تبليغاتX
آدرس جدید: www.anvarionline.com

آدرس جدید: www.anvarionline.com

آدرس جدید: www.anvarionline.com

پس از فیلتر

 

از این به بعد به این آدرس مراجعه کنید 

http://1mynotes.blogfa.com

 

امیرهادی انواری

+ نوشته شده در  چهارشنبه 16 بهمن1387ساعت   توسط امیـر هادی انواری  | 

گزارشی از تجارت سگ در ایران!

 دیگر داشتن سگ، به خاطر دفاع از خود یا ملک شخصی نیست. در گذشته نگهداری از سگ، خواه به منظور حفاظت و خواه سگ‌های زینتی در انحصار اقشار خاصی از جامعه بود. اما در سالهای اخیر نگهداری از سگ‌های زینتی به عنوان یک مد در بخشی از جامعه مطرح شده.

برخوردهای پلیس نیروی انتظامی و راهنمایی و رانندگی هم هرچند تا اندازه‌ای این روند را کنترل کرد، اما نتوانست موضوع را به طور کامل حل کند. هرچند در حال حاضر ورود سگ به پارک ها، اماکن عمومی و... ممنوع است، اما این ممنوعیت‌ها ظاهرا نتوانسته انگیزه افراد مذکور را برای نگهداری از این حیوان در محیط‌های شهری کاهش دهد. به هر حال این یک مد است که در بین طبقاتی خاص از جامعه به وجود آمده، اما محدودیت‌های اعمال شده تنها روی حضور سگ در اماکن عمومی اعمال می‌شود. این در حالی است که در برخی از شهرهای شمالی کشور در مزارعی سگ‌هایی تولید می‌شوند که نژاداصلی ندارند، اما با شناسنامه‌های جعلی توسط افراد سودجو به عنوان سگ خارجی به قیمت‌های باور نکردنی به فروش می‌رسند. از طرفی قاچاق سگ از مرزهای شمال غربی کشور افزایش یافته است. افراد سودجو از بی‌اطلاعی مشتریان خود استفاده می‌کنند و تحت عنوان دامپزشک با خوراندن داروهایی سگ‌ها را بی‌حال می‌کنند و با این کار داروهایی که خودشان واد کردند و. بعضا تاریخ مصرف آن‌ها گذشته است، شامل انواع ویتامین‌ها را به قیمت‌های بالایی به خریداران خود می‌فروشند. خبرنگار آینده گزارشی کوتاه در خصوص رواج قاچاق و واردات سگ به کشور، فروش این حیوان و ابزار و آلات نگهداری از آن، همچنین درآمدهای افسانه‌ای کلینیک‌های مربوطه تهیه کرده که در ادامه می‌آید:

سگ‌هایی با شناسنامه‌های تقلبی

فروشگاه‌های سگ در کشور بیشتر در مناطق شمالی تهران و شهرهای شمالی کشور دایر هستند. اینکه ما از لفظ فروشگاه استفاده می‌کنیم منظور مراکزی معتبر نیستند. این مراکز اکثرا فقط دارای شماره ثبت شرکت هستند و مجوز خاصی از مراجع ذی‌صلاح ندارند. صاحبان مراکز افرادی هستند که اطلاعات نیم بندی بر اساس تجربه، از نحوه زندگی و نگهداری حیوانات بدست آورده‌اند و وارد تجارت پرسودی شده‌اند. در واقع مغازه آن‌ها روی اینترنت است. آگهی‌هایی را در فروشگاه‌های آن لاین منتشر می‌کنند. آن‌ها ادعا می‌کنند تمامی سگ‌های آنان شناسنامه دار هستند. شناسنامه می‌تواند گاه تا چندین برابر قیمت یک سگ را بالا ببرد. اما شناسنامه واقعا چقدر قیمت دارد؟ هر سگی با هر نژادی با مراجعه به یک کلینیک و یک معاینه ساده و هزینه کردن5-6 هزارتومان، می‌تواند شناسنامه دار شود. اما افراد سودجو بابت این شناسنامه‌ها گاه سگ‌ها را به قیمت چند صدهزار تومان به فروش می‌رسانند.

سگ‌های آلمانی که از ارمنستان می‌رسند

برخی از این فروشندگان اینترنتی ادعا می‌کنند سگ‌هایشان را مستقیما همراه با شناسنامه‌های خارجی از خارج کشور وارد می‌کنند. در مورد سگ‌های گارد بیشترین ادعا این است که این سگ‌ها از آلمان به کشور وارد می‌شوند. اما سگ‌های آلمانی آنقدر گران قیمت هستند که اصلا وارد کردن آن‌ها به کشور صرفه اقتصادی ندارد. بخش اعظم واردات سگ به روش غیر رسمی اتفاق می‌افتد. آن‌ها مدعی هستند سگ‌ها واقعا از راه‌های قانونی وارد شده‌اند، اما مشخص نیست که چطور آن‌ها، ادعا می‌کنند می‌توانند سگی را از راه قانونی ظرف مدت کمتر از یک هفته به کشور وارد کنند! اگر خوشبینانه فکر کنیم و فروشنده واقعا منصف بوده باشد، سگ‌ها را از ارمنستان، تاجیکستان، روسیه و یا تایلند به کشور وارد می‌کنند. بعضی از این توله‌ها شناسنامه‌های تقلبی دارند که خریدار بی‌اطلاع ایرانی از آن مطلع نیست. در این شناسنامه‌ها نام و آدرس کلینیک‌ها و مراکزی درج می‌شود که اصلا وجود خارجی ندارند. همچنین امکان پیگیری اصالت شناسنامه‌ها به خاطر عدم رواج واردات سگ در ایران و نبود مرجع مطلع امکان پذیر نیست. این یعنی توله‌ای که در مزارع شمال کشور تولید شده، به اسم توله آلمانی به خریدار فروخته می‌شود، به همراه شناسنامه‌ای که هرگز اصالت آن مشخص نشده است.

حق ویزیت‌های 30 هزارتومانی

به دلیل اینکه از طرفی گرداندن سگ در اماکن عمومی جرم محسوب می‌شود و از طرف مسئولین نگاه مثبتی نسبت به نگهداری این حیوان در جامعه ما وجود ندارد، مرجع نظارتی خاصی هم برای نظارت بر کار مطب‌ها و کلینیک‌های ارایه دهنده خدمات به سگ‌ها وجود ندارد. اتفاقی که می‌افتد آن است که در کلینیکی که در کامرانیه واقع شده حق ویزیت یک سگ که عموما باید هر 3 ماه یک بار اتفاق بیافتد، 30 هزار تومان است. ارزان ترین حق ویزیت در کلینیک دانشگاه تهران است، یعنی 10 هزارتومان. مشکل دیگری هم وجود دارد، برخی از این کلینیک‌ها سگ‌ها را از صاحبانشان می‌گیریند به امید درمان، اما در واقع از آن‌ها حیوانات آزمایشگاهی می‌سازند.
 
هرچند که اعمال جراحی روی حوانات خانگی در سایر کشورها جا افتاده است، اما عمل جراحی سگ در ایران حرف تازه‌ای است! کلینیک‌های معدودی این کارها را انجام می‌دهند، آن هم در سطح خیلی محدود. رایج ترین آن‌ها عقیم کردن گربه‌ها و سگ هاست. برای مثال عقیم کردن یک قلاده سگ از حداقل 200 تا حداکثر 500 هزارتومان برای صاحب آن حیوان هزینه دارد. این اعمال گاه در شرایط غیر بهداشتی انجام می‌شوند که ابدا با شرایط کشورهای دیگر قابل قیاس نیست. همین اوضاع و عدم نظارت دقیق و صحیح باعث شده که برخی از فارغ التحصیلان پزشکی به خاطر عدم وجود بازار کار مطب‌های غیر رسمی دایر کنند و به جای معاینه انسان ـ رسته‌ای که در آن تخصص دارند ـ به مداوای حیوانات بپردازند. برخی(و نه همه) از دانش آموختگان سودجو نیز از طرفی از نبود نظارت و مراکز تخصصی سوء استفاده می‌کنند و حق ویزیت‌های کلان از مشتریان دریافت می‌کنند و از طرف دیگر خودشان دارو و وسایل نگهداری را وارد کرده و از این راه به درآمدهای کلانی دست می‌یابند. این در حالیست که به خاطر نبود نظارت خاص و نداشتن مجوز عملا از پرداخت مالیات نیز معاف هستند.

هزینه‌های نگهداری

خریدن یک توله در واقع ابتدای ماجراست. هزینه‌های بالای نگهداری از سگ‌ها در واقع هزینه‌های اصلی به شمار می‌روند. وسائل زینتی، انواع دارو ها، ویتامین‌ها و... در واقع هزینه‌های اصلی هستند که همیشه باید پرداخت شوند. دامپزشکان سودجو از عدم اطلاع و آگاهی مشتریان خود سوء استفاده کرده و با تجویز داروهایی که بعضا خودشان وارد کننده آن‌ها هستند، مشتریان را متحمل هزینه‌های بالایی می‌کنند.

در این جدول برخی از محصولات بنجل خارجی که در بازار داخلی به قیمت‌های بالایی فروخته می‌شوند:

نوع کالا

قیمت(به تومان)

برس گره باز کن مو برای سگ

15 هزار

برس دوطرفه گرد تاشو  

12 هزار

دستکش سگ

6 هزار

شامپو نرم کننده اسلیکی

12 هزار

قلاده متری ایتالیایی

45 هزار

لباس پشمی چینی

19 هزار

لباس دامن دار چینی

22 هزار

لباس استرج چینی

22 هزار

کراوات سگ

8 هزار

دستمال گردن سگ

9 هزار

صابون نرم کننده

5 هزار

شامپو عصاره عسل(برای موهای بلند)

5 هزار

قرص بدون قند، ضد ریزش مو

10 هزار

هر عدد ویتامین تاپ تن

200

ویتامین مخصوص سگ

23 هزار

اسپری بلوپت آنتی باکتریال  

9 هزار

 

متوسط قیمت سگ در بازار داخلی:

ویژگی

متوسط قیمت

دوبرمن 8 ماهه ( از پدر و مادر وارداتی )گوش و دم جراحی شده.

