اولن سال نو مبارک( من پیشاپیش گفتم)
هر چی خواستم بگم از اینکه سال ۸۷ چطور مشکلات معیشتی و اقتصادی به ما فشار خواهد آورد دیدم نمی شه کوتاهش کرد،
به زبان ساده می شه: عزیزان دهنمان سرویس است.
اگر تاحالا به خدا ایمان نداشتید، بیایید و ایمان بیارید و واقعن دعا کنید.
به چند دلیل:
اولن از ملت ایران نمی شه انتظار داشت مثلن اعتراضی چیزی بکنن، بندگان خدا هم حق دارن به بنزین لیتری ۴۰۰ تومن فکر کنن؟ به روغن فکر کنن؟ به لباس شب عید زن و بچه فکر کنن؟ به پرتغال کیلو ۱۳۰۰ تومن فکر کنن؟ به پسته کیلو ۱۴ هزار تومن فکر کنن؟ به سکه بالای ۲۰۰ هزار تومن فکر کنن؟ به اجاره خونه ۸۰۰ هزار تومنی فکر کنن؟ به خونه متری دو میلیون و ۴۰۰ فکر کنن؟ به خرج دانشگاه، به قیمت برنج، به قیمت لباس، به قیمت .... این همه فرصت فکر کردن دارن، دیگه وقت ندارن به بقیه چیزا فکر کنن.
اونهایی هم که فکر می کنن آمریکا به ایران حمله می کنه خیالشون راحت، آمریکا هیچ نیرویی مثل بعضیا نمی تونست وارد ایران بکنه که :
از نظر رسانه ای، به همه چهره های تاریخی نظام گیر بده و حتی به نوه امام خمینی هم گیر بده.
بعدشم اون آمریکا اگر دشمن ما باشه، دوست داره ملت اذیت بشن دیگه ...
فرق افغانستان و ایران تو این بود که:
آمریکا چارتا افغانی رو برد تو اون ابوغریب و ... شکنجه داد صدای همه دنیا در آمد... مگه بیماره ؟ هفتاد میلیون ایرانی تو رخت خوئاب، پشت فرمون و... با فکر فشارهای اقتصادی دارن شکنجه می شن، مرض داره حمله کنه؟
-----------------------
اگر از احوالات ما هم بپرسید،
هیچ آینده شغلی و ... برای خودمان متصور نیستیم، ملالی نیست ... نه تا نشریه قبل از عید تعطیل شدن(سالی که نکوست از بهارش پیداست) و دور نیست که بعد از عید ماهم تعطیل بشویم.
----------------------
حسب تمام این حرف ها سالی زیاد خوبی در پیش نیست
اما ما همچنان کت و شلوارمان را از گنجه بیرون می کشیم، گره کراوات را با وسواس می زنیم، صورت اصلاح می کنیم و لبخند می زنیم.
امسال فک نکنم کسی پول عیدی دادن داشته باشه، لبخند به هم هدیه کنیم.
-----------------------
سال نوتون مبارک
-----------------------
*** به حرفام فکر کنید: بیایید ایمان بیارید به خدا، دعا کنید ... دیگه از دست مخلوقات خدا کاری بر نمیاد، از خدا بخواهید که ما رو ببخشه، این بلایی که نازل کرده رو از سرمون برداره...
هیات نظارت مرجع تشخیص نیست
در همین خصوص و با توجه به اقدامات اخیر هیات نظارت بر مطبوعات، گفتوگویی با كامران نوروزی – حقوقدان – انجام دادهایم كه در ادامه میخوانید:
هرچند در سایت معاونت مطبوعاتی وزارت ارشاد مستند قانونی لغو امتیاز نشریات منتشر نشده است، اما در خبر یكی از خبرگزاریها مستند قانونی لغو امتیاز نشریات را ماده 11 قانون مطبوعات ذكر كردهاند. نظر شما در مورد این لغو امتیازها چیست؟
بنا بر اخباری كه منتشر شده مجددا هیات نظارت بر مطبوعات امتیاز 9 نشریه را لغو كرده است. در خبری كه در سایت اداره كل مطبوعات و خبرگزاریهای داخلی آمده، مستند قانونی این اقدام هیات نظارت بر مطبوعات ذكر نشده است اما آنچه كه در خبرگزاری فارس مشاهده میشود كه به نقل از یك منبع آگاه اعلام شده است. ظاهرا مستند قانونی هیات نظارت بر مطبوعات برای لغو امتیاز این 9 نشریه تبصره ماده 11 قانون مطبوعات است. به موجب تبصره ماده 11 قانون مطبوعات، هرگاه یك صاحبامتیاز شرایط صاحبامتیازی را از دست بدهد، نشریه لغو امتیاز خواهد شد. این تبصره اگرچه اساسا بسیار محل انتقاد است و با اصول حقوقی كلا سازگار نیست، دلایل متعددی هم وجود دارد برای اینكه با اصول حقوقی سازگار نیست و ایراد دارد. اما به هر حال از نظر اجرا هیات نظارت بر مطبوعات در سال 86 كه رو به پایان است با تفسیر گسترده و بسط ید فراوان سعی كرده است به اشكال مختلف از این تبصره استفاده كند و به صورتهای متفاوت با استفاده از این تبصره تصمیم به لغو امتیاز نشریات گرفته است. به اعتقاد بنده این تبصره یك امر استثنایی است و نمیشود به این كیفیت كه مورد استناد هیات نظارت بر مطبوعات قرار گرفته از آن استفاده كرد. البته این را هم عرض كنم كه اخیرا اخباری كه از هیات نظارت بر مطبوعات منتشر میشود، اخبار چندگانهای است و من نمیدانم چه علتی دارد كه اخبار مربوط به این حوزه اخبار چندگانه و گاه متعارض است. كما اینكه اخیرا در مورد ماهنامه زنان كه لغو امتیاز شد باز دو خبر كاملا متناقض منتشر شد و هیات نظارت بر مطبوعات هم مشخص نكرد كه كدامیك از این دو خبر و مستندات مندرج در این اخبار خبر درستی است. البته من تاكید میكنم كه از محتویات پرونده این نشریات در هیات نظارت بر مطبوعات اطلاعی ندارم. اما اگر ما مبنا را بر خبر مندرج در سایت اداره مطبوعات بدانیم دلیل موجهی برای لغو امتیاز این نشریات ذكر نشده است. علاوه بر این باید توجه داشت كه هیات نظارت بر مطبوعات وظایفی دارد كه باید اقدامات خود را در حدود این وظایف انجام بدهد. مجاز به تجاوز از حدود این وظایف نیست و ضمن اینكه در اجرای این وظایف باید حقوق این اشخاص و نشریات و روزنامهنگاران رعایت شود.
این لغو امتیازهایی كه اخیرا اتفاق افتاده به نظر شما در حیطه اختیارات هیات نظارت بوده؟
تفسیری كه بنده از منظر حقوق مطبوعات از موارد لغو امتیاز سال جاری دارم كاملا متفاوت از تفسیری است كه هیات نظارت به آن عمل میكند. به اعتقاد من، لااقل در اغلب موارد این لغو امتیازات شرایط لغو امتیاز به هیچ عنوان فراهم نبوده است.
