آدرس جدید: www.anvarionline.com
برخوردهای پلیس نیروی انتظامی و راهنمایی و رانندگی هم هرچند تا اندازهای این روند را کنترل کرد، اما نتوانست موضوع را به طور کامل حل کند. هرچند در حال حاضر ورود سگ به پارک ها، اماکن عمومی و... ممنوع است، اما این ممنوعیتها ظاهرا نتوانسته انگیزه افراد مذکور را برای نگهداری از این حیوان در محیطهای شهری کاهش دهد. به هر حال این یک مد است که در بین طبقاتی خاص از جامعه به وجود آمده، اما محدودیتهای اعمال شده تنها روی حضور سگ در اماکن عمومی اعمال میشود. این در حالی است که در برخی از شهرهای شمالی کشور در مزارعی سگهایی تولید میشوند که نژاداصلی ندارند، اما با شناسنامههای جعلی توسط افراد سودجو به عنوان سگ خارجی به قیمتهای باور نکردنی به فروش میرسند. از طرفی قاچاق سگ از مرزهای شمال غربی کشور افزایش یافته است. افراد سودجو از بیاطلاعی مشتریان خود استفاده میکنند و تحت عنوان دامپزشک با خوراندن داروهایی سگها را بیحال میکنند و با این کار داروهایی که خودشان واد کردند و. بعضا تاریخ مصرف آنها گذشته است، شامل انواع ویتامینها را به قیمتهای بالایی به خریداران خود میفروشند. خبرنگار آینده گزارشی کوتاه در خصوص رواج قاچاق و واردات سگ به کشور، فروش این حیوان و ابزار و آلات نگهداری از آن، همچنین درآمدهای افسانهای کلینیکهای مربوطه تهیه کرده که در ادامه میآید:
اینکه ما از لفظ فروشگاه استفاده میکنیم منظور مراکزی معتبر نیستند. این مراکز اکثرا فقط دارای شماره ثبت شرکت هستند و مجوز خاصی از مراجع ذیصلاح ندارند. صاحبان مراکز افرادی هستند که اطلاعات نیم بندی بر اساس تجربه، از نحوه زندگی و نگهداری حیوانات بدست آوردهاند و وارد تجارت پرسودی شدهاند. در واقع مغازه آنها روی اینترنت است. آگهیهایی را در فروشگاههای آن لاین منتشر میکنند. آنها ادعا میکنند تمامی سگهای آنان شناسنامه دار هستند. شناسنامه میتواند گاه تا چندین برابر قیمت یک سگ را بالا ببرد. اما شناسنامه واقعا چقدر قیمت دارد؟ هر سگی با هر نژادی با مراجعه به یک کلینیک و یک معاینه ساده و هزینه کردن5-6 هزارتومان، میتواند شناسنامه دار شود. اما افراد سودجو بابت این شناسنامهها گاه سگها را به قیمت چند صدهزار تومان به فروش میرسانند. 
در این جدول برخی از محصولات بنجل خارجی که در بازار داخلی به قیمتهای بالایی فروخته میشوند:
|
نوع کالا |
قیمت(به تومان) |
|
برس گره باز کن مو برای سگ |
15 هزار |
|
برس دوطرفه گرد تاشو |
12 هزار |
|
دستکش سگ |
6 هزار |
|
شامپو نرم کننده اسلیکی |
12 هزار |
|
قلاده متری ایتالیایی |
45 هزار |
|
لباس پشمی چینی |
19 هزار |
|
لباس دامن دار چینی |
22 هزار |
|
لباس استرج چینی |
22 هزار |
|
کراوات سگ |
8 هزار |
|
دستمال گردن سگ |
9 هزار |
|
صابون نرم کننده |
5 هزار |
|
شامپو عصاره عسل(برای موهای بلند) |
5 هزار |
|
قرص بدون قند، ضد ریزش مو |
10 هزار |
|
هر عدد ویتامین تاپ تن |
200 |
|
ویتامین مخصوص سگ |
23 هزار |
|
اسپری بلوپت آنتی باکتریال |
9 هزار |
متوسط قیمت سگ در بازار داخلی:
|
ویژگی |
متوسط قیمت |
|
دوبرمن 8 ماهه ( از پدر و مادر وارداتی )گوش و دم جراحی شده. |
6 میلیون |
|
Available(دوماهه) |
یک میلیون و 200 هزار |
|
great dane(سه ماهه) |
یک میلیون و 400 هزار |
|
شیزو (شش ماه) |
500 هزار |
|
یورک شیر (سه ماهه) |
600 هزار |
|
کراس تریر(دو ماهه) |
300هزار |
|
بولداگ(یک ماه) |
یک میلیون |
|
پکینیز(سه ساله) |
400 هزار |
|
باکسر(4 ماهه) |
یک میلیون و 300 هزار |
|
پاگ وارداتی |
850 هزار |
|
کوکر اسپانیل وارداتی |
2 میلیون و 200 هزار |
|
great dane(سه ماهه) |
یک میلیون و 450 هزار |
زمانی، دانشجوی جوان فریدون کناری در برنامه تست بازیگری این سریال به طور اتفاقی دیده می شود و بعد نقش به او داده می شود. تا آغاز فیلمبرداری مصطفی زمانی به طور منظم تمرینات بدنسازی انجام می دهد تا بتواند به عنوان بازیگر نقش یوسف به ایفای نقش بپردازد. بازیگر دوران کودکی یوسف پیامبر هم پسرخاله مصطفی زمانی بوده که او هم هیچ سابقه سینمایی نداشته است.