6 میلیون

Available(دوماهه)

یک میلیون و 200 هزار

great dane(سه ماهه)

یک میلیون و 400 هزار

شیزو (شش ماه)

500 هزار

یورک شیر (سه ماهه)

600 هزار

کراس تریر(دو ماهه)

300هزار

بولداگ(یک ماه)

یک میلیون

پکینیز(سه ساله)

400 هزار

باکسر(4 ماهه)

یک میلیون و 300 هزار

پاگ وارداتی

850 هزار

کوکر اسپانیل وارداتی

2 میلیون و 200 هزار

great dane(سه ماهه)

یک میلیون و 450 هزار

---------------
این مطلب در سایت آینده منشر شد.
+ نوشته شده در  دوشنبه 14 بهمن1387ساعت   توسط امیـر هادی انواری  | 

شباهت احمدی‌نژاد و یوزارسیف من اتفاقی است

در حالی که کارگردان سریال حضرت یوسف، فرج الله سلحشور پیش از این در مورد علت انتخاب مصطفی زمانی برای نقش یوسف به رسانه ها گفته بود، نمی خواسته از چهره های مطرح سینما برای ایفای این نقش استفاده کند، گفته می شود ماهانه مبلغی حدود 500 هزارتومان به وی پرداخت می شده و در عوض از او خواسته اند تا پایان این سریال تلویزیونی جلوی دوربین نرود تا به بیانی چهره اش بکر باقی بماند.

زمانی، دانشجوی جوان فریدون کناری در برنامه تست بازیگری این سریال به طور اتفاقی دیده می شود و بعد نقش به او داده می شود. تا آغاز فیلمبرداری مصطفی زمانی به طور منظم تمرینات بدنسازی انجام می دهد تا بتواند به عنوان بازیگر نقش یوسف به ایفای نقش بپردازد. بازیگر دوران کودکی یوسف پیامبر هم پسرخاله مصطفی زمانی بوده که او هم هیچ سابقه سینمایی نداشته است.

خود سلحشور در یکی از گفت و گو هایش در مورد این انتخاب گفته بود: من نمی‌خواستم از بازیگران موجود كه فقط شكل و قیافه‌ خوب دارند استفاده كنم. من نمی‌خواستم از بازیگرانی استفاده كنم كه فقط چهره‌ای دارند و چهره‌شان هم ایرانی نیست، غربی است. مثلا آقای رادان یا زندگانی. من مصطفی زمانی را به 40 نفر از مردها و زن‌های بازیگران فیلمم كه آمده بودند، نشان دادم همه این 40 نفر گفتند این چهره بهتر از همه هست. اینطور نبود كه فقط خودم بگویم، كه بعد همه عوامل فیلمم گفتند، یك چهره مشهور بگذار گفتم نه، من با تحقیق به این رسیدم. ضمن اینكه من چند پارامتر را در نظر گرفتم، این چهره از نظر زیبایی شبیه معصومین خودمان است، شبیه شمایل‌های حضرت ابوالفضل. سوابق آدم‌ها هم برایم خیلی مهم است، یعنی كسی را كه در فیلم‌های دیگر دیدم با زنان زیاد بازی كرده و... این را نمی‌خواهم در نقش یك آدم مقدس بازی كند.

با این حال، برخی منتقدین معتقدند تا زمانی که بازیگران جوان و مطرح سینما وجود داشتند، در پروژه ای با این بزرگی و با هزینه های هنگفت، تهیه این سریال استفاده کردن از یک بازیگر بی تجربه زیاد کار منطقی نبوده است.

قصۀ زندگی حضرت یوسف تا به حال 17 بار جلوی دوربین رفته که در این میان سلحشور معتقد است، یکی از بهترین نسخه های این فیلم تاریخی را آماده کرده است. او برای ساخت این پروژه او پیش از این در گفت و گو هایش در خصوص منابع تاریخی و علمی این سریال گفته بود: تفسیرالمیزان مبنای من بوده. و هر چه كه با این تفسیر مطابقت داشته و تضاد نداشته، از آن استفاده شده. تمام منابع شیعه و سنی جمع شده، تقریبا همه منابع. حدود 60 جلد تفسیر شیعه فقط. تورات هم بوده، منابع مصری، رمان‌ها، قصص الانبیا، تاریخ تمدن ویل دورانت، تاریخ هرودوت و...

علی رغم تمام اینها برخی از علما نظیر آیت الله سبحانی و آیت الله جوادی آملی نسبت به این سریال ایراداتی را مطرح کردند. از جمله ازدواج حضرت یعقوب با دو خواهر به طور همزمان که به اعتقاد آیت الله سبحانی اسرائیلیات (اعتقاداتی که بر اساس باور یهودیان وارد دین اسلام شده است) است. آیت الله جوادی آملی نیز در دیدار رییس سازمان صدا و سیما در اول محرم امسال گفته بود: چرا در این سریال به بحث تخصص حضرت یوسف پرداخته نشده، در حالی که در قرآن بیشتر روی علم حضرت یوسف تاکید شده است.

از طرف دیگر این روزها بحث هایی بر سر حمایت این سریال از احمدی نژاد مطرح شده است. به گونه ای که یکی از بلاگر ها در وبلاگ خود در این باره می نویسد: از تمام ایرادها و مشکلات این سریال که بگذریم، قسمتی از این سریال بسیار برای من ناراحت کننده و یا بهتر بگویم تکان دهنده بود . در قسمتی از این سریال حضرت یوسف به اتفاق معاون اول خود که از روی اتفاق همشهری او نیز هست، تصمیم گرفت که گشتی در شهر زده و از نزدیک به بررسی شرایط و مشکلات مردم بپردازند . در این بازدیدها حضرت یوسف شاهد گسترگی فقر در شهر شده و بسیار ناراحت می شود . جمله ای که یوزارسیف در این لحظه می گوید این است : در کشوری که یوسف حکومت می کند باید این قدر فقر و نداری باشد ؟ خدا مرا لعنت کند اگر نتوانم این مشکل را حل کنم . من در این شهر جای فقیر و غنی را عوض می کنم. در حالی که این موضوع بیش از آنکه با آموزه های اسلامی سازگار باشد، با مفاهیم مارکسیستی همخوان است. در این باره می توان به انتقادات شدید رهبر انقلاب از ترویج مخالفت با ثروت اشاره کرد.


از طرف دیگر برخی منتقدین اعتقاد دارند از آنجا که کار فیلمبرداری این سریال اندکی قبل از پیروزی احمدی نژاد در انتخابات سال 84 آغاز و تا سال 86 مصادف با فعالیت دولت نهم ادامه داشته است، زیاد هم دور از ذهن نیست که در بخش هایی از این سریال که متن آن به گفته سازندگان آن سال 81 نوشته شده، تغییراتی داده شده باشد. همچنین برخی منابع غیر رسمی از کمک نقدی مستقیم احمدی نژاد چه در دوره شهرداری و چه در دوره ریاست جمهوری به سازندگان این سریال می گویند.

از تمام اینها که بگذریم، بحث ایرادهای تاریخی متعدد در این سریال، مثل ارابه هایی است که در آنها از متریال جدید استفاده شده که در زمان وقوع داستان هنوز اختراع نشده بودند، شکل مجسمه ها و بت هایی که در معابد و منازل افراد نگهداری می شود و... از نقدهای جدی به این سریال است.
اما اظهار نظر سلحشور راه را برای پاسخگویی به هر انتقادی می بندد. او می گوید، فیلمساز نیست، بلکه مبلغ مذهبی است.

سلحشور کیست؟
فرج الله سلحشورنيا متولد 1331 قزوین است. او قبل از انقلاب از ابتداي سال 1357 با نمايش «حربن يزيد رياحي» در مساجد تهران وارد بازيگري در تئاتر شد. اولين اجراي نمايش او پيش از انقلاب در مسجد جوادالائمه و اجراي دوم در مسجد حضرت علي اكبر با هجوم عوامل شاه متوقف شد. پس از انقلاب فعاليت‌هايش را با بازيگري و كارگرداني در تئاتر ادامه داد و درنمايشنامه‌هاي «پرده برداري، حصار در حصار، شب آخر، تاجر ونيزي» ايفاي نقش کرد كه بعضي از اين تئاترها در قالب تله تئاتر از تلويزيون جمهوري اسلامي ايران پخش گرديد.

سلحشور اولين كار تصويري خود را با بازي درفيلم «با سقاي تشنه لب» به كارگرداني رسول ملاقلي پور آغاز کرد. از كارهاي ديگر تلويزيوني او بازيگري در فيلم كوتاه «مشكات» به كارگرداني حجت الاسلام انصاري و « نخلستان تشنه » به كارگرداني محمد نوري زاد را مي توان نام برد. وی اولين كار سينمائي خود را با نام «توبه نصوح» در سال 1360 با کارگردانی محسن مخملباف بازي كرد و بعد از آن در فيلمهائي مثل پرواز در شب، انسان و اسلحه، گوركن، مجاهدت هاي خاموش، ايوب پيامبر و دنياي وارونه به ایفای نقش پرداخت. سلحشور در سال 1370 «ايوب پيامبر» را نوشت و به صحنه برد و سپس آن را در قالب يك سريال 5 قسمتي فيلمبرداري و از تلويزيون پخش كرد. وی در سال 1375 سريال «مردان آنجلس» را در 18 قسمت بر اساس داستان «اصحاب كهف» از قرآن بازنويسي وكارگرداني نمود و در سال 1378 نیز نسخه سينمائي اصحاب كهف را ساخت.او از سال 1380 تا 1383 متن سريال تاريخي «حضرت يوسف (ع)» را در 40 قسمت تحقيق و نگارش كرد و از اوائل سال 1383 فيلمبرداري سريال «حضرت يوسف (ع)» را آغاز نمود.

