تبليغاتX

 Amir Hadi Anvaari Personal Blog

...........................................................................................................................

 

 
Amir Hadi Anvari Personal Blog - ماجرای هیات بنی اسد

تعطیلش کردند. تعطیل نکردند، خودشان بستند. از خود حاج حسین بپرسید و... به هر حال چهار راه سیروس امسال مثل تمام محرم های سه دهه قبل نبود. ۱۳ محرم هایی که از ۳۰ تا ۳۲ سال پیش ظهر روز «سوم امام» کسی در نقش حضرت زین العابدین(ع) روی اولین شتر می نشست و زنانی به نقش زنان طایفه توابین قبیله «بنی اسد» سوار بر ۷ شتر دیگر می شدند و زیر حصیرهایی که به منظور حفظ حجاب زنان روی سر آنان قرار داشت روضه خوانی می کردند.

امسال به جز دو دستگاه بنز الگانس گشت نیروی انتظامی، سر چهار راه سیروس. چند نفر سرباز با کلاه کاسکت و باتوم در دستشان و... خبری از دسته هیات بنی اسد نبود. از چهار راه سیروس گرفته تا راسته سید اسماعیل و میدان قیام و... تا کوچه گلشن، هیچ خبری از عزادارانی نبود که همه سال ساعت ۹ صبح از همه جای تهران جمع می شدند تا روز ۱۳ محرم مصادف با سومین روز بعد از شهادت امام حسین(ع) را با برگزاری آیین های ویژه ای یادآوری کنند و البته در آن علامتی هم بلند کنند.

 

هیاتی به نام زنان بنی اسد

هیات بنی اسد، زیاد شبیه آنچه از هیات در تصور عمومی است نیست. بیشتر یک مغازه است. یک مغازه کوچک و محقر که از سطح  کوچه پایین تر است. انتهای کوچه گلشن،‌ جایی دور افتاده و ساکت، چند «کله اژدها» از بیرون مغازه مشخص است و روی شیشه های مغازه فقط یک عبارت با شبرنگ سبز رنگ نوشته شده: «علامت سازی اصغر» حاج حسین گل محمدی پیر، موسس و در واقع همه کاره هیات بنی اسد حدود ۳۲ سال قبل این هیات را به خاطر زنده کردن یاد زنانی برپا کرد که بعد از واقعه عاشورا اجساد شهدا را دفن کردند.

بر اساس یک روایت که هیات بنی اسد فلسفه حضور خودش را از آن اخذ کرده سه روز پس از واقعه عاشورا که اجساد شهدا هنوز روی زمین کربلا باقی مانده بوده، زنانی از طایفه بنی اسد که در ج=ایی نزدیک به صحرای کربلای آن زمان مستقر بودند، وقتی بی تفاوتی همسران خود را نسبت به دفن شهدای کربلا دیدند خود دست به کار شدند و به صحرای کربلا رفتند.

این زنان با کوزه های آب در دست به سمت دشت کربلا رفتند تا شهدای رها شده در صحرا را غسل و دفن کنند. در این میان مرثیه ای اتفاق می افتد: چون اجساد اکثرا بی سر بودند آنها از حضرت زین العابدین کمک می خواهند. بر اساس این روایت که مردان هیات بنی اسد آن را نقل می کنند حضرت زین العابدین با طی العرض به محل صحرای کربلا می آید و نشانی اجساد را به زنان بنی اسد می دهد تا محل دفن اجساد مشخص باشد. در ظهر روز سوم پس از شهادت امام حسین همه اجساد دفن می شوند و مردان بنی اسد به خاطر این رفتار جسورانه زنانشان تواب می شوند.

 

به یاد آنها بود، به خاطر اینها تعطیل شد

یکی از فرزندان حاج حسین و متولیان این هیات می گوید: کسی به ما نگفته تعطیلش کنیم. قبل از محرم کلانتری منطقه ما را خواست. حاج حسین گل محمدی هم توضیح داد که فلسفه علم چیست. آنها قبول کردند ولی کسی که به ما نگفت اینجا را تعطیل کنیم.

اما هیات از نیت اصلی خودش فاصله گرفته بود. قرار بود ما حزن انگیز برویم تا یاد دفن شهدای بی غسل و کفن کربلا ا زنده کنیم. اما چون از جاهای دیگر می آمدند و علم کشی می کردند، شده بود محل تجمع خیلی از آدم های ناجور. مثلا طرف به «دوست جنس مخالفش» می گفت که فلان ساعت قرار است زیر علم برود و او هم بیاید تماشا. به خاطر همین رفتارها هم چندین بار دعوا شد.

