تبليغاتX
آدرس جدید: www.anvarionline.com

آدرس جدید: www.anvarionline.com

آدرس جدید: www.anvarionline.com

جنجال لباس فروش ایتالیایی

سوم مهر هواپيماي «اكبر نوحي» سرمايه دار بزرگ كرماني الاصل مقيم ايتاليا در تهران به زمين نشست تا غبار اتهامات به هوا برخیزد. علاوه بر اكبر نوحي «لوچیانو بنتون»سرمايه دار ايتاليايي نيز در آن هواپيما بود.

پس از يك هفته اكبر نوحي و لوچیانو بنتون از فرودگاه تبريز به مقصد ايتاليا خارج شدند.

اما در اين يك هفته اتفاقاتي رخ داد كه موجب شد لوچیانو بنتون و برند «یونایتد كالزر آف بنتون»را تقريبا تمام ايران بشناسند .

 

 

آغاز جنجال

 

براساس گفته های منابع آگاه فردی با نام «م .زارعی» از افراد بسیار نزدیک به اصولگرایان مدیریت پروژه ای را در دست گرفت که شهرداری تهران را هدف قرار داده بود .

فردي با نام مستعار «صلاحي»  با دفتر قاليباف تماس گرفت و در گفت و گو با يكي از معاونين شهردار كه وجهه اي مذهبي دارد و كمتر در مسائل اقتصادي شهرداري دخالت دارد،در مورد ورود بنتون به گفت و گو پرداخت . در اين گفت و گو وي  ـ كه گويا بنتون را نمي شناخته و در جريان سفر او به تهران نبوده است ـ با فرض اينكه پرسشگر از این معاون شهردار در مورد جذب سرمايه گذاري خارجي در داخل كشور سوال مي كند،در مقام  دفاع از جذب سرمايه گذاري خارجي در كشور مواضع شهرداري در مورد دعوت از سرمايه داران خارجي براي جذب سرمايه گذاري آنان در داخل كشور را تاييد مي كند . و همين اظهار نظر آغازي مستند براي جنجال سازان مي شود.گفتني است محور اصلي  گفت و گو شخصيتي به نام بنتون نبوده است.

جنجال ها آغاز شد، در حاليكه اين موضوع كه مدعو اصلي شهرداري تهران و مشخصا سازمان سرمايه گذاري شهرداري تهران آقاي «اكبر نوحي»سرمايه دار ايراني الاصل مقيم ايتاليا بوده است پوشیده ماند. اکبر نوحی براي بررسي پيشنهاد سرمايه گذاري در طرح هاي عمراني سازمان سرمايه گذاري شهرداري تهران نظیر اراضی عباس آباد و.... به تهران آمده بود.

روزنامه دولتی ایران «روزنامه ایران » و پايگاه اطلاع رساني ستاد مبارزه با قاچاق ارز و كالا كه زير نظر رييس ستاد مبارزه با قاچاق ارز و كالا ، وزير دادگستري و سخن گوي دولت«غلامحسين الهام» فعاليت مي كند پيشگامان «صهيونيست كردن»ميهمان قاليباف بودند.

برخي از سايت هاي اينترنتي مدافع دولت به سرعت شروع به انتشار مطالبي در خصوص بنتون و صهيونيست بودن او كردند . اما مهمترين بخش اين جنجال آن بود كه روزنامه ايران به طور بي سابقه اي به موضوع پرداخت .

در تمام تحليل ها و يادداشت ها و مقالات طرف جنجال ساز هيچ سند و مدرك معتبري مبني بر صهيونيست بودن بنتون مطرح نشد و در تمامي اين جريان بنتون به صورت پيشفرض صهيونيست در نظر گرفته شده است.

اين جنجال كه در هفته منتهي به راهپيمايي روز قدس انجام گرفت با تكثير نسخه هاي روزنامه ايران بين راهپيمايان و امضاي توماري شكل تازه اي به خود گرفت . منابع آگاه اطلاع دادند در همين راستا جريان هاي مشكوكي در هيئات مشهد پيش از راهپيمايي روز قدس فعال شده و در بعضي از اين هيئات با فرض اينكه قاليباف شهردار تهران از شخصي صهيونيست براي مذاكره دعوت به عمل آورده است سعي در تهييج راهپيمايان داشتند . در همين راستا اين جريان ها شبنامه هايي تهيه كرده بودند كه در آن ليستي از شركت ها و طرف هاي قرار داد آنها را به جريان هاي صهيونيست مربوط كرده بودند . در این ليست نامي از يكي از نهاد هاي مذهبي مشهد نيز برده شده بود كه با اقدام به موقع ارگان هاي مربوطه نشر اين شبنامه ها در مرحله زینک متوقف شد .

طرح برخورد فيزيكي با قاليباف نيز در راهپيمايي روز قدس در ادامه جنجال ها با اقدام به موقع ارگان هاي مربوطه با شكست مواجه شد .

برخي از نمايندگان اصولگرای مجلس و مشخصا رييس مجلس حداد عادل نيز تحت تاثير جو رسانه اي مذكور نسبت به  تاسيس و فعاليت فروشگاه هاي زنجيره اي بنتون تذکر دادند .

در مورد انگیزه آغاز این جنجال مشکوک  شاید بتوان گفت شکست در رغابت برای به دست آوردن برخی حمایت ها اصلی ترین دلیل بوده .

 

بنتون صهيونيست و قاليباف مدعو نيست

 

جنجال با انتشار بيانيه اي  از «ابوالفضل ظهره وند»سفير جمهوري اسلامي ايران در ايتاليا به نظر به پايان رسيد .در اين بيانيه آمده است : « لازم می دانم تا از آقای قالیباف، شهردار محترم تهران به خاطر برخورد و رویکرد خوب ایشان با برنامه های دولت در رابطه با ایرانیان مقیم خارج و جلب و جذب سرمایه گذاران خارجی تقدیر و تشکر کنم. 

ظهره وند افزود: وی از دوستان صمیمی و قدیمی یک سرمایه گذار ایرانی است و در این سفر که با هواپیمای شخصی میهمان ایرانی انجام شد، بنتون نیز که عازم تهران بود، با ایشان همراه شد. در خلال این سفر دو روزه، بنتون در پی کار خودش در تهران بود و شهرداری تهران صرفا میزبان میهمان ایرانی بود که وی پس از اتمام بازدیدها و بررسی ها به اتفاق بنتون به ایتالیا مراجعت می کنند و به دلیل موفقیت آمیز بودن سفر تصمیم گرفتند تا علاوه بر اجرای پروژه های توافق شده با شهرداری، جمعی از سرمایه گذاران ایرانی و ایتالیایی را نیز در سفر بعدی با خود همراه کنند.

سفارت جمهوری اسلامی ایران در رم در این خصوص کار مستقیمی را با استان های ایران و ایتالیا برنامه ریزی و به مورد اجرا گذاشته است که یکی از استان های طرف تعامل استان تهران و شهرداری تهران بود. شهردار تهران از جمله افرادی بود که پس از تشریح برنامه های ما، به نشانه حمایت و پشتیبانی از برنامه های دولت، مراتب آمادگی خود را برای کار با سفارت اعلام کرد.در گام نخست پروژه ای را برای شهردار معرفی کردیم، وی نیز با رویکردی مثبت همکاری کاملی را با سفارت انجام داد و حاصل کار، سفر یک سرمایه گذار ایرانی به تهران بود که به نتایج بسیار خوبی هم دست یافتند و قرار شد تا چندین پروژه بزرگ را که با شهرداری به توافق رسیدند سریعا اجرایی کنند. در بخش ديگري از سخنان وي آمده است : بنا به دلایلی که محل طرح آن نیست ، مدیریت هوشمندی با یک کار حرفه ای رسانه ای توانست با سوء استفاده از مطبوعات و مجلس سه هدف را در یک زمان نشانه گیری کند ، یک طرف شهرداری و شخص قالیباف بود که از رهگذر این فرصت می توانستند ایشان را تخریب کنند . هدف دوم ناکارآمد نشان دادن سیاست های دولت آقای احمدی نژاد در تعامل با ایرانیان مقیم خارج و بکارگیری ظرفیت های خارجی بود ، خصوصا اینکه  یک هفته از نشست و تعامل ایشان با ایرانیان مقیم آمریکا سپری نشده بود . سفیر ایران درایتالیا دادن درس عبرت به بنتون را هدف سوم دانست و افزود: با این هدف ، این علامت را به وی دادند که اگر خواسته باشی بیرون از مسیر مورد نظر آنها حرکت کنی ، به راحتی از صحنه اقتصاد ایران حذف خواهی شد و در یک کلام اعلام این نکته که شروع هر مسیر تازه ، خارج از مسیر مورد انتظار و به عبارتی تعریف منافع ملی فوق منافع آنها ، منتهی به بن بست خواهد شد.ظهره وند تأکید کرد: علی ای حال ، دولت کنونی مصمم به برخورد با فریب کارانی است که تحریم خواه ، انحصار طلب و رانت خوار بوده و از رهگذر برخورداری از دسترسی های دولتی و در ائتلاف با تاجر مسلکان سوداگر توانسته اند محدودیت های ملی را به فرصت های فردی و گروهی بدل نمایند »

 

پرواز بنتون بر فراز تهران

در برخي از سايت هاي اينترنتي موضوع اختصاص دادن هليكوپتر از سوي شهرداري به بنتون براي تفرج! بر فراز تهران به موضوع داغي تبديل شد .

حال اينكه اصل ماجرا يعني اينكه بنتون ميهمان شهرداري تهران بوده يا خير خود جای بحث دارد!

شهرداري تهران از اكبر نوحي براي سرمايه گذاري در پروژه هاي عمراني شهرداري تهران نظیر اراضی عباس آباد، برج میلاد و هتل سازی و ساخت مراکز اداری تجاری در نقاط مختلف تهران دعوت به عمل‌آورده بود . اكبر نوحي ايراني و كرماني الاصل است كه از 18 سالگي در ايتاليا فعاليت خود را آغاز و اكنون به عنوان يكي از شناخته شده ترين سرمايه گذاران ايتاليا از وي نام برده مي شود . وي در زمينه ساخت و اداره فروشگاه هاي زنجيره اي در شهر ميلان ايتاليا فعاليت هاي شاخصي را انجام داده است . از طرفي وي دوست نزديك لوچیانو بنتون صاحب شركت یونایتد كالزر آف بنتون است . همزمان با سفر اكبر نوحي به تهران بنتون نيز همراه او مي شود و با هواپيماي شخصي نوحي به ايران سفر مي كنند . در دو روز اقامت در تهران نوحي با مقامات شهرداري براي بررسي ابعاد پروژه هاي شهرداري وارد مذاكره و لوچیانو بنتون به بررسي فعاليت فروشگاه هاي بنتون در تهران مي پردازد . اما شهرداري تهران براي معرفي پروژه هاي عمراني در سطح شهر يك هليكوپتر در اختيار اكبر نوحي قرار داده بود كه به صورت عمد و يا غيرعمد برخي از رسانه هاي منتسب به اصولگرايان تند رو موضوع را چنان جلوه دادند كه گويا شهرداري تهران براي بنتون كه از پيش نيز صهيونيست بوده هليكوپتر نيز تهيه كرده است.

البته موضوع ضیافت شام شهرداری نیز به صورت خاص دعوتی بوده از سمت شهرداری از «اکبر نوحی» در مدت اقامت وی در تهران که براساس برخی گفته ها بنتون نیز در آن ضیافت حضور داشته است .

بنتون پس از تهران به زادگاه نوحي يعني كرمان رفت و مدتي در خانه وي ميهمان بود و پس از آن جهت افتتاح فروشگاه بنتون به تبريز سفر كردند و از تبريز به سمت ايتاليا رهسپار شدند .

پس از بازگشت بنتون به ايتاليا ،بنتون و قاليباف به موضوع داغ مطبوعات اروپا تبديل شدند . به طوري که قاليباف و بنتون تيتر يك بسياري از مطبوعات ايتاليايي را ازآن خود كردند!

اين ماجرا يعني جنجال سازي عليه شهرداري و قاليباف توانست ،قاليباف را به عنوان چهره اي محبوب در اروپا معرفي كند . از طرفي لوچیانو بنتون در برخي از اظهار نظر ها بلافاصله پس از بازگشت به ايران در مورد سرمايه گذاري در ايران اظهار علاقه كرده است . از طرفي برخي منابع آگاه و نزديك به وي اظهار مي كنند كه وي از سرمايه گذاري در ايران منصرف شده است .

اما اكبر نوحي مدعو شهرداري تهران بنابر اطلاعاتي به طور قطعي اعلام كرده كه با توجه به جنجال هاي اخير و سياسي شدن بحث سرمايه گذاري وي از سرمايه گذاري در ايران منصرف شده است . البته سازمان سرمايه گذاري شهرداري تهران با تاييد آثار اين جنجال بر سرمايه گذاري هاي خارجي اين مطلب را تاييد نكرد .

گفتني است اكبر نوحي در آذر ماه سال 84 نيز در تهران حضور يافته بود و در گفت و گويي با خبرگزاري رسمي جمهوري اسلامي ايران(ايرنا) نسبت به سرمايه گذاري در ايران ابراز علاقمندي كرده بود . در گفت و گويي كه وي دو سال پيش در عسلويه بوشهر انجام داده بود آمده است : هر خارجی كه بخواهد در ایران سرمایه گذاری كند با توجه به اهداف سوداگرانه انتظار درآمد بسیار بالایی دارد اما شمار زیادی از ایرانیان مقیم خارج مایلند تا ضمن فعالیت اقتصادی در كشور در امور عام المنفعه نیز مشاركت فعال داشته باشند.

وی بااستقبال از سیاست های اعلام شده توسط رییس جمهوری برای تسهیل مشاركت ایرانیان خارج از كشور برای سرمایه گذاری در طرح های بزرگ داخل كشور اضافه كرده بود : بیایید این سیاست و روش را به سطوح پایین تر و كارشناسان نیز تسری دهید تا مانع تراشی های بی مورد سبب فرار سرمایه گذاران نشود.
وي ضمن انتقاد از وضعیت شرایط اقتصادی در كشور گفته بود :مگر چند درصد از ایرانیان خارج را معاندین این آب و خاك تشكیل می دهند كه تاكنون نتوانسته ایم برای جذب آنها خوب عمل كنیم.»

 

لوچیانو بنتون صهيونيست است ؟

 

 از حدود يك دهه قبل بخش اقتصادي وزارت امور خارجه و وزارت صنایع و معادن در جهت احياي صنعت نساجي در حال احتضار كشور برنامه هايي را براي جذب سرمايه گذاري هاي خارجي در كشور ساماندهي مي كردند . از پيشتازان اين برنامه ها مي توان به «شيخ عطار» اشاره كرد . مذاكره با لوچیانو بنتون ،پيشتاز صنعت پوشاك در اروپا و صاحب بزرگترين و معروف ترين برند پوشاك در اروپا نيز از همان سال ها آغاز شده بود .

که در سه ساله گذشته شکل جدی تری به خود گرفته بود !

بنتون به صورت رسمي از 8 سال قبل در ايران اقدام به تاسيس فروشگاه هاي زنجيره اي كرده بود . و در تمام طول مدت اين فروشگاه هاي زنجيره اي تا به حال برخوردي مشابه برخورد امروز با اين فروشگاه ها نشده بود .