در بند 11 ارجاع شده به بند 9 (شرایط كسب پروانه) در این بند – بند 9– آمده است: در صورت از بین رفتن این شرایط نشریه لغو امتیاز میشود، مثل التزام به قانون اساسی و یا عدم اشتهار به فساد و... وجود و یا عدم وجود این شرایط چگونه باید محرز شود و آیا احراز این شرایط در حیطه وظایف هیات نظارت بر مطبوعات است؟
ببینید اینها از مواردی است كه جزء ایرادات تبصره ماده 11 است. عبارت تفسیر ماده 11 این است: «در صورتی كه صاحب پروانه یكی از شرایط مقرر در ماده 9 این قانون را فاقد شود، به تشخیص هیات نظارت امتیاز نشریه لغو میشود.» مسئله اصلی آن است كه این تبصره از دو قسمت تشكیل شده، در قسمت اول مرجع تشخیص هیات نظارت بر مطبوعات نیست. یعنی این هیات نظارت نیست كه تشخیص میدهد آن فرد شرایط را از دست داده یا نه. مراجع ذیصلاح قانونی هستند. فرض بفرمایید یكی از شرایط صاحب امتیازی مدرك كارشناسی است. هیات نظارت بر مطبوعات نمیتواند تشخیص دهد این شخصی كه تا امروز كارشناس بوده است مدركش اعتبار ندارد. ممكن است وزارت علوم اعلام كند دانشگاهی كه این فرد از آن مدرك گرفته است فاقد اعتبار است. یا فرض كنید یكی از شرایط عدم حجر و ورشكستگی به تقلب و تقصیر است. هیات نظارت مرجع تشخیص ورشكستگی نیست بلكه دادگاه باید حكم ورشكستگی برای كسی بدهد. لذا هیات نظارت بر مطبوعات صلاحیت ندارد تعیین كند كه شخص صاحب امتیاز، شرایط ماده 9 را از دست داده است یا خیر. در بخش دوم آمده است به تشخیص هیات نظارت مقرر در ماده 10 پروانه نشریه لغو میشود. حالا چنانچه یك صاحب امتیاز با یك دلیل قاطع مثل حكم دادگاه یكی از شرایط صاحب امتیازی را از دست بدهد، هیات نظارت میتواند تشخیص بدهد كه میتواند پروانه را لغو كند یا نه.
تشخیص این موارد كه در ماده 9 آمده است، به كدام مرجع مربوط میشود، برای مثال پایبندی و التزام به قانون اساسی، اثبات چنین چیزی در صلاحیت كدام مرجع است؟
تمام این موارد یا باید به تشخیص دستگاه تخصصی مربوطه باشد، مثلا تابعیت ایران، تابعیت ایران را دولت ایران تعیین میكند، هر كسی كه شناسنامه دارد تابعیت ایرانی دارد. مدرك تحصیلی را وزارت علوم تایید میكند. سابقه محكومیت كیفری به حكم دادگاه است. پایبندی و التزام عملی به قانون اساسی، مادامی كه كسی طبق حكم دادگاه به عنوان براندازی و یا شبیه آن محكوم نشده است، نمیشود گفت فردی التزام عملی به قانون اساسی ندارد.
در مورد توقیفها و لغو امتیازهای اخیر، ظاهرا رسمی پیدا شده است كه پیش از اینكه صاحب امتیاز و مدیرمسوول یك نشریه از توقیف یا لغو امتیاز نشریه خود با خبر شوند، خبر این لغو امتیاز یا توقیف روی تلكسهای خبری میآید. بهطوری كه در تماس ما با مدیرمسوول و صاحب امتیاز چند نشریه از 9 نشریه لغو امتیاز شده اخیر، صاحبان امتیاز این نشریات چند ساعت پس از انتشار خبر لغو امتیاز نشریاتشان هنوز ابلاغیه رسمی دریافت نكرده بودند! این فرآیند به نظر شما چطور است؟
زمانی كه یك خبر منتشر میشود، دو طرف دارد: یكی منبع یا منشاء خبر است و دیگری خبرنگار و رسانه است. كار خبرنگار و رسانه، خبرگیری است. رسانهای كه ارتباطاتی دارد وظیفه خود را انجام میدهد. منتها از طرف دیگر از كانون خبر باید پرسید كه چرا بهطور دقیق، رسمی و سراسری انجام نمیشود؟ البته انتشار خبر واجد اثر حقوقی برای آن نشریه نیست، زمانی كه تصمیم هیات نظارت به نشریه مربوطه ابلاغ شد از آن زمان لازمالاجرا است.
بازگردیم به قبل، گفتید كه اثبات عدم دارا بودن شرایط مندرج در ماده 9 قانون مطبوعات در صلاحیت هیات نظارت بر مطبوعات نیست. بنابراین حتما مدت زمانی بین اثبات عدم دارا بودن شرایط مندرج در ماده 9 تا لغو امتیاز وجود دارد. اما غالبا نشریاتی كه لغو امتیاز میشوند تا پیش از لغو امتیاز هیچگونه احضاریه یا چیزی شبیه به آن برای فرصت توضیح در مورد اتهاماتی كه براساس آن لغو امتیاز میشوند ندارند، نظر شما در این مورد چیست؟
پرسش شما باز میگردد به موضوع خیلی مهم و آن اینكه هیات نظارت بر مطبوعات اختیاراتی در قانون برای توقیف و یا لغو امتیازات نشریات دارد. ما چه به این مقررات انتقاد داشته باشیم یا نه، به هر حال این مقررات لازمالاجراست چون قانون است. نكتهای كه وجود دارد، در متن قانون تشریفات رسیدگی هیات نظارت بر مطبوعات به تخلفات نشریات پیشبینی نشده است. یعنی مشخص نشده كه به فرض میباید مدیرمسوول را هیات نظارت صدا كند، با او صحبت كند و ... اما به حكم عمومات حقوق و به خصوص اصول حقوق اساسی. ما باید بگوییم كه هیات نظارت بر مطبوعات باید برای اجرای وظایف و اختیارات خود حقوق مدیران مسوول و صاحبان امتیاز را رعایت كند. به این ترتیب كه حداقل آنها را صدا كند، موارد اشكالات و یا موارد تخلفات را به آنها بگوید، دفاعیاتشان را بخواهد، توضیحاتشان را بشنود و بعداز آن تصمیمگیری كند. این شیوه كه البته سالیان طولانی از ابتدای تشكیل هیات نظارت بر مطبوعات از سال 1364 در این هیات جاری بوده است، به اعتقاد من با اصول و مبانی حقوق سازگار نیست.
هیچگونه اخطار كتبی یا شفاهی نداشتهاید؟
یكی از نشریاتی كه در اطلاعیه اخیر هیات نظارت بر مطبوعات لغو امتیاز شده بود، ماهنامه «هفت» بود كه پس از پنج سال انتشار دیروز لغو امتیاز شد. هرچند در اطلاعیه هیات نظارت آمده بود كه به نشریات لغو امتیاز شده تذكر داده شده بود، اما مدیرمسوول نشریه هفت، احمد طالبینژاد در گفتوگو با خبرنگار ما اعلام كرد كه تا به حال هیچگونه تذكری چه به صورت كتبی و چه به صورت شفاهی به این ماهنامه داده نشده است.
چطور از لغو امتیاز نشریهتان باخبر شدید؟
در همین حدی كه دوستان مطبوعاتی خبر دارند خبر داریم. هنوز هیچ ابلاغی رسمی به ما نشده است.
برای تحقیق در مورد صحت خبر تماس گرفتهاید؟
تماس گرفتهایم اما فعلا هیچكس پاسخگو نبوده. به هر بهانهای نتوانستهایم با هیچ یك از مسوولان صحبت كنیم.