***
آیا شما حضرت یوسف را در واقع احمدینژادی در گذشته تصویر کردید، به بیان دیگر از توانایی تلویزیون در جهت تبلیغ فعالیتهای احمدینژاد در دولت نهم استفاده کردید؟

در میدان ونک، میدان هفت تیر و... اگر مانتو یا پالتوی دختری کمتر از حد معینی باشد مسافر اجباری ونهای سبز و سفید رنگ گشت ارشاد خواهد شد، به مقصد وزرا! با اشل و مقیاس خود تصمیمگیرندگان نظارتی و انتظامی کشور هم که بسنجیم، آنچه از رسانهها بارها در خصوص چرایی اجرای طرح ارتقاء امنیت اجتماعی اعلام میشود، این است که آنها قصد دارند با مصادیق بدحجابی و.. برخورد کنند تا جامعهای سالم و مبتنی بر دستورات مذهبی ساخته شود. درباره "چرایی" و "چگونگی" آن فعلا بحثی نیست.

کسی نمیتواند بگوید تمام مسافران ونهای گشت ارشاد زنان بدکاره هستند! که اکثر آنها مشکل پوشش دارند و خانوادهدار هستند و اکثرا به خدا و پیغمبری معتقدند. با این گروه اگر بدحجاب باشند، برخورد میشود. حالا تناقض مطرح میشود، بدحجابی بدتر است، یا برهنگی، از برهنگی که در ادبیات برخی از رسانهها صحبت میشود و به زن بیروسری گفته میشود صحبت نمیکنم، برهنگی به معنای برهنگی بدون حتی یک تکه ستر و پوشش.
شاید تصورش سخت باشد، آن که در خیابانهای این شهر با روسری و مانتوی بلند از جلوی چشمان تیزبین ماموران گشت ارشاد می گذرد و حالا که تمامی روشهای عدم جلب توجه این ماموران را آموخته، شب به خانه می آید، جلوی کامپیوتر شخصی می نشیند و این بار نه یک تکه از موی خود، نه یک تکه از پای خود و... که تمام بدنش را برهنه میکند و پای وب کم می نشیند و سکس چت میکند!
چه کسی از وبلاگر هاست که جرات کند حتی واژه "فیلتر" را در وبلاگ خود درج کند، که میداند ظرف مدت کوتاهی عبارت" سایت مورد نظر به دستور مقامات قضایی فیلتر شده" را در صفحه خود خواهد دید.
اگر به صفحات 360 درجه یاهو سری بزنید، البته بدون فیلترشکن، انبوه صفحات سیاه و صورتی را خواهید دید با نامهای واقعی و عکسهای واقعی. اینجا دیگر صحبت عکسها و فیلمهای مستهجن خارجی نیست. اتفاقا اینجا همین افرادی را می بینید که هر روز از جلوی من و شما در خیابان رد می شوند. از جلوی چشمان پرسشگر گشت ارشاد و... همگی بی سواد و معتاد نیستند، نمونههایی را می یابید که در دانشگاههای دولتی هم درس می خوانند. اما تن فروشی می کنند. این یعنی فاجعه، در جامعه ای مدعی ارزش ها: با یک جستجوی ساده چیزی حدود دو هزار دختر تن فروش با عکس واقعی از خودشان و مشخصات کامل فقط در یک سایت حضور دارند.
ای کاش روال این تن فروشیها همچون گذشته بود، اما گویا مدرن تر هم شدهاند و حالا با انواع فرنگی خود در حال رقابت هستند، انواع سکسهای گروهی، سکسهای خشن، سکسهای مبتنی بر سادیسم و مازوخیسم(اسلیو و میستریس) لزبین ها، تاپها و باتها و...
حقیر تمایل چندانی به اثبات تقوا ندارم، شاید به خاطر نازنین برخی هم زیاد خوش نیاید و سوالی طرح شود که آیا نگارنده قصد دارد این سوراخ باریک (360 یاهو) را در فیلترینگ دقیق جمهوری اسلامی مسدود کند! اما بحث اینجاست که نگارنده به خاطر قبح رایج و معروف و همین حرف و حدیث ها، حدود دو سالی هست که این پیجها را هر از چندگاهی می بیند و افسوس می خورد که ای وای، چه بر سر چشمهای دقیق اعضا و کارمندان کارگروه ساماندهی و کمیته مصادیق آمده، که کوچکترین انتقاد و نقدی را در هر وبلاگ و گوشه و پستوی وبلاگستان فارسی رصد می کنند و دریغ از یکبار سر زدن به این صفحات شخصی 360 درجه!