نماينده رسمي بنتون در ايران شخص جوانی است با نام «اميرعلي علوي»كه به هيچ وجه حاضر به گفت و گو با خبرنگاران نيست . اما اصلي ترين شريك تجاري بنتون در ايران فردي با نام «خسروي» است كه به گفته منابع آگاه در چند سال اخیر مشكلاتی نيز با بنتون پيدا كرده است .

فروشگاه هاي زنجيره اي بنتون در حدود 120 كشور جهان داير هستند . يكي از شعبه اي بنتون در شهر مكه و در خيابان رام الله مكه داير است . بر اساس گفته هاي منابع آگاه نزديك به لوچیانو بنتون ،شركت بنتون به عنوان اولين برند اروپايي قصد دارد در‌آينده نزديك پوشاك منطبق با موازين اسلامي را نيز وارد بازار كند.

ورود كالاهاي بنتون به كشور مربوط به امسال نيست،بلكه سال ها قبل نيز كالاهاي بنتون در ايران وجود داشت . اكثر اين كالاها شامل كيف ،كفش و عطرهاي توليد اين شركت بودند . دو عطر «كُلد و هات» آشنا ترين اين دست كالاها هستند .

گفتني است وزارت امورخارجه ليستي دارد كه در آن برخي تجار و شركت هاي وابسته به لابي ها و اشخاص معاند با سياست هاي نظام مشخص شده است كه حضور اين شركت ها در داخل كشور اصولا امكان پذير نيست.

اينكه بنتون صهيونيست است صرفا بدون هيچ مدرك و سند مشخص و براساس چند يادداشت و مقاله با اسامي مستعار در برخي رسانه هاي وابسته به دولت و مشخصا روزنامه ايران مطرح شد. از طرفي به نظر مي رسد بررسي صيهونيست بودن و يا نبودن سرمايه گذاران خارجي در ايران بر عهده ارگان ها و نهادهاي خاص اطلاعاتي است و نه وزارت ارشاد .

به هر حال در گفت و گويي كه سخنگوي بنتون پس از جنجال هاي اخير انجام داد وي اعلام كرد لوچیانو بنتون يك مسيحي كاتوليك معتقد است و به تمام اديان احترام مي گذارد .

گفتني است وي كه امروز به عنوان صهيونيست در ايران معرفي مي شود پيش از اين به خاطر برخي رويكرد ها از طرف برخي از لابي هاي بين المللي صهيونيست منزوي شده است !

او كه اكنون يكي از ميلياردر هاي بزرگ اروپا به شمار مي رود و صاحب بزرگترين و مشهور ترين برند پوشاك در سطح اروپا شناخته مي شود.او متولد 1935 ايتاليا است .گفتني است  ايتاليا در واقع پايتخت مذهبي كاتوليك هاي جهان به شمار مي رود كه نسبت به ساير كشور هاي اروپايي در رعايت مقررات مذهبي سرآمد است.كشور واتيكان،محل اقامت پاپ نيز در ايتاليا واقع شده است . وي كه نوجواني سختي همراه با فقر را پشت سر گذاشته است به كمك خانواده 4 نفره خود شركت تیونایتد كالزر آف بنتون را تاسيس كرده است .

 

چه كساني سود بردند؟

 

بي شك لوچیانو بنتون با صرف هزينه هاي بسيار گزاف نيز نمي توانست نام شركت خود را از تريبون رسمي مجلس كشوري مانند ايران اعلام كند . و به این راحتی هم نمی توانست حجم بالایی را ازپرتيراژترين روزنامه هاي ايران مانند روزنامه ايران به خود اختصاص دهد و پس از آن در پر تيراژترين روزنامه خاورميانه «همشهري» مطرح شود . جنجالي كه منجر به اظهار نظر وزارت امور خارجه، رييس مجلس،نمايندگان مجلس، شهرداري،سفارت ايران در ايتاليا و... شد. با توجه به تیراژ دو روزنامه ایران و همشهری در حدود یک میلیون نسخه روزنامه نام بنتون را نه در غالب یک تبلیغ ساده بلکه به صورت یک جنجال خبری مطرح کردند.

اين تبليغات و اين جنجال ها با هر نيتي كه انجام شده است ، بي شك اگر تا قبل از اين ماجرا افراد خاصي با برند بنتون آشنايي داشتند امروز ديگر برند بنتون نزد مخاطبان تمام اين دستگاه ها و روزنامه ها معرفي شده است . شلوغتر شدن فروشگاه هاي بنتون در ايران خود گوياي اين امر است.

اگر اين جنجال ها به پلمب نمايندگي هاي بنتون در كشور منجر شود رغيب اصلي بنتون يعني زاراي اسپانيا  كه براساس گفته هاي منابع آگاه  اتفاقا اين روزها نيز به دنبال اخذ مجوز تاسيس نمايندگي در ايران است سود خواهد برد . زيرا مشتريان اين دو برند با توجه به قيمت بالاي كالاها مشتريان خاصي هستند .

اما اگر اين جنجال ها منتهي به پلمب نمايندگي هاي اين برند در ايران نشود ،بي شك تبليغات بي بديلي كه اين جنجال براي اين برند به بار آورد بايد مد نظر ارگان هاي مربوطه قرار بگيرد . كه اين جنجال ها كه مشخصا با اظهار نظر وزارت امور خارجه و سفير ايران در ايتاليا بر اساس مدارك واهي انجام پذيرفت با چه هدفي دنبال شده است ؟ و چطور روزنامه دولتي ايران ،سازمان مبارزه با قاچاق ارز و كالا و... با صرف بيت المال دست مايه چنين تبليغات شده اند . با هر هدفي ،نتيجه امر به نفع بنتون پايان پذيرفت و در اين ميان بازي با احساسات ملت مسلمان و شيعه ايران به خصوص در راهپيماي روز قدس به نظر صحيح نمي آيد.

 

 

 

خانواده لباس فروش

 

در جنجال هاي رسانه اي اخير هيچگونه سندي در رابطه با بنتون ارايه نشده است . زندگي نامه و فعاليت هاي بنتون در تمام جهان به صورت شفاف موجود است وارد كردن اتهام صهيونيست بود به چنين فردي كمي مشكل به نظر مي رسد . اين اطلاعات به صورت كامل و در پايگاه هاي بسياري نظیر دانشنامه های اینترنتی قابل دسترسي هستند . اخیرا و پس از جنجال های اخیر برخی از سایت های فارسی نظیر فرارو نیز اقدام به ترجمه این اسناد کردند.

چهار نفر از اعضای خانواده ایتالیایی بنتون: لوچیانو، جیولانا، گیلبرتو و کارلو، شرکت پوشاک گروه بنتون را در سال 1965 تاسیس کردند . لوچیانو و دو برادر و خواهر کوچکترش، همگی در ترویزو در ونتو ایتالیا متولد شدند. آنها از طریق شرکت مالی سرمایه گذاری در سهام ادیزون(Edizione)، چندین شرکت و تجارت را اداره می کنند که شامل 37 درصد از شرکت اتواسترید(Autostrade S.p.A)، گرداننده تقریبا دو سوم شاهراه های ایتالیا و وسیع ترین شبکه بزرگراه در اروپا؛ 67 درصد از شرکت اتوگریل، یک مجموعه رستوران زنجیره ای جاده ای که در سال از حدود 720 میلیون مشتری در بزرگراه ها و خطوط هوایی 15 کشور دنیا پذیرایی می کند؛ و سرمایه گذاری در صنعت هتل است. 

این خانواده همچنین به دلیل مالکیت یک تیم مسابقه اتومبیل رانی فرمول یک با همین نام و داشتن باشگاه بسکتبال و رگبی معروف هستند.

لوسیانو بنتون :تولد 13 می1935-  او از زمان آغاز کار گروه بنتون، ریاست این شرکت را برعهده دارد. او عضو هیات مدیره شرکت سرمایه گذاری ادیزون نیزهست.لوچیانو از سال 1992 تا 1994 سناتور جمهوری ایتالیا بود. او از همسر خود ماریا ترزا ماستری، صاحب چهار فرزند است.

لوسیانو بنتون پس از مرگ پدرش مدرسه را ترک کرد و در سن 15 سالگی شغلی در یک فروشگاه لباس یافت تا زندگی خواهر و سه برادر کوچکتر خود را تامین کند. در آن زمان بخش منسوجات ايتاليا دچار بحران شده بود.

چند دهه پس از این دوران سخت، خانواده بنتون مالک امپراطوری شد که شامل 15 کارخانه و شش هزار بخش فروش است و سالانه بیلیون ها دلار درآمد دارد. طبق گزارش مجله «ثروت»، دارایی خانواده بنتون از مرز تریلیون دلار می گذرد و آنها در ردیف ثروتمندان بزگ جهان قرار دارند. تا سال 1975 فروش کمپانی بنتون تنها در بازار ایتالیا محدود می شد. در دهه 1980 تعداد فروشگاه های این کمپانی در آمریکا کاهش یافت، اما در بازار جهانی توسه و رشد یافت. بنتون تعدادی فروشگاه های خود را در خاوردور افزایش داد و تنها 50 فروشگاه در چین راه اندازی کرد. در سال 1996 حضور بنتون در بیش از 100 کشور دنیا، با 7000 مرکز فروش برای مارک های اصلی خود یعنی سیسلی(Sisley)، رنگ های متحد بنتون(United Colors of Benetton) حس می شد. شبکه فروش شامل 80 شاخه و 800 کارمند بود که مسوول فروشگاه های مستقل شرکت در نقاط مختلف دنیا بودند.

جیولانا بنتون :تولد 8جولای 1937- در حال حاضر عضو هیات مدیره کمپانی گروه بنتون و ادیزون است. او مسول برنامه ریزی و رسیدگی به مجموعه لباس های کشباف بنتون و هماهنگ کردن محصولات تولیدی مختلف این شرکت است. جیولیانا صاحب چهار فرزند است.

گیلبرتو بنتون:متولد 19 ژوئن 1941- رئیس شرکت ادیزون است و به تمام سرمایه گذاری های مالی و مستغلات نظارت می کند. او همچنین رئیس اتوگریل و معاون گروه بنتون است. او صاحب دو فرزند است.

کارلو بنتون: متولد 26دسامبر 1943- او قائم مقام رئیس شرکت گروه بنتون و همچنین ادیزون است. او مسول تولید و برقراری ارتباط بین شعبه مرکزی بنتون با واحدهای جهانی خود است. او صاحب چهار فرزند است.

کمپانی بنتون علاوه بر شعبه های پوشاک، در زمینه های دیگری هم سرمایه گذاری کرد که شامل راکت های تنیس، چکمه های اسکی، اسکی های کستل، کفش های هاکی بود. سایر محصولات این شرکت شامل ساعت، لوازم آرایشی، لوازم التحریر، پارچه های کتان، عینک و کتاب و همچنین یک خط تولید پیجر با همکاری موتورولا است.

 بنتون به طور مستقل و یا با همکاری با سایر گروه ها و سازمان ها، در بسیاری از اقدامات برای کمک به مشکلات اجتماعی پیشگام بوده است. به عنوان مثال می توان از تبلیغی در سال 1995 برای کمک به ایجاد آگاهی از ایدز در هند؛ و حمایت از موسسه War Child، یک موسسه خیریه که به کوکان مناطق جنگ زده سراسر دنیا کمک می کند، نام برد.

سهام این شرکت در پنج قاره دنیا و از طریق بیش از 50 شرکت وابسته 3000 کارمند مستقیم توسعه یافته است. بنتون در سال تقریبا 110 میلیون لباس تولید می کند.

 محصولات شرکت بنتون، پیشرفت و رشد بین المللی داشته است و کالاهای صادراتی آن از 2 درصد در سال 1975، به 90 درصد در حال حاضر رسیده است.

 

نسل بعدی خانواده بنتون

 

الکساندر، فرانک، سابرینا و کریستین بنتون، به عنوان اعضای کمیته مدیریت شرکت ادیزون، منصوب شده اند و نسل جدید بنتون در آینده خواهند بود.

الکساندرا:تولد2 مارس 1964- پسر لوچیانا و ماریا ترزا است. او مدرک مهندسی علوم از دانشگاه بوستون و MBA از دانشگاه هاوارد دارد. او در سال 1993 یک بانک بازرگانی تاسیس کرد و در حال حاضر رئیس این شرکت است. او در سال 2004، با مسولیت ویژه برای نظارت بر توسعه شرکت در بازارهای شرق و خاور دور و توجه خاص به هند و چین، به عنوان نایب رئیس شرکت گروه بنتون منصوب شد.

 

 

 

تبليغات بنتون

 

چنان که ظهره وند سفیر ایران در ایتالیا نیز در سخنان خود اشاره کرده است،برخی منافع شخصی را فراتر از منافع ملی می دانند . عملا تا دو سال پیش بنتون در ایران مشکلی نداشت . اما اینکه چه اتفاقی باعث شد تا بنتون که در دو سال گذشته در ایران بیشتر فعال شده بود ناگهان صهیونیست از آب در بیاید جای خود دارد.

حال اینکه صهیونیست بودن یا مروج مد های غربی بودن بهترین اتهامات برای کوتاه کردن پای سرمایه گذاران خارجی از کشور است . سرمایه گذارانی که بعضا در مسائل سیاسی هم تاثیر گذار هستند .

يكي از اتهامات حیرت آور رسانه های جنجال ساز که مشخصا با هدف تهییج احساسات پاک مذهبی مردم ایران علیه بنتون انجام شد اين بود كه شركت متبوع وي در اينترنت و ساير كشور هاي جهان تبليغات ضد دینی و اخلاقی مي كند . حال بايد پرسيد كه اگر شرط فعاليت شركت هاي خارجي در داخل كشور منطبق كردن تبليغات آنها در ساير كشورهاي جهان با اصول و ارزش هاي رايج در ايران است آيا هيچ شركت خارجي در داخل ايران مي تواند به فعاليت بپردازد ؟

در جنجال رسانه هاي تندرو مسائل بي شماري مطرح شد كه جاي سوال داشت . اما جالب آنكه اين رسانه ها دلسوز اديان ديگر مانند مسيحيت بودند و از آنچه «رحم نكردن بنتون به مسيحيت» نام بردند به شدت انتقاد مي كردند.

ماجراي اين تبليغ به صورت خاص اقتباسي بود از تابلوي شام‌ آخر كه در آن به زعم آن رسانه ها «زنان نيمه عريان» به جاي حواريون مسيحي نمايش داده شده بودند. شايد اين اصحاب رسانه عريان بودن را با ترجماني متفاوت پذيرفته اند و يا با نوع پوشش زنان خارج از ايران آشنايي ندارند.

وارد كردن اتهام به بنتون براساس تبليغات آن خارج از مرز هاي جغرافيايي اين سوال را مطرح مي كند كه‌آيا ساير برند هاي خارجي كه در ايران به عرضه محصولات خود مي پردازند در تبليغاتشان در ساير كشور هاي جهان پوشش رايج ايراني را رعايت مي كنند ؟

شركت نوكيا(Nokia) از ابتداي وارد شدن تكنولوژي تلفن همراه به ايران بازار اين كالا را در انحصار خود گرفت . ای کاش دلسوزان ستاد مبارزه با قاچاق ارز و کالا در مورد سبقه فعاليت سهام داران عمده این غول بین المللی نیز تحقيقاتی به عمل آورند. نگارنده حسب وظيفه توصيه مي كند برادران دلسوز فعال در ستاد مبارزه با قاچاق ارز و كالا پيگير سوابق اين شركت كه به طور يقين در آمد بيشتري را از ايران به جيب هاي نا مشخصي روانه مي كند شوند .