آیا پیش از این تذكر یا اخطار كتبی و شفاهی داشتهاید؟
یكی از افتخارات و یا ضعفهای ما این است كه تاكنون، طی پنج سال گذشته هیچگونه اخطار كتبی یا شفاهی دریافت نكردهایم.
آنچه در خبر یكی از خبرگزاریها به نقل از منابع آگاه آمده است، استناد به ماده 11 قانون مطبوعات بوده است. با توجه به موارد ذكر شده در این ماده كه به ماده 9 قانون مطبوعات ارجاع داده شده است، فكر میكنید براساس كدام یك از این موارد نشریه شما لغو امتیاز شده است؟
اتفاقا در بعضی از سایتها از جمله سایت خود هیات نظارت جرم نشریاتی كه لغو امتیاز شدهاند اشاعه فساد و استفاده كاربردی از عكسها ذكر شده. ما تا به حال این مورد را هم نداشتهایم، حتی یك مورد هم به ما تذكر داده نشده است.
این شوخی سیزده به در بوده
دنیای تصویر نیز پس از 17 سال فعالیت و در شماره 183 لغو امتیاز شد، گفتوگوی كوتاهی با علی معلم، مدیرمسوول و صاحب امتیاز دنیای تصویر داشتهایم كه در ادامه میآید:
آیا برای شما ابلاغیه رسمی آمده است؟
من هم از طریق یكی از خبرگزاریها و به نقل از منابع آگاه مطلع شدم. مثل اینكه تاییدیهاش هم آمده است. اما به نظرم شوخی سیزده به در است، چون ما عادت داریم شوخی زیاد كنیم.
در خبر منتشر شده آمده است كه تذكرهای مكرر به نشریات داده شده است، آیا تابهحال برای شما اخطار یا تذكری داده شده؟
تا به حال ما نه اخطار و نه تذكری داشتهایم.
طی 17 سال فعالیت دنیای تصویر، چنین برخوردی سابقه داشته است، آیا هیچگونه تذكر یا اخطار شفاهی به شما داده نشده بود؟
طی همه این 17 سال هیچگونه تذكری از هیات نظارت نداشتهایم. گمان میكنم این یك شوخی بوده و شاید توپ زیر پای كسی است، البته الان در مورد این موضوع زیاد نمیخواهم صحبت كنم. اجازه بدهید ببینیم این قضیه چقدر واقعیت دارد. چون هنوز به من ابلاغ نشده است. اما اگر رسما ابلاغ شود، حرفهای زیادی دارم برای گفتن كه در یك كنفرانس خبری هم ایرانی و هم خارجی خواهم گفت. ولی این قضیه به این سادگی اتمام پیدا نخواهد كرد.
موضعگیری انجمن صنفی روزنامهنگاران ایران
بدرالسادات مفیدی- دبیر انجمن صنفی روزنامهنگاران ایران- با بیان این مطلب و با انتقاد به لغو امتیاز 9 نشریه از سوی هیات نظارت بر مطبوعات اظهار كرد: در یك سال گذشته رفتارهای بهشدت سختگیرانهای را از سوی اعضای هیات نظارت بر مطبوعات با نشریات شاهد بودیم كه متاسفانه در روزهای انتهایی سال، در آستانه عید نوروز و بلافاصله پس از انتخابات مجلس شورای اسلامی كه رسانهها نیز نقش موثری در افزایش میزان مشاركت مردم در آن داشتهاند، با لغو امتیاز 9 نشریه به اوج خود رسید. وی افزود: ادامه چنین روندی از سوی هیات نظارت بر مطبوعات، مطمئنا علاوه بر بیكار كردن بسیاری از روزنامهنگاران، به مختل شدن كار اطلاعرسانی در كشور نیز منجر خواهد شد. او با اشاره به اینكه طبق قانون، این هیات دو وظیفه صدور مجوز انتشار برای نشریات و نظارت بر عملكرد آنها را برعهده دارد، اضافه كرد: گرچه این هیات، براساس قانون، در مواردی اجازه لغو نشریات را نیز داراست، اما برخوردی همراه با تسامح و تساهل بیشتر از آن انتظار میرود؛ چرا كه لغو امتیاز نشریات به معنای مرگ همیشگی آنهاست و حال آنكه در سالهای گذشته توقیف موقت آنها، بهرغم تلخ بودن و آثار و تبعات منفی، حداقل جای این امیدواری را داشت كه نشریه با ارائه مستندات و دلایل خود به دادگاه، موفق به دریافت حكم تبرئه شود. به گزارش ایسنا، دبیر انجمن صنفی روزنامهنگاران ایران تصریح كرد: چنین برخوردی با مطبوعات شبهه سیاسی بودن برخوردها را نیز قوت میبخشد؛ چرا كه لغو امتیاز نشریات مرحله آخر برخورد با آنها، پس از اخطار و مهلت قانونی است به عنوان نخستین و آخرین مرحله برخورد.
امشب تولد علی و هوتن بود.

به این فکر می کنم که هرچند ما مدت زمان زیادی رو توی محل کار و بیرون از خونه می گذرونیم، اما باز همه لحظه های قشنگمون تو خانواده ست.
امسال عید داره می رسه، هرچند میشه تصور کرد که با توجه به وقایعی که آخر امسال افتاده سال زیاد خوبی از نظر کاری در پیش نیست.
اما خوشحالم،
امشب پیش علی و هوتن بودم، ماها محبت رو هر لحظه کنار خانواده هامون تجربه می کنیم و عجب اینکه درد ما درد نداشتن محبت نیست، در ما اینه که جایی محبت رو جست و جو می کنیم که شاید اصلن قرار نیست وجود داشته باشه!!!
نقلی هست مربوط به ملای سست عنصری که در زمان های قدیم عاشق دختری می شه. دختر از اونجایی که علاقه ای به ملا نداشته شرطی تعیین می کنه، که یقین داشته ملا اجراش نمی کنه.
و اون شرط این که اگر تو بری بالای منبر و بالای منبر دایره(دف) بزنی من زن تو می شم!
ملا که عاشق دخترک شده بوده حقه ای سوار می کنه، بالای منبر می ره و دایره ای دست می گیره.
خطاب به جماعت می گه:
اگر دایره رو به این شکل بزنن( شروع به زدن دایره می کنه) ایراد داره و لهو و لعب محسوب می شه.
و اما اگر دایره رو به این شکل بزنن( باز شروع به زدن دایره می کنه) ایراد نداره!
-----------
حکایت این روابط عمومی هاس!!
سکه می دادند، گفتن سکه خوب نیست، حالا بن خرید کالا می دن!!!!!!!!
من همیشه از برنامه خبری گریزونم، همه می دونن و اگه چماق بالا سرم نگیرن عمرن برم، خاصه برنامه خبری که شب عید و ایامی این چنینی با عنوان«نشست های دوستانه یا خودمانی» ترتیب داده بشه.
یقین تو این برنامه ها یا سکه رد و بدل می شه یا ...
اما اتفاق جدیدی افتاده، دادن بن خرید از فروشگاه ها به خبرنگار ها!
همه می دونن این شغل درآمد زیادی نداره، از طرفی با توقیف ها هم هیچ امنیت شغلی وجود نداره.
اما من به شخصه و خیلی های دیگه که دیدم از خبرنگارا، به خاطر خیلی از ملاحظات دوست ندارن بگن که چقدر درآمد دارن و مدام جلوی دیگران( غیر هم صنفی ها) از کم بودن درآمد شکوه و گله گذاری کنن...