دختران لخت و عور با عکسهای شخصی که گویا از فرط عدم برخورد و آسودگی خیال با فراغ بال عکسهای خود را در پیجها گذاشتهاند و در انتظار مشتری هستند. شارژ ایرانسل اس ام اس می کنید، حدود دو ساعت صبر می کنید و بعد دخترک با شما تماس می گیرد. یک سکس چت مختصر در واقع به عنوان اشانتیون برنامه است و بعد در مورد نحوه برنامه، این که مکان از متقاضی است یا از عرضه کننده و.. چانه زنیها آنجام میشود و با 10 تا 200 هزار تومان یک ساعت تا یک شبانه روز را با او می گذرانید، هیچ کس هم با خبر نمیشود.
برای دخترکی که عکسش را در پیج گذاشته، فرقی نمیکند که بیننده زیر 18 سال باشد یا خیر! اینجا هم مثل کشورهای اروپایی نیست، سکس به عنوان یک تابو مطرح است و متقاضی که عرضه دوست دختر داشتن و اتول زدن در خیابان را نداشته، کسی است که تقریبا چیز خاصی از بیماریهای رایج و .. نمیداند. با یکی از آنها صحبت می کردم که نمیدانست ویروس اچ آی وی می تواند از طریق اورال هم منتقل شود. دخترکان بیشتر مشتری کم سن و سال می پسندند، آنها که خبر از این بیماریها ندارند و ممکن است برای یک بار تجربه ای ممنوع، تمام زندگی شان از دست برود.
شاید انبوه ماموران لباس سبز، با کلاههای کج و باتوم در دست توانسته باشند حاشیه خیابان جردن را پاکسازی کرده باشند، اما با پیجهای 360 چه کنیم؟ گیرم که 360 هم بسته شود، مگر قبلا اورکات بسته نشده بود؟ نوبت کلوب می رسد، کلوب را هم فیلتر کنند، ایمیلهای تبلیغاتی، فیلترشکن، اتاقهای چت و... به اینها می گویند، واکنش افراد نسبت به کنترل اجتماعی.
فیلتر کردن این صفحات شخصی بی شک راه گشا نخواهد بود، چه بسا با فیلتر کردن این سایتها فرایندی که امروز دچار آن هستیم تکرار شود. در گذشته سایتهای مستهجن به سایتهای خارجی محدود بودند، اما با فیلتر شدن آن سایتها حالا سایتهای مستهجن فارسی با عکسها و فیلمهای داخلی کار می کنند.
مشخص نیست سازمانهای عریض و طویل که بودجههای چند میلیاردی برای فرهنگ سازی، پیشگری و نظارت دریافت می کنند چه کار می کنند. سازمانهایی نظیر: وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی، صدا و سیما، سازمان تبلیغات اسلامی، بهزیستی، وزارت علوم، دانشگاه آزاد اسلامی و... خیلی از دختران تن فروش تهرانی دانشجوهای شهرستانی هستند که برای تامین هزینههای تحصیل دست به این کار می زنند، برخی دانشجوی دانشگاه آزاد هستند و برای تامین شهریه دانشگاه خود این کار را می کنند. بی شک تن فروشی اول و آخر کار نیست و مرحله بعد از تن فروشی مرحله اعتیاد است. چنانکه می دانید و اعلام شد، الگوی انتقال بیماری ایدز که به عنوان مشکلی جدی در جامعه جهانی مطرح است، در گذشته در کشور ما از طریق سرنگهای آلوده و... بود، اما این الگو در حال تغییر است.
تامین هزینههای دختری که به خاطر هزینههای زندگی تن فروشی میکند، بی شک نسبت به هزینههایی که رواج اینگونه ناهنجاریها در پی خواهد داشت، خیلی کمتر خواهد بود. برای مثال فقط اچ آی وی را که سالها دوره خاموش دارد و تنها با آزمایش می توان از وجود آن در بدن فرد بیمار با خبر شد را در نظر بگیریم.
اگر فقط یکی از این تن فروشان (که حدود دو هزار نفر از آنها در یاهو 360 حضور دارند) که به طور متوسط هر هفته با 10 نفر همبستر می شوند، ناقل بیماری باشد، هر هفته 10 نفر را مبتلا کند، یعنی طی 5 سال که حداقل دوره خاموشی بیماری ایدز است، حدود 2هزار نفر را به این بیماری مبتلا میکند. اگر این دو هزار نفر ازدواج کرده باشند، همسران خود را مبتلا می کنند و اگر فرزندی داشته باشند، فرزند هم مبتلا خواهد شد.
این در حالی است که سازمانهایی مثل بهزیستی و ... که متولی کمک به افراد مبتلا به بیماری اچ آی وی هستند، باید هر ماه در مقاطعی از بیماری گاه تا چند صد هزارتومان یارانه درمانی به آنها پرداخت کنند.
این تنها هزینههای مالی است، هزینههای اجتماعی و سنگین که جامعه از تن فروش شدن زنان، خیانت مردان به همسران و... متحمل میشود، قابل محاسبه نیست.