آيا پوستر تبليغاتی شركت نوكيا كه با وارد كردن شعارمعروف اين شركت در تصويرياب گوگل «Nokia Conecting piople» به عنوان اولين ركورد ثبت مي شود كه يك مرد و زن درآن به صورت كاملا عريان نمايش داده شده اند از نظر اين عزيزان مغفول مانده ؟

لوازم آرايشي بهداشتي نيوا (Nivea) تقريبا بازار داخلي را تصاحب كرده است . آيا تبليغات شركت نيوا كاملا منطبق با اخلاق رايج كشور ماست. و يا عزيزان سري به پايگاه اينترنتي www.nivea.ir  كه مشخصا براي كشور ايران و در دامنه مختص به ايران ايجاد شده است زده اند و تصاويري كه در ابتداي ورود مشاهده مي شود را مشاهده كردند كه به زنان حاضر در تبليغات بنتون عنوان نيمه عريان را مي دهند ؟

در سايت بین المللی نيوا www.nivea.com در فهرست كشورهاي مصرف كننده محصولات نيوا در منطقه خاورميانه پس از نام كشور ايران نام اسرائيل قرار گرفته است !

آيا برند هايي مانند زارا(Zara) برند اسپانیایی و رغیب بنتون كه در تبليغات خود زنان را ملبوس به البسه نيمه عريان به شكل رقاصه هاي عرب نشان مي دهند مشكلي براي عرضه كالاهاي خود در تهران كه به صورت رسمي به كشور وارد نمي شوند و طبيعتا به مراتب كمتر از نمايندگي هاي رسمي بنتون ماليات مي پردازند دارند ؟

يا برند هاي غير اروپايي و چيني نظير بالنو، يشيون و بوسيني كه هر روز يكي از اين برند ها با نمايندگي رسمي  به بازار پوشاك وارد مي شوند و اجناس بي كيفيت و درجه 2 و 3 و ارزان قيمت خود را وارد بازار ايران مي كنند و كمر توليد كنندگان داخلي را با قيمت هاي پايين خود شكسته اند تبليغات كاملا اخلاقي دارند ؟

محصولات اروپایی معمولا به لحاظ قیمت بالا مشتری خاصی دارند و قهرا نمی توان آنها را در مقام رغابت با محصولات داخلی قرار داد.این محصولات آنقدرها در ایران فروش ندارند که بتوان آن را با ضربه هایی که پوشاک چینی به پیکره صنعت در حال احتضار پوشاک و نساجی کشور وارد می کنند مقایسه کرد.

اگر اين موضوع خاص بنتون نبوده و نگراني كلي مسوولان را در بر دارد برخورد دوگانه با برند هاي خارجي ممكن است نزد افکار عمومی شبهاتي را در مورد عملكرد اين زحمتكشان صديق اسلام و مسلمين ايجاد كند.

نويسنده سايت اقتصاد پنهان درقسمتي از يادداشتي با عنوان«راه نفوذ را باز نگذاريم» آورده است :« جلوي درب جام جم صداوسيما رد مي شدم كه فروشگاهي توجهم را جلب كرد. سرو وضع مانكن ها آنقدر عجيب و غريب و نامانوس بود براي دقايقي توجهم را جلب كرد. در شگفت شدم كه با وجود طرح امنيت اجتماعي اين ديگه چه صيغه اي است!»

پيش از بحث به نگارنده سايت اقتصاد پنهان يادآوري مي شود كه عنوان طرح «ارتقا امنيت اجتماعي» بوده است و طرح ارتقا امنيت اجتماعي مستقيما به برخورد با فروشگاه ها نمي پرداخت ،بلكه طرحي با عنوان «جلوه حجاب» در راستا طرح مزبور وظيفه رسيدگي به وضعيت فروشگاه ها را داشته است . انتظار مي رود پايگاه رسمي ستاد مبارزه با قاچاق كالا و ارز كه زير نظر وزارت دادگستري فعاليت مي كند از نويسندگاني با وسعت ديد بالاتري بهرمند شود.

اما گويا اين برادر گرامي تا حال سري به مغازه ها و بوتيك هاي خيابان گاندي،پاساژهاي شهرك قدس ،پاساژ ونك و تجريش و... نزده بوده است كه تا اين حد منظره بنتون براي وي نامانوس بوده است !

اولا نظارت بر وضعيت مانكن ها بيشتر در حيطه فعاليت اداره اماكن است.آنچه از عملكرد يكي از زير مجموعه هاي «طرح امنيت ارتقا اجتماعي» با مشاركت نيروي انتظامي،اداره اماكن و شوراي اصناف با عنوان «جلوه حجاب»مشخصا تا حال استنباط شده ،برخورد با انواع مدلي بوده است كه زنان آن را در اماكن عمومي استفاده مي كنند . برخورد با مانتوهاي تنگ و چسبان و كوتاه در بازار هفت تیر از آن دست بود . و الا صرف اينكه يك فروشگاه «تاپ»يا شلوارك هاي زنانه به فروش برساند كه قاعدتا آنها در خلوت مورد استفاده هستند با طرح امنيت اجتماعي كه حيطه فعاليت آن اماكن عمومي است مرتبط نيست.شايد بر اساس استدلال هايي كه مطرح شده بايد با تمام فروشگاه هاي عرضه لباس هاي زير نيز برخورد شود كه منطقي به نظر نمي رسد !

سوال اصلي آنجا مطرح مي شود كه آيا فقط و فقط بنتون مدل هاي غربي را در كشور رواج مي دهد ؟ آيا ساير برند هاي خارجي مدل ها و طرح هاي البسته توليديشان منطبق با ضوابط و چارچوب ارايه شده از سوي كميته ساماندهي است ؟

و اما اينكه رييس مجلس شوراي اسلامي جناب آقاي حداد عادل از چهره هاي دلسوز فرهنگي  و با سبقه دلسوزي نسبت به زبان فارسي در مورد نوع نوشته هاي فروشگاه هاي بنتون كه به لاتين است اظهار نگراني كرده بودند . ضمن تقدیراز این حرکت شایسته،كه رييس مجلس شوراي اسلامي در خيابان هاي شهر مستقيما به رصد اين دست مشكلات مي پردازند بايد سوال كرد وزارت ارشاد تا به حال تمام تابلوهايي كه در آن از حروف لاتين استفاده شده بوده را برطرف كرده .و تنها تبليغات بنتون در سطح كلان شهر تهران با حروف لاتين نوشته شده است ؟

و همچنین امیدوار بود که مجلس شورای اسلامی پس از این نیز در موارد عدیده مشابه در جزء ترین موارد نظیر یک فروشگاه در سطح کشور به طور مستقیم اظهار نظر کند.

 

ما قضاوت نکردیم

گفت و گو با جواد آرین منش

 

 

جوادآرين منش نماينده مشهد ، عضو فراكسيون اكثريت  و عضو كمسيون فرهنگي مجلس از اولين كساني بود كه نسبت به حضور بنتون در ايران ابراز نگراني كرد .

وي با سايت اقتصاد پنهان گفت و گويي انجام داده بود . اقتصاد پنهان به نقل از وي در مطلبي كه با عنوان  « غربي‌ها به دنبال ايجاد پايگاه‌هاي اقتصادي و فرهنگي هستند » منتشر كرد آورده است :« عضو کميسيون فرهنگي مجلس با اشاره به تاسيس فروشگاه زنجيره‌اي بنتون در ايران گفت: غربي‌ها با تاسيس فروشگاه‌هاي زنجيره‌اي در كشورها، علاوه بر بهره‌برداري اقتصادي به دنبال نفوذ در اين کشورها و ايجاد پايگاه‌هاي اقتصادي و فرهنگي هستند. »

گفتنی است آرین منش در گفت و گو های قبلی خود که در جریان جنجال بنتون انجام داده است  همواره در بخشی از سخنان خود  به مخالفت با حضور شرکت های خارجی و صهیونیست پرداخته است . 

اگر چه وی به طور مستقیم بنتون را هدف قرار نداده است اما در گفت و گوهای خود در خصوص برند بنتون به مقابله با وابستگان به صهیونیست ها اشاره کرده است .

جواد آرين منش در گفت و گویی که در پایین مشاهده می کنید  به كرات مواضع چندگانه اي در مورد جنجال هاي اخير اتخاذ كرد . وي صهيونيست بودن بنتون را تاييد يا تكذيب نكرد و اظهار كرد از آنجا كه تا به حال تحقيقي در اين زمينه انجام نداده است در اين مورد نمي تواند اظهار نظري داشته باشد .

وي در بخشي از گفته هاي خود برخورد با فروشگاه هاي بنتون را به خاطر ترويج مدل هاي غربي عنوان و در بخش ديگر آن را به دليل شبهاتي در مورد فعالیت های سیاسی  گردانندگان شركت بنتون عنوان كرد .

 

 

نظرشما در مورد سفر آقاي بنتون به ايران و ميزبان بودن آقاي قاليباف، شهردار تهران در اين سفر چيست .آيا شما در مورد دعوت شهرداري از بنتون در برخی از سایت ها اظهار نظري كرده ايد ؟

 

من گفتم آثار اين دعوت اگر قرار باشد منجر به اين شود كه فروشگاه هاي زنجيره اي در ايران ايجاد شود و اين فروشگاه ها مبادرت به توزيع لباس و پوشاكي كنند كه با معيار هاي ما انطباق ندارند و مصوبه مجلس را زير سوال ببرند طبيعتا ما نسبت به اين اقدام معترضيم.

اما اينكه دعوت نتيجه اش همين است يا خير بحثي است كه قابل بررسي است .

 

فروشگاه هاي بنتون 8 تا 10 سال در داخل كشور فعاليت مي كنند . چرا همزمان با ورود لوسيانو بنتون به كشور اين بحث تا اين حد داغ و جنجالي شد ؟

 

قانوني كه ما تصويب كرديم تازه است !

از بعد از تصويب اين قانون كميته اي در وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامي تشكيل شد كه وظيفه اين كميته ساماندهي مد و لباس است و توزيع پوشاك و لباس و حمايت از پوشاك و لباس مبتني بر فرهنگ ايراني است . در صورتي كه سرمايه گذاري خارجي در ايران ضوابط اين قانون را زير سوال نبرد و آنچه در مورد اين فروشگاه ها گفته مي شود كه گردانندگان آن را صهيونيست ها تشكيل مي دهند صحت نداشته باشد، سرمايه گذاري خارجي مورد اقبال همكاران ماست .

اما اگر قرار باشد كه پشت صحنه اي داشته باشد و اين فروشگاه ها به عنوان يك پنجره و دريچه اي براي حضور بيگانگان در كشور تلقي شود و فرهنگ جامعه ما را بخواهد مخدوش كند . قطعا ما نسبت به اين موضع گيري خواهيم كرد .

 

مي دانيد كه مدل لباس هاي توليد شركت هاي خارجي غالبا بر اساس آنچه مد روز در خارج از ايران ناميده مي شود طراحي مي شوند . چرا مجلس در برابر ساير برند هاي خارجي  كه مدل لباس ها در آنها مانند مدل هاي بنتون است برخورد مشابهي انجام نمي دهد ؟

 

بحث سرمايه گذاران و ماهيت آنها هم مورد نظر بوده است . من شخصا تحقيق و پژوهشي در اين زمينه انجام نداده ام كه صحت اين قضيه حداقل براي خود من روشن شود . اما ممكن است كه يك مركز بهداشتي و درماني هم در كشور ايجاد شود اما پشت صحنه سياسي داشته باشد و اهداف سياسي يا فرهنگي خاصي را بخواهد در كشور دنبال كند . قاعدتا با حساسيت بايد برخورد كنيم .

 

شما در پاسخ های قبلی فرموديد برخورد با بنتون به خاطر ترويج مد غربي بوده است . فروشگاه هاي مشابه بنتون هم هستند كه مدل هايي نظير بنتون را عرضه مي كنند مانند تاپ هاي زنانه كه بعضا از مدل هاي بنتون ـ براساس مد غربي ـ هم بروزتر هستند .  اما چرا بنتون جنجالي شد ؟

 

آنچه كه مربوط به گذشته بوده به كمسيون و يا كميته سياستگذاري طرح ساماندهي مد و لباس ارتباط پيدا مي كند كه تازه كارشان را شروع كردند و با كمك اصناف در حال بررسي هستند. قاعدتا ممكن است است آنها هم مورد بحث و بررسي قرار بگيرند.

 

در اين طرحي كه شما به آن اشاره كرديد  بيشتر با لباس هايي مانند مانتو كه زنان در اماكن عمومي از آنها استفاده مي كردند برخورد مي شد . ولي در اين طرح با لباس هاي شب يا البسه مورد استفاده در محل هاي غير عمومي برخورد نمي شد . بنتون هم هيچ لباسي براي اماكن عمومي زنان نظير مانتو بفروش نمي رساند،چرا با بنتون به صورت خاص برخورد شد؟

 

آنچه اتفاق افتاده تذكري است براي بررسي موضوع به وزير فرهنگ و ارشاد اسلامي . ممكن است كميسيون يا وزارت خانه مربوطه ابعاد مختلف قضيه را بررسي كند و بلا مانع تشخيص دهد .

ما كه الان قضاوت و يا برخورد به آن معنا كه ما پيشگيري از فعاليت هايي كرده باشيم نكرده ايم . اين جزو وضايف مجلس نيست . مجلس يك تذكر و يك هشدار داده است نسبت به آنچه در مطبوعات و خبرگزاري ها آمده است تا نسبت به اين موضوع با حساسيت بيشتري برخورد شود .

 

در بعضي از سايت ها استناد به گفته هاي شما شده است كه شما گفته ايد بنتون صهيونيست است و بايد با سرمايه گذاري اين برند در كشور برخورد شود . شما اين نقل قول را تكذيب يا تاييد مي كنيد ؟

 

نه تكذيب مي كنم و نه تاييد مي كنم .

ما از وزارت ارشاد خواسته ايم كه موضوع را مورد بررسي قرار دهد . ضمن اينكه سوالي هم بين همكاران بود در مورد دعوت شهرداري از بنتون . اينكه شهرداري چه موضوعيتي دارد نسبت به دعوت از بنتون ؟

 

دعوت شهرداري از بنتون را آقاي ظهره وند سفير ايران در ايتاليا طي بيانيه اي تكذيب كرده اند ؟

 

من از قول شما و برخي رسانه ها شنيدم ! عرض كردم چنين شبهه اي مطرح شده و ما خواسته ايم مساله بررسي شود . منتظر هستيم كه وزير فرهنگ و ارشاد اسلامي نتيجه بررسي هايش را به كمسيون اعلام كند .

 

شما هنوز اطمينان نداريد كه بنتون صهيونيست هست يا خير ؟

 

نه،با قاطعيت نمي توانيم بگوييم . نه مي توانم تاييد كنم و نه مي توانم تكذيب كنم .

 

آيا فكر مي كنيد صهيونيست بودن و يا نبودن بنتون در حيطه وظايف وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامي باشد ؟

 

قاعدتا ممكن است وزارت ارشاد براي روشن شدن برخي از ابعاد قضيه با وزارت هاي اطلاعات و يا امور خارجه ارتباط برقرار كند . ولي مخاطب ما وزارت ارشاد است .

 

در مورد پلمب نمايندگي هاي بنتون در تهران و شهرستان ها شما اطلاعي داريد ؟

 

من بي خبرم ، اگر بحث محرز شود كه قطعا برخورد خواهد شد و طبيعتا اگر چيزي ثابت نشود برخوردي نخواهد شد .  