محسن مخملباف، مجید مجیدی و فرج الله سلحشور سه یار قدیمی بودند که در ابتدای انقلاب حوزه هنری را راه اندازی کردند. سال ها گذشت، مخملباف به افغانستان رفت و فیلم سکس و فلسفه را ساخت، مجیدی فیلمسازی مشهور شد و اما سلحشور با همه اینها متفاوت است. سلحشور مثل مخملباف اصطلاحا غرب زده نشد، اما هنوز هم چه ظاهر دفتر او و چه تفکراتش همان تفکراتی است که در تاسیس حوزه هنری داشتند. به نظر می رسد حد میانه این سه یار قدیمی همان مجید مجیدی باشد که لا اقل به دولتی شدن اکتفا کرده. 

سلحشور در مورد مخملباف می گوید: شش سال خانه زاد با هم رفت و آمد داشتیم. شش سال در خانه من می آمد، خانه آنها می رفتم، شب ها خانه هم می خوابیدیم و... سال 64-65 .رک قضیه این بود که با عوامل سینمای موجود قاطی شد.
 
به هر تقدیر کارگردانی که شاید بیش از خیلی از کارگردانان به نام کشور برای ساخت سریال هایش بودجه می گیرد و هنوز هم خود را فیلسماز نمی داند تصمیم دارد همچنان به ساخت سریال هایی با داستان های مذهبی بپردازد.

***

آیا شما حضرت یوسف را در واقع احمدی‌نژادی در گذشته تصویر کردید، به بیان دیگر از توانایی تلویزیون در جهت تبلیغ فعالیت‌های احمدی‌نژاد در دولت نهم استفاده کردید؟

 
سلحشور: اگر جواب من را کامل منعکس می‌کنید بگویم!
 
*مطمئن باشید!

-یک: اگر من و هر بچه مسلمانی، تعریفماناز یک مدیر مذهبی که معیارهای مکتبی را رعایت می‌کند، نزدیک به هم باشد چیز عجیبی است؟ چرا، چون آبشخور فرهنگیمان یکی است و تعریفمان هم از یک مدیر مکتبی طبیعی است که به هم نزدیک باشد. چه احمدی‌نژاد وجود داشته باشد چه نداشته باشد، وقتی من بخواهم از یک مدیر مذهبی تعریفی ارایه بدهم، می‌شود که احمدی‌نژاد الان عمل می‌کند و هم آن که من در سریالم به تصویر کشیده ام.
دوم: سریال ما متنش در سال 81 نوشته شده است. این را بچه‌های سیما فیلم شاهد هستند و متن آن موقع هم هست. و تنها سریالی است که بدون این که به متنش کوچکترین دستی بخورد، همان متن رفته است، در صحنه ساخته شده و تحویل تلویزیون داده شده. یعنی ما دست به آن متن نزدیم، الان متن آن موقع هست. این اصلا ربطی به احمدی‌نژاد ندارد. در آن زمان که من این را نوشتم، احمدی‌نژاد حتی شهردار هم نبود.
سوم:مگر احمدی‌نژاد بنیانگذار مسافرت‌های استانی است؟

*ما که در این جامعه هستیم برای اولین بار با عبارت "سفرهای استانی" از دهان احمدی‌نژاد آشنا شدیم!

خیر؛ کمی به حافظه و خاطره این مملکت مراجعه کنید، بنیانگذار سفرهای استانی مقام معظم رهبری است، نه آقای احمدی‌نژاد. قبل از این که این شخص(احمدی‌نژاد) رییس جمهور شود، مقام معظم رهبری به استان‌های کشور سفر می‌کردند. با همه تشکیلات دفتری و معاونین و یارانشان می‌رفتند و به دردهای مردم گوش می‌کردند. آیا مردم ما سفرهای مقام معظم رهبری را فراموش کردند، یعنی به این زودی همه چیز را فراموش کردند؟ یا مطبوعات و کسانی که می‌خواهند این‌طور بیمار گونه با مسائل رفتار کنند، خودشان را به تجاهل و فراموشی می‌زنند؟ همه می‌دانند مقام معظم رهبری به تمام استان‌های مملکت سفر کردند. بپرسید همه عالم و آدم می‌دانند.
چهارم: من طرفدار احمدی‌نژاد و ولایتم، هرکس نمی‌تواند ببیند چشمانش را ببندد. افتخار می‌کنم که آقای احمدی‌نژاد را به عنوان مدیری دلسوز دوست دارم. این کارم هم برای تبلیغ آقای احمدی‌نژاد نیست، البته اگر می‌ساختم افتخار می‌کردم.
 
*یعنی اگر یوسف را طوری می‌ساختید که یوسف نزدیک به احمدی‌نژاد باشد افتخار می‌کردید؟

- بله، اگر چنین چیزی بود افتخار می‌کردم، در حالی که واقعا چنین چیزی نیست.

*ماجرای این تشکری که از احمدی‌نژاد در آخر سریال کردید چیست، شما که می‌گویید قبل از احمدی‌نژاد مجموعه ساخته و پرداخته شده!
 
- من از آقای خاتمی، احمدی‌نژاد، هرندی، رحیم مشایی و... تشکر کردم. همه این‌ها کسانی هستند که کمک کردند و من از آن‌ها تشکر کردم.
 
*خب آقای خاتمی و... که مسئولین وقت بودند که ظاهرا در زمان ساخت سریال به شما کمک کردند، اما برخی ماجرای این تشکر را این‌گونه تحلیل می‌کنند که وجهی نقدی از طرف آقای احمدی‌نژاد به شما داده شده و شما در پایان سریال از ایشان تشکر کردید!

- نه، آقای احمدی‌نژاد مستقیما کمکی نکردند. آقای احمدی‌نژاد خودشان زنده هستند. فقط دستور دادند سه-چهار کیلومتر را برای ما تا محل لوکیشن آسفالت کردند. آقای احمدی‌نژاد به شهرداری‌های مناطق اطراف ما دستور دادند که هر کدام امکاناتی مثل سیمان و آجر و آهن دارند، به ما بدهند.
 
*برگردیم به قبل، شما از سفرهای استانی مقام معظم رهبری گفتید، تابه حال مرسوم نبوده در سفرهای ایشان از لفظ"سفرهای استانی" استفاده شود. می‌گفتند مثلا سفر مقام معظم رهبری به استان فارس، که عموما هم سالی یک بار اتفاق می‌افتاد.

- شما بروید سفرهای استانی مقام معظم رهبری را پیگیری کنید. ایشان خیلی منظم هرازگاهی سفر می‌کردند. این هم به خاطر این بود که رییس جمهورهای قبل از احمدی‌نژاد درست به وظایفشان عمل نمی‌کردند و مقام معظم رهبری مجبور بودند خودشان سفر کنند و به مسائل رسیدگی کنند.
 
*کدام رییس جمهور ها؟
 
- همه روسای جمهور قبل از احمدی‌نژاد، چون اگر دقت کنید در زمان احمدی‌نژاد تعداد این سفرها کم شد. حتی در دوره احمدی‌نژاد هم سه یا چهار سفر استانی مقام معظم رهبری داشته اند. منتها وقتی دیدند که احمدی‌نژاد وظیفه اش را درست انجام می‌دهد و نیازی به سفرهای ایشان نیست، ادامه ندادند. 
 
*این سریال ایرادهای زیادی دارد، شما توضیحی دارید؟
 
- مثلا چی؟
 
*مثلا چرخ‌های ارابه‌های سربازان فرعون در این سریال لاستیک دارد، در آن زمان هنوز لاستیک اختراع نشده بود، قل و زنجیرهای دست و پای زندانیان در زندان زاویرا جوشکاری شده و آبکاری شده هستند، در این خصوص توضیحی دارید؟

- جواب این‌ها را طراح صحنه باید بدهد.
 
*به هرحال همه این عوامل زیر نظر شما فعالیت می‌کردند!

- در مورد لاستیک‌ها که می‌پذیرم، بله باید دقت بیشتری می‌شد. اما در مورد قل و زنجیرها اگر می‌خواستیم جوشکاری شده نباشند، باید کارگاهی مجزا درست می‌کردیم که خیلی هزینه داشت و منطقی نبود. 
 

 
*دفعۀ قبل که با شما گفت و گو کرده بودم، شما در مورد چرایی انتخاب آقای زمانی، هنرپیشه بدون سابقه مازندرانی برای نقش یوسف و عدم استفاده از بازیگران زیبای سینمای فعلی کشور گفته بودید، نوع زندگی و سوابق بازیگر برایتان از بازی آن‌ها مهم تر است. عکس‌هایی از آقای زمانی منتشر شده است که تیپ و ظاهر ایشان زیاد مکتبی و مذهبی نیست، در اصطلاح رایج به آن فشن می‌گویند. فکر نمی‌کنید سریال یوسف آقای زمانی را از مازندران به تهران کشاند و وارد جمع همان بازیگرانی که گفته بودید، کرد؟

- مثلا چه کار کرده؟

*ابرویش را تیغ زده، این با معیارهای شما کمی تناقض دارد!