در روانشناسی اجتماعی که در واقع تلفیقی است از جامعه شناسی و روانشناسی، عملکرد فرد در مقابل کنشهای بیرونی بررسی میشود. به بیانی رفتار فرد با جامعه خود را می توان از منظر نظریات این علم نوپا بررسی کرد. علمی که گویا برخی از مسئولین از وجود آن بی خبر هستند.
بر این اساس گفته میشود زمانی که فرد از طرف عاملی بیرونی در جامعه کنترل شود، پس از مدتی نسبت به این کنترل از بیرون واکنش نشان می دهد. از آنجا که این فرایند از طرف فرد نسبت به جامعه اعمال میشود، کنترل آن بسیار مشکل و در بعضی اوقات غیر ممکن است. چراکه فراوانی آن به تعداد افراد جامعه است و عملا امکان نظارت بر آن غیر ممکن به نظر می رسد. اما راهکاری که در تمامی علوم نسبت به سایر راهکارها اولیت دارد، همان پیشگیری است. خدارا شکر کم نیستند اساتیدی که به مسئولین راهکار ارایه دهند، منابع علمی در حوزه جامعه شناسی، روانشناسی، روانشناسی اجتماعی و... هم در همین اینترنت به وفور یافت میشود.


حدودا 25 سال از فعالیت تشکیلاتی به نام «رزمگاه کماندو» در کشور می گذرد. این تشکیلات طی این 25 سال بیش از 20 هزار نفر نیرو جذب خود کرده است. این تشکیلات ظاهرا شبیه سایر آموزشگاه های فنون رزمی است، اما در واقع شیوه آموزش، نوع جذب نیرو و... با همه آموزش گاه های دیگر متفاوت است. اولین تفاوت آنها در آموزش های شبانه روزی است که ارایه می کنند. موسس و استاد بزرگ این مجموعه با نام یکیتا(عبدالحمید باقریان جمنانی) در منطقه سوادکوه چندین هکتار زمین شخصی دارد که داوطلبین آموزش این رشته رزمی از سرتاسر کشور برای دریافت نگین یک(اولین سطح از دوره های رزمگاه) باید مدتی را به صورت شبانه روزی در این زمین ها بگذرانند.
***
در این مدت که داوطلبان در منطقه سوادکوه به سر می برند، آموزش های ویژه ای که نظیر آنان در برخی از واحدهای نیروهای مسلح مثل نیروهای وژه هوابرد تیپ 65 نوهد داده می شود از قبیل: آموزش و نحوه کار با انواع سلاح سرد( چوب ـ چاقو ـ شمشیر ـ تبر)،دفاع در برابر انواع سلاح سرد( چوب ـ چاقو ـ زنجیر)، نحوه مبارزه تک به تک و تک به چند و حرکات تهاجمی و دفاعی، نحوه گذر از موانع طبیعی و حرکت در جنگل و کوهستان، استفاده از طناب در گذر از دره های ژرف و شیب های تند کوهستان، سوارکاری در جنگل و کوهستان، آموزشهای اولیه غریق نجاتی، نحوه مبارزه و استتار در جنگل و کوهستان و مبارزه در دریا، آموزشهای ویژه امداد رسانی و کمک به افراد حادثه دیده، شناخت و مبارزه با انواع حیوانات وحشی و جانوران موزی ،نهاد شناسی، جهت یابی در شب، جهت یابی در جنگل های انبوه ـ کوهستان و بیابان و...به آنها داده می شود. پس از اتمام دوره اول داوطلبان می توانند تا آغاز دوره بعدی تمریناتی را در آموزشگاه های شهرهای خود ببینید. این مجموعه با نام رزمگاه کماندو تاکنون در اکثر نقاط کشور نمایندگی هایی را دایر کرده است. نمایندگی های شاخص این سازمان عبارتند از: رزمگاه کماندو رفسنجان، رزمگاه کماندو کرج، رزمگاه کماندو مازندران (بندپی شرقی گلوگاه)، رزمگاه کماندو قم (باشگاه مولا). یکیتا در این مجموعه نقش مراد را بازی می کند و داوطلبان برای یادگیری برخی فنون نزد یکیتا می روند و پس از دریافت فنون برای تمرین به شهر محل اقامت خود باز می گردند. در اصطلاحات نیروهای رزمگاه نیز از واژگانی چون: نیرو، نیروهای ویژه، کماندو و.. استفاده می شود. سطوح این آموزش ها براساس نگین است، که برترین آموزش ها به نگین 22 می رسد که البته تنها دارنده این نگین در حال حاضر خود یکیتاست، اما برخی نیز به نگین بعد از یکیتا بهترین نیرو که تا بالاترین سطح اموزش ها رسیده است به نگین 12 رسیده.