آنها فقط می آمدند جلوی در مغازه حاجی و از آنجا حرکت می کردند. صبح ساعت ۹ از در همین مغازه راه می افتادیم، تا ظهر بر می گشتیم و از در خانه بغل به آنها نهار می دادیم.

اما وقتی که دیدیم این افراد با نیت های دیگری به جز عزاداری می آیند خودمان تصمیم گرفتیم تعطیلش کنیم که به اسم «آقا امام حسین» کار دیگری نکنند. انشالله شاید بعدا دوباره هیات بنی اسد را راه بیاندازیم، اما فقط با هدف عزاداری.

 

علم کشی در حاشیه بود

محمد میثم یکی از فرزندان حاج حسین گل محمدی موسس و متولی هیات بنی اسد در مورد شرح برنامه های هیات می گوید: هر سال فقط سیزدهم محرم این دسته حرکت می کرد. مثل بقیه هیات ها روزهای اول تا دهم محرم دسته ای در کار نبود و عزاداری در داخل هیات انجام می شد.

اما روز سیزدهم صبح  اول وقت چند نفر شتر(هفت تا هشت نفر) می آوردیم بدون جهاز یکی از کارمندان بلند مرتبه سپاه پاسداران به نام ... جای حضرت زین العابدین(ع) روی اولین شتر می نشستند. و بقیه زنان روی باقی شتر ها بودند ... عده ای از زنان هم تحت یک حجاب حصیری( بوریا) به روضه خانی و عزاداری می پرداختند که پشت سر شترها حرکت می کردند به صورتی که کوزه های آبی هم همراه  داشتند.

در پشت سر آنها هم مردم عزادار به سینه زنی و زنجیر زنی می پرداختند و نوحه خوانی مثل همه دسته ها در بین دسته حرکت می کرد. اما وجه تمایز آن علامت هایی بود که با دسته حرکت می کردند. خود هیات بنی اسد علامت دارد اما به مرور زمان صبح روزی که دسته بنی اسد قصد حرکت داشت از تمام نقاط تهران هیات های عزاداری به همراه علم ها و علامت کش هایشان به در مغازه حاج حسین می آمدند تا همراه دسته حرکت کنند.

در واقع هیات بنی اسد با هدف عزاداری و زنده نگهداشتن کار زنان بنی اسد تاسیس شده بود اما با حضور علامت ها و علامت کش های سایر نقاط تهران آرام آرام وجهه اصلی خود را از دست می داد و همین امر از نقطه نظر متولیان هیات علت اصلی تعطیلی آن است.

 

یک روز در سال بود، عیبی نداشت

برخی از اهالی محل می گفتند شاید به دلیل بسته شدن خیابان های اطراف به خاطر علم های بزرگ این هیات تعطیل شده است. اما ساکنین خود محله، به خصوص کوچه گلشن و کسبه اطراف چهارراه سیروس که اکثرا به کار ساخت لوله های بخاری و فروش فرش و موکت اشتغال دارند معتقدند از آنجا که این دسته با نام مقدس امام حسین(ع) هر چند همراه با مشکلاتی به راه می افتاد و فقط در سال کمتر از یک روز موجب بسته شدن خیابان می شد مزاحمت زیادی تولید نمی کرد. آنها مخالف تعطیلی این هیات هستند و معتقدند با وجود تمام مشکلات حاشیه ای که اکثرا از آن با عنوان «ارتباط نا مشروع» علم کش ها با بعضی از جنس های مخالف، باز هم به حرمت عزا داری امام حسین نباید تمام دسته تعطیل می شد. بلکه باید با این مظاهر برخورد می شده است.

یکی از کسبه می گوید:«در تمام تهران دسته بنی اسد است که روز سوم محرم و حماسه زنان بنی اسد را زنده نگهداشته بود، با تعطیلی این هیات شاید این اتفاق به فراموشی سپرده شود» اما متولیان اصلی هیات بنی اسد که خود از منتقدین سبک علامت کشی هستند می گویند: «تا چند سال آینده شاید بتوانیم هیات را به شکل اولیه آن اغحیا کنیم و باز هم مردم دسته بنی اسد را روز سیزدهم محرم در خیابان ها خواهند دید»

اما با اینکه امسال هیچ خبری در کوچه معروف گلشن، محل اجتماع عزاداران هیات بنی اسد نبود تا ساعت ۳ بعد از ظهر هنوز الگانس های گشت پلیس سر چهار راه سیروس ایستاده بودند و سر بازان با درجه داران مشغول صحبت بودند.

 

-----------------

چاپ شده در کارگزاران

 

مطالب مرتبط:

سیاست ورزی و مداح
انتقاد به سبک حاج منصور

دسته های بی علامت شدند

 

[+]لینک مطلب در بالاترین

 

نوشته شده توسط امیـر هادی انواری در ساعت  | لینک  |