چراش هم معلومه، این شغل پول نداره، اما آدم می تونه عاشقش باشه، با صادقانه حرف زدن، با غیر مصلحت اندیشی با هرچه دیدن نوشتن و...
اما امان از کسایی که روزنامه رو با دکان اشتباهی گرفتن، این بد نیست که آدم کار زیاد بکنه و درآمد داشته باشه.
لا اقل خود من چند جا کار می کنم، اما مواظب هم هستم که کیفیت کارم پایین نیاد.
ولی گرفتن عیدی اونهم از روابط عمومی سازمانی، گرفتن هدیه و ... کمی شبهه داره.
به هر حال سازمان که جهت رضای خدا به کسی سکه و کوپن نمی ده! میده که پس فردا روزی، خبری کار کنید براش، فلان گفت و گو رو طور دیگری تنظیم کنید، در جواب فلان خبرنگار خط تخریبی راه بندازید و ...
تا قبل از این این هدیه ها سکه بودند و... اما جدیدن رسم شده جای سکه بن خرید کالا می دن به خبرنگارها که مختصر قبحی هم که وجود داشت از بین بره.
حالا یه سوال:
با این تفاسیر، وقتی خیلی از همکارای شریف و زحمت کش ما(!) به هر دلیلی این طور هدیه ها رو قبول می کنن انتظار داریم مردم هم روزنامه بخونن؟
آنچه از دل برآید به دل هم بنشیند!
کسی که هدیه بگیره نمی تونه از دل بنویسه و لاجرم به دل هم نمیشینه.
-- وقتی حرفش می افته همه گله می کنن که چرا تو فلان کشور همه ملت روزنامه می خونن و تو کشور ما مخاطب خر و گاو و نفهمه ، هیچی حالیش نیست و نمی خونه.
اما کسی نمی گه تو فلان کشور خبرنگار کتاب باز نمی کنه کپ بزنه، خبرنگار از رو تلکس خبر نمی نویسه، می ره تو جو خبرقرار می گیره و بعد برداشتش رو صادقانه( بدون نظر به هدیه ای که گرفته) می نویسه.
---------------
امروز صبح مجبور شدم برای یکی از همین نشست های خودمانی برم، قبل از تمام شدن مراسم از اونجا که دیدم جلوی در خروج تدارک دیدن که بن تقسیم کنن قبل از تمام شدن پاشدم برم.
از پشت یکی از بچه های روابط عمومی صدام زد و گفت فلانی بیا یه هدیه ناقابل هست.
پاکت رو باز کردم و دیدم بن خرید گذاشتن توش... گفتم متشکر مرسی، که دیدم اینقدر این کار عادی شده که کارمند روابط عمومی با تعجب علت نگرفتن بن رو از من می پرسه.
وای به روز ما که نگرفتن هدیه(رشوه= شیتیل = زیر میزی=زیر سیبیلی) از روابط عمومی سوال برانگیز شده...
همین.
آدم های حزبی کلن آدم های جالبی هستن( البته نه همشون، مثلن سر شاخه ها و مسئول کمیته ها یه کمی شباهت به آدمای عادی دارن و واقعی فکر می کنن)
خاصه وقتی که شور انتخاباتی تک تک سلول هاشون رو گرفته باشه!!
حالا تصور کنید این طرف دختر هم باشه،
هر وقت صحبت کنن، دقیقن شما می تونید بفهمید که قبلش چه کلاسی با چه استادی براشون از طرف حزب تشکیل شده!
یا دوستای هم حزبیشون چه کتابی رو بهشون معرفی کردن.
شما از دیوار حرف می زنید، طرف از روند اصلاحات تو آرژانتین.
در این زمان متوجه می شید که این یه چیزی یاد گرفته و میخواد بگه که من این رو بلد هستم.
مهم هم نیست موضوع گپ شما چی باشه،
----------------
غرض اینکه من یه مدت کوتاهی تو یه حزبی فعالیت کرده بودم( دوره نوجوانی) بعد هم دیدم که فعالیت حزبی با روحیاتم سازگار نیست و گذاشتمش کنار.
خب طبیعی وقتی تو حزب رفت و آمد داشتم با چند نفری هم آشنا شدم.
حالا اون آشناهای قدیمی ما که حالا اونقدرم صمیمی نبودم باهاشون تو اون حزب ارتقا رتبه پیدا کردن.
--------------------
از این ور طرف می خواد به زور تو رو با کسی مقایسه کنه که اصلن زمینه فکریش راهی که انتخاب کرده با تو متفاوته. !!!
خب من تمایت فعالیت حزبی نداشتم، گناه کردم؟؟؟؟؟؟
موافق این فعالیت ها هم نیستم.
به جرم اینکه با فلان حزب همراهی نمی کنم و مسیج همراه شو عزیز نمی فرستم باید ماخذه بشم!
بابا این حزب چه نیروهایی تربیت کرده که تحمل شنیدن یه انتقاد رو ندارن!
من به عنوان یه شهروند حق ندارم بگم:"من دوست ندارم"
آماج اتهامات
که فلان رفیق تو 15 سال دیگه می شه وزیر
تو 15 سال دیگه هنوز خبرنگاری
خب مبارکش باشه، مگه من می گم نشه؟
-------------
داستان اینه که من می گم تو حزب آیا برای اینها کلاسی نمی ذارن؟
بهشون یاد نمی دن که اساسنامه این حزب براساس قوانین جمهوری اسلامی نوشته شده؟
این نیروها چین؟
یه بدبختی تمایل به فعالیت حزبی هم داشته باشه یه برخورد اینجوری ببینه می زاره فرار می کنه.
اگر کسی از بچه های اون جبهه معروف اصلاح طلب این پست منو خوند، تورو خدا یه تجدید نظری بکنه تو فعالیتش هاش.
---------------
اینا که دور خودتون جمع کردید و گر و گر هم ارتقا رتبه می دید بهشون،
بد ازتون دفاع می کنن و خوب نابودتون می کنن
-حداقل بهشون یاد بدید که مشارکت و کارگزاران مقابل هم نایستادن.
-هر خبرنگاری که تو روزنامه کارگزاران کار کنه الزامن نیروی حزب کارگزاران نیست.
- بهشون یاد بدید زندگی طبیعیشون رو بکنن و هر گپ و گفتی رو به گپ سیاسی تبدیل نکنن!
- حداقل یاد بدید شما که شعار زنده باد دشمن سر میدید تحمل شنیدن ابراز بی علاقگی رو داشته باشن.
------------------
به خدا مایه آبرو ریزی هستن
یکی از رفقا چند وقت پیش بهم زنگ زده بود که:
چه نشسته ای که سایت ساقی قهرمان نابودت کرد!
رفتم نیگا کردم
چند وقت پیش من یه گزارش نوشتم در مورد شبکه های همجنس گرایی تو تهران(هنوز هم تو سایت عصر ایران:" http://www.asriran.com" هست).
سه تا مطلبی هم که تو این سایت(http://www.cheraq.net) در مورد من نوشته شده بود در واقع جوابی بود از طرف اونها به ما.
اولن که باعث افتخاره که سایتی که سردبیرش ساقی قهرمانه منو تایید نکرده، به خودم امیدوار شدم.
در سه مطلبی که نوشته شده بود برعلیه حقیر سراپاتقصیر گویی نویسنده "جناب انواری" رو نمی شناسه که گفته این "جناب انواری" مهره نظامه!!!!!!!!!!!