گردهمایی های چند هزار نفری
این تمام ماجرا نیست! این مجموعه یک وجه تمایز بزرگ با سایر مجموعه های رزمی دارد. گردهمایی
های سالانه این مجموعه که افراد شرکت کننده در آن از کل کشور گاه به دو هزار نفر هم می رسد قابل توجه است. به گفته عباس داور پناه، مسئول روابط عمومی این مجموعه که با آینده گفت و گو می کرد: رزمگاه پیش از این دوره های رزمگاه یکبار برای دختران نیز اجرا شده، اما به دلیل عدم استقبال زیاد از طرف دختران، همچنین برخی حساسیت ها دیگر دوره های دخترانه اجرا نشد. سایت این مجموعه در حال حاضر فیلتر شده است، سایر وبلاگ ها و سایت های وابسه به مجموعه نیز در حال حاضر فیلتر هستند، داورپناه اعتقاد دارد این فیلترینگ براثر اشتباه بوده است و به زودی رفع خواهد شد. این مجموعه زیر نظر هیچکدام از فدراسیون های فعال کشور فعالیت نمی کند و به گفته سخنگوی این مجموعه دلیل این امر جای نگرفتن فنون رزمی این رزمگاه در سایر فنون است. او اعتقاد دارد تمام فنون ارایه شده در رزمگاه کماندو، همگی ابداعی یکیتا هستند. در تابستان امسال اعضای هیات مدیره این رزمگاه به عضویت: عبدالحمید باقریان (یکیتا)، مسعود یعقوبی زاده، عباس داورپناه، محسن علی حسنی، شادان شیخ رضایی، حامد ابراهیم آبادی به عنوان عضو علی البدل هیئت مدیره، سید مهدی میر سلیمی بعنوان بازرس و سید احمد فروغی بعنوان عضو علی البدل بازرس تشکیل شد.
نامه های گم شده
پیش از این در بنیانگذار سبک رزمگاه کماندو در نشستی خبری با ابراز نارضایتی از عملکرد مسئولان سازمان تربیت بدنی گفته بود: علیرغم پیگری های زیاد با مسئولین سازمان تربیت بدنی،فقط بلاتکلیفی عاید ما شد و حتی جواب یکی از مکاتبات ما را هم ندادند و این برای سازمانی که به دنبال پیشرفت ورزش کشور است دور از شئونات ورزشی است.باور کنید حدود 40 نامه را بصورت های مختلف برای سازمان تربیت بدنی ارسال کردیم ولی هر بار صحبت از مفقود شدن این نامه ها به میان می آمد و من به شخصه متعجبم که حتی یکی از این نامه ها هم به دست مسئولین سازمان نرسیده است. حتی یکبار هم از طریق دفتر ریاست جمهوری اقدام به مکاتبه رسمی با این سازمان کردیم ولی بازهم صحبت از مفقود شدن نامه به میان آمد ولی من تصور می کنم که برخی ها تمایلی برای ادامه فعالیت ما در سطح کل کشور را ندارند چون این موارد فقط بهانه ای بیش نیست.حتی تمایل داشتم بشخصه با مسوولان بالای سازمان تربیت بدنی دیداری داشته باشم ولی باز به در بسته خوردیم و اصلا گوشه چشمی هم به ما نشان ندادند.
نیایش نامه ها
یکیتا نه تنها استاد رزمی نیروهای رزمگاه به شمار می رود، بلکه او یک مرجع معنوی نیز برای نیروهای رزمگاه به شمار می رود. برخی از نیروهای تربیت شده به دست یکیتا برای او شعرهایی نیز میسرایند. در واقع دیدگاه آنها نسبت به یکیتا تنها یک استاد فنون رزمی نیست. آنها او را به عنوان پدرخوانده مذهبی خود می شناسند. و در بلاگ ها، نوشته ها و... در حال ستایش او هستند. نیایشنامه ها و اعتقادات او که به صورت شعر و یا متونی نوشته شده است در وبلاگ اعضای رزمگاه به وفور به چشم می خورد. عکس های یکیتا، در این وبلاگ ها جمع آوری شده اند و یکی از جذاب ترین بخش ها برای اعضا به شمار می رود.
واژگان پارسی کماندو
نام هایی که آنها برای حرکات رزمی خود انتخاب می کنند نیز به نوبه خود جالب توجه است. داور پناه اعتقاد دارد که تمامی این نام ها برگرفته از زبان پارسی اصیل است. از آنها می توان به: آدرم(به معنی سلاح سرد است که به رزم افزار های سرد طراحی شده در این رشته گفته می شود)، پیشداد(به معنی آغاز حرکت و نخستین تلاش با آوا میباشد که در آغاز تمرینات و آموزشها انجام میگیرد.)،فرجام(به معنی پایان کار که پس از پایان آموزشها به صورت منظم با آوای یاد انجام میپذیرد.)، یاد(بمعنی یاد و درس و خاطره است و در این رشته که در آغاز و فرجام کارها استفاده میشود و از نظر معنی وارستگی نیز یاد مخفف یاد می کنیم به نیکی خدای را که با یاد او دلها آرام گیرد ُ میباشد.)، درود(به معنی درست و درستی است که در احترامها و تایید سخنان مربی و استاد از آن استفاده میشود هر هنرجوی این رشته با ورود به جایگاه تمرین و یا حضور در خدمت استاد با گفتن درود و هنگام خروج واژه بدرود احترام خویش را نمایان میسازد.) شین پا( مخفف نشستن روی پا یا حرکات ایستادن ها است که بخشی از فنون گسسته رشته کماندو است .)آسای(مخفف بیاسای بمعنای استراحت نما یا نفس بگیرید است که در هنگام استراحت در زمان تمرین و یا آزاد بودن استفاده میشود .)، آموده(بمعنی آراسته و پیراسته در زبان پارسی است که واژه آماده نیز همان است واژه آموده ایستادن رسمی و آغاز حرکتهای رزمی این رشته است.) و...اشاره کرد.
