در زمان های قدیم عاشق  دختری می شه. دختر از اونجایی که علاقه ای به ملا نداشته شرطی تعیین می کنه، که یقین داشته ملا اجراش نمی کنه.

 

و اون شرط این که اگر تو بری بالای منبر و بالای منبر دایره(دف) بزنی من زن تو می شم!

 

ملا که عاشق دخترک شده بوده حقه ای سوار می کنه، بالای منبر می ره و دایره ای دست می گیره.

 

خطاب به جماعت می گه:

 

اگر دایره رو به این شکل بزنن( شروع به زدن دایره می کنه) ایراد داره و لهو و لعب محسوب می شه.

 

و اما اگر دایره رو به این شکل بزنن( باز شروع به زدن دایره می کنه) ایراد نداره!

 

-----------

 

حکایت این روابط عمومی هاس!!

 

سکه می دادند، گفتن سکه خوب نیست، حالا بن خرید کالا می دن!!!!!!!!

 

 

من همیشه از برنامه خبری گریزونم، همه می دونن و اگه چماق بالا سرم نگیرن عمرن برم، خاصه برنامه خبری که شب عید و ایامی این چنینی با عنوان«نشست های دوستانه یا خودمانی» ترتیب داده بشه.  

 

یقین تو این برنامه ها یا سکه رد و بدل می شه یا ...

 

 

اما اتفاق جدیدی افتاده، دادن بن خرید از فروشگاه ها به خبرنگار ها!

 

همه می دونن این شغل درآمد زیادی نداره، از طرفی با توقیف ها هم هیچ امنیت شغلی وجود نداره.

 

اما من به شخصه و خیلی های دیگه که دیدم از خبرنگارا، به خاطر خیلی از ملاحظات دوست ندارن بگن که چقدر درآمد دارن و مدام جلوی دیگران( غیر هم صنفی ها) از کم بودن درآمد شکوه و گله گذاری کنن...

 

چراش هم معلومه، این شغل پول نداره، اما آدم می تونه عاشقش باشه، با صادقانه حرف زدن، با غیر مصلحت اندیشی با هرچه دیدن نوشتن و...

 

اما امان از کسایی که روزنامه رو با دکان اشتباهی گرفتن، این بد نیست که آدم کار زیاد بکنه و درآمد داشته باشه.

لا اقل خود من چند جا کار می کنم، اما مواظب هم هستم که کیفیت کارم پایین نیاد.

 

ولی گرفتن عیدی اونهم از روابط عمومی سازمانی، گرفتن هدیه و ... کمی شبهه داره.

 

به هر حال سازمان که جهت رضای خدا به کسی سکه و کوپن نمی ده! میده که پس فردا روزی، خبری کار کنید براش، فلان گفت و گو رو طور دیگری تنظیم کنید، در جواب فلان خبرنگار خط تخریبی راه بندازید و ...

 

تا قبل از این این هدیه ها سکه بودند و... اما جدیدن رسم شده جای سکه بن خرید کالا می دن به خبرنگارها که مختصر قبحی هم که وجود داشت از بین بره.

 

حالا یه سوال:

 

با این تفاسیر، وقتی خیلی از همکارای شریف و زحمت کش ما(!) به هر دلیلی این طور هدیه ها رو قبول می کنن انتظار داریم مردم هم روزنامه بخونن؟

 

آنچه از دل برآید به دل هم بنشیند!

 

کسی که هدیه بگیره نمی تونه از دل بنویسه و لاجرم به دل هم نمیشینه.

 

-- وقتی حرفش می افته همه گله می کنن که چرا تو فلان کشور همه ملت روزنامه می خونن و تو کشور ما مخاطب خر و گاو و نفهمه ، هیچی حالیش نیست و نمی خونه.

اما کسی نمی گه تو فلان کشور خبرنگار کتاب باز نمی کنه کپ بزنه، خبرنگار از رو تلکس خبر نمی نویسه، می ره تو جو خبرقرار می گیره و بعد برداشتش رو صادقانه( بدون نظر به هدیه ای که گرفته) می نویسه.

 

 

---------------

امروز صبح مجبور شدم برای یکی از همین نشست های خودمانی برم، قبل از تمام شدن مراسم از اونجا که دیدم جلوی در خروج تدارک دیدن که بن تقسیم کنن قبل از تمام شدن پاشدم برم.

از پشت یکی از بچه های روابط عمومی صدام زد و گفت فلانی بیا یه هدیه ناقابل هست.

 

پاکت رو باز کردم و دیدم بن خرید گذاشتن توش... گفتم متشکر مرسی، که دیدم اینقدر این کار عادی شده که کارمند روابط عمومی با تعجب علت نگرفتن بن رو از من می پرسه.

 

وای به روز ما که نگرفتن هدیه(رشوه= شیتیل = زیر میزی=زیر سیبیلی) از روابط عمومی سوال برانگیز شده...

 

همین.

 

 

نوشته شده توسط امیـر هادی انواری در ساعت  | لینک  |