 

 

متن گفت و گوی آرین منش با اقتصاد پنهان

 

جواد آرين منش نماينده مشهد در گفتگو با خبرنگار اقتصاد پنهان با تاکيد بر اينکه مجلس شوراي اسلامي با تصويب طرح مد و لباس معيارها، ضوابط و چارچوب توليد پوشاک و لباس را در ايران مشخص کرده، اظهار داشت:‌ براساس اين قانون، کميته‌اي با حضور نمايندگان دستگاه‌هاي دولتي و غيردولتي مرتبط با توليد پوشاک و طراحان و توليد‌کنندگان پارچه و لباس بر امر توليد پارچه و لباس نظارت دارند و اگر قرار باشد کارخانه داخلي و يا خارجي در اين زمينه فعاليت کند بايد با نظارت اين کميته باشد.

وي با اشاره به قانون مصوب مجلس در زمينه مد و لباس گفت: کارخانه‌هاي توليد پوشاک و لباس بايد در چارچوب قانون مصوب مجلس فعاليت کنند.

آرين منش در پاسخ به اين سئوال که گفته مي‌شود شرکت بنتون که يک شرکت صهيونيستي يهودي است، قصد دارد در ايران فروشگاه‌هاي زنجيره‌اي پوشاک تاسيس کند، گفت: يکي از اهداف نظام استکباري و صهيونيست بين الملل در کشورهاي جهان سوم و کشورهاي اسلامي، ايجاد بنگاه‌هاي اقتصادي است تا از طريق آن تفکر، فرهنگ و انديشه غرب را گسترش دهند و علاوه بر ايجاد پايگاه‌هاي اقتصادي براي خود، پايگاه‌هاي فرهنگي نيز تشكيل دهند.
عضو فراکسيون اکثريت مجلس شوراي اسلامي تاکيد کرد: فروشگاه‌هاي زنجيره‌اي مختلف که در دنيا ازسوي کشورهاي قدرتمند آمريکايي و اروپايي نظير مک دونالد و امثال آن تاسيس مي‌شود، علاوه بر بهره‌برداري اقتصادي به دنبال نفوذ در اين کشورها و ايجاد پايگاه‌هاي اقتصادي و فرهنگي هستند.

آرين منش با تاکيد بر اينکه عقد قراردادهاي اقتصادي با شرکتهايي که مستقيم يا غيرمستقيم به صهيونيست‌ها ارتباط پيدا مي‌کند و يا منافع آنها به جيب صهيونيست مي‌رود عقلا و شرعا مجاز نيست، تصريح کرد: اگر پشت صحنه اين فروشگاه‌ها صهيونيست‌ها باشند، اصلا نبايد اجازه تاسيس چنين فروشگاه‌هايي را داد چرا که حاصل آن چيزي جز تحميل فرهنگ و سياست نسبت و نبايد چنين اجازه‌اي داده شود.

---------------------------------------------------

- برای دیدن تصاویر در اندازه واقعی روی تصاویر کلیک کنید .

 

 

منبع : هفته نامه شهروند امروز

پینوشت :

- متن اصلاح شده این مطلب در هفته نامه شهروند امروز به چاپ رسیده است.

+ نوشته شده در  شنبه 28 مهر1386ساعت   توسط امیـر هادی انواری  | 

ما شلوارمان هم از خودمان نیست !

کوچه پس کوچه های «قلعه مرغی»  پر از تولیدی هایی است که دیگر مثل 5 سال پیش از آنها مدام  صدای چرخ خیاطی نمی آید.

در انتهای یکی از کوچه های پر رفت و آمد قلعه مرغی ، گوشه یک تولیدی 20 متری پشت چرخ نشسته . چهار چرخ خیاطی دیگر بی «چرخکار» هستند . انبوهی از کاپیشن های خلبانی و شلوار شش جیب بسته بندی شده کنار دیوار است .کاپشن خلبانی را در گمرک و امامزاده حسن یک روز خوب می خریدند.

دستگاه برش خاموش است و پارچه ای روی میز برش نیست . هر از چندی یک بار پدال چرخ را فشار می دهد و پاچه یک جین را می دوزد .

این جین را خودش تولید نکرده . آورده اند پاچه اش را کوتاه کند . حاج رحیم 15 سال شلوار و کاپیشن تولید کرده . به قول خودش واسطه خدا بوده تا نان 5 خانوار، پنج کارگر چرخکاری که روزی پشت این چرخ ها می نشستند را بدهد. اما حالا باید بنشیند و پاچه شلوار کوتاه کند .

می گوید از وقتی لباس چینی به گمرک آمد، دیگر کسی تولیدات ما را نمی خرد . راست هم می گوید ، از کتانی و دستمال سر گرفته تا زیر پیرهن و کاپیشن ... همه چیز در بازار پوشاک امامزاده حسن و گمرک هست !

چینی ها زیپ و دکمه و ....را خودشان تولید می کنند، پارچه را خودشان تولید می کنند،شرکتی کار می کنند . اما تولیدی های ایران حتی زیپ با تنوع رنگ ایرانی ندارند. پارچه ها چینی است،زیپ چینی است، دکمه چینی است، حتی مارکی که روی کاپیشن ها و شلوار ها می زدند چینی بود.

اما حالا همان مونتاژ و دوخت و دوز لباس هم از این تولیدی ها گرفته شده . در هر کوچه قلعه مرغی به طور متوسط 2  تولیدی پوشاک هستند ، که هر کدام 3 تا 9 چرخ خیاطی داشتند . هر کدام از این چرخ ها که بی صدا شدند یعنی یک کارگر بی کار شده .

حاج رحیم می گوید وقتی از ما حمایت نمی شود ،چه کار می توانیم بکنیم ؟ چطور قیمتمان را از اجناس چینی پایین تر بیاوریم ؟ برای برش تا دوخت هر شلوار باید به کارگر پول داد ، شلوار را هم که ما خلق نمی کنیم !  ما زیپ چینی ، پارچه چینی، دکمه چینی و .... همه اینها را باید بخریم . معلوم است که قیمت اینها در چین ارزان تر است . آنها شرکتی کار می کنند ولی ما تولیدی های کوچک هستیم . آنقدر برایشان ارزان در می آید که با هزینه گمرک و حمل و نقل به ایران و سود فروشنده باز هم از تولیدات ما ارزان تر در می آید . همه تولیدی ها ورشکست شدند فقط ما نیستیم .

به او که می گوییم خب بعضی از تولیدات چینی از تولیدات ایرانی تمیز تر هستند، خوش دوخت تر هستند و... عصبانی می شود و می گوید : «کجاست ؟ کو ... تولید کننده ما مثل تولید کننده چینی حمایت می شود ؟ در چین قبل از اینکه تولیدی ها سر پا باستند دولتشان آورد بازارشان را با جنس یک مملکت دیگر پر کند ،از قیمت تولید کننده خودش ارزان تر تا کمر تولید کننده داخلی اش بشکند ؟  تولید کننده چینی زیپ و دکمه و مارکش  را از خارج می آورند ؟.... زیپ ایرانی فقط در چهار ،پنج رنگ تولید می شود ، اما چینی ها برای هر لباسی زیپ رنگ خود لباس را می دوزند ... جنسشان جور است ،ولی ما جنسمان جور نیست ... مجبوریم جورش کنیم ... این هم هنر ماست  »

از او می پرسیم پس کسانی که پشت این چرخ های خالی می نشستند الان چه کار می کنند؟ با لبخند تلخی همراه با کنایه می گوید:« برو سر کوچه، تسبیح می چرخانند، ناموس مردم را دید می زنند ، معتاد شدند و.... چه می دانم ، کار جوهر مرد است . کار نباشد آدم بی غیرت می شود ،هر کاری می کند »

حاج رحیم یک شلوار دیگر، از همان شلوار های خارجی که فروشگاه ها اندازه می زنند و می دهند به او تا کوتاهشان کند روی میز می گذارد ، اخم هایش را در هم می کشد و می گوید :«ببین این وضع ماست ، کسی که بخواهد نان سر سفره زن و بچه ببرد همین است ، کسی که بخواهد به دو نفر نان برساند همین است » اخم هایش را باز هم در هم می کشد و باز پدال چرخ را فشار می دهد ... صدای چرخ در کارگاه خالی می پیچد، اما این صدای شوق کار کردن و تولید  نیست . شبیه صدای ناله است . ناله چه کسی ؟شاید ناله همان کارگر ها که بی کار شدند!

 

منبع : هفته نامه چلچراغ

 

--------------------------

پیـ ۱: داشتم برای این مطلب عبارت "pants+sport+china" رو در تصویر یاب گوگل سرچ می کردم ، متوجه شدم جستجوی این عبارت فیلتر شده !  البته این عبارت به معنای "زیر شلواری هم هست" . حالا من دارم فکر می کنم اگر کسی به خاطر ابعاد غیر مستهجن دنبال واژه "شلوار" بگرده برای یه کار نظیر کار من چه باید بکنه ؟

 

پیـ 2:پیشنهاد می کنم به علمای فیلترینگ واژه های "lap" یا "skirt" و یا "petticoat"رو پروکسی کنند که هنوز به فیلترشون دچار نشده ! بار غیر اخلاقی این سه واژه به مراتب از "Pants" بیشتره

+ نوشته شده در  یکشنبه 22 مهر1386ساعت   توسط امیـر هادی انواری  | 

مولانا و Lamborghini

چند خسپیم صبوحست صلا برخیزیم

 

آب رحمت بستانیم و بر آتش ریزیم

 

 

خوش برانیم سوی بیشه شیران سیاه

 

شیرگیرانه ز شیران سیه نگریزیم

 

 

در زندان جهان را به شجاعت بکنیم

 

شحنه عشق چو با ماست ز کی پرهیزیم

 

 

قدح باده نسازیم جز از کاسه سر

 

گرد هر دیگ نگردیم نه ما کفلیزیم

 

 

زآخور ثور برانیم سوی برج اسد

 

چو اسد هست چه با گله گاو آمیزیم

 

 

اندرین منزل هر دم حشری گاو آید

 

چاره نبود ز سر خرچودرین پالیزیم

 

 

گلرخان روی نمایند چو رو بنماییم

 

که بهاریم در آن باغ نه ما پاییزیم

 

 

وز سر ناز بگوییم چه چیزید شما ؟

 

سجده آرند که ما پیش شما ناچیزیم

 

 

گلعذاریم ولی پیش رخ خوب شما

 

روی ناشسته و آلوده و بی تمییزیم

 

 

تاب خورشید ازل بر سر ما می تابد

 

می زند بر سر ما تیز از آن سرتیزیم

 

 

مولانا/کلیات شمس تبریزی  .

 

 

ای کاش بدونم کی هستم، بدونی کی هستی، بدونه کی هست !

 

بعضی وقتا فکر می کنم ، که چقدر تو مغزمون داریم ! به این فکر کردید که هیچ موجودی تو دنیا  به اندازه شما نمی تونه فکر کنه ؟؟؟؟؟؟؟

 

صرفنظر از بحثای معنوی و انتزاعیش ، هیچ موجودی تو دنیا هست که مثل ما تو یک لحظه بتونه از مغزش انقدر کار بکشه ؟

 

آدم رو یاد کسی میندازه که سوار لامبورگینی شده و با 20 تا سرعت تو لاین فیری اتوبان داره می ره !!!!!!!!

+ نوشته شده در  پنجشنبه 19 مهر1386ساعت   توسط امیـر هادی انواری  | 

تو قرمزی

ساعت دوازده شب میاد!

یه سیگار می گذاره گوشه لبش ... پلک هاش رو کمی جمع می کنه . چشم های پر خونش رو می دوزه به نوک سیگار .کبریت رو روشن می کنه ، با روشن شدن کبریت کل صورتش قرمز می شه .

یه پک می زنه ،بعد دود سیگارش رو ول می کنه تو فضا ، دود آبی رنگ جلوی نور مانیتور داره می رقصه .

یه لبخند کوچیک ،آدرس رو وارد می کنه : https://balatarin.net  با موس می ره روی ورود به بالاترین وارد می کنه : تلِق تِ تِ تِ تِ تلق !

و بعد اینتر ...

میره سراغ لینک های داغ ... مهم نیست لینک در مورد چیه ! یا هر چیز دیگه ... فقط وقتی می بینه یک لینک بالای 18 تا رای داره ،نمی تونه تحمل کنه !نمی دونم … شاید یه پدیدیه روانی باشه! این تخصص من نیست .

 

خب روی لینک ثابت کلیک می کنه ، تمام اونایی که رای دادن کاربریشون با رنگ آبی مشخص شده . اما اون باید خودی نشون بده .

حالا می زنه (-) باید یه علت بیاره برای کارش ، اون زیاد مهم نیست ! یکی رو همینطوری انتخاب می کنه .

بعد از اینکه منفی داد باید یه دلیل پیدا کنه . بالاخره تو قوانین بالاترین یه چیزی پیدا می کنه و تو کامنت می گذاره .

 

خوشحال باش آقای عقده بالاترین ! حالا تو متفاوت هستی، تو قرمزی  ...

 

از بالا تا پایین همه لینک ها رو یک بار منفی می ده ...

ولی هنوز دلش خنک نشده ، دوباره کلیک می کنه ، خروج از بالاترین و باز ورود به بالاترین ، یه اکانت دیگه و یه سری رای منفی دیگه ...

 

و فکر نمی کنه وقتی به فاصله چند دقیقه منفی داده ممکنه ضایع بشه !حد اقل دوست عزیز وقتی با یه اکانت رای منفی می دی با همون اکانت هم توجیه کارت رو بنویس ، با اکانتای دیگه ت می نویسی معلوم میشه چند تا اکانت داری .

 

خب حالا یه گزارش تخلف هم بفرست برای کسی که به رفتار بدت اعتراض ( نه انتقاد) کرده ! بالاترینی ها هم که اصلا نیگا نمی کنن که تخلف چیه، حتما زودتر از خوندن گزارش تخلف اقدام می کنن !

 

خوبه خوب دلت خنک میشه نه ؟

 

--------------------------------------------

پیـ 1: بالاخره منفی دادن هم بخشی از فعالیت تو بالاترینه . من نمی گم بده . بایدم باشه ! من منظورم با همه اونهایی که منفی می دن نیست ... چه عزیز هایی مثل آقای 1000 دوست خوبم یا شاید بعضی وقتا کمانگیر یا بقیه رفقا که منفی می دن معمولا دلایلشون هم منطقی ... روی صحبت من با بعضی آمد های دیگس که ازشون با عنوان «عقده بالاترین » اسم بردم . امیدوارم به کسی بر نخوره .

 

پیـ2: این هم لینک جایی که یکی از دوستان یه سوتی داده و با یکی دیگه از اکانت هاش توجیه منفی دادن یکی دیگه از اکانت هاش رو گفته https://balatarin.com/permlink/2007/10/10/1149397  (چی گفتم )

اسم نمی برم خودتون متوجه می شید !

 

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه 19 مهر1386ساعت   توسط امیـر هادی انواری  | 

یک سطل زباله طلا

نیمه شب نور چراغ گردانی روی دیوارها میافتد. پلیس نیست،آمبولانس هم نیست . ماشین حمل زباله ست ،آمده تا زباله ها را به سفر 7 ساعته خود ببرد .