توضیح: این گزارش در سایت آینده نیور منتشر شد.
توضیح: بخشی از این گفت و گو در سایت آینده منتشر شده، که البته به خاطر استاندارد حجم گفت و گو و گزارش در سایت خبری، من متن کاملش رو اینجا گذاشتم.
---------------------------* * *---------------------------
من منصف هستم، آنها دروغ می گویند
من سانسور نمی شوم
هیچ وقت نگفتم رضا قلدر، رضا پالانی
چرا بهائی ها در آمریکا نمی مانند؟
با اینکه خیلی از حزب توده بدم می آید و معتقدم که نوکر شوروی بوده اما می گویم حزب توده یک خدمت بزرگش این بود که به خاطر مبارزاتی که انجام داد بیمه کارگران در ایران ایجاد شد.خسرو معتضد مورخ، و روزنامه نگاری است که طی چند سال اخیر به دلیل برنامه کوتاهی که شب ها از او پخش می شود بیشتر مورد توجه قرار گرفته است. گفته های او در مورد حزب دموکرات آذربایجان، حزب توده، خاندان پهلوی و... بحث هایی را بدنبال داشته. برخی در مورد سابقه او تشکیک دارند(اینجا ببینید) و به دلیل شغل پدرش سرتیپ معتضد که از نزدیکان به دربار بوده وی را مهره انگلیس ها می دانند و یکبار هم شایعه پاناهندگی او را به انگلیس مطرح کردند. البته خود معتضد نظر دیگری دارد،(اینجا ببینید) او می گوید که در آن مدت که در تهران نبوده به انگلیس نرفته بوده و به جزیره کیش سفر کرده بوده است. گذشته از مطالبی که فعالان دانشجویی در مورد وی مطرح می کنند برخی نیز معتقدند که وی بی طرفی خود را در باخوانی تاریخ فراموش و مدیحه سرای نظام شده است. به هر حال گفت و گوی کوتاهی را با این دانش آموخته تاریخ انجام داده ایم که در ادامه می آید:
س: آیا در برنامه هایتان سانسور می شوید، ممکن است که چیزی را نگویید که بوده یا چیزی را بگویید که نبوده!؟
نه، من سانسور نمی شوم. با قاطعیت می گویم من سانسور نمی شوم. مخصوصا به خاطر احترامی که دارم من ندیدم من را سانسور کنند.
س: به هر حال در تاریخ معاصر به خصوص شخصیت ها و اتفاقات پهلوی دوم بخش هایی وجود دارند که صحبت کردن در مورد آنها، مثل صحبت کردن در مورد ملی شدن صنعت نفت و... زیاد هم آسان نیست!
مثلا کی؟
س: مثلا شخصیت هاو گروه هایی که در ابتدای در انقلاب حضور داشتند بعدها آن را نقد کردند و اصلا معاند شدند یا علی شریعتی، صادق قطب زاده، شخصیت های ملی مذهبی و...
ببینید آقای قطب زاده آدم جالبی نبود. یک آدم فرصت طلب بود، او. هیچ کار جالبی نکرد. ایشان نمرات تحصیلی ایشان را من در یک کتاب گذاشتم به نام 61 سال، که در مورد زندگی شاه است. قطب زاده نمراتش همه اش زیر e بوده است. ایشان آدمی بود که حرف زدن هم بلد نبود. ببینید او در پاریس چطور زنده می کرده، دوست دخترش که به سفارت ایران مراجعه کرد و... در هر انقلابی همیشه کسانی هستند که ابن الوقت هستند. یا مثلا شریعتی، من خیلی وقت پیش براساس گواهی فوت شریعتی گفتم که ایشان به خاطر اینکه زیاد سیگار می کشیده و خونه به مغزش نرسیده بوده فوت کرده. علت مرگ هم همین قید شده، منتها یک سری می خواهند گویند شریعتی را شاه کشته، اگر شاه می خواست بکشد چرا تا وقتی که در ایران بود نکشت؟ اما خوبی که انقلاب ما دارد این است که همه چیز را منتشر می کند، نمی خواهم تعریف کنم، من خودم خیلی مشکل دارم، مثلا کتاب من الان به وزارت ارشاد رفته با نام بابک خرمدین مدت هاست در ارشاد مانده. اما در تلویزیون مثل ارشاد مشکل ندارم. همین چند وقت پیش از جام جم برنامه زنده داشتم، مشکل تلویزیون این است که باید یک مقدار برنامه هایش را عمیق تر بکند. فیلم ها و مستند هایی داشته باشد.