- این که گفتند ابرو تیغ زده، همه دروغ است و حقیقت ندارد. شما تمام عکس‌های مصطفی را نگاه کنید. مصطفی ابروهایش کاملا کمانی و بسیار زیبا است. موهایش هم معمولی است، خیلی‌ها سیخ سیخی می‌زنند، مال این (مصطفی) همینجوری اش معمولی است، حالا کمی در پیشانی ریخته. در ضمن اگر یک عکس ایشان را بیاورید که با تیغ صورتش را زده، من به شما جایزه می‌دهم. ایشان ریش دارد، منتها ریشش را با ماشین زده و خیلی کوتاه است.
 
*یعنی شما هنوز معتقد هستید مصطفی زمانی دچار مفسده‌های سینما نخواهد شد؟

- نه؛ من چنین ادعایی نمی‌کنم. من می‌گویم تا الان مصطفی بچه مومنی است و به گرد این فساد و آلودگی که بسیاری از بازیگران سینما به آن‌ها آلوده شدند، ایشان آلوده نشده.
اما در این سینما که داریم و متاسفانه سینماگران به آن افتخار می‌کنند. هر کسی که وارد می‌شود بوی این سینما را می‌گیرد و به لجن کشیده می‌شود و مصطفی زمانی هم از این قاعده جدا نیست.


*یک سوالی ایجاد می‌شود، شما هم در این سینما هستید، چطور است که شما آلوده نشدید؟

- من مبلغ مذهبی ام، سینماگر نیستم.
 
*بالاخره وقتی که سر لوکیشن می‌آیید که با مکبر و خادم مسجد سر و کار ندارید، با بازیگر و صدابردار سر و کار دارید!
 
- خیر، جوی که من به آن متعلقم مسجد است، پای منبر است، هیات هاست. من در سینما نیستم و با سینماگرها در جشن‌ها و برنامه هایشان شرکت نمی‌کنم. فقط وقتی کار انجام می‌دهم از عوامل سینما کمک می‌گیرم که کارم را انجام بدهم. تا آنجا که می‌توانم هم از خوب تر هایشان استفاده می‌کنم. من مبلغم، در خانه‌ام هم هیات و عزاداری هست.

*شما کار خودتان را می‌بینید به قول خودتان"بینی و بین الله" شک نمی‌کنید که به جز چهره، یوزارسیف سریال شما همان احمدی‌نژاد است؟

- بله، این شباهت هست. اما معنایش این است که احمدی‌نژاد از ما یاد گرفته یا ما از احمدی‌نژاد؟

*خب این دقیقا همان سوال من است!

- خب من قبلا به شما گفتم جوابش را.

*یعنی اتفاقی بوده؟

- اگر شما بینی و بین الله می‌خواهید حقیقت را بدانید، بیایید من سناریو‌های خط خورده و چرک و کثیف که سر کار استفاده می‌کردیم هنوز وجود دارد، بیایید و ببینید تا مطمئن شوید این‌ها ربطی به هم ندارند.
 
---------------
این مطلب در سایت آینده منشر شد.
+ نوشته شده در  دوشنبه 14 بهمن1387ساعت   توسط امیـر هادی انواری  | 

انتقال جردن به 360 درجه

در میدان ونک، میدان هفت تیر و... اگر مانتو یا پالتوی دختری کمتر از حد معینی باشد مسافر اجباری ون‌های سبز و سفید رنگ گشت ارشاد خواهد شد، به مقصد وزرا! با اشل و مقیاس خود تصمیم‌گیرندگان نظارتی و انتظامی کشور هم که بسنجیم، آن‌چه از رسانه‌ها بارها در خصوص چرایی اجرای طرح ارتقاء امنیت اجتماعی اعلام می‌شود، این است که آن‌ها قصد دارند با مصادیق بدحجابی و.. برخورد کنند تا جامعه‌ای سالم و مبتنی بر دستورات مذهبی ساخته شود. درباره "چرایی" و "چگونگی" آن فعلا بحثی نیست.

کسی نمی‌تواند بگوید تمام مسافران ون‌های گشت ارشاد زنان بدکاره هستند! که اکثر آن‌ها مشکل پوشش دارند و خانواده‌دار هستند و اکثرا به خدا و پیغمبری معتقدند. با این گروه اگر بدحجاب باشند، برخورد می‌شود. حالا تناقض مطرح می‌شود، بدحجابی بدتر است، یا برهنگی، از برهنگی که در ادبیات برخی از رسانه‌ها صحبت می‌شود و به زن بی‌روسری گفته می‌شود صحبت نمی‌کنم، برهنگی به معنای برهنگی بدون حتی یک تکه ستر و پوشش.

شاید تصورش سخت باشد، آن که در خیابان‌های این شهر با روسری و مانتوی بلند از جلوی چشمان تیزبین ماموران گشت ارشاد می گذرد و حالا که تمامی روش‌های عدم جلب توجه این ماموران را آموخته، شب به خانه می آید، جلوی کامپیوتر شخصی  می نشیند و این بار نه یک تکه از موی خود، نه یک تکه از پای خود و... که تمام بدنش را برهنه می‌کند و پای وب کم می نشیند و سکس چت می‌کند!

چه کسی از وبلاگر هاست که جرات کند حتی واژه "فیلتر" را در وبلاگ خود درج کند، که می‌داند ظرف مدت کوتاهی عبارت" سایت مورد نظر به دستور مقامات قضایی فیلتر شده" را در صفحه خود خواهد دید.

اگر به صفحات 360 درجه یاهو سری بزنید، البته بدون فیلترشکن،  انبوه صفحات سیاه و صورتی را خواهید دید با نام‌های واقعی و عکس‌های واقعی. این‌جا دیگر صحبت عکس‌ها و فیلم‌های مستهجن خارجی نیست. اتفاقا این‌جا همین افرادی را می بینید که هر روز از جلوی من و شما در خیابان رد می شوند. از جلوی چشمان پرسشگر گشت ارشاد و... همگی بی سواد و معتاد نیستند، نمونه‌هایی را می یابید که در دانشگاه‌های دولتی هم درس می خوانند. اما تن فروشی می کنند. این یعنی فاجعه، در جامعه ای مدعی ارزش ها: با یک جستجوی ساده چیزی حدود دو هزار دختر تن فروش با عکس واقعی از خودشان و مشخصات کامل فقط در یک سایت حضور دارند.

ای کاش روال این تن فروشی‌ها همچون گذشته بود، اما گویا مدرن تر هم شده‌اند و حالا با انواع فرنگی خود در حال رقابت هستند، انواع سکس‌های گروهی، سکس‌های خشن، سکس‌های مبتنی بر سادیسم و مازوخیسم(اسلیو و میستریس) لزبین ها، تاپ‌ها و بات‌ها و...

 حقیر تمایل چندانی به اثبات تقوا ندارم، شاید به خاطر نازنین برخی هم زیاد خوش نیاید و سوالی طرح شود که‌ آیا نگارنده قصد دارد این سوراخ باریک (360 یاهو) را در فیلترینگ دقیق جمهوری اسلامی مسدود کند! اما بحث این‌جاست که نگارنده به خاطر قبح رایج و معروف و همین حرف و حدیث ها، حدود دو سالی هست که این پیج‌ها را هر از چندگاهی می بیند و افسوس می خورد که ای وای، چه بر سر چشم‌های دقیق اعضا و کارمندان کارگروه ساماندهی و کمیته مصادیق آمده، که کوچکترین انتقاد و نقدی را در هر وبلاگ و گوشه و پستوی وبلاگستان فارسی رصد می کنند و دریغ از یکبار سر زدن به این صفحات شخصی 360 درجه!

دختران لخت و عور با عکس‌های شخصی که گویا از فرط عدم برخورد و آسودگی خیال با فراغ بال عکس‌های خود را در پیج‌ها گذاشته‌اند و در انتظار مشتری هستند. شارژ ایرانسل اس ام اس می کنید، حدود دو ساعت صبر می کنید و بعد دخترک  با شما تماس می گیرد. یک سکس چت مختصر در واقع به عنوان اشانتیون برنامه است و بعد در مورد نحوه برنامه، این که مکان از متقاضی است یا از عرضه کننده و.. چانه زنی‌ها آن‌جام می‌شود و با 10 تا 200 هزار تومان یک ساعت تا یک شبانه روز را با او می گذرانید، هیچ کس هم با خبر نمی‌شود.

برای دخترکی که عکسش را در پیج گذاشته، فرقی نمی‌کند که بیننده زیر 18 سال باشد یا خیر! این‌جا هم مثل کشورهای اروپایی نیست، سکس به عنوان یک تابو مطرح است و متقاضی که عرضه دوست دختر داشتن و اتول زدن در خیابان را نداشته، کسی است که تقریبا چیز خاصی از بیماری‌های رایج و .. نمی‌داند. با یکی از آن‌ها صحبت می کردم که نمی‌دانست ویروس اچ آی وی می تواند از طریق اورال هم منتقل شود.  دخترکان بیشتر مشتری کم سن و سال می پسندند، آن‌ها که خبر از این بیماری‌ها ندارند و ممکن است برای یک بار تجربه ای ممنوع، تمام زندگی شان از دست برود.

شاید انبوه ماموران لباس سبز، با کلاه‌های کج و باتوم در دست توانسته باشند حاشیه خیابان جردن را پاکسازی کرده باشند، اما با پیج‌های 360 چه کنیم؟ گیرم که 360 هم بسته شود، مگر قبلا اورکات بسته نشده بود؟ نوبت کلوب می رسد، کلوب را هم فیلتر کنند، ایمیل‌های تبلیغاتی، فیلترشکن، اتاق‌های چت و... به این‌ها می گویند، واکنش افراد نسبت به کنترل اجتماعی.