من فک می کنم طرف فک کرده من یه آدم 40-50 ساله هستم!!
متن سه مورد چرندیاتی که برعلیه من نوشته شده و دقیقن مشخصه یک نفر با نیک نیم نوشته خیلی بلنده و حوصله ندارم بهشون جواب بدم.
فقط می گم که عزیزی که گرا دادی که این چرت و پرتا رو اینجوری علیه من بنویسن، اولن ممنون چون باعث شدی من بیشتر معروف بشم.
ثانین خود شما خوب می دونی که همه جد و آبادتون رو می شناسم و آمار ها رو در آوردم.
اگه تاحالا تو گزارشی که نوشتم اسمی از کسی نبردم، سری بعد اسمتون رو هم میارم و کثافت کاریاتون رو هم می گم. (رو سگ مهره نظام رو بالا نیار)
ضمن اینکه اصلن از نوشتن اون گزارش پشیمون نیستم باید بگم، وقتی گرا می دید دور و بریاتون بنویسن، درست گرا بدید.
یه قسمتی از نوشته هاشون رو من اصلن تو گزارشم نیاورده بودم، خودتونو ضایع نکنید.
------------
و اما،
یه قسمتی بهم خیلی چسبید، اون اینکه حضرات از اصول خبرنگاری نوشته بودن.
بابا ملت خر نیستن،
چطور شما می نویسید رژیم سفاک جمهوری اسلامی، بی طرف هستید!!!!
اما هر کسی به ضد شما چیزی بگه میشه جیره خوار رژیم؟
بی بی سی بی طرفه؟
وی او ای بی طرفه؟
خود شما بی طرف هستید؟
سال های ساله که اینا می زارن می رن خارج از کشور، بیرون گود می شینن می گن لنگش کن.
هنر اون نیست کهخ اون ور دنیا بشینید هیچ نگرانیی نداشته باشید و هرچی می خواید بگید( در واقع چیزی هم نمی گید فقط فحاشی می کنید)
هنر رو بچه های ما دارن این ور
که با هزارتا خط قرمز و هزار جور گیر امنیتی و کوفت و زهر مار می تونن حرفشون رو بزنن.
حضرات:
اینجا ایران است
جایی که شما نمی تونید بگید یک نفر مدیر چه شرکتیه
جایی که سر انعکاس اخبار آنفولانزای مرغی از شورای عالی امنیت ملی نامه می دن و...
------------------
من افتخار می کنم به کاری که کردم،
چون کاری کردم که تابحال کسی جراتش رو نداشت.
کاری کردم که بعد از گذشت یک ماه هنوز هم بهم ایراد می گیرن که چرا وارد این حوزه شدم و توش کار کردم.
به خاطر اینکه کارم برام ارزش داشت و اونقدر زحمت کشیدم که به زعم شما من وابسته به یک نظام بودم و یک نظام این اطلاعات رو در اختیارم گذاشته بوده.
همونطور که شما با همجنس گرایی موافق هستید و هر چه می نویسید در مدح اونه،
من هم با اون موافق نیستم و هر چه می نویسم در نقد اونه.
-----------------

هر چند در ابتدا ساز و کار مشخصی به شکل آیین نامه ای وجود نداشت اما از همان ابتدا هم در فیلتر سایت ها تقریبا از قوای سه گانه نماینده ای در تصمیم گیری برای فیلتر کردن یک سایت حضور داشت.
حضور قوای سه گانه در تصمیم گیری برای فیلتر شدن سایت ها از تحمیل نظر یک قوا و فراتر از آن یک فرد یا دسته جلوگیری می کرد و به تبع آن از آنجا که تصمیم گیرندگان در مورد فیلتر سایت ها همگی از داخل بدنه نظام بودند آزادی رسانه ای نسبتا قابل قبول( نسبت به نشریات مکتوب) در چارچوب قوانین نظام در اینترنت فارسی به وجود آمده بود.
تا اینکه در دولت نهم به شکلی که در ادامه خواهد آمد با تشکیل کارگروه و آیین نامه ای کاملا غیر قانونی( به زعم کارشناسان) که تمام اختیارات را در بدنه دولت یا همان قوه مجریه تعریف کرده بود اقدام به تصمیم گیری در مورد سایت های اینترنتی کرد.
فعالیت این کارگروه غیر قانونی از یک سو موجب مایوس شدن نیروهای دلسوز و منتقد دولت در داخل نظام و از سوی دیگر میدان دادن به بعضی از سایت های دولت ساخته شد که آسیب های زیادی را متوجه روند رسانه ای اینترنتی کشور کرد.
از طرفی ، زمانی که هم سایت های به اصطلاح معاند با نظام که از خارج کشور با اهداف خاصی مدیریت می شوند و هم سایت های خبری-تحلیلی که در داخل کشور و توسط نیروهای داخلی مدیریت می شوند هر دو فیلتر باشند، طبیعتا تفاوتی بین این دو نخواهد بود!
این خود موجب پیشبرد اهداف گروه های به اصطلاح معاند با نظام با استفاده از اهرم دولتی می شود که خود را حافظ ارزش های انقلاب می داند.
آغاز فیلترینگ
همزمان با ورود اینترنت به میان جامعه ایرانی بسیاری از معاندان نظام در خارج از کشور. شامل گروه های سلطنت طلب، گروهک های منافقین و.... تلاش کردند با ایجاد پایگاه های اینترنتی به طرق مختلف به پیکره نظام ضربه وارد کنند.
در این زمان مخاطب ایرانی که تاحال نیاز خود را از طریق نشریات مکتوبی تهیه می کرد که تحت قانون مطبوعات به فعالیت خود ادامه می داد، ناگهان با خیل مطالبی روبرو شد که از جسارتی برخوردار بودند که تاحال مخاطب فارسی زبان با آن روبرو نشده بود.
واضح است که در چنین فضایی مخاطب عام و بی حوصله صفحات وب کمتر به دنبال منبع و صحت اخبار مذکور جست و جو می کند.
چنین فضایی با چاشنی سایت های سکس و مستهج فارسی زبان با اهداف خاصی همراه شد. در این سایت ها نویسنده ها و گردانندگان سایت ها مطالبی را در مورد انواع منحرف روابط جنسی بیان می کردند و سعی در از بین بردن قبح چنین روابطی داشتند.
پشت پرده تمسخر و تقبیح قرآن توسط این سایت ها، ترویج فساد و مذاهب و مکاتب الحادی بود.
در چنین شرایطی شورای عالی انقلاب فرهنگی با تشکیل شورایی ـ تقریبا غیر رسمی ـ به برخورد با چنین فضایی پرداخت.
در این شورا با توجه به اینکه زیر مجموعه شورای عالی انقلاب فرهنگی بود و نظر به ماهیت این شورا ، نمایندگان سه قوه نیز حضور داشتند. با دستور این شورا در دولت هشتمدستور فیلتر کردن برخی سایت ها صادر می شد.
از آنجا که اقدام به فیلتر کردن سایت ها در ابتدا فقط از این شورا نشات می گرفت. به لحاظ ساختار آن به طبع برخوردهای سلیقه ای در آن به چشم نمی خورد.
علاوه برآن رویکرد این شورا صیانت از کلیت نظام بود. و نه حفظ دستگاه، گروه و یا جریان خاصی.
حضور نیروهای داخلی
در فضای مزبور، نیروهای متعهد داخلی که به کلیت نظام وفادار بودند، خطر انحراف افکار عمومی را درک کردند و وارد عرصه اینترنت شدند.
