تبليغاتX

 Amir Hadi Anvaari Personal Blog

...........................................................................................................................

 

 
Amir Hadi Anvari Personal Blog - بازگشت به سعدآباد پس از هفتاد سال

 

استاد حسن ارژنگ نژاد متولد دیماه سال 1300 و شاگرد و از اقوام نزدیک  استاد رحیم زاده (خالق مجسمه معروف میدان حر) یکی از قدیمی ترین مجسمه سازهای کشور و از اساتید به نام این هنر در ایران به شمار می رود. این اولین بار نیست که ارژنگ نژاد در سعدآباد دست به خلق آثار هنری می زند. در سال 1316 زمانی که 16 سال سن داشت نیز در سعدآباد آثاری را خلق کرده بود.

به لحاظ سابقه فعالیت در سعدآباد، او با این فضا بیگانه نبود و شاید بهترین انتخابی که برای بازسازی سعدآباد می شد داشت، استفاده از حضور استاد ارژنگ نژاد در این پروژه پس از سال ها انزوا بود. وی که نه از روی اسناد و تاریخ، بلکه به خاطر حضور شخصی در فضای سعدآباد با آن بیگانه نیست به خوبی می تواند فضای پهلوی اول و دوم را بازگو کند.  گفت و گوی کوتاهی با استاد ارژنگ نژاد در مورد سابقه کار در سعد آباد و پروژه آرش کمانگیر انجام دادیم که در ادامه می آید.

 

سابقه فعالیت شما در سعدآباد به چه سالی و با چه موضوعاتی بازمیگردد؟

 

در سال 1316 از شاهنامه ما سوژه هایی را انتخاب کرده بودیم. سوارهایی بودند از اسطوره ها و پهلوانان شاهنامه و ایران باستان، که در طرفین مسیر ورودی کاخ دو پهلوان شاهنامه ساخته بودیم.   بعدها این مجسمه ها را از کاخ خارج کردند، به من گفته اند که بعضی از آنها در خیابان پیروزی تهران است. خودم چند مجسمه، از مجسمه هایی که در کاخ ساخته بودیم را در رامسر دیدم.  البته نمونه کارهایی که در سعدآباد بود عکس هایشان را در آرشیو دارند. برای مثال کار سوار عکسش در آرشیو سعدآباد موجود است.

کارهای شاخص دو سوار بودند که دو طرف استخر قرار گرفته بودند. ارتفاع هرکدام از سوارها شش متر بود که با احتساب پایه دو متری، ارتفاع هر کدام به هشت متر می رسید.  شش مجسمه سرباز پیاده هم ساخته شده بودند، که با ردیف کنار سوار ها قرار گرفته بودند.

 

ماجرای خراب شدن کارهای شما به دستور فرح دیبا (همسر محمدرضا پهلوی) چه بوده است؟

بله، این قضیه بوده است. اطراف ورودی کاخ، دو طرف نقش برجسته هایی بود از جنس سنگی که نمای دادگستری هم با آن ساخته شده بود. تکنیک کار شبیه همان چیزی بود که در دادگستری انجام داده بودیم. در سعدآباد دو طرف ورودی کاخ را نقش برجسته هایی ساخته بودیم از تصویر شکارگاه ها. دو نیم بیضی بود که در ابعاد  پنج متر در ده متر در سال 1316ساخته شده بودند. بعدها این نقش برجسته ها را برداشتند و جای آن سنگ هایی کار شد. که الان هم مشخص است که نقش برجسته ها را برداشته اند و به جای آن این سنگ ها را کار کردند.

من احتمال می دهم چون در زمان رضا شاه نقش برجسته ها ساخته شده بود و بعدها سعدآباد در دست پهلوی دوم بود، خواسته بودند که تغییراتی بدهند و نقش برجسته ها را حذف کردند.  اما اینکه نقش برجسته ها کجا رفته اند را نمی دانم.