هر جای تهران باشید،هر قدر زباله تولید کنید ،فقط کافی است آن را داخل کیسه زباله، بگذارید جلوی در. زباله ها فردا صبح دیگر جلوی در خانه شما نیستند.فکر کردید زباله های شما چطور ناپدید می شوند کجا می روند ؟ بستگی دارد ساکن کجای شهر باشید. به هر حال هر شب زباله ها سفر 7 ساعته ای می کنند تا از جلوی در خانه شما تا نابودی کامل برسند.

ساعت 9 شب کارگر شهرداری زباله خانه شما را داخل ماشین حمل زباله پرتاب می کند ،ولی چون احتملا شما حوصله ندارید کیسه زباله خانه تان را سر وقت جلوی در بگذارید،کارگر شهرداری مجبور است تا چهار بار (چهار سرویس)جلوی در خانه شما بیاید تا هر وقت که فکر کردید می توانید زباله تان را جلوی در ببرید آن را بردارد! به هر حال فردا صبح نباید هیچ زباله ای در خیابان باقی مانده باشد،چون در این صورت پیمانکار فکر نمی کند شما حوصله نداشتید، یقه کارگر افغانی را می گیرد.

زباله های منطقه شما که جمع شد ،آنها را به مرکز مکانیزه منطقه می برند، فکر نکنید چون به زباله مربوط می شود جای کم اهمیتی است،کم از پادگان ندارد ! نه می شود واردش شد، نه می شود عکس انداخت، نه حق دارید با کارگرانش صحبت کنید. برای ساکنان غرب و شمالغرب تهران این مرکز در خیابان زنجان است . زیاد برای پیدا کردنش زمان لازم نیست . اگر مشام قوی داشته باشید کافی است ساعت 2 نیمه شب به بعد، بوی زباله را دنبال کنید. البته اگر ماشین های حمل زباله که پر هستند را هم دنبال کنید به مقصد می رسید .

جلوی در یک نگهبان ایستاده که دست رد بر سینه شما که کنجکاو هستید بزند ، واقعا هم معلوم نیست چرا انقدر این محل سکرت شده ! حول نکنید،اگر خیلی کنجکاو هستید می توانید از یک حفره امنیتی(یعنی سوراخ در) داخل را نگاه کنید ، داخل محوطه چیز خاصی نیست.

کامیونت های بزرگ که هر کدام حدود 8 برابر کامیون های کوچک تر گنجایش دارند وارد یک چال می شوند، از بالای چال کامیون های حمل زباله شهری بار خود را روی آنها خالی می کنند ،همین!

شب ساعت 3 به بعد اگر به اتوبان نواب سر بزنید حتما حداقل یکی از این کامیون ها را می بینید . کامیون های بزرگ پر از زباله،حتی اگر از کنار آنها با سرعت هم رد بشوید بوی خاص آنها را احساس خواهید کرد . اینجا شاهراه نیمه شب زباله هاست .

همه زباله ها که از هر جای تهران جمع شدند از این اتوبان به سمت قبرستان خود می روند.«کهریزک» اگر مراکز مکانیزه مثل پادگان باشند،کهریزک مثل مراکز هسته ای است . اینجا که اصلا نمی توانید نزدیک هم بشوید . تازه اگر بگذارند هم انقدر مگس و بوی بد در هوا هست که از یک کیلومتر جلوتر نمی شود رفت . به هر حال تمام زباله ها اینجا جمع می شوند و بعد به خاک سپرده می شوند. به همین سادگی . نه کسی قدر دان زباله های ما شد ، نه ما حوصله داشتیم زباله هایمان را از مقصد تفکیک کنیم . برای شما که قطعا کاغذ و خودکار هر کدام که تاریخ مصرفشان تمام شوند زباله هستند، جفتشان را در یک کیسه می اندازید ،شاید کنار باقی مانده ساندویچتان.ولی حقیقت دارد که  این زباله های بی مصرف کم گران قیمت نیستند .اما زباله دزد ها از شما بیشتر قدر زباله هایتان را می دانند ، شاید نمی دانید، هر شب حدود 350 تومان را جلوی در می گذارید!

هر روز تهران با حدود 7 میلیون نفر جمعیت، 7 هزار تن زباله تولید می کند.کارشناسان می گویند زباله های تهران سالانه 200 میلیون دلار ارزش دارد . سهم هر نفر از 7 میلیون نفر جمعیت تهران در سال حدودا 28 دلار می شود.

یعنی سهم یک خانواده 5 نفره سالانه 140 دلار ، این خانواده 5 نفره در ماه 11 دلار بیرون می ریزند . اگر هر دلار را حدودا  900 تومان حساب کنیم، حدودا هر شب شما 350 تومان دور می­ریزید.

اگر در مجتمع یا آپارتمان شما 6 واحد وجود داشته باشد،یعنی سهم ساختمان شما به تنهایی هر شب حدود 2 هزار تومان است . تعداد منازل مسکونی کوچه یا محله تان را بشمارید ،تا بتوانید قیمت سطل زباله بزرگ سر کوچه تان را حساب کنید.مطمئن باشید رقم جالبی خواهد بود.

البته همه این رقم نصیب زباله دزد ها نمی شود، نصف بیشتر آن به دلال ها می رسد. به خاطر همین بین زباله دزد ها و بعضی از کارگران افغانی شهرداری همیشه درگیری وجود دارد !

از آنجا که در ایران هنوز بازیافت علمی و به صورت صنعتی دنبال نمی شود، بازیافت این زباله ها را کارگاه های کوچک اطراف تهران به عهده دارند، اسباب بازی ها،خط کش و لوازم التحریر ارزان قیمت،یا جعبه های شیرینی و شانه های مقوایی تخم مرغ را ازهمین مواد درست می کنند . که کاملا غیر بهداشتی و در مواقعی برای سلامتی مضر هستند .

 

ماهی یک میلیون در آمد دارم

 

محمد 26ساله بچه سنندج است ،تا پنجم ابتدایی بیشتر درس نخوانده .از 20 سالگی هم به تهران آمده . در منطقه 2 شهرداری کار می کند .  هر شب ساعت 7 از خانه اش در فرحزاد بیرون می آید و تا فردا صبح ساعت 7 در خیابان است . یک سال است که ازدواج کرده و ماهی یک میلیون تومان در آمد دارد . راننده ماشین 50 میلیونی خودش است ، 4 سالی طول کشیده تا بتواند این ماشین را قسطی بخرد . قبلش هم با نیسان کار می کرده ! علاقه ندارد از ماشینش استفاده دیگری بکند ! ماشین حمل زباله احتیاج به گاز دادن ندارد . در خاکی های جاده نمی افتد و خود محمد هم مجبور نیست مثل راننده های بیابان همسرش را تنها بگذارد ! از زندگی راضی است . همسرش هم با افتخار می گوید شوهرش چه کاره است .

اما پیمانکارش چند ماهی هست که پولش را نداده ، می گوید دیر و زود دارد ولی سوخت و سوز ندارد . بالاخره می گیرم ! مشکل اصلی اش با مرکز مکانیزه خیابان زنجان است که سر صبح ساعت ها منتظرش می گذارند تا ماشینش را خالی کنند . البته از دست کارگران افغانی هم شاکی است که هر شب یک ساعتی در زباله های ماشینش به دنبال ضایعات می گردند . می گوید اگر اجازه ندهم خوب کار نمی کنند !

فرج هم 26 سال دارد،بچه ارومیه و دیپلم تجربی،مجرد است  . خیابان شریعتی حدود پل رومی کار می کند. او راننده ماشینی است که به پیمانکار اجاره داده شده و ماهی 250 هزار تومان حقوق    می گیرد . 9 شب تا 7 صبح در خیابان ها است. پنج سال است که همین کار را می کند و اصلا علاقه ای به تغییر شغل ندارد.

عباس 27 سال دارد بچه سنندج از سال 71 به تهران آمده و سه کلاس درس خوانده ،یک سال است ازدواج کرده . ماهانه 340 هزار تومان از شهرداری حقوق می گیرد . او استخدام خود شهرداری است و بیمه هم دارد . با 14 سال سابقه روی سه چرخه شهرداری کار می کند . وقتی از او می پرسیم که همسرش با شغل او مشکل ندارد عصبانی می شود و می گوید :«راننده شهرداری باشد، چه مشکلی مثلا دارد ؟ کار می کنم که نان سر سفره ببرم ،دزدی نمی کنم»

 

به چه کسی شکایت کنیم ؟

 

محمد داوود 18 ساله و 8 کلاس در افغانستان درس خوانده است . یک سال و شش ماه است که به تهران آمده از ولایت بلخشان افغانستان . ماهی 110 هزار تومان در آمد دارد . هر شب هم حدود 15 کیلو(کیلویی 200 تومان)  ضایعات جمع می کند و می فروشد یعنی هر شب حدود 3هزار تومان . در مرکز اسکان تجریش زندگی می کند . شبی یک پاچه گاو بار می گذارند و با دوستان می خورند ! بقیه درآمدش را برای خانواده اش می فرستد.

عزیز هم هم ولایتی محمد داوود است . 19 سالش است و یک و نیم سال است به تهران آمده . حقوق او هم مثل محمد داوود است . اما او بی سواد است . هر دو برج برای خوانده اش 400 هزار تومان می فرستد . خانواده اش 6 نفر هستند . می گوید لات و لوت های سر خیابان ها اذیتمان می کنند . دستشان می اندازند . می گوید هفته قبل یک سری لات و لوت با محمد داوود دوره شان کرده اند و دستشان انداختند. یک بار هم اوایل وقتی به ایران آمده بوده یک سری از همین لات و لوت ها پول هایشان را از دستشان گرفته اند . وقتی ازشان می پرسیم که چرا شکایت نکردند از بی کارت بودنشان می گویند . کارت نداشتن برای تبعه افغانستان در ایران بهانه خوبی است تا حقوق آنها را پیامال کنند .

پیمانکار پولشان را نمی دهد ، به کجا شکایت کنند ، وزارت کار که به افغانستان باز گردانتشان ؟وقتی با زورگیری پولشان را از چنگشان در می آورند هم به جایی نمی توانند شکایت کنند .

نزدیک صبح شده، راننده های ایرانی ماشین های حمل زباله ،زباله هایشان را در مرکز مکانیزه خالی کردند و می روند تا فردا شب استراحت کنند . اما محمد داوود و عزیز منتظرند مشتری بیاید و ضایعاتشان را بخرد ، دو سه ساعتی استراحت کنند و باز بروند سر کار، باغبان یک برج هم هستند .

---------------------------

+ در همین رابطه : هوووی افغانی

منبع : چلچراغ

+ نوشته شده در  دوشنبه 16 مهر1386ساعت   توسط امیـر هادی انواری  | 

شکلاتت را تنها بخور

سهم تو یک دل پر مهر

سهم من یک جفت کفش آهنی

رفتم و رفتی، هر دو رفتیم ،همه رفتیم

تو آن سر دنیا ،من این سر دنیا

راستی که سر تا سر چقدر دور است !

جسارت است ،می خواهم قسم بخورم!

به خدا غلط کنم دیگر شعر بنویسم

الان هم شر می گویم !

رفته بودم سر کلاس معنویت

خداواره ها به من قسم خوردن یاد دادند

تقصیر خودتان بود، کلاسمان را تعطیل کردید

انصافا خدا می شدیم ها ،نگذاشتید

 

جای شما خالی

زرد می نویسم عین هسته تخم مرغ

جایتان که خالی است بهتر شده

مایه خجالت نیستم !

 

یهودا هم دوست داشت زمین داشته باشد !

یهودا ضعیف بود، پطروس که قوی بود

دوست داشتند زندگی کنند ،همین !

 

چه کسی بود و چه کسی داد و چه کسانی رفتند

سهم من خاطره ها

هر شب تا صبح پای چراغ کوچک اتاق پر دودم !

کتابخانه خاک می خورد

چه خبر از مانیفیست هایمان ، هایتان ؟

 

شاملو نمی خوانم

کاشفان فروتن را سطر به سطر حفظ نیستم

غیر از ماهی سیاه کوچولو هم قصه یاد گرفتم

 

برای علی ،برای هوتن تعریف می کنم

علی مثل من و تو نیست

اما هوتن هم مورچه بازی می کند!

من برایش گفتم که مورچه های خیلی وقت پیش

وقتی که هنوز شهر نبود می توانستند شیرها را بخورند !

الان حشره کش کیش و مات هست

لانه مورچه ها کیش شده، خود مورچه ها مات شدند

اما هنوز هم هوتن مورچه تک مانده ها را

که چند برابر وزنشان تکه شیرنی بلند می کنند را با کنجکاوی نگاه می کند

 

هوتن را از پنجره می دیدم

شکلاتش را از پول حلال ،برای خودش خریده بودم

اما با کارگر افغانی داشت نصف می کرد

 

ترسیدم !

به او گفتم شکلاتت را تنها بخور

این فقط برای توست !!

+ نوشته شده در  یکشنبه 15 مهر1386ساعت   توسط امیـر هادی انواری  | 

سرانجام پس از هفت ماه فیلتر

بازتاب بی بازتاب

از اتفاقات جالب در جریان توقیف ها و فیلتر های سایت های سیاسی و خبری یکی آن است که بدون وجود قانون خاصی نظیر قانون مطبوعات، برای مطبوعات مکتوب برخوردهای قضایی با این دست سایت ها شود.

هر چند دولت نهم با استناد بر اصل 138 قانون اساسی و تشکیل کارگروهی در سال 85 آیین نامه ای در خصوص ساماندهی سایت های اینترنتی تنظیم کرد اما فیلتر های پیش از آن به خصوص در مورد بازتاب واقعا جای سوال داشتند . سرانجام پس از 7 ماه فیلتر بازتاب، بر اساس آیین نامه مزبور دفتر این سایت نیز در تهران پلمب شد.

حال اینکه تاسیس و انتشار یک سایت ،با هر رویکردی براساس قانون نیاز به مجوز ندارد (در واقع قانون و یا آیین نامه ای در این رابطه وجود ندارد) ،همچنین قانون و یا آیین نامه ای ناظر بر فعالیت های سایت های اینترنتی نظیر آنچه در مورد نشریات مکتوب هست وجود ندارد.

 «بازتاب» عنوان سایتی است که در سال های 81 تا 84 با انتقاد های تند و صریح خود به جریان های دوم خرداد به خصوص روند پرونده هسته ای ایران ،همچنین ارایه برخی اخبار خاص نظامی و امنیتی که مشخصا به گفته مدیران خود سایت از برخی کانال های امنیتی تامین می شد،مطرح شد.

مخابره سریع بعضی از اخبار نظیر سقوط هواپیما سی –یکصد و سی(پیش از خبرگزاری های رسمی) ،ارایه اسناد طبقه بندی شده ، اخبار ،گفت وگو و تحلیل های کم سابقه در مورد جنگ تحمیلی ، فلسطین و لبنان، بازخوانی و افشاگری فعالیت های سیاسی و ابعاد زندگی شخصی - غالبا با عنوان شناسنامه- بسیاری از افراد شاخص انقلاب ، انتشار فیلم و عکس های خاص از رجال سیاسی کشور نظیر «گفت و گوی آقای احمدی نژاد با آیت الله جوادی آملی ،افشاگری در مورد  فعالیت های ایرانیان خارج از کشور و به طور خاص فعالیت شبکه های تلویزیونی لس آنجلسی نظیر دریافت پول یک خواننده لس آنجلسی از شیوخ دبی که تاثیر فوق العاده ای در همان سال روی فعالیت های هنری خوانندگان داخلی و لس آنجلسی برجای گذاشت وحتی موجب برخی تحرکات سیاسی نیز شد و... از مشخصه های اصلی سایت بازتاب به شمار می رفت . فواد صادقی عضو شورای سیاستگذاری و مدیر اسبق سایت بازتاب علت این امر را دسترسی به منابع خاص اطلاعاتی ذکر می کند.این در حالی است که عماد کلانتری سردبیر بازتاب ارایه چنین اخباری را به خاطر همکاری نزدیک «خبرنگاران افتخاری» می داند،وی همچنین متذکر می شود که ممکن است این خبرنگاران افتخاری در ارگان ها و دستگاه های خاصی نیز فعالیت کنند!