این حرکت با تاسیس سایت های خبری ـ تحلیلی در زمینه های سیاسی و اجتماعی و غیر آن تداوم پیدا کرد. هر چند در فضای اینترنت قانون خاصی تعریف نشده بود اما از آنجا که گردانندگان و نویسندگان این سایت ها را همان نیروهایی تشکیل می دادند که پیش تر در روزنامه ها و نشریات مکتوب در داخل کشور فعالیت کرده بودند، هنجارهای جاری جامعه را رعایت می کردند.
نمی توان منکر شد که موثر ترین این سایت ها، سایت هایی بودند که توسط اصلاح طلبان اداره می شدند.
این حرکت توانست به خوبی به مقابله با سایت های خارجی بپردازد و نیاز خبری-تحلیلی افکار عمومی و مخاطبان اینترنت را برآورده سازد.
گارد رسانه ای دولت نهم
حدود 3- 4 سال پس از آغاز فیلترینگ سایت های اینترنتی ، عمر دولت اصلاحات به پایان رسید. اواخر دوره اصلاحات، تیم های رسانه ای مبلغ جریانی که بعدها در بدنه دولت قدرت را به دست گرفتند فعال شدند.
این تیم ها، از ابتدا فعالیت خود را با تخریب سایر جریان ها آغاز کردند. از آنجا اعضای این تیم ها (که بعضی از آنها کمترین سابقه و اطلاعات رسانه ای نداشتند) به منابع اطلاعاتی وسیعی دسترسی داشتند، به خوبی توانستند ماموریت خود را به انجام برسانند.
اخبار و گزارش هایی که توسط این سایت ها منتشر می شد بیشتر جنبه اطلاعاتی داشت تا جنبه رسانه ای.
اعضای تیم هایی که سایت های حامی دولت و دولت ساخته را اداره می کردند از هرم هایی تشکیل شده بودند. در راس این هرم ها برخی مقامات دولت نهم قرار داشتند.
این هرم ها به شکل سازمان یافته ای از بالاترین فرد به جزء ترین فرد گسترده شده اند. بدین ترتیب افرادی که در راس هرم قرار دارند از سویی با اعمال نفوذ و استفاده از قدرتی که دولت در اختیار آنها قرار می دهد سایت های منتقد دولت را فیلتر می کنند.
از سوی دیگر با تهیه خوراک خبری لازم نیروهایی پایین تر هرم، رانت های خبری را برای اعضا جزء فراهم می کنند.
جریان وسیعی که همسر یکی از مقامات بلند پایه دولت کنونی که خود نیز از سابقه بلند و بالایی در تخریب چهره های دلسوز نظام برخوردار است در راس آنها قرار دارد.
در بالاترین سطح این هرم « ف.ر» همسر یکی از مقامات عالی رتبه دولت نهم و «م.ب» مدیر عامل یک شرکت بزرگ خودرو ساز قرار دارند.
سایر چهره های تندرو نیز در راس هرم هایی قرار داشتند که بعدها با ارایه حمایت های مادی و معنوی به این تیم ها زمینه اهانت و افترا به انحا مختلف به شخصیت های دلسوز نظام را فراهم کردند.
ایجاد شبکه های جذب نیرو
اشخاصی که این سایت ها را اداره می کنند اخراجی های سایر خبرگزاری ها و کسانی هستند که به نوعی به بدنه دولت متصل شده اند.
از آن میان می توان به فردی که از یکی از خبرگزاری ها اخراج و در یک خبرگزاری دیگر مشغول به کار شد اشاره کرد. فرد دیگری هم که سابقه فعالیت در ستاد یکی از رقبای احمدی نژاد را داشت و... اشاره کرد. همچنین چند نفر دیگر که بیشتر دانشجوهای دانشگاه امام صادق(ع) بودند و توسط شبکه، جذب این جریان شدند.
اخیرا هم این افراد همراه با چندتن از افراد با نفوذ و بلند پایه دولت به سفر های زیارتی خارجی رفته اند(مشخص نیست هزینه این سفرها از کجا تامین می شود). اما اکثر کسانی که در این سفر به همراه آن فرد با نفوذ و همسرشان به سفر های زیارتی رفته بودند در وبلاگ های شخصی شان هم به این سفرها اشاره کردند.
سایر افرادی که در این تشکیلات حضور دارند به دانشگاه ها با اسم دانشجو با استفاده از اهرم های قدرت اعزام شدند.
وظیفه این افراد که در طبقات وسطی هرم قرار گرفته اند جذب نیرو برای استفاده های تبلیغاتی به نفع دولت و جناح حاکم است.
این افراد به خاطر حمایت های خاصی که از سطوح بالا از آنها به عمل می آید حد و مرزی را برای خود نمی شناسند و به راحتی دست به تخریب همه ی شخصیت ها می زنند.
آیین نامه غیر قانونی
پس از روی کار آمدن دولت نهم(به فاصله حدود شش ماه)، حامیان این دولت ازآنجا که بخش عمده ای از فعالیت های تبلیغاتی خود در اینترنت را در انتخابات روی تخریب چهره های شاخص نظام و رقیب متمرکز کرده بود به خوبی از قدرت رسانه های اینترنتی آگاه بود.
حامیان دولت نهم فعالیت خود را در عرصه رسانه های اینترنتی روی دو نقطه متمرکز کردند. اول از بین بردن فضا برای فعالیت سایت های منتقد که طبیعتا با انتشار بعضی از اخبار( حتی به صورت بی طرفانه) می توانستند زمینه طرح سوال در افکار عمومی را فراهم کنند.
این کار با تصویب آیین نامه ای شبیه به قانون مطبوعات در داخل بدنه دولت تحت عنوان«آیین نامه ساماندهی سایت های اینترنتی» پیش رفت.
وزرای ارشاد، دادگستری، اطلاعات و مخابرات در این کارگروه حضور داشتند. طبیعتا این کارگروه از خود دولت تشکیل شده و در جهت پیشبرد اهداف دولت گام بر می دارد. البته بعدها در اصلاح مصوبه(تابستان سال 85) به صورت صوری رییس سازمان صدا و سیما هم به این کارگروه اضافه شد.
از طرفی تصویب چنین آیین نامه ای از آنجا که اولا جنبه قانون گذاری و ثانیا جنبه اجرا و برخورد حقوقی و قضایی دارد اصولا در حیطه اختیارات دولت نیست.
حسب تمام این کارشکنی ها برخی نمایندگان مجلس چندین بار به انحای مختلف به تشکیل دهندگان این کارگروه هشدار دادند. اما با این حال این کارگروه و آیین نامه غیر قانونی به رغم تذکرهای مکرر نمایندگان مجلس همچنان با حمایت بی دریغ هیات رییسه مجلس به کار خود ادامه می دهد.
با این کار یعنی فیلتر کردن سایت های منتقد دولت ، عملا، این کارگروه زمینه را برای فعالیت سایت های به اصطلاح محارب با نظام فراهم می سازد.
در دو گزارش مرکز تحقیقات مجلس و سازمان بازررسی کل کشور به عملکرد غیرقانونی این کارگروه اشاره شده است و تا به حال چندین نماینده مجلس به عملکرد این شورا اعتراض کرده اند اما تاکنون این اعتراضات راه به جایی نبرده است!