فیلتر کردن این صفحات شخصی بی شک راه گشا نخواهد بود، چه بسا با فیلتر کردن این سایت‌ها فرایندی که امروز دچار آن هستیم تکرار شود. در گذشته سایت‌های مستهجن به سایت‌های خارجی محدود بودند، اما با فیلتر شدن آن سایت‌ها حالا سایت‌های مستهجن فارسی با عکس‌ها و فیلم‌های داخلی کار می کنند.

مشخص نیست سازمان‌های عریض و طویل که بودجه‌های چند میلیاردی برای فرهنگ سازی، پیشگری و نظارت دریافت می کنند چه کار می کنند. سازمان‌هایی نظیر: وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی، صدا و سیما، سازمان تبلیغات اسلامی، بهزیستی، وزارت علوم، دانشگاه آزاد اسلامی و... خیلی از دختران تن فروش تهرانی دانشجوهای شهرستانی هستند که برای تامین هزینه‌های تحصیل دست به این کار می زنند، برخی دانشجوی دانشگاه آزاد هستند و برای تامین شهریه دانشگاه خود این کار را می کنند. بی شک تن فروشی اول و آخر کار نیست و مرحله بعد از تن فروشی مرحله اعتیاد است. چنانکه می دانید و اعلام شد، الگوی انتقال بیماری ایدز که به عنوان مشکلی جدی در جامعه جهانی مطرح است، در گذشته در کشور ما از طریق سرنگ‌های آلوده و... بود، اما این الگو در حال تغییر است.

تامین هزینه‌های دختری که به خاطر هزینه‌های زندگی تن فروشی می‌کند، بی شک نسبت به هزینه‌هایی که رواج اینگونه ناهنجاری‌ها در پی خواهد داشت، خیلی کمتر خواهد بود. برای مثال فقط اچ آی وی را که سال‌ها دوره خاموش دارد و تنها با آزمایش می توان از وجود آن در بدن فرد بیمار با خبر شد را در نظر بگیریم.

اگر فقط یکی از این تن فروشان (که حدود دو هزار نفر از آن‌ها در یاهو 360 حضور دارند) که به طور متوسط هر هفته با 10 نفر همبستر می شوند، ناقل بیماری باشد، هر هفته 10 نفر را مبتلا کند، یعنی طی 5 سال که حداقل دوره خاموشی بیماری ایدز است، حدود 2هزار نفر را به این بیماری مبتلا می‌کند. اگر این دو هزار نفر ازدواج کرده باشند، همسران خود را مبتلا می کنند و اگر فرزندی داشته باشند، فرزند هم مبتلا خواهد شد.

این در حالی است که سازمان‌هایی مثل بهزیستی و ... که متولی کمک به افراد مبتلا به بیماری اچ آی وی هستند، باید هر ماه در مقاطعی از بیماری گاه تا چند صد هزارتومان یارانه درمانی به آن‌ها پرداخت کنند.

این تنها هزینه‌های مالی است، هزینه‌های اجتماعی و سنگین که جامعه از تن فروش شدن زنان، خیانت مردان به همسران و... متحمل می‌شود، قابل محاسبه نیست.

در روانشناسی اجتماعی که در واقع تلفیقی است از جامعه شناسی و روانشناسی، عملکرد فرد در مقابل کنش‌های بیرونی بررسی می‌شود. به بیانی رفتار فرد با جامعه خود را می توان از منظر نظریات این علم نوپا بررسی کرد. علمی که گویا برخی از مسئولین از وجود آن بی خبر هستند.

بر این اساس گفته می‌شود زمانی که فرد از طرف عاملی بیرونی در جامعه کنترل شود، پس از مدتی نسبت به این کنترل از بیرون واکنش نشان می دهد.  از آن‌جا که این فرایند از طرف فرد نسبت به جامعه اعمال می‌شود، کنترل آن بسیار مشکل و در بعضی اوقات غیر ممکن است. چراکه فراوانی آن به تعداد افراد جامعه است و عملا امکان نظارت بر آن غیر ممکن به نظر می رسد. اما راهکاری که در تمامی علوم  نسبت به سایر راهکارها اولیت دارد، همان پیشگیری است. خدارا شکر کم نیستند اساتیدی که به مسئولین راهکار ارایه دهند، منابع علمی در حوزه جامعه شناسی، روانشناسی، روانشناسی اجتماعی و... هم در همین اینترنت به وفور یافت می‌شود.

+ نوشته شده در  شنبه 12 بهمن1387ساعت   توسط امیـر هادی انواری  | 

علت واقعی فیلترینگ فردا

مطلب وبلاگ پس از مدت زمان کوتاهی از سایت برداشته می‌شود. اما چند روز بعد عکس این خبر منتشر می‌شود. نویسنده وبلاگ از تندروهای مذهبی است که در مطالب خود به دفعات به مقامات کشور اهانت کرده و نظراتی در خصوص نحوه برخورد مسئولان کشور با فجایع غزه را بیان کرده، جالب آن که وبلاگ مزبور هنوز فیلتر نشده است!
 
***
 
در حالی که برخی فیلترینگ سایت نزدیک به قالیباف را انتخاباتی عنوان می‌کنند، گفته می‌شود انتشار اشتباهی مطلب یک وبلاگ در خصوص حماس و جنگ غزه که به سرعت نیز از این سایت برداشته شده علت برخورد با سایت فردا بوده است.
به گزارش خبرنگار «آینده»، ششم بهمن ماه سایت های فردانیوز و پارسینه(حامیان قالیباف) به دستور کمیته تعیین مصادیق سایت های غیرمجاز فیلتر شدند. در میان این دو سایت حامی قالیباف، سایت فردا نیوز با سابقه ای طولانی تر و پوشش وسیع تر اخبار و تعداد بازدید روزانه با سایت پارسینه اصولا متفاوت بود.
در این گزارش ضمن شرح دقیق علت و چگونگی رخ دادن اشتباه در سایت فردا به مدیر مسئولی مرتضی طلایی، عضو شورای شهر تهران و نیز تبدیل شدن این اشتباه به عامل فیلتر شدن این سایت به طور خاص در خصوص فیلتر شدن سایت فردا نیوز و به طور کلی درباره چگونگی نظارت بر سایت های اینترنتی با سردبیر سایت فردا نیوز و مخبر کمیسیون فرهنگی گفت و گوهایی انجام داده ایم.

عکس خبری که مشکل ساز شد

هرچند هیچ مقام مسئولی تاکنون علت فیلتر شدن این سایت ها را اعلام نکرده است، اما پیگیری های خبرنگار آینده حاکی است، ساعت 12 ظهر روز دهم دی ماه مطلبی از یک وبلاگ اینترنتی با عنوان "فاجعه در غزه و همسوئی اعراب با اسرائیل" در این سایت منتشر می شود که البته پس از مدت زمان خیلی کوتاهی از روی سایت برداشته می شود. اما چند روز بعد عکس این خبر در یکی از سایت های اشتراک لینک توسط یک کاربر منتشر می شود و اسباب دردسر کارکنان فردانیوز را فراهم می کند. نویسنده وبلاگ مزبور از تندروهای مذهبی است که در مطالب خود به دفعات به مقامات کشور اهانت کرده و آراء و نظراتی را درخصوص نحوه برخورد مسئولان کشور با فجایع غزه بیان کرده است. جالب آنکه وبلاگ مزبور هنوز فیلتر نشده است! اما برخی از رسانه ها در انعکاس خبر فیلتر شدن سایت فردانیوز، از برخورد با این سایت به علت توهین به مقام معظم رهبری یاد کرده اند.

انتشار تصویر خبر همراه با غرض ورزی بوده است

مجید رفیعی ، سردبیر سایت فردا نیوز در گفت و گو با آینده در خصوص علت فیلتر شدن سایت گفت: ما تمایل چندانی نداشتیم نام وزارتخانه خاصی مطرح شود. متاسفانه یکی از سایت ها گفته است که این فیلترینگ بر اساس نظر یکی از نهادهای امنیتی صورت گرفته. به طور کلی آنچه مشخص است، این است که کمیته تعیین مصادیق این کار را کرده است. او ادامه داد: یک بحثی بود که خبر آن سایت ها بر همان مبنا قرار گرفته که همه آراء اعضای کمیته در مورد فیلتر کردن این سایت یکی نبوده است.

سردبیر سایت فیلترشده فردانیوز در ادامه یادآور شد: ما برای آنها (اعضای کمیته تعیین مصادیق) توضیح دادیم که این مشکل صرفا یک اشتباه نرم افزاری بوده است.

رفیعی در خصوص انتشار خبر مزبور گفت: مشخصا این کار (گرفتن تصویر خبر و انعکاس آن پس از برداشتن خبر از روی سایت) با غرض ورزی همراه بوده است. شما ببینید یکی از کاربران یک سایت، که سابقه لینک های او هم مشخص است که اصولا با نظام مشکل دارد، صبر می کند تعطیلات ایام سوگواری عاشورا و تاسوعا تمام شود و با اتمام تعطیلات در ایران، تصویر خبر اشتباه ما که بازدیدکننده چندانی هم نداشته و خیلی زود از روی سایت برداشته شده است را منتشر می کند.

