تبليغاتX

 Amir Hadi Anvaari Personal Blog

...........................................................................................................................

 

 
Amir Hadi Anvari Personal Blog

کارل هانریش مارکس در تاریخ 5 مه 1818 در تریر(Trier) آلمان با 15 هزار نفر جمعیت(در آن زمان) به دنیا آمد . تریر قدیمی ترین شهر آلمان است و در منطقه آلمان غربی،منطقه راین قرار دارد.در زمان تولد مارکس این شهر از دو ویژگی مهم برخوردار بود : اول آنکه از نظر صنعتی پیشرفته ترین بخش آلمان به شمار می رفت و دوم آنکه در زمان ناپلئون به فرانسه الحاق شده بود و به همین جهت به شدت تحت تاثیر انقلاب کبیر فرانسه با شعار «آزادی،برابری،برادری» قرار داشت .

پس از شکست ناپلئون در جنگ واترلو ،کنگره 1815 وین (یعنی سه سال قبل از تولد مارکس) این بخش را دوباره به دولت پروس بازگردانده بود . اما گویا مردم تریر از این بازگشت زیاد خوشنود نبودند . اعتراضات زیادی پس از بازگشت تریر به پروس در این شهر رخ داد . خانه ای که کارل مارکس در تریر در آن متولد شد

پروس در مقایسه با راین ،با قوانین فئودالی و استبدادی زیر سیطره یونکرها(زمین داران بزرگ) بود که در عین حال نخبگان اداری و ارتش را نیز همین ها تشکیل می دادند. بر همین اساس بود که مردم تریر چندان از بازگشت این شهر به پروس خشنود نبودند.

در واقع باید گفت که مارکس در یک فضای فکری لیبرال و روشنفکر به دنیا آمد . اجداد وی از پدر و مادر هردو از خاخام های یهودی بودند . اما پدر وی هاینریش مارکس فردی بود کاملا لیبرال و بدون تعصبات مذهبی .پدر کارل مشاور حقوقی دادگاه استیناف تریر و سرپرست کانون وکلای آن شهر بود .


ادامه مطلب
نوشته شده توسط امیـر هادی انواری در ساعت  | لینک  | 

«...به کارتاژ رفتم،جایی که به ناگاه خود را در میان دیگی جوشان از هرزگی و آلودگی یافتم. از شهوت وحشی شده بودم . به چه اعمال شنیعی که دست نزدم: جملگی تباهی،فساد،هرزگی،شرارت و زیاده خواهی از لذت های دوزخی. تمنیات تن چون حباب هایی بر مردابی متعفن شکل می گرفتند و فوران غرایز نیرومند در وجودم گویی بخاری داغ و نمناک به اطراف می پراکند....»

 

برگرفته از کتاب اعترافات ، سنت اوگوستین 

 

اینها را قدیسی می گوید که از اصلی ترین نظریه پردازان تثلیت]1[همچنین از پایه گذاران سنت کاتولیک و پروتستان در مسیحیت به شمار می رود. وی را به نوعی ناجی فلسفه غرب هم دانسته اند! در واقع سنت اوگوستین  پلی است میان ارسطو و توماس آکوئیناس]2[..

حدود 6  قرن از مرگ ارسطو می گذشت ، سال 354 میلادی در شهر تاگاسته(سوق اهراس فعلی در الجزایر) مارکوس اورلیوس اوگوستین وس که بعدها به سنت اوگوستین  (Saint Augustinus) معروف شد با پدری دائم الخمر و کافر(پاتریکیوس) و مادری دلسوز و بلند پرواز(مونیکا)، متولد شد.

در دوره کودکی تا نوجوانی اوگوستین  پاتریکیوس لاابالی تر از آن بود که بتواند اداره خانه را در دست بگیرد و به تبع آن تاثیر چندانی در تربیت اوگوستین  داشته باشد !

مونیکا هم که از رفتارهای جنون آمیز پدر اوگوستین  خسته شده بود به مسیحیت رو آورد و سر انجام یک مسیحی واقعی شد ! شاید همین مسیحی شدن مونیکا بود که بعدها از اوگوستین  که وارث اکتسابی خلقیات اهریمنی پدر بود به یک قدیس تبدیل شد !

مونیکا که از ابتدا در شوهر لاابالی خود تعصب و مردانگی اداره خانواده را نمی دید همیشه اداره خانه را به دست داشت . وی سرانجام تواسنت پاتریکیوس را یک سال پیش از مرگ مجبور کند تا مسیحی شود . اما مسیحی شدن پدر تاثیر چندانی روی اوگوستین  نداشت ! وجود و یا عدم وجود او عملا نقشی در زندگی وی ایفا نکرد !

اما مونیکا که سر خورده از رفتارهای زشت و زننده شوهر بود،تمام آرزوهای بلند پروازانه خود را معطوف به اوگوستین  کرد . بر همین اساس پاتریکیوس را مجبور کرده بود تا پس اندازی برای تحصیل اوگوستین  در کارتاژ دست و پا کند .

به هر ترتیب اوگوستین  با تلاش مونیکا سر انجام به کارتاژ رفت . روح عیاش اوگوستین  که یک نوجوان بود در کارتاژ به دور از نگاه مادر جلوه کرد . حالا بزرگترین گناه او دزدیدن گلابی نبود ! ]3[ وی حالا به خانه های بدنام کارتاژ سر می زد . به تئاتر می رفت !در همین زمان بود که وی به تئاتر علاقمند شد .

اما تنها این نبود در جریان رفت و آمدهایش به خانه های بدنام کارتاژ با دختری آشنا شد . وی با معشوقه اش که هرگز از او نامی نبرده است رابطه ای عاشقانه و وفادارانه آغاز کرد . رابطه او با معشوقه اش سال ها ادامه داشت و حاصل آن یک فرزند نا مشروع بود .

آگسوتین در کارتاژ با آثار سیسرون متفکر و خطیب روم آشنا شد و به فلسفه علاقمند شد . اما داروی واقعی روح دو خلقی خود را که از طرفی اسیر دست شهوات پست و از طرفی عاشق پاک بودن و طهارت بود را در مذهب مانوی یافت .

مذهب مانوی شاید به دلیل وجود ثنویت علاج مناسبی برای دردهای ذهنی او بود که از روحیه خلقی –دوقطبی او ناشی شده بود. از طرفی مانویت برای عذاب وجدان او به خاطر ارتکاب گناهان مسکنی قوی به حساب می آمد،اینکه این اوگوستین  نیست که گناه می کند! بلکه سر چشمه گناه از طبیعتی تاریک سر چشمه می گیرد ( این قسمت قضاوت نویسنده است) آراء و نظرات اوگوستین  که مکررا به نبرد خیر و شر اشاره دارد یادگار همین دوران است .

اوگوستین  سال ها بر باورهای مشکرانه مانوی خود پافشاری کرد . این مساله یعنی مشرک شدن اوگوستین  بی شک درد بزرگی برای مونیکای مسیحی به شمار می رفت . حالا اوگوستین  20 سال داشت و پس از چهار سال تحصیل در کارتاژ به خانه بازگشت . مونیکا با حیرت پسر مشرک خود را میدید که به همراه خود یک معشوقه و یک فرزند نامشروع برای مادر سوغات آورده است !

 

 


ادامه مطلب
نوشته شده توسط امیـر هادی انواری در ساعت  | لینک  |