سایت های دولت ساخته
از طرف دیگر جریانی آغاز شد تا سایت های دولت ساخته پا به عرصه بگذارند. این سایت ها که پس از دولت نهم به طرز قارچ گونه ای در فضای اینترنت رشد پیدا کردند از مصونیت آهنین برخوردار بودند وهستند.
از منابع اطلاعاتی، اطلاعات و اخبار خاصی را دریافت می کنند و با جهت دهی خاص آنها را منتشر می کنند. اوج این فعالیت ها در پرونده موسویان، تخریب یکی از چهره های شاخص انقلاب، توهین به بیت حضرت امام (ره) و... قابل مشاهده بود.
در تمامی این جریان ها هیچ برخورد خاصی با این سایت ها و گردانندگان آن نشد. به جز مورد سایت نوسازی که از آنجا که گردانندگان این سایت در اداره سایر سایت های موازی نیز فعالیت دارند. تعطیلی این سایت بیشتر به یک شوی تبلیغاتی و شانتاژ رسانه ای شبیه بود.
پس از تعطیلی این سایت نه تنها در مورد سرنوشت گردانندگان این سایت( چنان که وعده داده شده بود با گردانندگان آن برخورد شود) خبری منتشر نشد. بلکه شانتاژی که این حرکت به دنبال داشت موجب مظلوم نمایی گردانندگان این سایت ها و افزایش مخاطب آنها شد.
دچار انسداد و آنارشیسم رسانه ای هستیم
سعید ابوطالب نماینده اصولگرای مستقل مجلس هفتم، عضو كمیسیون فرهنگی و كمیته رسانهای مجلس هفتم نظرات خود را در مورد برخورد دولت با سایت های اینترنتی و الیجاد سایت های دولت ساخته در گفتوگو یی با روزنامه کارگزاران اظهار كرده است که در ادامه می آید:
وضعیت رسانهای ما در حال حاضر دچار یك آنارشیسم و در كنار آن دچار یك انسداد است. همزمان عدم سیاست مناسب دولت در بخش رسانهای هر دو پدیده را ایجاد كرده است.
در مورد خبرگزاریها، سایتها و روزنامههای رسمی میبینیم كه به عناوین مختلف انسداد وجود دارد. شكایتهای متعددی كه دستگاههای دولتی از سایتهای خبری و خبرگزاریهای رسمی انجام میدهند.
از طرف دیگر میبینیم كه یك سری از سایتهای بدون مجوز و دولتساخته یا سایتهایی كه تحت حمایت قدرتهای داخل قوه مجریه هستند فعالیت میكنند و متاسفانه هیچكدام از هنجارهای اجتماعی و اخلاق رسانهای را رعایت نمیكنند.
بنابراین میبینید كه همچنان كه ما آزادی رسانهای ـ آنچنان كه در قانون اساسی از آن صیانت شده است ـ نداریم. (منظور اینكه قانون اساسی آزادی رسانهای را كاملا صیانت كرده است، اما متاسفانه الان آزادی رسانهای وجود ندارد.)
در مقابل، در كنار همین فضا آنارشیسم رسانهای و هرج و مرج وجود دارد. در این فضا خبرگزاریها، سایتها و روزنامههای رسمی به انحا مختلف تحت فشار هستند. یا فیلتر میشوند یا دولت شكایت میكند.
در مقابل سایتهایی وجود دارند كه در آنها یك عده جوان با هم نشستهاند و با رانت خبری كه دارند و از طریق بعضی از افراد از داخل بدنه قوه مجریه حمایتهای معنوی میشوند. اینها هرگونه حرفی كه میخواهند به شخصیتهای عالیمرتبه نظام و شخصیتهای اصیل نظام، شخصیتهایی كه برای مردم مقدس هستند هرچه میخواهند میگویند .
یك آییننامهای تصویب شد كه خود این آییننامه وجهه حقوقی و قانونی ندارد. یعنی این آییننامه اگرچه چیزی شبیه قانون مطبوعات است و بنابراین باید در مجلس تصویب شود، چون شان قانونی دارد. همین آییننامه همه حق و حقوق را در اختیار یك شورایی قرار میدهد كه این شورا كاملا در اختیار قوه مجریه است.
در این شورا سایر دستگاهها هیچ نقشی ندارند، حتی خود رسانهها در آن نماینده ندارند. چنین آییننامهای كه وجهه حقوقی ندارد، در حال حاضر حاكم است
پیش از اینكه دولت این آییننامه را تصویب كند، طرحی را بنده و دوستانم در كمیسیون فرهنگی آماده كردیم تحت عنوان «طرح خبرگزاریهای غیر دولتی»؛ این طرح متاسفانه با اینكه در كمیسیون فرهنگی تصویب شد، فوریت آن در صحن علنی رای نیاورد.
ما هرچه تلاش كردیم كه این طرح را به صحن بیاوریم و به قانون تبدیل كنیم این طرح رای نیاورد. اما متاسفانه این طرح به تصویب نرسید یعنی با فوریت و ضرورتش موافقت نشد. در مقابل دولت آییننامهای ارائه كرد.
البته از وقتی كه وزارت ارشاد با استناد به این آییننامه برخورد با سایتها و خبرگزاریها را آغاز كرد، دائما اعضای كمیسیون فرهنگی مثل: ابوطالب، افروغ، خادم و.. تذكر دادند، حتی از وزیر سوال كردند وكار به آماده شدن استیضاح وزیر ارشاد رسید كه متاسفانه امضا به اندازه كافی جمعآوری نشد.
ما در كمیسیون فرهنگی هرآنچه میتوانستیم انجام دادیم اما متاسفانه هیاترئیسه مجلس همكاری نكرد. در خصوص همان آییننامه هم ما به هیاترئیسه تذكر دادیم كه این آییننامه خلاف قانون است، ما به عنوان نماینده هرچه میتوانستیم كردیم. ولی باید از طرف هیاترئیسه مجلس حمایت میشد كه متاسفانه هیاترئیسه ترجیح میدهد وكیلالدوله باشد تا وكیلالمله، بنابراین میبینید كه متاسفانه حرف ما به جایی نرسید. ما تا به حال همه تلاشمان را كردیم كه جلوی انسداد و آنارشیسم رسانهای را بگیریم.