 

ایده آرش کماندار از چه زمانی مطرح شد؟

 

ایده آرش بعدا مطرح شد، در ابتدا تصور ما این بود که قرار است کارهایی که قبل ها ساخته شده بودند دوباره ساخته شوند.  ایده اصلی کار در سعد آباد بازسازی تندیس هایی بود که 70 تا 80 سال قبل در سعدآباد ساخته بودیم.

 

طرح  آرش را از کجا اخذ کردید، مراحل ساخت آن چطور پیش رفت؟

ببینید ذهنیت هنرمند هیچ وقت نیاز به مدل ندارد. یک هنرمند از یک تکه ابر، از یک رعدوبرق، از یک موج آب می تواند ایده بگیرد. من وقتی اتود آرش را می زدم به این فکر می کردم که آخرین حرکت را یک کماندار چگونه انجام می دهد.  به هر حال اتود زده شد و ماکت با کمک آقای ابوذر ونکی ساخته شد. اما بعد از ساخت ماکت اصلاحات زیادی روی ماکت انجام دادیم. چون گروه دوستانه بود، کار خوب پیش رفت داشت و در مدت زمان کمی گویی همه چیز دست به دست هم داد تا این مجسمه به بهترین نحو ممکن ساخته شود.

 

آرش را کجا ساختید؟

با توجه به فضای محدود سعدآباد کارگاهی در اختیار ما قرار داده شد که به خاطر اندازه مجسمه آرش،  نتوانستیم در کارگاه پروژه را پیگیری کنیم. بنابراین مجبور شدیم پروژه را در محوطه باز و در کنار نهر جعفر آباد پیگیری کنیم. با توجه به اینکه در آن زمان( تابستان) خوشبختانه هوا هم خوب بود مشکل چندانی به خاطر نبود کارگاه ایجاد نشد. 

 

 

 چطور دوباره دست به کار شدید. اینکه استادی که در سال 1316 یعنی چیزی در حدود  هفتاد سال قبل تجربه حضور در سعدآباد را داشته و حالا پس از گذشت هفت دهه بازهم به سعدآباد بازگشته است تا دوباره در همان محیط هنر خود را به نمایش بگذارد جالب به نظر می رسد؟

 

سن من حدود 87 سال است. من چهل سال در سعادت آباد آتولیه داشتم. آتلیه بزرگی بود که شاید بزرگترین مجسمه ها از همان آتلیه بیرون آمده باشد. حدود 38 نفر پرسونل آن آتلیه بود. اما بعد خودم را بازنشسته کردم. سابقه من مشخص است.

دوسال قبل دوباره به فضای کار برگشتم و با بازسازی مجسمه میدان حر و  ساختن شیرهای اطراف مجسمه که از ساخته های استاد خودم بود این روند ادامه پیدا کرد.  من قصد نداشتم دوباره کار کنم. اما با دعوت آقای کرمی و آقای کیکاووسی من دوباره به کاخ سعدآباد رفتم.  این دعوت برای من خیلی خوش یمن بود. با این دعوت یک گروه سه نفره تشکیل شد و در واقع یک مثلث شکل گرفت. و ساخت مجسمه آرش در واقع آغاز راهی است که شروع کرده ایم و در حال ادامه دادن آن هستیم.

شکل گرفتن این مثلث و این گروه که من نام آن را سه نظام می گذارم برای من جالب بود. در واقع باید بگویم من این سه نظام را پسندیدم و تصمیم گرفتم دوباره کار را شروع کنم. در حال حاضر حس می کنم دوباره به سن 16 سالگی بازگشتم. این کار(ساخت مجسمه آرش کمانگیر) چنان انرژی و شوری در من و این گروه سه نفره ایجاد کرده که باید بگویم آرش نقطه آغازی بود. آنقدر انرژی در وجود خودم حس می کنم که می توانم با آن یک کوه را به یک پیکره تبدیل کنم. اگر کسی متقاضی باشد ما آماده هستیم که اثر های دیگری را خلق کنیم.

 ---------------------

منتشر شده در کارگزاران

مطالب مرتبط:

آرش در سعدآباد کمان کشید

 

[+] لینک مطلب در بالاترین

نوشته شده توسط امیـر هادی انواری در ساعت  | لینک  |