س: منظورتان از عمیق تر شدن چیست؟
یک سری فیلم مستند هست در مورد ایران که متاسفانه اکثرا انگلیسی و آمریکایی هستند. این فیلم ها خیلی فیلم های خوبی هستند، من رفته ام و دیده ام متاسفانه برخی از این شبکه های ماهواره ای التقاطی هم بعضی از این فیلم ها را در اختیار دارند. چرا صدا و سیما نمی رود این فیلم ها را بخرد که واقعی هم هستند. نگاه کنید کارگردانان ما در مورد قاجاریه فیلم می سازند خیلی نوستالوپیک به ماجرا نگاه می کنند، در دوره قاجار وضعیت مملکت به شدت خراب بود، هر زمستان سقف خانه ها پایین می آمد و... من نامه نوشتم که چرا این فیلم ها را نمی خرید، در نهایت فکر نکنم بیشتر از ده میلیون قیمت داشته باشند. اما نمی خرند.
س: شما چطور فکر می کنید، از قول شما نوشته اند که در جلسه ای شما گفته اید "من از منتقدان آقاي احمدي نژاد هستم ولي ايشان را خيلي دوست دارم. چون مهربان و پرشور است."
من عضو هیچ گروه و دسته و حزبی نیستم. اما ای کاش بودم، اگر من در ترکیه بودم، می گفتم من عضو حزب جمهوریت یا خلق هستم. اما چون در ایران زیاد خوب نیست، محزب بودن مرسوم نیست می گویم من عضو هیچ گروه و دسته و حزبی نیستم. از یک نظر خوب است چون من محقق تاریخ هستم می توانم بگویم که بی طرفم. واقعا هم همینطور است در تلویزیون دارم از پیشه وری صحبت می کنم می گویم بیچاره را در زندان خیلی اذیت کردند. یعنی من موافق نیستم که کسی را در زندان شکنجه کنند. می خواهم بگویم که من هم مشکل دارم، طبیعی ترین راه برای اینکه اذیت نشوم این است که محتاج دولت نباشم، همینطور هم هست، الان حقوق بازنشستگی من خیلی ناچیز است. با اینکه من فوق لیسانس دارم اما همه دکتر ها می دانند که از هر دکتری باسوادتر هستم اما حقوق من با فوق لیسانس از دانشگاه علوم پزشکی محاسبه می شود یعنی 450 هزارتومان. خیلی راحت هم می توانند بروید و بپرسید.
س: برخی معتقد هستند که شما تاریخ را تحریف می کنید!
دروغ می گویند! برای اینکه من نیازی به تحریف ندارم. من کی هستم که تاریخ را تحریف کنم؟ من خیلی انصاف دارم. برای اینکه من تاریخ را برای شما نمی نویسم، من تاریخ را برای 50 سال بعد می نویسم. مثلا با اینکه خیلی از حزب توده بدم می آید و معتقدم که نوکر شوروی بوده اما می گویم حزب توده یک خدمت بزرگش این بود که به خاطر مبارزاتی که انجام داد بیمه کارگران در ایران ایجاد شد. من هیچ وقت در تلویزیون نگفتم رضاخان قلدر، رضا پالانی و... برای اینکه اینها اصلا درست نیست، اینکه پدرش چه کسی بود و... چون اینها اصلا در تاریخ مهم نیست. همیشه گفتم رضا شاه؛ اما می گویم چون رضاشاه از طبقه پایین جامعه بلند شده بود باید به فکر طلبقات پایین تر جامعه می بود که نبود. در زمانش فاصله طبقاتی بیشتر شد. بنابراین من هیچ وقت تاریخ را تحریف نمی کنم. نه من عضو حزب توده بودم، نه در زمان شاه کسی فامیل مرا کشته که من بخواهم بد بگویم. من یک آدمی بودم مثل همه مردم دانشگاه رفتم، درس خواندم، تحقیق و مطالعه کردم.
ولی مشکل من یک چیز است، من عاشق ایران هستم، من این آفتاب را دوست دارم، مملکتم را دوست دارم. مثل کسانی نیستم که کاباره داشتند، حالا رفته اند و تلویزیون تاسیس کردند. یکی می گفت که من می خواستم شبکه موسیقی بزنم منتها گفتند اگر سیاسی بزنی دولت آمریکا به تو کمک مالی می کند، سیاسیش کردم.
س: به ایام دهه فجر نزدیک می شویم، گویا شما در مورد سینما رکس آبادان اسنادی دارید، چه کسی این سینما را آتش زده بود؟
آتش گرفتن سینما رکس آبادان کار گروه های تجزیه طلب بود، این گروه ها مدتی از طرف صدام حمایت می شدند، مدتی از طرف مصر و... اینها آمدند و این سینما را به آتش کشیدند، تنها حماقت یکی از مسئولان بلند پایه وقت بود که در سینما را بسته بود که اینها(تجزیه طلبان) را دستگیر کند به خاطر جایزه، کار ساواک نبوده.