با موج فیلترینگ سایت های اینترنتی همواره این سوال مطرح بود که باتوجه به نوع و نحوه عملکرد این سایت چرا برخوردی مشابه برخورد با سایت های وابسته به جریان دوم خردادی نمی شود ! چند تجربه توقیف و فیلتر سایت در دولت هشتم بیش از 2 ماه نبود. اما سر انجام در دولت نهم بازتاب طولانی ترین مدت فیلتر خود یعنی 7 ماه را تجربه کرد .و نهایتا در روز چهارشنبه  28 شهریور ماه دفتر این سایت با حکم قضائی پلمب شد و فعالیت بازتاب عملا معلق ماند . دادستاني تهران در راستاي تصميمات كميته‌ تعيين مصاديق فیلترینگ با توجه به شكايت‌هايي كه از سوي دولت صورت گرفته، دستور پلمب دفتر كاري بازتاب را صادر كرده است. 

گفتنی است پلمب دفتر بازتاب در حدود کمتر از دو هفته  پس از انتشار مطلبی تحت عنوان « بی پرده با شریعتمداری » به قلم فواد صادقی مدیر پیشین و عضو شورای سیاست گذاری سایت بازتاب صورت گرفت . این مطلب به صورت نامه ای سرگشاده با لحنی صریح و بی پروا از فواد صادقی که سابقه سه ساله همکاری با روزنامه کیهان را داشته است خطاب به آقای حسین  شریعتمداری در پی انتشار یادداشت روز روزنامه کیهان مورخ 17 شهریور ماه سال جاری با عنوان «آب پاك بر تحليل هاي ناپاك» در روزنامه کیهان منتشر شده بود . به زعم صادقی در یادداشت مذکور بازتاب همراه و همردیف با نشریات اینترنتی مانند عصر نو و آفتاب معرفی شده بود و همین امر دلیل خشم و انتشار یادداشت فواد صادقی بود. البته نباید خبر ویژه همان روز کیهان با عنوان « بن بست سايت بازتاب » را فراموش کرد که به نوعی اخطار و زنگ خطری برای بازتاب بود!

آخرین خبری که پس از پلمب دفتر سایت بازتاب روی سایت قرار گرفت گفت و گویی بود با عنوان :«تحقق آرزوی ریاست جمهوری و پلمب دفتر بازتاب». در این گفت و گو فواد صادقی مدیراسبق سایت بازتاب بی پرده و صراحتا به بیان بسیاری از مسائل پشت پرده برخورد ها با بازتاب از جمله دلیل اصلی فیلتر شدن سایت در اواخر سال 85  پرداخته است . در این گفت و گو صادقی صراحتا به داشتن رابطه با دستگاه های امنیتی و اطلاعاتی کشور اشاره کرده است .

سال های 79 و 80 توقیف مطبوعات مکتوب جریان های اصلاح طلب و مستقل به اوج خود رسیده بود . همزمان استفاده از اینترنت رو به گسترش نهاده بود. نشریات الکترونیک که غالبا از خارج کشور هدایت می شدند در اینترنت حرف اول را می زدند. شاید بهترین زمان برای متولد شدن سایت بازتاب همان شرایط بود .

نشریه ای منتسب به «محسن رضایی»  که در تمام طول مدت فعالیت خود همواره به تحلیل های نظامی-سیاسی و افشای مدارک و اسناد خاص شهرت داشت . همین امر نیز بازتاب را از دو سو در معرض انتقاد قرار می داد . از سویی بعضی از جریان های داخلی بازتاب را متهم به ایجاد رعب و وحشت در جامعه در شرایط خاص کشور می کردند و از سوی دیگر بعضی از جریان های خارجی که همواره بازتاب را به ارتباط با نیروهای امنیتی داخلی و فراتر از آن «هدایت شده»از سوی این نیروها محکوم می کردند . به هر حال مدیران و هیات امنای سایت بازتاب که همیشه در معرض این اتهامات قرار داشتند همواره در مقام رد این ادعاها  برمیآمدند. البته تمرکز روی مسائل و تحلیل های نظامی و امنیتی برای هر ناظر بی طرفی فرضیه پشتیبانی شدن این سایت از سوی افرادی با سابقه نظامی و دسترسی به منابع خاص اطلاعاتی و امنیتی را تقویت می کرد.

بازتاب اولین بار در نیمه دوم سال 81 با شورای سردبیری اولیه متشکل از : فوادصادقی به عنوان مدیر مسوول، عمار کلانتری به عنوان سردبیر ،علی شکوهی،امیر دبیری مهر، عبدالرضا رستمی و نوید نظافتی به عنوان یک نشریه الکترونیک منتشر شد .

پس از آن به مرور  تغییراتی در آرایش نیروهای بازتاب مشاهده شد که اساسی ترین آن تشکیل هیات امنای بازتاب متشکل از :امیر علی امیری ،مسعود روح الامینی،فواد صادقی و عمار کلانتری بودند .

شورای سیاست گذاری بازتاب نیز شامل  تمام اعضای هیات امنا و رسول جعفریان،محمد جعفری،رضاطلایی نیک و محمد جواد بربریان بود . البته نباید انتخاب محمد جواد بربریان را به عنوان مدیر مسوول در این تغییرات فراموش کرد .

سوابق فعالیت های برخی از اعضای هیات امنا و سردبیری سایت بازتاب قابل توجه است:

فواد صادقی : همکاری سه ساله در روزنامه کیهان ،سردبیری نشریات آذر و اندیشه .

علی شکوهی:سردبیر نشریه ارزش ها،وابسته به جمعیت دفاع از ارزش ها (پیش از وقایع دوم خرداد) و همکاری با کیهان هوایی.

امیر دبیری مهر: فعالیت در واحد مرکزی خبر صدا سیما به عنوان سردبیر و دبیر.

عبدالرضا رستمی : فعالیت در مرکز پزوهش های مجلس و دبیرخانه شورای عالی انقلاب فرهنگی.

سرتیپ امیر علی امیری : جانشین رییس دانشگاه امام حسین (سال های 74 تا 78) جانشین فرماندهی نیروهای مقاومت بسیج در زمان فرماندهی سردار حجازی ( سال های79تا81) و قائم مقام فرماندهی کل نیروی انتظامی در زمان فرماندهی سردار قالیباف(سال های 81 تا 82) .

مسعود روح الامینی: از دانشجویان پیرو خط امام در تسخیر لانه جاسوسی. رییس انیستیتو پاستور ، معاون وزیر بهداشت در اواخر دولت آقای هاشمی رفسنجانی و استاد داشگاه تهران .

البته فرد دیگری نیز از طرف مسوولان بازتاب به عنوان عضو هیات امنای این سایت معرفی شده است که به لحاظ سوابق نظامی در دوران دفاع مقدس و خدمات به سپاه پاسداران در ردیف سایر اعضای هیات امنا و حتی برتر از آنها قرار دارد که در تماس با خبرنگار ما مدعی شد تنها در سطح ارایه مقالات به بازتاب(به در خواست سایت بازتاب)، با این گروه فعالیت داشته و با توجه به اینکه وی در حال حاضر در استخدام سپاه پاسداران است نمی توانسته عضو هیات امنای بازتاب نیز باشد .این شخص هرگونه ارتباط با تصمیم گیری های این سایت را تکذیب نمود . وی خاطرنشان کرد اعضای بازتاب همواره تمایل به درج نام وی در هیات امنا را داشتند اما وی هیچگونه همکاری اداری با این سایت نداشته است .

بازتاب به تبع حامیان خود ، همواره و به ویژه پیش از روی کار آمدن دولت نهم  به عنوان یکی از منتقدان جریان های دوم خرداد شناخته می شد . اما پس از روی کار آمدن دولت نهم و خارج شدن تدریجی قدرت از دست جریان های دوم خردادی  آرام آرام انتقاد از جریان های دوم خرداد کم رنگ تر و انتقاد به سیاست های دولت نهم و جریان های تندروی اصولگرا پررنگ تر شدند . ضمن اینکه بازتاب در تمام طول فعالیت خود تحلیل های نظامی و انتشار اخبار خاص امنیتی را ادامه می داد.انتقاد از جریان های تندروی اصولگرا  پس از روی کار آمدن دولت نهم موجب شد تا بازتاب در کنار - و نه همراه- نشریات الکترونیک همسو با جریان های دوم خردادی قرار بگیرد .

اولین بار سایت بازتاب به مدت سه روز در مهرماه سال 82  به دستور وزارت اطلاعات توقیف شد.در سال 83  با شکایت شورای امنیت ملی به مدت یک هفته توقیف شد. در سال 84 نیز بنا بر شکایتی که آقای روحانی دبیر سابق شورای امنیت ملی در مرداد ماه سال 83 مطرح کرده بود بار دیگر به مدت یک ماه توقیف شد .

تمامی موارد گذشته توقیف و فیلتر بازتاب با رایزنی ها و اعمال فشار از سوی دستگاه های خاصی در کوتاه مدت برطرف شدند.

اما در 24 بهمن ماه سال 85 بنا به تصمیم کارگروه ساماندهی سایت های اینترتی با دبیری معاونت مطبوعاتی وزارت ارشاد، متشکل از چند تن از اعضای هئیت وزیران از جمله وزاری ارشاد، اطلاعات، ارتباطات و دادگستری سایت بازتاب رسما مسدود اعلام شد. گفتنی است این کارگروه با استناد بر اصل 138 قانون اساسی تشکیل شده است دربخشی از اصل مذکور آمده است :«هیأت وزیران حق دارد برای انجام وظایف اداری و تأمین اجرای قوانین و تنظیم سازمان های اداری به وضع تصویب‏نامه و آیین‏نامه بپردازد» اما شعبه سوم دیوان عدالت اداری در تاریخ 26 اسفندماه اعلام کرد که این حکم دولت غیرقانونی است و بازتاب باید رفع محرومیت شود. وزارت ارتباطات در ابتدا این حکم دیوان را اجرا کرد ولی با گذشت کمتر از دو هفته با تصمیمی که مجددا کارگروه مذکور گرفت به وزارت ارتباطات دستور داده شد که مجددا بازتاب فیلتر شود. از آن تاریخ تاکنون فیلتر بازتاب همچنان ادامه دارد. البته فیلتر شدن این سایت تا حد زیادی نمادین به نظر می رسد. چون در حال حاضر دسترسی به بازتاب از طریق آدرس : www.baztab1.org از طریق تمام ISP ها ممکن است !

 

کارنامه بازتاب :

تعداد کل مطالب منتشر شده در بازتاب

75هزار عنوان

تعداد کل یادداشت ها

1300عنوان

تعداد کل گزارش ها

600عنوان

تعداد کل مقالات

300عنوان

تعد کل گفت وگوها

300عنوان

تعداد کل اخبار ویژه

10هزار عنوان

تعداد کل جدید ترین اخبار

50هزار عنوان

متوسط تعداد بازدید کنندگان روزانه در سال 85

260هزارنفر

متوسط تعداد صفحات بازدید شده در سال 85

یک میلیون صفحه

 

در گفت و گو با فواد صادقی عنوان شد

با فشار و اکراه ما را پلمپ کردند 

 

فواد صادقی متولد سال 1355،فارغ التحصیل عمران از دانشگاه امیر کبیر و کارشناس ارشد مدیریت اجرایی از دانشگاه علامه طباطبائی است . در سال های 72 تا 75 در سرویس اقتصادی کیهان مشغول به فعالیت بوده است . وی در سال های 76تا80 به ترتیب سردبیری دو نشریه اندیشه و آذر را برعهده داشت و در سال های 81 تا 84 به عنوان موسس،مدیر مسوول و مسوول شورای سیاستگذاری سایت بازتاب شناخته شد.گرچه با تغییرات در آرایش مسوولان سایت بازتاب در سمت های گوناگونی قرار گرفته است اما همواره به عنوان شناخته شده ترین چهره در بین سایر مسوولان سایت از او یاد می شود .وی پس از پلمپ دفتر بازتاب در گفت و گویی که در سایت بازتاب با عنوان «تحقق آرزوی ریاست جمهوری و پلمپ دفتر بازتاب» منتشر شد به بیان برخی ناگفته ها پرداخته است . متن زیر گفت و گویی در مورد پلمپ سایت بازتاب و فعالیت پنج ساله این سایت است .

 

-آیا از آغاز فعالیت،سایت بازتاب مجوز خاصی دریافت کرده بود که شما  تحت آن فعالیت کنید،فیلتر بهمن ماه سال 85 و پس از آن پلمپ دفتر بازتاب بر اساس چه آیین نامه و یا قانونی صورت گرفت؟ 

 

خیر،سایت ها قانون خاصی نداشتند و معمولا مستقل عمل می کردند. در آن زمان هنوز آیین نامه خاصی  مانند آنچه کارگروه ساماندهی سایت های اینترتی با دبیری معاونت مطبوعاتی وزارت ارشاد در دولت نهم ابلاغ کرد وجود نداشت .

در دولت قبلی ما برای صدور یک مجوز تقاضا دادیم که تقاضای ما عملی نشد . اما در مردادماه سال 85 و در دولت آقای احمدی نژاد آیین نامه ای تصویب شد . البته این آیین نامه، آیین نامه نظارتی نیست. بیشتر برای «بستن» تدوین شده بود تا برای نظارت ! متن و لحن آیین نامه کاملا از بالا به پایین تدوین شده . اساسا این آیین نامه که در پایگاه ساماندهی هم موجود است دخالت دولت در کار قوه قضائیه به حساب می آید بویژه آنکه برخی مفاد آئین نامه مخصوصا بند ت ماده 7 دست دولت را برای قلع وقمع منتقدان کاملا گشوده است  .

بر اساس همان آیین نامه بازتاب را فیلتر کردند . پس از فیلتر شدن 136 نفر از نمایندگان مجلس به فیلتر شدن سایت اعتراض کردند . دقت کنید که 136 نفر می توانند با رای خود یک وزیر را قبول یا رد صلاحیت کنند .

پس از این اعتراض دولت لایحه دوفوریتی خود را طرح کرد که همین نشان دهنده غیر قانونی بودن آیین نامه مزبور بود.آیین نامه ای که با استناد به آن سایت بازتاب فیلتر شد اساسا بنا به اصل 138 قانون اساسی که مصوبات دولت باید به تایید اداره تطبیق قوانین مجلس برسد واین آیین نامه پس از گذشت 14ماه از تصویب هنوز به مجلس ارسال نشده پس اعتبار قانونی ندارد .

 

-با توجه به اینکه اکثر سایت های مشابه بازتاب در داخل کشور دفتر خاصی دایر نکرده اند،چرا سایت بازتاب دفتری دایر کرد،که امروز آن دفتر پلمپ شود ؟

 

از نظر ما مخاطب باید اطمینان پیدا می کرد که با یک شبنامه طرف نیست ! با درج نام و آدرس دفتر سایت بازتاب به نوعی اطمینان در ذهن مخاطب ایجاد شد که در سایت هایی که شما به آنها اشاره کردید این اطمینان وجود ندارد . از طرف دیگر مسوولین بازتاب می خواستند به دستگاه های مسوول نظیر وزارت اطلاعات و قوه قضائیه و... این اطمینان را بدهند که با یک جریان شفاف روبرو هستند .