او در پاسخ به خبرنگار ما درباره علت وقوع این اشتباه گفت: این خبر در بخشی از سیستم مدیریت محتوای ما گذاشته شده بوده که داخلی بوده. خیلی از اخبار را ما در این قسمت قرار می دهیم که اعضای تحریریه آن را ببینند، بعد روی این اخبار کار می کنیم، آنها را به نفع نظام ویرایش می کنیم و بعد منتشر می شود. با توجه به رویه سایت ما اصلا این اتهام، یعنی توهین به مقام معظم رهبری برای ما تقریبا خنده دار است.

در پایان مدیر سایت فردانیوز اظهار داشت: چشم انداز ما بسیار روشن است و امیدواریم با توضیحاتی که به مسئولین داده ایم، به زودی این مشکل مرتفع شود. ما اصلا آن بخش سیستم مدیریت محتوایمان را بعد از آن ماجرا بلا استفاده گذاشتیم تا دیگر چنین اشتباهاتی تکرار نشود. تمام کار این قسمت را الان دستی و روی کاغذ انجام می دهیم.
فرستادن نماینده به کمیته ساماندهی به معنی تایید کار آنهاست
 
 
خبری که موجب فیلترینگ سیات فردا شد
 
 

در خصوص عملکرد کمیته ساماندهی سایت های اینترنتی و تعیین مصادیق سایت های غیر مجاز با ستارهدایت خواه، مخبر کمیسیون اجتماعی مجلس هم گفت و گوی کوتاهی انجام دادیم که در ادامه می آید:

نظر شما در خصوص فعالیت همزمان دو کمیته ساماندهی و تعیین مصادیق چیست؟

واقع این است که ما در رابطه با فضاهای مجازی، یک خلا قانونی داریم و البته به دلیل بعضی از اتفاقاتی که افتاده، ما در گزارشی که از طرف کمیسیون در صحن علنی مجلس ارائه دادیم، تاکید کردیم که این خلاء قانونی موجب می شود گاهی اعمال سلیقه شود. گفته شد که دولت باید لایحه ای را تهیه کند و تقدیم مجلس کند. تا زمانی که این خلا وجود دارد، ممکن است اعمال سلیقه ها از نهادها و افراد سر بزند.

این محیط ها به دلیل گستردگی و اثرگذاری که دارند باید نظارت شوند، کسی در این شکی ندارد، آن هم در جمهوری اسلامی که مدعی ارزش هاست.

کسی در مورد چرایی نظارت صحبت نمی کند، بحث و سوال من بر سر چگونگی این نظارت است، مجلس نمی خواهد عکس العملی نسبت به اجرای این نظارت به پشتوانه آیین نامه ساماندهی در دولت نهم از خود نشان بدهد؟
قریبا دوماه قبل در گزارشی که کمیسیون در خصوص سوال‌آقای نادران از وزیر فرهنگ و ارشاد در مورد تعطیلی سه روزه خبرگزاری فارس داشتند، کمیسیون بررسی کرد و نتیجه این بررسی این بود که در این مورد شتابزده عمل شده، ولی دلیل اصلی این موضوع، خلا قانونی است. به هر حال این کاری است که دولت باید انجام بدهد.

خب قانون گذاری که کار دولت نیست!

ولی تهیه پیشنهاد وظیفه دولت است. طبق اصل 75 قانون اساسی نمایندگان مجلس نمی توانند طرح یا پیشنهادی بدهند که هزینه های دولت را افزایش یا درآمدهای آن را کاهش بدهد.

دقیقا، ولی این ساماندهی را توسط آیین نامه انجام می دهد، آقای افروغ و ابوطالب هم در مجلس هفتم معترض بودند.
ما این را نه به عنوان یک مورد فردی، بلکه به عنوان دیدگاه کمیسیون فرهنگی همین دو ماه قبل هم خود من به عنوان کمیسیون در صحن علنی قرائت کردم که ما مشکل خلا قانونی نداریم. درخواست کردیم دولت لایحه جامع اطلاع رسانی را تهیه کند و به مجلس ارایه کند. دولت هم مدعی است که در حال تدوین این لایحه است. در کمیته رسانه و هنر کمیسیون فرهنگی هم این موضوع در حال بررسی است. برخی هم می خواستند یک ماده واحده به قانون مطبوعات اضافه کنند که قانون مطبوعات در خصوص سایت های اینترنتی هم صادق باشد که البته مخالفت هایی شد.

چرا شما یک نماینده به کمیته های ساماندهی و تعیین مصادیق نمی فرستید که پیکره این کمیته ها یکسره از بدنه دولت نباشد و مجلس هم در آن نقش داشته باشد؟

فرستادن نماینده از مجلس به این کمیته ها، به معنای صحه گذاشتن بر کار‌ آنهاست، ما هیچ وقت چنین کاری نمی کنیم.
-----------
 
این مطلب در سایت آینده منتشر شد
+ نوشته شده در  سه شنبه 8 بهمن1387ساعت   توسط امیـر هادی انواری  | 

20 هزارکماندوی یکیتا

 یکیتا به همراه دو تن از اعضای رزمگاه

آرم رزمگاهحدودا 25 سال از فعالیت تشکیلاتی به نام «رزمگاه کماندو» در کشور می گذرد. این تشکیلات طی این 25 سال  بیش از 20 هزار نفر نیرو جذب خود کرده است. این تشکیلات ظاهرا شبیه سایر آموزشگاه های فنون رزمی است، اما در واقع شیوه آموزش، نوع جذب نیرو و... با همه آموزش گاه های دیگر متفاوت است. اولین تفاوت آنها در آموزش های شبانه روزی است که ارایه می کنند. موسس و  استاد بزرگ این مجموعه با نام یکیتا(عبدالحمید باقریان جمنانی)  در منطقه سوادکوه چندین هکتار زمین شخصی دارد که داوطلبین آموزش این رشته رزمی از سرتاسر کشور برای دریافت نگین یک(اولین سطح از دوره های رزمگاه) باید مدتی را به صورت شبانه روزی در این زمین ها بگذرانند.

***

در این مدت که داوطلبان در منطقه سوادکوه به سر می برند، آموزش های ویژه ای که نظیر آنان در برخی از واحدهای نیروهای مسلح مثل نیروهای وژه هوابرد تیپ 65 نوهد داده می شود از قبیل: آموزش و نحوه کار با انواع سلاح سرد( چوب ـ چاقو ـ شمشیر ـ تبر)،دفاع در برابر انواع سلاح سرد( چوب ـ چاقو ـ زنجیر)، نحوه مبارزه تک به تک و تک به چند و حرکات تهاجمی و دفاعی، نحوه گذر از موانع طبیعی و حرکت در جنگل و کوهستان، استفاده از طناب در گذر از دره های ژرف و شیب های تند کوهستان، سوارکاری در جنگل و کوهستان، آموزشهای اولیه غریق نجاتی، نحوه مبارزه و استتار در جنگل و کوهستان و مبارزه در دریا، آموزشهای ویژه امداد رسانی و کمک به افراد حادثه دیده، شناخت و مبارزه با انواع حیوانات وحشی و جانوران موزی ،نهاد شناسی، جهت یابی در شب، جهت یابی در جنگل های انبوه ـ کوهستان و بیابان و...به آنها داده می شود. پس از اتمام دوره اول داوطلبان می توانند تا آغاز دوره بعدی تمریناتی را در آموزشگاه های شهرهای خود ببینید. این مجموعه با نام رزمگاه کماندو تاکنون در اکثر نقاط کشور نمایندگی هایی را دایر کرده است. نمایندگی های شاخص این سازمان عبارتند از: رزمگاه کماندو رفسنجان، رزمگاه کماندو کرج، رزمگاه کماندو مازندران (بندپی شرقی گلوگاه)، رزمگاه کماندو قم (باشگاه مولا). یکیتا در این مجموعه نقش مراد را بازی می کند و داوطلبان برای یادگیری برخی فنون نزد یکیتا می روند و پس از دریافت فنون برای تمرین به شهر محل اقامت خود باز می گردند. در اصطلاحات نیروهای رزمگاه نیز از واژگانی چون: نیرو، نیروهای ویژه، کماندو و.. استفاده می شود. سطوح این آموزش ها براساس نگین است، که برترین آموزش ها به نگین 22 می رسد که البته تنها دارنده این نگین در حال حاضر خود یکیتاست، اما برخی نیز به نگین بعد از یکیتا بهترین نیرو که تا بالاترین سطح اموزش ها رسیده است به نگین 12 رسیده.

گردهمایی های چند هزار نفری

این تمام ماجرا نیست! این مجموعه یک وجه تمایز بزرگ با سایر مجموعه های رزمی دارد. گردهمایی های سالانه این مجموعه که افراد شرکت کننده در آن از کل کشور گاه به دو هزار نفر هم می رسد قابل توجه است. به گفته عباس داور پناه، مسئول روابط عمومی این مجموعه که با آینده گفت و گو می کرد:  رزمگاه پیش از این دوره های رزمگاه یکبار برای دختران نیز اجرا شده، اما به دلیل عدم استقبال زیاد از طرف دختران، همچنین برخی حساسیت ها دیگر  دوره های دخترانه اجرا نشد. سایت این مجموعه در حال حاضر فیلتر شده است، سایر وبلاگ ها و سایت های وابسه به مجموعه نیز در حال حاضر فیلتر هستند، داورپناه اعتقاد دارد این فیلترینگ براثر اشتباه بوده است و به زودی رفع خواهد شد. این مجموعه زیر نظر هیچکدام از فدراسیون های فعال کشور فعالیت نمی کند و به گفته سخنگوی این مجموعه دلیل این امر جای نگرفتن فنون رزمی این رزمگاه در سایر فنون است. او اعتقاد دارد تمام فنون ارایه شده در رزمگاه کماندو، همگی ابداعی یکیتا هستند. در تابستان امسال اعضای هیات مدیره این رزمگاه به عضویت: عبدالحمید باقریان (یکیتا)، مسعود یعقوبی زاده، عباس داورپناه، محسن علی حسنی، شادان شیخ رضایی، حامد ابراهیم آبادی به عنوان عضو علی البدل هیئت مدیره، سید مهدی میر سلیمی بعنوان بازرس و سید احمد فروغی بعنوان عضو علی البدل بازرس تشکیل شد.               