س: در مورد بهائی ها، شما نظری دارید، اظهار نظرهایی در مورد آنها کرده بودید!
آنها 150 سال است که اشتباه میکنند. من به آنها بهائی نمی گویم، می گویم جهان وطن. اگر قبل و بعد از انقلاب اینقدر خودشان را لوس نمی کردند. بهائی مثل هویدا را سر کار نمی آوردند، کسی مثل آقای روحانی را نمی آوردند. تلویزیون در سال 37 راه نمی انداختند اینطور نمی شد. خانه های خیلی ها آتش گرفت(خانه بهائی ها) بازهم از رو نمی روند. حالا بهائی های ایران بی آزار هستند، اما آنها که در آمریکا هستند مدام شیطنت می کنند. مگر نمیگویید ما به ایران فکر نمی کنیم به جهان فکر می کنیم؟ بروید بنشینید همان امریکا، دست از سر این مملکت بردارید. من ضد بهائی نیستم، حتی دوست بهائی هم داشتم. منتها دوست من آدم فهمیده ای بود، خیلی با سواد بود هیچ وقت هم با من بحث نمی کرد.
س: اصلی ترین منتقدین شما، کسانی هستند که به نوعی در زمان پهلوی دوم در مراکزی بودند که تاریخ را به صورت عینی مشاهده کردند، آنها می گویند معتضد دروغ گوست!
آنها سلطنت پرست هم نیستند. در زمان ناپلئون عده ای بودند سلطنت پرست بودند، از انگلستان قاچاقی به فرانسه می رفتند و فعالیت هم می کردند. اینها سلطنت پرست و طلب هم نیستند. اینها آنجا نشستند، منتهای شاه پرستیشان این است که آش رشته و چلو کباب بخورند، در تلویزیون هایشان قر بدهند، شب باباکرم و چارشنبه سوری درست کنند. انقدر شعور ندارند که چهارتا تلویزیون خوب داشته باشند، بیایند و بگویند شاه این کارهای خوب را انجام داد. ما شاه پرست هم نداریم. یک دکان دو نبشی راه انداختند. حالا من آمدم با این برنامه دکان اینها را تعطیل کردم.
اینها باید بیایند آشتی کنند. هیچ کشوری بعد از برچیدن سلطنت دیگر سلطنت را بر نمی گرداند، مثلا در افغانستان پادشاه قبلی را آوردند کردند پدر افغانستان، تا وقتی بمیرد در خانه اش مانده بود. نباید به انقلاب بکشد، انقلاب آخرین راه است. نباید مفرها را بر مردم ببندند. باید در جامعه حزب باشد، رسانه باشد و... چرا در ترکیه انقلاب نمی شود، چون در ترکیه حزب وجود دارد.
س: شما یک مورخ هستید، که هم سابقه حضور در رادیو تلویزون قبل از انقلاب را داشتید، هم مطبوعات و در حال حاضر هم در تلویزیون جمهوری اسلامی ایران کار می کنید، نظرتان در مورد آزادی بیان فعلی در کشور چیست؟
ببینید من هم گذشته را دیدم و هم الان را. در گذشته یک دانشجو را می گرفتند، این دانشجو را شلاق می زدند و می کشتند و ... الان خدا را شکر کسی را نمی کشند. نمی گویم شاید زندان باشد چوب و چماقی باشد، ولی کسی را نمی کشند. اگر در زمان پهلوی دوم هم آدم های احمقی نبودند که آنطور روزنامه ها را خفه نمی کردند، با دانشجویان را آن طور خفه نمی کردند، باور کنید هنوز هم حکومت سلطنتی در ایران باقی مانده بود. نباید کار به آنجا برسد که دانشجو اسلحه به دست بگیرد، این یعنی آخرین مرحله ناامیدی. تا وقتی فضا را باز بگزارند من بتوانم صحبت کنم، روزنامه ها محدود نباشد اتفاقی نمی افتد. انقلاب آخرین مرحله است. نباید انقلاب اتفاق بیافتد و آنهایی هم که می دانند خیلی کم در دنیا پیش آمده بعد از سقوط یک رژیم سلطنتی بشود آن را احیا کرد، در فرانسه هم پشیمان شدند.
شنیدم یک جا نوشته بود خبرنگاران اصلاح طلب تمایل دارند با بی بی سی کار کنند، بی بی سی دارد نیروهای اصلاح طلب را جمع می کند. خب آخر چرا روزنامه شان را می بندید که بروند با بی بی سی کار کنند؟ روزنامه نگاری در خون بعضی هاست، یک روزنامه فروش نمی تواند برود قنادی بزند. مثلا این بچه های آقای کرباسچی(کارگزاران و شهروند) می خواستند چکار کنند؟ وقتی روزنامه شان را ببندید می روند با بی بی سی کار می کنند. برنامه هایشان را هم دیدم خیلی خوب است، مثلا در مورد عمل زیبایی و دماغ عمل کردن های دختران یک برنامه ساخته بودند، خب این هست.