 

-اشاره کردید که برای شفاف سازی و اطمینان دادن به دستگاه های مسوول اقدام به ایجاد دفتر برای سایت کرده اید.با توجه به اینکه سایر سایت های مشابه که دفتر خاصی دایر نکرده اند پس از فیلتر هم به کار خود ادامه دادند فکر نمی کنید همین شفاف سازی موجب شد تا امروز دفتر این سایت پلمپ و ادامه فعالیت آن معلق شود ؟

 

درست است ،اما از طرفی اولا ما با این کار هم برای مخاطب و هم برای دستگاه های مسوول ایجاد اطمینان کردیم. تا روزی که ما فیلتر نشده بودیم بازدید کننده مستقیم از سایت ما 4 تا 5 برابر سایت خبرگزاری های رسمی بود،این به خاطر اطمینانی بود که مخاطب به ما داشت .

از طرفی نمی خواستیم حساسیت های معمول برای دستگاه امنیتی پیش بیاید . با راه اندازی سایتی نظیر بازتاب به تبع حسایت هایی پیدا می شد که در پی آن دستگاه های امنیتی با شیوه های خاص فنی خود به دنبال محل استقرار آن می گشتند . ما از ابتدا بنا را بر تقابل با دستگاه های اطلاعاتی و قضایی نگذاشتیم بنای ما بر شفاف سازی بود .دو حالت دارد: یا مسوولین نظام این نگاه منتقد را بر می تابند یا خیر !

 

-با فیلتر شدن، بازتاب بازدید کنندگان داخلی را از دست داد .با توجه به رویه سایت بازتاب، رویکرد های انتقادی و تحلیل های سایت بازتاب که گاه در بین نشریات الکترونیک داخلی بی سابقه به نظر می رسیدند ،فیلتر شدن بازتاب یک اتفاق دور از ذهن نبود.با توجه به این نکته که در هر حال بازتاب فیلتر می شد چرا شما در این حد به آنچه «شفاف سازی» می نامیدش،اصرار داشتید؟  

 

من قبول ندارم که بازدید کنندگان داخلی را کاملا از دست دادیم .قبل از پلمپ دفتر بازتاب ما روزانه 70 هزارنفر در روز بازدید کننده داخلی داشتیم .

نکته اینجاست که همین شفاف سازی موجب شد تا تعداد زیادی از کاربران داخلی ما ازفیلتر شکن برای مراجعه به سایت ما استفاده کنند . این به خاطر همان شفاف سازی ما بود. تعداد زیادی از ایمیل هایی که برای ما از طرف کاربران ارسال می شد حاکی از آن بود که این کاربران برای دیدن بازتاب برای اولین بار از فیلتر شکن استفاده کردند .

این باید مورد توجه بعضی از مسوولان قرار بگیرد که در جامعه متدین ما قبح استفاده از فیلتر شکن شکسته شده و کسی که پیش از این از فیلتر شکن استفاده نمی کرده با چنین رفتارهایی در آینده راحت تر از فیلتر شکن استفاده خواهد کرد .

همانطور که گفتم ،بنای ما بر موش و گربه بازی با دستگاه های قضایی و اطلاعاتی نبود . برای ما کار زیر زمینی تعریف نشده است . یا نظام ظرفیت انتقاد را دارد یا خیر !

خیلی از سایت های دو طرف با هویت های نامعلوم بیش از 6 تا 12 ماه ادامه ندادند ،این در حالی است که تا به حال 5 سال از فعالیت بازتاب  می گذرد.

 

-در مورد فیلتر کردن سایت ،به نظر منطقی نمی رسد که دفتر یک سایت در پایتخت کشور یعنی تهران فعالیت کند و سایت آن فیلتر شده باشد !دراین مورد چه نظری دارید ؟

 

اگر به سایت ساماندهی مراجعه کنید ،حتی اگر دانشجوی ترم اول حقوق باشید با یک مجموعه ناهماهنگ و نا مشخص مواجه می شوید.اینکه دولت خودش قانون بگذارد و خودش اجرا کند ! این(قانون گذاری)کار مجلس است . اینکه نباید سایت های اینترنتی مطلبی بنویسند که از آن ناکارآمدی دولت استنباط شود (بند ت ماده 7)!خود این فاتحه همه نوع انتقاد را خوانده است ! با این تفاسیر ابتدا در کار مجلس و سپس در کار قوه قضائیه دخالت کردند . یعنی تصمیم،محاکمه و مجازات را همه،غیابی انجام می دهند !

این مجموعه اصلا با قانون اساسی مغایرت داشت . بر اساس اصل 138 قانون اساسی کلیه مصوبه های دولت باید به مجلس برود و در آنجا تایید شود . هفته گذشته پس از فیلتر کردن سایت بازتاب دولت لایحه دو فوریتی خود را به مجلس ارایه داد . این یعنی خود دولت معترف به نا مشروع بودن این آیین نامه است . آیین نامه ای که بر اساس آن سایت بازتاب فیلتر شد.

به نظر من  نه تنها این مصوبه، بلکه صدها مصوبه دیگر دولت یک سال یا دو سال دیگر بعد از تغییر دولت با روی کار آمدن دولت بعدی همه ابطال خواهند شد .

 

-تحریریه بازتاب از چند نفر تشکیل می شد ؟ آیا این افراد در سایر مطبوعات و به صورت خاص مطبوعات مکتوب فعالیت می کردند ؟

 

از آنجا که بازتاب مستقل بود پشتوانه مالی زیادی نداشت . هزینه ها از طریق آگهی ها تامین می شد . پرسنل ثابت سایت حدود 10 نفر بودند . که از این تعداد 4 نفر به صورت تمام وقت  عضو تحریریه بودند.اما حدود 20 نفر هم با عنوان حق التحریر و یا افتخاری با ما همکاری می کردند .

 

-شما در مصاحبه ای با عنوان«تحقق آرزوی ریاست جمهوری و پلمپ دفتر بازتاب» انجام دادید،گفته اید که اعضای بازتاب به سراغ یک بازتاب دیگر نمی­روند و با آنچه از آن به عنوان «عوض کردن اسم و رسم» یاد کرده اید کنایه ای هم به رسانه های دوم خردادی زده اید . آیا اگر بازتاب برای مدت طولانی دوباره اجازه فعالیت پیدا نکند،همچنان بر این روش اصرار خواهید داشت ؟

 

آنچه من در آن مصاحبه گفتم ناظر بر کلیت بازتاب بود . من همانجا هم گفتم بخشی از مجموعه ممکن است مجموعه ای دیگر درست کنند اما مثل روزنامه جامعه، که بعد طوس، نشاط شد و... نخواهد شد! ما به این قائل نیستیم که کل تیم با یک اسم جدید همان رویکرد گذشته خود را ادامه دهد . ما معتقدیم به ما ظلم شده است . یا نظام حق ما را از ظالم می گیرد یا خیر .

سایت مثل روزنامه نیست که با یک نام دیگر بیاید و مخاطب خود را در کوتاه مدت پیدا کند . بازتاب 5 سال طول کشید تا بازتاب امروز شد . منطقی نیست ما یک سایت دیگر راه اندازی کنیم و دوباره راهی را که برای بازتاب رفتیم برویم ! طبیعی است که این روش عقلانی نیست .

اما اینکه اکثر دوستان تحریریه در آینده یک سایت جدید را ایجاد کنند ممکن است . اما بنده و اکثرهیئت امنا ،خیر .به دنبال ایجاد سایت جدید نخواهیم رفت .

 

-این صحبت شما این شبه را ایجاد می کند که شاید شما قصد دارید در آینده نزدیک به وسیله آنها که با عنوان «بخشی از مجموعه»از آنها نام بردید اقدام به راه اندازی یک پایگاه جدید کنید وهدایت مجموعه جدید را از دور در دست بگیرید !

 

دو حالت دارد ،یا این اتفاق نمی افتد و سایتی مشابه راه اندازی نمی شود که اصلا این شبه مطرح نمی شود .

در حالت دوم مثلا 60درصد از دوستان سایت جدیدی راه اندازی می کنند . بالاخره بازتاب ویژگی هایی داشت که با آن جذب مخاطب می کرد . من فکر نمی کنم دوستان جدید بتوانند و مایل باشند با آن مختصات کار کنند. قطعا سطح تحلیل ها متفاوت خواهد بود . امکان آن وجود ندارد که بتوانند در سطح اخبار مانند بازتاب عمل کنند .

ممکن است دوستان 50 درصد اثر گذاری را داشته باشند ،حتی اگر تمام منابع خبری بازتاب را هم در اختیار داشته باشند . پس بنابراین ماهیت کار متفاوت خواهد بود و جای شبه ای باقی نخواهد ماند.

فرض کنید که بتوانند دقیقا مثل بازتاب عمل کنند! مثل روزنامه هم میهن می شود به دو ماه هم نخواهد کشید ! به اعتقاد ما «کسانی که توقیف کردند هستند» شرایط عوض نشده است . اسم را عوض کنیم باز هم همان ها که توقیف کردند باز توقیف می کنند!

ما مانند گروه های دوم خردادی تلفات و ضایعات روحی و اعتباری را متحمل نمی شویم. اینکه نام عوض شود به هزینه هایش نمی ارزد . این کار جلوی کارهای دراز مدت را می گیرد. برای مثال آقای کروبی ابتدا با لابی ها و تهدید ها ، تضمین خاصی را ایجاد کردند بعد شروع به کار کردند و هنوز هم در حال فعالیت هستند . اما روزنامه های دیگر  با عوض کردن نام و توقیف های پی در پی اسپانسر های مالی خود را از دست دادند و در حال حاضر در مرز ورشکستگی مالی قرار گرفته اند.

 

-شما پیش از این هم احکام مشابهی را تجربه کرده اید، شرایط را چگونه ارزیابی می کنید؟ بازگشایی مجدد بازتاب را چگونه می بینید و آیا برای بازگشایی مسوولین سایت لابی های خاصی تشکیل داده اند ؟ 

 

ما بار اولمان نبود که فیلتر و توقیف می شدیم. در سال 82 سه روز فیلتر شدیم ،در سال 83 حدود یک هفته توقیف شدیم و در سال 84 با شکایت دبیر سابق شورای امنیت ملی یک ماه توقیف شدیم.در تجربه های قبلی با رایزنی ها و فشار مجلس مشکلات را حل کردیم .

ولی این بار با توجه به آرایش سیاسی کشور نمی شود پیشبینی کرد. آخرین بار با فیلتر شدن سایت بازتاب 136 نفر از نمایندگان خواستار رفع فیلتر سایت شدند ،اما بازتاب رفع فیلتر نشد! یک نفر هست که تصور می کند نیاز به هماهنگی با هیچ دستگاهی ندارد.

قوه قضائیه به ما صراحتا گفت که پس از 7 ماه مقاومت سرانجام با اکراه و فشار مجبور به پلمپ دفتر ما شده است . وقتی که تمام مکانیزم های مالی در دست دولت است و از محل های خاصی حمایت می شود ،نمی شود کاری کرد.از مجموع سه قوه و مجمع تشخیص مصلحت نظام ، دو قوه و مجمع تشخیص مصلحت نظام مخالف چنین برخوردی بودند . مجمع تشخیص مصلحت نظام و قوه مقننه و قضائیه هر سه مخالفت خود را اعلام کردند اما تا زمانی که یک نفر نظر خود را تحمیل کند ،فکر نمی کنم بازتاب بازگشایی شود.

در آینده نزدیک انتخابات مجلس هشتم در پیش است .در شرایط فعلی در عرصه بین المللی به نظر من نظام نیاز به مشارکت مردم در انتخابات مجلس دارد . لازمه این امر رفع اختناق از رسانه هاست. در حال حاضر از تمام رسانه ها فقط صدای یک دیدگاه و یک رویکرد به گوش می رسد . صدا و سیما هم که تقریبا مجبور به تبعیت از یک جریان خاص شده است .

مردم باید به پای صندوق رای بیایند . اگر عقلای نظام به این نتیجه برسند که رسیدند ! اگر نه از انتخابات درس خوبی خواهند گرفت و پس از آن مجبور به رفع اختناق ها هستند . تصور می کنم مجموعه اتفاقات کشور تا پایان سال به سمتی برود که ما بفهمیم نمی شود با یک نظر،توهمات یک فرد یا یک محفل کشور را اداره کرد .

 

منبع:شهروندامروز

+ نوشته شده در  شنبه 14 مهر1386ساعت   توسط امیـر هادی انواری  | 

حکایت بنتون جدید و نفت قدیم و سنت سیبیل چرب کردن نمایندگان مجلس !

 

نوشته ای که خوندم در مورد مارک بنتون و برخورد با اون ....   بهانه ای شد برای نقل این داستان ! البته تو این قصه اسم از کسی برده نمیشه و سند خاصی هم ارایه نمی شه. باور یا عدم باور اون به عهده مخاطب گرامی(که رو سر ما جا داره) چون این روایت  صد در صد سینه به سینه دریکی از خاندان های آذربایجانی نقل شده !

 

دوره دوره شاهان پهلوی بوده و یک خانی از روستایی در آذربایجان که فکر می کرده از هم طایفه های نظامی و تیمسار و سرهنگش عقب افتاده تصمیم می گره وکیل مجلس بشه(تو تبریز نماینده نمی گن هنوزم می گن وکیل )

 

خلاصه خان عزیز کلی از املاکش رو می فروشه و کلی خرج و این در و اون در زدن تا نهایت برای وکالت مجلس انتخاب می شه !

 

عزیز می ره مجلس، ماه اول،ماه دوم و... می بینه که خیر ... اونچه رسیده از وکالت مجلس به خرجی که کرده نمی ارزید. با وکیل پر سابقه دیگری که اتفاقا آمد و شدی هم به دربار داشته و سَر و سِری با کنسول های  ممالک بی گانه ، شوری می گذاره .

 

وکیل آذربایجانی به وکیل پر سابقه می گه :«چی شد حضرت آقا ؟.... شنیده بودیم  وکیل ها خوب می خورن ... پس چرا  به ما نمی رسه؟ این حقوق که تا آخر عمرم هم برسه  فقط پول دو تا از املاک من که فروختم و خرج انتخابات کردم نمی شه ! »

 

وکیل پر سابقه از سر دلسوزی به وکیل جدید می گه :شما فلان روز وقتی  جلسه تشکیل شد دستت رو بلند کن و بگو : «آقا من در مورد نفت حرف دارم» اما فقط همین رو بگو و دیگه چیزی نگو !

 

خلاصه وکیل آذربایجانی دست بلند می کند و می گوید : «آقا من در مورد نفت حرف دارم ... »

 

تا شب آن روز اتفاق خاصی نمی افته . تا اینکه شب یک بنز به در خانه نماینده تازه وارد می آد و یک جعبه به نوکر خانه می دهد و می گوید به آقا بدهید ..

 

آقا جعبه را باز می کند و با تعجب با یک جعبه پر از پول مواجه می شه !

 

یک ماهی می گذره و باز ... نماینده تازه وارد که سوراخ دعا را تازه پیدا کرده بوده دستی بلند می کنه و اجازه ای می خواد  و باز شب و بنز و جعبه پر از پول .