نامه های گم شده

پیش از این در بنیانگذار سبک رزمگاه کماندو در نشستی خبری با ابراز نارضایتی از عملکرد مسئولان سازمان تربیت بدنی گفته بود: علیرغم پیگری های زیاد با مسئولین سازمان تربیت بدنی،فقط بلاتکلیفی عاید ما شد و حتی جواب یکی از مکاتبات ما را هم ندادند و این برای سازمانی که به دنبال پیشرفت ورزش کشور است دور از شئونات ورزشی است.باور کنید حدود 40 نامه را بصورت های مختلف برای سازمان تربیت بدنی ارسال کردیم ولی هر بار صحبت از مفقود شدن این نامه ها به میان می آمد و من به شخصه متعجبم که حتی یکی از این نامه ها هم به دست مسئولین سازمان نرسیده است. حتی یکبار هم از طریق دفتر ریاست جمهوری اقدام به مکاتبه رسمی با این سازمان کردیم ولی بازهم صحبت از مفقود شدن نامه به میان آمد ولی من تصور می کنم که برخی ها تمایلی برای ادامه فعالیت ما در سطح کل کشور را ندارند چون این موارد فقط بهانه ای بیش نیست.حتی تمایل داشتم بشخصه با مسوولان بالای سازمان تربیت بدنی دیداری داشته باشم ولی باز به در بسته خوردیم و اصلا گوشه چشمی هم به ما نشان ندادند.

 

نیایش نامه ها

یکیتا نه تنها استاد رزمی نیروهای رزمگاه به شمار می رود، بلکه  او یک مرجع معنوی نیز برای نیروهای رزمگاه به شمار می رود. برخی از نیروهای تربیت شده به دست یکیتا برای او شعرهایی نیز میسرایند. در واقع دیدگاه آنها نسبت به یکیتا تنها یک استاد فنون رزمی نیست. آنها او را به عنوان پدرخوانده مذهبی خود می شناسند. و در بلاگ ها، نوشته ها و... در حال ستایش او هستند. نیایشنامه ها و اعتقادات او که به صورت شعر و یا متونی نوشته شده است در وبلاگ اعضای رزمگاه به وفور به چشم می خورد. عکس های یکیتا، در این وبلاگ ها جمع آوری شده اند و یکی از جذاب ترین بخش ها برای اعضا به شمار می رود.

 

واژگان پارسی کماندو

نام هایی که آنها برای حرکات رزمی خود انتخاب می کنند نیز به نوبه خود جالب توجه است. داور پناه اعتقاد دارد که تمامی این نام ها برگرفته از زبان پارسی اصیل است. از آنها می توان به: آدرم(به معنی سلاح سرد است که به رزم افزار های سرد طراحی شده در این رشته گفته می شود)، پیشداد(به معنی آغاز حرکت و نخستین تلاش با آوا میباشد که در آغاز تمرینات و آموزشها انجام میگیرد.)،فرجام(به معنی پایان کار که پس از پایان آموزشها به صورت منظم با آوای یاد انجام میپذیرد.)، یاد(بمعنی یاد و درس و خاطره است و در این رشته که در آغاز و فرجام کارها استفاده میشود و از نظر معنی وارستگی نیز یاد مخفف یاد می کنیم به نیکی خدای را که با یاد او دلها آرام گیرد ُ میباشد.)، درود(به معنی درست و درستی است که در احترامها و تایید سخنان مربی و استاد از آن استفاده میشود هر هنرجوی این رشته با ورود به جایگاه تمرین و یا حضور در خدمت استاد با گفتن درود و هنگام خروج واژه بدرود احترام خویش را نمایان میسازد.) شین پا( مخفف نشستن روی پا یا حرکات ایستادن ها است که بخشی از فنون گسسته رشته کماندو است .)آسای(مخفف بیاسای بمعنای استراحت نما یا نفس بگیرید است که در هنگام استراحت در زمان تمرین و یا آزاد بودن استفاده میشود .)، آموده(بمعنی آراسته و پیراسته در زبان پارسی است که واژه آماده نیز همان است واژه آموده ایستادن رسمی و آغاز حرکتهای رزمی این رشته است.) و...اشاره کرد.

 

توضیح: این گزارش در سایت آینده نیور منتشر شد.

 [+]لینک این مطلب در بالاترین

 

+ نوشته شده در  دوشنبه 7 بهمن1387ساعت   توسط امیـر هادی انواری  | 

شریعتی به مرگ طبیعی مرد

توضیح: بخشی از این گفت و گو در سایت آینده منتشر شده، که البته به خاطر استاندارد حجم گفت و گو و گزارش در سایت خبری، من متن کاملش رو اینجا گذاشتم.

---------------------------*   *   *---------------------------

من منصف هستم، آنها دروغ می گویند

من سانسور نمی شوم

هیچ وقت نگفتم رضا قلدر، رضا پالانی

چرا بهائی ها در آمریکا نمی مانند؟

با اینکه خیلی از حزب توده بدم می آید و معتقدم که نوکر شوروی بوده اما می گویم حزب توده یک خدمت بزرگش این بود که به خاطر مبارزاتی که انجام داد بیمه کارگران در ایران ایجاد شد.خسرو معتضد مورخ، و روزنامه نگاری است که طی چند سال اخیر به دلیل برنامه کوتاهی که شب ها از او پخش می شود بیشتر مورد توجه قرار گرفته است. گفته های او در مورد حزب دموکرات آذربایجان، حزب توده، خاندان پهلوی و... بحث هایی را بدنبال داشته. برخی در مورد سابقه او تشکیک دارند(اینجا ببینید) و به دلیل شغل پدرش سرتیپ معتضد که از نزدیکان به دربار بوده وی را مهره انگلیس ها می دانند و یکبار هم شایعه پاناهندگی او را به انگلیس مطرح کردند. البته خود معتضد نظر دیگری دارد،(اینجا ببینید) او می گوید که در آن مدت که در تهران نبوده به انگلیس نرفته بوده و به جزیره کیش سفر کرده بوده است. گذشته از مطالبی که فعالان دانشجویی در مورد وی مطرح می کنند برخی نیز معتقدند که وی بی طرفی خود را در باخوانی تاریخ فراموش و مدیحه سرای نظام شده است. به هر حال گفت و گوی کوتاهی را با این دانش آموخته تاریخ انجام داده ایم که در ادامه می آید:

 

س: آیا در برنامه هایتان سانسور می شوید، ممکن است که چیزی را نگویید که بوده یا چیزی را بگویید که نبوده!؟

نه، من سانسور نمی شوم. با قاطعیت می گویم من سانسور نمی شوم. مخصوصا به خاطر احترامی که دارم من ندیدم من را سانسور کنند.

 

س: به هر حال در تاریخ معاصر به خصوص شخصیت ها و اتفاقات پهلوی دوم بخش هایی وجود دارند که صحبت کردن در مورد آنها، مثل صحبت کردن در مورد ملی شدن صنعت نفت و... زیاد هم آسان نیست!

 مثلا کی؟

 

س: مثلا شخصیت هاو گروه هایی که در ابتدای در انقلاب حضور داشتند بعدها آن را نقد کردند و اصلا معاند شدند یا علی شریعتی، صادق قطب زاده، شخصیت های ملی مذهبی و...

ببینید آقای قطب زاده آدم جالبی نبود. یک آدم فرصت طلب بود، او. هیچ کار جالبی نکرد. ایشان نمرات تحصیلی ایشان را من در یک کتاب گذاشتم به نام 61 سال، که در مورد زندگی شاه است. قطب زاده نمراتش همه اش زیر e بوده است. ایشان آدمی بود که حرف زدن هم بلد نبود. ببینید او در پاریس چطور زنده می کرده، دوست دخترش که به سفارت ایران مراجعه کرد و... در هر انقلابی همیشه کسانی هستند که ابن الوقت هستند. یا مثلا شریعتی، من خیلی وقت پیش براساس گواهی فوت شریعتی گفتم که ایشان به خاطر اینکه زیاد سیگار می کشیده و خونه به مغزش نرسیده بوده فوت کرده. علت مرگ هم همین قید شده، منتها یک سری می خواهند گویند شریعتی را شاه کشته، اگر شاه می خواست بکشد چرا تا وقتی که در ایران بود نکشت؟ اما خوبی که انقلاب ما دارد این است که همه چیز را منتشر می کند، نمی خواهم تعریف کنم، من خودم خیلی مشکل دارم، مثلا کتاب من الان به وزارت ارشاد رفته با نام بابک خرمدین مدت هاست در ارشاد مانده. اما در تلویزیون مثل ارشاد مشکل ندارم. همین چند وقت پیش از جام جم برنامه زنده داشتم، مشکل تلویزیون این است که باید یک مقدار برنامه هایش را عمیق تر بکند. فیلم ها و مستند هایی داشته باشد.