-------------
صبح روز سه شنبه سایت عصر ایران یكی از سایتهای خبری منتقد دولت و فعال در زمینه انتخابات مجلس هشتم فیلتر شد. از آنجا كه براساس آییننامه ساماندهی سایتهای اینترنتی كه سال گذشته در بدنه دولت و در وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی نوشته و به اجرا درآمد که وظیفه نظارت بر عملكرد سایتهای اینترنتی را برعهده دارد این نوع فیلتر شدن در نوع خود بیسابقه بود. از ابتدای تصویب این آییننامه بسیاری از چهرههای شاخص نسبت به نفس تصویب آییننامهای شبیه به قانون مطبوعات توسط خود دولت (در صورتی كه تصویب چنین آییننامهای در اختیار قوه مقننه و مجلس است) و اجرای مستقیم آرا مصوب كارگروهی كه در همین زمینه تشكیل شده توسط مخابرات كه قاعدتا وظیفه قوه قضائیه است، انتقاد كردند. اما با این حال در طول این مدت بهرغم تذكرهای مكرر كمیته رسانهای مجلس، كمیسیون فرهنگی و تذكر اشخاص شاخص سیاسی كشور نسبت به ایجاد هرج و مرج در رسانههای اینترنتی و محدود كردن نشریات اینترنتی منتقد دولت و در نتیجه توجه كاربران اینترنت در داخل كشور به سایتهای فارسیزبان خارجی و بالطبع به طور غیر مستقیم كمك به بالا رفتن مخاطب سایتهایی كه در خارج از كشور با اهداف خاصی تشكیل و به فعالیت خود ادامه میدهند، هشدار میدادند. این كارگروه همچنان با استفاده از این اهرم به اضافه شكایتهای مكرر دستگاههای دولتی از سایتها و خبرگزاریها اقدام به نوعی انسداد رسانهای در فضای اینترنت كردهاند. اما نكته جالب آن است كه روند فیلتر شدن سایتها به همین كارگروه هم بسنده نكرده و در گام بعدی اصولا منتظر تشكیل جلسه و اخطار و.... نمیمانند و راسا به طور شفاهی با دستورات اشخاصی كه با عنوان مقام بلندپایه از آنها یاد میشود اقدام به فیلتر كردن بعضی از سایتها میكنند. البته در مورد عصر ایران مشكل در مدت زمان كمی با همكاری كارگروه مزبور حل شد. اما این روند كه با فیلتر شدن سایت بازتاب آغاز شد از آن رو قابل توجه است كه اصولا تصویب و اجرای چنین آییننامهای به زعم بسیاری از كارشناسان از مشروعیت قانونی برخوردار نیست و با قانون اساسی مغایرت دارد.
یک دولت و تولیت سه قوه
فوآد صادقی از بانیان سایت اینترنتی بازتاب كه در سال جاری به محاق توقیف رفت جزو اولین كسانی بود كه به تصویب آییننامه ساماندهی سایتهای اینترنتی اعتراض كرد و در زمان وزارت جمال كریمیراد (وزیر دادگستری فقید) چندینبار با وزارت دادگستری در مورد خطرات تصویب این آییننامه در بدنه دولت مذاكره كرده بود. از آنجا كه سایت بازتاب از اولین قربانیان تصویب آییننامه ساماندهی سایتهای اینترنتی به شمار میرود و فیلتر شدن این سایت با حكم دیوان عالی عدالت اداری لغو شد، درخصوص موضوع فیلترینگ سایتها با وی گفتوگویی انجام دادیم كه در ادامه میآید.
- با توجه به اینكه شما پیش از این مدیریت یكی از سایتهای منتقد دولت را برعهده داشتید كه طی سالهای اخیر نظارت دو دولت را در این زمینه تجربه كرده، نظر شما در مورد فیلترسایتها خصوصا در یك سال اخیر چیست؟
فیلتر سایتهای منتقد دولت از همان ابتدا هم قابل پیشبینی بود. یعنی دولت در حال حاضر متولی وظیفه هر سه قوه شده است كه هم قانونگذاری میكند، هم اجرا میكند و هم برخورد میكند. بحث رسانههای اینترنتی بارزترین نمونه دولت فراگیر و سه قوهای را مشاهده میكنیم، چراكه آییننامهای كه تصویب شد برای ساماندهی فعالیت سایتهای اینترنتی شامل وظایف قوه مقننه، مجریه و قضائیه است كه همگی در اختیار قوه مجریه قرار گرفته. این بحثی نیست كه نظر من باشد. در گزارشی مشروح كه بازررسی كل كشور تهیه كرد یا گزارشی كه مركز پژوهشهای مجلس در رابطه با این كارگروه تهیه كرد، این مطالب به صورت كارشناسی مطرح شده، اخیرا هم از سوی خود دولت پذیرفته شده است. اخیرا هم لایحهای برای ساماندهی سایتهای اینترنتی به مجلس فرستادند كه رای نیاورد، ولی خود این لایحه نشانه این است كه خود دولت آییننامهای كه تصویب كرده بود را یك فرآیند غیر قانونی میدانست. به هر صورت این تمركز اختیارات سه قوه در دولت كه عمدتا شرایط هم تحت اختیار یك فرد است باعث میشود كه هر رسانهای كه احساس شود اثرگذاری خاصی دارد با آن برخورد شود. در عرصه مطبوعات با استفاده از اهرم هیات نظارت بر مطبوعات ما شاهد آن بودیم كه عملا این اتفاق افتاد، در عرصه اینترنت هم با استفاده از تواناییهای این كارگروه این اتفاق افتاد. به هر صورت باعث تاسف است كه در كشوری كه ما ادعای آن را داشتیم كه میخواهیم آزادترین باشیم، كار به جایی رسیده كه حتی تفكرات انقلابی هم تحمل نمیشوند. در همین شرایط یك سری گروهكها و شبكههای مافیایی رسانهای كه در واقع ابزار دست گروههای درون دولتی هستند مصونیت آهنین دارند و هر كاری میخواهند انجام میدهند و به هیچ نهادی هم پاسخگو نیستند. حتی قضات و مسوولان قضائی جرات نمیكنند كه برای این نهادها حتی پرونده تشكیل بدهند.
-سایت نوسازی به عنوان سایت حامی دولت شناخته شده بود كه پس از اهانت به بیت حضرت امام(ره) تعطیل شد، فكر میكنید رابطهای بین تعطیلی سایت نوسازی و آغاز روند جدیدی برای تعطیلی و فیلتر سایتهای منتقد دولت وجود داشته باشد؟
دولت نهم نشان داده است كه نیازی به زمینهچینی ندارد، البته دادستان تهران اعلام كرد، قبل از اینكه دولت این سایت را تعطیل كند، خودش تعطیل كرده بوده است. وگرنه همان شبكهای كه سایت نوسازی را اداره میكرد همان افراد كسانی هستند كه بقیه سایتهایی كه بیننده بیشتری هم دارند در مجموعه سایتهای دولت را اداره میكنند. در راس آنها هم همسر سخنگوی دولت و همسر وزیر دادگستری قرار دارد.
اگر ارادهای بود كه با آن سایت برخورد شود، طبیعتا باید با بقیه سایتهایی كه به مراتب توهینهای بیشتری داشتند هم برخورد شود.
دچار آنارشیسم رسانه ای هستیم
-در همین خصوص سعید ابوطالب نماینده اصولگرای مستقل مجلس هفتم، عضو كمیسیون فرهنگی و كمیته رسانهای مجلس هفتم نظرات خود را در گفتوگو با خبرنگار ما اظهار كرد كه در ادامه میآید:
وضعیت رسانهای ما الان دچار یك آنارشیسم و در كنار آن دچار یك انسداد است. همزمان عدم سیاست مناسب دولت در بخش رسانهای هر دو پدیده را ایجاد كرده است. در مورد خبرگزاریها، سایتها و روزنامههای رسمی میبینیم كه به عناوین مختلف انسداد وجود دارد. شكایتهای متعددی كه دستگاههای دولتی از سایتهای خبری و خبرگزاریهای رسمی انجام میدهند. از طرف دیگر میبینیم كه یك سری از سایتهای بدون مجوز و دولتساخته یا سایتهایی كه تحت حمایت قدرتهای داخل قوه مجریه هستند فعالیت میكنند و متاسفانه هیچكدام از هنجارهای اجتماعی و اخلاق رسانهای را رعایت نمیكنند، بنابراین میبینید كه همچنان كه ما آزادی رسانهای ـ آنچنان كه در قانون اساسی از آن صیانت شده است ـ نداریم. (منظور اینكه قانون اساسی آزادی رسانهای را كاملا صیانت كرده است، اما متاسفانه الان آزادی رسانهای وجود ندارد.) در مقا