 

چند باری این سناریو اجرا می شه تا اینکه وکیل  تازه وارد یکباری میاد ابتکار عمل رو به دست بگیره !

 این بار در جلسه مجلس دست بلند می کنه . بعلاوه جمله قبلی انتقادی هم چاشنی سیاست ها در مورد نفت می کند !

 

شب باز بنز و جعبه ، اما وقتی که جعبه را باز می کنه با تعجب می بینه روی پول ها یک کلت هم گذاشته شده.

 

وکیل مزبور تا آخر عمرش دیگر در مورد نفت سوالی نکرد ـ البته تا جایی که من از سینه به سینه ها شنیدم سوراخ های جدید دعا پیدا کرده بود که از نفت کم خطر تر بود ـ و در وقایع سال های دهه 50 هم به دستور شخص شاه خود کشی کرد.

اما چنان از سوال های مجلسیش جمع کرد که فرزندان ذکور و خلف این شخصیت در حال حاضر در لس آنجلس یک شرکت تولید نرم افزار دارند و....

 

 

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه 12 مهر1386ساعت   توسط امیـر هادی انواری  | 

هوووی افغانی

خدا نکد یک کشور اروپایی ، خارجی به یک نفر ایرانی مهاجر توهین کند، به سرعت بمب گوگلی درست می کنیم، طومار امضا می کنیم و... شکایت می کنیم که مردم فلان کشور نژاد پرست هستند !

افغانستان هم تاریخ دارد، کارگر افغانی هم شخصیت دارد . ولی صدایشان را تقلید می کنیم و روی موبایل برای خنده رد و بدلش می کنیم. وقتی می خواهیم کسی را تحقیر کنیم می گوییم«هوی ....افغانی»

شنیده اید می گویند :«کار عار نیست»هر کسی این را گفته بوده برای امثال ما نگفته . چون اتفاقا برای ما کار عار هم هست.

کار برای نجوان افغانی عار نیست که از افغانستان با هزار زحمت ،قاچاقی به ایران آمده . تا 17 سالگی به زحمت توانسته فقط خود را زنده نگهدارد . در کشوری که همیشه جنگ بوده، از خیلی وقت پیش . آموزش و پرورشی نداشته ، پلیسی نداشته و...مثل ما زیر پایشان نفت نیست . اگر بخواهید از خشاش هم بگویید ،آنقدر ها که در کشور های دیگر ارزش دارد در افغانستان با ارزش نیست .

نوجوان افغانی که در خیابان های تهران می بینید ، خیلی بیشتر از ما زحمت کشیده تا بتواند به همینجا برسد . نمی داند کافی شاپ چیست و میتینگ ها و دوره های دوستانه یعنی چه!اتفاقا مثل شما هم در محافل دوستانه بررسی آرا و نظرات ژان بودريار هم شرکت نمی کند،تا از شرایط بد روزگار مدرن شکایت کند . وبلاگ و چت و ...اصلا درک نکرده.

مفهوم غذا برای او چیزی است که به او انرژی بدهد برای یک روز کار دیگر . غذا برای او معنی طعم، نام رستوران، منو و ... را نمی دهد.

نوجوان افغانی دانشگاه را تجربه نکرده، با کمری بابا هم در اتوبان های نداشته افغانستان لایی نمی کشد . نو جوان افغانی یاد گرفته فقط زنده بماند .

وقتی که در لوله های تنگ و بو گندوی فاضلاب های تهران می خزد،شاید فقط به شکم گرسنه خانواده 6 نفری اش فکر می کند و الا من که ندیدم یک افغانی در آمدش را در کافی شاپ و پیست اسکی خرج کند، یا جین مارک دار بپوشد،یا گوشی عوض کند !

با این حال شما که شاید تا به حال یکبار هم دسترنج خودتان را تجربه نکردید، و حتی حاضر نیستید به کار کردن، چیزی که از کار در ذهن افغانی است فکر کنید از سر کوچه داد می زنید «افغانی ... افغانی... آشغالی »و انتظار دارید او در کمترین لحظه در خدمت گذاری شما حاضر باشد .

دائما شکایت می کنید که این افغانی ها جای کارگران ما را گرفتند و... بی آنکه که فکر کنید، کارگران شما هیچ وقت حاضر نیستند مثل کارگران افغانی کار کنند . چند وقت پیش بود که شهرداری تهران اعلام کرد شهرداری به بحران خورده، چون با اخراج کارگران افغانی، کارگران ایرانی حاضر به کار به جای افغانی ها نیستند . ایرانی ها حاضر نیستند داخل لوله فاضلاب بروند !

کارگران افغانی با ماهی 110 هزار تومان کارهایی می کنند، که ما با یک میلون و 100 هزار تومان و بالاتر از آن هم نمی کنیم . ولی همان 110 هزار تومان هم بهشان نمی رسد، چون پیمانکار برگ برنده، نداشتن کارت افغانی را در دست دارد .

زورگیرهای تهرانی برای خرج عملشان با چاقو پولهای آنها را می گیرند، ولی آنها نمی توانند به پلیسی که از ایران اخراجشان می کند شکایت کنند .

فکر کنید، اگر ذخائر نفت و گاز جنوب ایران نبود، ما چه بودیم ؟ و اگر نوجوانی که اینطور در شبانه روز کار می کند، دانشگاه داشت، نفت داشت ،صلح و امنیت داشت چه کار می کرد.

 

 

+ نوشته شده در  سه شنبه 10 مهر1386ساعت   توسط امیـر هادی انواری  | 

روزانه به‌طور ميانگين دو هزار مهر، تسبيح و جانماز در هر فروشگاه شهر قم به فروش مي‌رسد

بازار کالای مذهبی در ایران

 

در شهرهاي مقدس به خصوص مشهد و قم، همچنين در كنار اكثر امامزاده‌ها، فروشگاه‌هاي خاصي به فروش كالاهاي خاص مذهبي اختصاص دارند. كالاهايي نظير مهر، تسبيح، جانماز و... اما كالاهاي ديگري نيز در اين فروشگاه‌ها نظير كفن، خاك كربلا، آب القمه و... به چشم مي‌خورند كه با توجه به اعتقادات خاص و مقدس مردم به مسايل مذهبي، اين سوال مطرح مي‌شود كه آيا مرجع قانوني خاصي براي رسيدگي به اصالت اين دست كالاها و بررسي صحت ادعاي فروشندگان آن‌ها وجود دارد؟ در مدت زمان حدود دو ساعت توقف خبرنگار ما سه نفر از زائرين براي خريد آب القمه به فروشگاهي در نزديكي حرم حضرت معصومه‌(س) در قم مراجعه كردند و هيچ كدام از آن‌ها به اصالت اين آب توجهي نكردند. به راستي اگر فرد شيادي قصد سوءاستفاده از اعتقادات پاك مشتريان اين دست كالاها را داشته باشد چه كسي متوجه خواهد شد؟

براي مثال، حدود 70 ميلي‌ليتر آبي كه به عنوان آب القمه در فروشگاه‌هاي حاشيهء حرم حضرت معصومه (س) به فروش مي‌رسد، يك هزار تومان قيمت دارد. براي اثبات صحت اين ادعا كه اين آب، آب رود القمه است چه راهي وجود دارد؟ فروشندگان هم هيچ پاسخ قانع‌كننده‌اي ندارند! با توجه به اين‌كه اكثر مشتريان اين فروشگاه‌ها زائران حرم پاك حضرت معصومه هستند، وجود شناخت خاص بين فروشنده و مشتري نيز منتفي است.

حدودا از يك دههء اخير «مهر كربلا» در بازار‌هاي حاشيهء اماكن مقدس به صورت گسترده وارد شد. پيش از آن نيز اين مهر‌ها كه از تربت مقدس سرزمين كربلا ساخته شده‌اند در بازار ايران كه از اصلي‌ترين مصرف‌كنندگان اين كالا به شمار مي‌رود وجود داشت، اما با تغييرات و برداشته شدن برخي محدوديت‌ها در مرز‌هاي غربي كشور ورود اين دست كالاها به كشور با سهولت بيش‌تري انجام شد.   

طبيعي است كه ايران با حدود 70 ميليون نفر جمعيت و اكثريت شيعه مذهب خود، اصلي‌ترين بازار براي اين كالا به شمار برود. مساجد، تكايا و حسينيه‌ها، نمازخانه ادارات، كارخانه‌ها و ارگان‌هاي دولتي و همچنين مدارس، اصلي‌ترين خريداران عمده مهر هستند.   پس از آن نوبت به زائران و مصرف‌كنندگان مي‌رسد. مهر شيئي است با عمر بالا، تنها عامل از بين رفتن آن ساييده شدن و يا شكسته شدن است و شايد به طور طبيعي يك مهر حدود پنج تا هشت سال عمر مفيد داشته باشد! اما با اين حال خريد مهر، تسبيح و جانماز براي زائران به عنوان سوغات، مرسوم و رايج است و عمده دليل خريد مهر توسط زائران و مصرف‌كنندگان شخصي نيز همين عمر است.   

دسته ديگر مهر‌ها كه در تمام بازارها وجود دارند و محصول يك دههء اخير هستند، مهر‌هاي هوشمند و يا ركعت شمار هستند. اين مهر‌ها با سازوكار خاص خود مناسب براي افراد سالمند و «كثيرالشك» هستند كه علاوه بر مهر بودن، موجب از بين رفتن شك در نماز هم مي‌شوند.   

مهر ، تسبيح و جانماز

مهر و جانماز اصلي‌ترين كالاهاي اين بازار به شمار مي‌روند. مهر‌ها يا از خاك مشهد مقدس ساخته شدند كه طبيعتا داخلي بوده يا از خاك سرزمين مقدس كربلا هستند كه به گفتهء فروشندگان همگي در كشور عراق توليد و به كشور وارد مي‌شوند اما جانماز و سجاده تقريبا تماما در ايران و به خصوص در قم و مشهد توليد مي‌شود. كارگاه‌هاي متعددي به توليد جانماز و سجاده اختصاص دارد.   

جانماز و سجاده در انواع مختلف و از جنس پارچه‌هاي مختلف و دوخت‌هاي متفاوت در اين بازار وجود دارند. قيمت جانماز و سجاده‌ها به طور متوسط از يكهزار تا هشت هزار تومان بر اساس نوع پارچه و اندازه و دوخت سجاده و جانماز متغير است.   

اما مهر‌ها در سه دسته متفاوت شامل مهر‌هاي كوچك، متوسط و بزرگ از تربت كربلا و يا مشهد مقدس در بازار وجود دارند. مهر‌هاي مشهد از كوچك‌ترين تا بزرگ‌ترين به ترتيب 40 تا 200 تومان قيمت دارند.   

مهر‌هاي كربلا نيز از كوچك‌ترين تا بزرگ‌ترين به ترتيب 100 تا 500 تومان قيمت دارند. به طور متوسط هر كدام از فروشگاه‌هاي حاشيهء حرم مطهر حضرت معصومه (س) در قم روزانه حدود 200 تا 500 عدد مهر كربلا و حدود 100 تا 300 عدد مهر مشهد به صورت خرده‌فروشي، به فروش مي‌رسانند. همچنين متوسط عمده فروشي و ارسال مهر به شهرستان‌هاي ديگر براي هر فروشگاه روزانه حدود 800 تا يك هزار عدد مهر كربلا و 400 تا 700 عدد مهر مشهد است.   

اين بازار تقريبا در تمام طول سال به يك شكل ادامه دارد، فقط در بعضي از ماه‌ها مانند ماه محرم و... همچنين در فصل تابستان كه سفرهاي زيارتي به اوج خود مي‌رسند اين بازار از رونق بيش‌تري برخوردار است.   

تسبيح‌ها نيز در چهار دسته سنگي، گلي، چوبي و پلاستيكي وجود دارند. تسبيح‌هاي سنگي بيش‌تر زينتي هستند و بالاترين قيمت را به خود اختصاص مي‌دهند. اين تسبيح‌ها معمولا از جنس سنگ‌هاي قيمتي تراشيده مي‌شوند و بيش‌تر در عطر و انگشترفروشي‌ها عرضه مي‌شوند!

اما تسبيح‌هاي گلي، مانند انواع مهر از خاك و تربت اماكن مقدس ساخته مي‌شوند. به صورت خاص اين تسبيح‌ها از خاك كربلا ساخته مي‌شوند و بيش‌ترين متقاضي را به خود اختصاص مي‌دهند.   

طيف خريداران تسبيح‌هاي چوبي را كه اكثرا از چوب زيتون ساخته مي‌شوند، تقريبا افراد جوان تشكيل مي‌دهند. برخي از اين تسبيح‌ها به لحاظ زيبايي به عنوان گردن‌آويز نيز مصرف دارند.   

اما تسبيح‌هاي پلاستيكي عمدتا ايراني و تركيه‌اي هستند. تسبيح‌هاي تركيه‌اي از تمام انواع تسبيح‌هاي پلاستيكي قيمت بيش‌تري دارند.   

تسبيح‌هاي گلي و چوبي هر دو يك هزار تومان و تسبيح‌هاي پلاستيكي از 100 تومان تا يكهزار و پانصد تومان قيمت دارند. از آنجا كه مهر، تسبيح و جانماز هر سه در كنار هم به عنوان سوغات اين اماكن مقدس خريداري مي‌شوند، تعداد تقاضا به صورت مشترك براي تسبيح و سجاده و جانماز با تقاضا براي خريد مهر برابري مي‌كند.   

كفن   

خاك كربلا، آب رود القمه و كفن‌ها همگي در مراسم كفن و دفن كاربرد دارند. از خاك كربلا براي تبرك در كفن جسد و از آب القمه براي متبرك كردن خود كفن استفاده مي‌كنند.   

كفن را به هيچ وجه نمي‌توان خريد و فروش كرد، از اين رو كفن‌ها را با عنوان هديه مبادله مي‌كنند. بر روي كفن‌ها عموما آياتي از قرآن نوشته مي‌شود. همچنين، بنا بر روايتي از يكي از ائمه معصوم (ع) اين آيات را با نوعي رنگ كه در آن از زعفران استفاده مي‌شود، مي‌نويسند. همچنين روي بعضي از انواع كفن‌ها را با گلي از خاك كربلا مي‌نويسند. انواع مختلف كفن را از پنج تا 11 هزار تومان هديه مي‌دهند. نوع زنانه يا مردانه كفن‌ها در قيمت هديه آن‌ها تاثير چنداني ندارد، نوع نوشته و نوع آياتي كه روي كفن نوشته شده‌اند و همچنين جنس پارچهء كفن تعيين‌كننده قيمت هديهء آن هستند.   

خاك كربلا نيز به قيمت يكهزار تومان و برابر با قيمت آب القمه در اين بازار به فروش مي‌رسد. زائران روزانه حدود چهار تا پنج عدد از اين كفن‌ها را با عنوان هديه از اين فروشگاه‌ها تهيه مي‌كنند. لازم به ذكر است كه موارد استفاده از آب القمه و خاك كربلا تنها شامل مراسم كفن و دفن اموات نمي‌شود، اما عمده مصارف آن‌ها همين است. با توجه به اين امر، ميزان تقاضا براي خريد آب القمه و خاك كربلا نيز تقريبا با تقاضا براي خريد كفن برابري مي‌كند.

 

منبع:روزنامه سرمایه

عکس: آکو سالمی

+ نوشته شده در  پنجشنبه 5 مهر1386ساعت   توسط امیـر هادی انواری  |