 

س: منظورتان از عمیق تر شدن چیست؟

یک سری فیلم مستند هست در مورد ایران که متاسفانه اکثرا انگلیسی و آمریکایی هستند. این فیلم ها خیلی فیلم های خوبی هستند، من رفته ام و دیده ام متاسفانه برخی از این شبکه های ماهواره ای التقاطی هم بعضی از این فیلم ها را در اختیار دارند. چرا صدا و سیما نمی رود این فیلم ها را بخرد که واقعی هم هستند. نگاه کنید کارگردانان ما در مورد قاجاریه فیلم می سازند خیلی نوستالوپیک به ماجرا نگاه می کنند، در دوره قاجار وضعیت مملکت به شدت خراب بود، هر زمستان سقف خانه ها پایین می آمد و... من نامه نوشتم که چرا این فیلم ها را نمی خرید، در نهایت فکر نکنم بیشتر از ده میلیون قیمت داشته باشند. اما نمی خرند.

 

س: شما چطور فکر می کنید، از قول شما نوشته اند که در جلسه ای شما گفته اید "من از منتقدان آقاي احمدي نژاد هستم ولي ايشان را خيلي دوست دارم. چون مهربان و پرشور است."

من عضو هیچ گروه و دسته و حزبی نیستم.  اما ای کاش بودم، اگر من در ترکیه بودم، می گفتم من عضو حزب جمهوریت یا خلق هستم. اما چون در ایران زیاد خوب نیست، محزب بودن مرسوم نیست می گویم من عضو هیچ گروه و دسته و حزبی نیستم. از یک نظر خوب است چون من محقق تاریخ هستم می توانم بگویم که بی طرفم. واقعا هم همینطور است در تلویزیون دارم از پیشه وری صحبت می کنم می گویم بیچاره را در زندان خیلی اذیت کردند. یعنی من موافق نیستم که کسی را در زندان شکنجه کنند. می خواهم بگویم که من هم مشکل دارم، طبیعی ترین راه برای اینکه اذیت نشوم این است که محتاج دولت نباشم، همینطور هم هست، الان حقوق بازنشستگی من خیلی ناچیز است. با اینکه من فوق لیسانس دارم اما همه دکتر ها می دانند که از هر دکتری باسوادتر هستم اما حقوق من با فوق لیسانس از دانشگاه علوم پزشکی محاسبه می شود یعنی 450 هزارتومان. خیلی راحت هم می توانند بروید و بپرسید.

 

س: برخی معتقد هستند که شما تاریخ را تحریف می کنید!

دروغ می گویند! برای اینکه من نیازی به تحریف ندارم. من کی هستم که تاریخ را تحریف کنم؟ من خیلی انصاف دارم. برای اینکه من تاریخ را برای شما نمی نویسم، من تاریخ را برای 50 سال بعد می نویسم. مثلا با اینکه خیلی از حزب توده بدم می آید و معتقدم که نوکر شوروی بوده اما می گویم حزب توده یک خدمت بزرگش این بود که به خاطر مبارزاتی که انجام داد بیمه کارگران در ایران ایجاد شد. من هیچ وقت در تلویزیون نگفتم رضاخان قلدر، رضا پالانی و... برای اینکه اینها اصلا درست نیست، اینکه پدرش چه کسی بود و... چون اینها اصلا در تاریخ مهم نیست. همیشه گفتم رضا شاه؛ اما می گویم چون رضاشاه از طبقه پایین جامعه بلند شده بود باید به فکر طلبقات پایین تر جامعه می بود که نبود. در زمانش فاصله طبقاتی بیشتر شد. بنابراین من هیچ وقت تاریخ را تحریف نمی کنم. نه من عضو حزب توده بودم، نه در زمان شاه کسی فامیل مرا کشته که من بخواهم بد بگویم. من یک آدمی بودم مثل همه مردم دانشگاه رفتم، درس خواندم، تحقیق و مطالعه کردم.

ولی مشکل من یک چیز است، من عاشق ایران هستم، من این آفتاب را دوست دارم، مملکتم را دوست دارم. مثل کسانی نیستم که کاباره داشتند، حالا رفته اند و تلویزیون تاسیس کردند. یکی می گفت که من می خواستم شبکه موسیقی بزنم منتها گفتند اگر سیاسی بزنی دولت آمریکا به تو کمک مالی می کند، سیاسیش کردم.

 

س: به ایام دهه فجر نزدیک می شویم، گویا شما در مورد سینما رکس آبادان اسنادی دارید، چه کسی این سینما را آتش زده بود؟

 

آتش گرفتن سینما رکس آبادان کار گروه های تجزیه طلب بود، این گروه ها مدتی از طرف صدام حمایت می شدند، مدتی از طرف مصر و... اینها آمدند و این سینما را به آتش کشیدند، تنها حماقت یکی از مسئولان بلند پایه وقت بود که در سینما را بسته بود که اینها(تجزیه طلبان) را دستگیر کند به خاطر جایزه، کار ساواک نبوده.

 

س: در مورد بهائی ها، شما نظری دارید، اظهار نظرهایی در مورد آنها کرده بودید!

آنها 150 سال است که اشتباه میکنند. من به آنها بهائی نمی گویم، می گویم جهان وطن. اگر قبل و بعد از انقلاب اینقدر خودشان را لوس نمی کردند. بهائی مثل هویدا را سر کار نمی آوردند، کسی مثل آقای روحانی را نمی آوردند. تلویزیون در سال 37 راه نمی انداختند اینطور نمی شد. خانه های خیلی ها آتش گرفت(خانه بهائی ها) بازهم از رو نمی روند. حالا بهائی های ایران بی آزار هستند، اما آنها که در آمریکا هستند مدام شیطنت می کنند. مگر نمیگویید ما به ایران فکر نمی کنیم به جهان فکر می کنیم؟ بروید بنشینید همان امریکا، دست از سر این مملکت بردارید. من ضد بهائی نیستم، حتی دوست بهائی هم داشتم. منتها دوست من آدم فهمیده ای بود، خیلی با سواد بود هیچ وقت هم با من بحث نمی کرد.

 

س: اصلی ترین منتقدین شما، کسانی هستند که به نوعی در زمان پهلوی دوم در مراکزی بودند که تاریخ را به صورت عینی مشاهده کردند، آنها می گویند معتضد دروغ گوست!

آنها سلطنت پرست هم نیستند. در زمان ناپلئون عده ای بودند سلطنت پرست بودند، از انگلستان قاچاقی به فرانسه می رفتند و فعالیت هم می کردند. اینها سلطنت پرست و طلب هم نیستند. اینها آنجا نشستند، منتهای شاه پرستیشان این است که آش رشته و چلو کباب بخورند، در تلویزیون هایشان قر بدهند، شب باباکرم و چارشنبه سوری درست کنند. انقدر شعور ندارند که چهارتا تلویزیون خوب داشته باشند، بیایند و بگویند شاه این کارهای خوب را انجام داد. ما شاه پرست هم نداریم. یک دکان دو نبشی راه انداختند. حالا من آمدم با این برنامه دکان اینها را تعطیل کردم.  

اینها باید بیایند آشتی کنند. هیچ کشوری بعد از برچیدن سلطنت دیگر سلطنت را بر نمی گرداند، مثلا در افغانستان پادشاه قبلی را آوردند کردند پدر افغانستان، تا وقتی بمیرد در خانه اش مانده بود. نباید به انقلاب بکشد، انقلاب آخرین راه است. نباید مفرها را بر مردم ببندند. باید در جامعه حزب باشد، رسانه باشد و... چرا در ترکیه انقلاب نمی شود، چون در ترکیه حزب وجود دارد.

 

س: شما یک مورخ هستید، که هم سابقه حضور در رادیو تلویزون قبل از انقلاب را داشتید، هم مطبوعات و در حال حاضر هم در تلویزیون جمهوری اسلامی ایران کار می کنید، نظرتان در مورد آزادی بیان فعلی در کشور چیست؟

ببینید من هم گذشته را دیدم و هم الان را. در گذشته یک دانشجو را می گرفتند، این دانشجو را شلاق می زدند و می کشتند و ... الان خدا را شکر کسی را نمی کشند. نمی گویم شاید زندان باشد چوب و چماقی باشد، ولی کسی را نمی کشند. اگر در زمان پهلوی دوم هم آدم های احمقی نبودند که آنطور روزنامه ها را خفه نمی کردند، با دانشجویان را آن طور خفه نمی کردند، باور کنید هنوز هم حکومت سلطنتی در ایران باقی مانده بود. نباید کار به آنجا برسد که دانشجو اسلحه به دست بگیرد، این یعنی آخرین مرحله ناامیدی. تا وقتی فضا را باز بگزارند من بتوانم صحبت کنم، روزنامه ها محدود نباشد اتفاقی نمی افتد. انقلاب آخرین مرحله است. نباید انقلاب اتفاق بیافتد و آنهایی هم که می دانند خیلی کم در دنیا پیش آمده بعد از سقوط یک رژیم سلطنتی بشود آن را احیا کرد، در فرانسه هم پشیمان شدند.

شنیدم یک جا نوشته بود خبرنگاران اصلاح طلب تمایل دارند با بی بی سی کار کنند، بی بی سی دارد نیروهای اصلاح طلب را جمع می کند. خب آخر چرا روزنامه شان را می بندید که بروند با بی بی سی کار کنند؟ روزنامه نگاری در خون بعضی هاست، یک روزنامه فروش نمی تواند برود قنادی بزند.  مثلا این بچه های آقای کرباسچی(کارگزاران و شهروند) می خواستند چکار کنند؟ وقتی روزنامه شان را ببندید می روند با بی بی سی کار می کنند. برنامه هایشان را هم دیدم خیلی خوب است، مثلا در مورد عمل زیبایی و دماغ عمل کردن های دختران یک برنامه ساخته بودند، خب این هست.

 

+ نوشته شده در  سه شنبه 1 بهمن1387ساعت   توسط امیـر هادی انواری  |