در بند 1 ماده 25 اعلامیه جهانی حقوق بشر که در تاریخ دهم دسامبر سال 1948 به تصویب مجمع عمومی سازمان ملل متحد رسید، از مسکن به عنوان یکی از مولفه های «سطح معیشتی کافی افراد برای سلامتی و رفاه خود و خانواده» یاد شده.از اینکه در این بند پس از خوراک و پوشاک از «مسکن» نام برده شده است می توان به اهمیت آن در زندگی افراد پی برد . در این بند حق داشتن مسکن پس از حق داشتن خوراک و پوشاک برای انسان ها محترم شناخته شده است . دراصل 31 قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران نیز صراحتا به داشتن حق مسکن برای هر فرد و خانواده ایرانی اشاره شده. در این بند آمده است :« داشتن مسکن متناسب با نیاز، حق هر فرد و خانواده ایرانی است. دولت موظف است با رعایت اولویت برای آنها که نیازمندترند به خصوص روستانشینان و کارگران زمینه اجرای این اصل را فراهم کند.» شاید در قرون پیش از صنعتی شدن با توجه به پراکندگی جمعیت و عدم تمرکز آن در شهر ها و همچنین جمعیت پایین در اغلب کشور ها مساله مسکن مساله قابل توجهی نبوده باشد . اما امروزه با توجه به افزایش جمعیت جهان، همچنین رشد شهر نشینی داشتن مسکن یکی از مسائل عمده پیش روی تمام افراد در تمام دنیا به حساب میآید . اهمیت این مساله تا حدی است که در حال حاضر در ترکیب دولت های کشور های جهان کمتر کشوری است که از یک وزارت خانه یا نهاد ویژه با عنوان مسکن بهرمند نباشد !
منبع: هفته نامه چلچراغ
ادامه مطلب
کارل هانریش مارکس در تاریخ 5 مه 1818 در تریر(Trier) آلمان با 15 هزار نفر جمعیت(در آن زمان) به دنیا آمد . تریر قدیمی ترین شهر آلمان است و در منطقه آلمان غربی،منطقه راین قرار دارد.در زمان تولد مارکس این شهر از دو ویژگی مهم برخوردار بود : اول آنکه از نظر صنعتی پیشرفته ترین بخش آلمان به شمار می رفت و دوم آنکه در زمان ناپلئون به فرانسه الحاق شده بود و به همین جهت به شدت تحت تاثیر انقلاب کبیر فرانسه با شعار «آزادی،برابری،برادری» قرار داشت .
پس از شکست ناپلئون در جنگ واترلو ،کنگره 1815 وین (یعنی سه سال قبل از تولد مارکس) این بخش را دوباره به دولت پروس بازگردانده بود . اما گویا مردم تریر از این بازگشت زیاد خوشنود نبودند . اعتراضات زیادی پس از بازگشت تریر به پروس در این شهر رخ داد . 
پروس در مقایسه با راین ،با قوانین فئودالی و استبدادی زیر سیطره یونکرها(زمین داران بزرگ) بود که در عین حال نخبگان اداری و ارتش را نیز همین ها تشکیل می دادند. بر همین اساس بود که مردم تریر چندان از بازگشت این شهر به پروس خشنود نبودند.
در واقع باید گفت که مارکس در یک فضای فکری لیبرال و روشنفکر به دنیا آمد . اجداد وی از پدر و مادر هردو از خاخام های یهودی بودند . اما پدر وی هاینریش مارکس فردی بود کاملا لیبرال و بدون تعصبات مذهبی .پدر کارل مشاور حقوقی دادگاه استیناف تریر و سرپرست کانون وکلای آن شهر بود .
ادامه مطلب
از عمر ما ديوانه هاي پر مدعا ، تكيه بر نامي زده « انسان»سال ها می گذرد
براي تقويم چه ارزشي دارد ؟ بودن يا نبودن يك فرد !
و كسي چه می داند
از خورشيد بپرسيم ، شايد بداند
شك كن ، اگر هستی
كه اين افكار وسواس زده ، توان آن را دارند كه صد ها بار از مرگ دهشتناك تر تو را پريشان كنند
ذره ذرهي خاك « هر كدام » يك خاطره است
به خاطرهي حقير غمگين غروب يك روز پاييزي بگو خاموش باشد
گاهي حس مي كنم زنده ام !
و زنده بودن تصويري از يك كابوس ، كسي چه مي داند ؟ يك روياست
و فكر مي كنم شايد بيدار شوم ، از خوابي
كه در بيداري تنها باشم
شايد در جايي ديگر ، كه اصلا شبيه اينجا نيست
اين فكر ، اين انديشهي نابغهي ناقصالخلقه، ذهنم را تا ژرفاي نبودن
همچون برده داري دژخيم صفت مي كِشد
پاي ديوار بن بستي خاكستري ، به فضايي عدم گونه مي رسم
چشم هايم را به كور بودن با منت مفتخر مي كنم !
و شكوه ابديت را درك مي كنم
به خورشيد مي پيوندم
و در سكوتی گنگ و لال
غرق در ژرفاي شعفي ماورائي مي شوم
شك مي كنم ، ديوانه مي شوم بين اين همه خردمند نيك ضمير
و در دنياي منِ ديوانه ، همه خردمندان روشن ضمير ديوانه هايي هستند« نه همرنگ » جماعت
شايد بلبل هاي خوش زبان پر طرفدار
ناسزايي سخت كافرانه به جغد شومي روا كرده اند
جغد ها هم شايد در نغمه هايي كه به شومي باور داريم
عاشقانه هايي ميسرايند
مقدساتِ مُستند ، همه حصار هايي هستند دور ديوانه خانه
تا ديوانه نشوند،آنها كه بايد همرنگ باشند ، تا جماعت باشند !
ايمان كفريست سخت ، در كفر!
به همين سادگي ، خاموشي همانقدر از روشني بيزار است كه روشني از خاموشي
۱۳ مهر ۱۳۸۵ -تهران

«الهی،اگر ابلیس انسان را بد آموزی کرد.گندم او را که روزی کرد»
مناجات نامه/خواجه عبدالله انصاری
شیطان پرستی یک حرکت مکتبی، شبه مکتبی و فلسفی است که هواداران آن شیطان را یک طرح و الگوی
اصلی و قبل از عالم هستی معرفی می کنند. آنها شیطان(اظهار نظر من : یا ابلیس ،در تمامی ترجمه های فارسی Satanism شیطان پرستی ترجمه شده است ،هر چند Satan به فارسی به معنای شیطان است ،اما این لفظ نمی تواند در بر گیرنده تمامی فرقه های مربوط به شیطان پرستی باشد، چه در بسیاری از این فرق شیطان به موجودی زنده دلالت دارد، اما در بعضی دیگر از این فرق شیطان به مفهوم نیرو های شر است . به هر حال در زبان فارسی شیطان که برگرفته از تعالیم دینی اسلام است به معنی نیروهای شرور است . در قرآن نیز از شیطان به عنوان هر عامل هدایت کننده انسان به سوی بدی ها و کژ رفتاری ها نام برده شده . اما فرشته ای که بر اساس تعالیم ادیان ابراهیمی ،از جنس آتش بوده و به خاطر سرکشی از فرمان خداوند از درگاه خدا رانده شده ابلیس بوده است . ) را موجودی زنده و با چند وجه از طبیعت انسان مشترک میدانند. شیطان پرستی را در گروه «راه چپ» مخالف با «راه راست» طبقه بندی میکنند.
ادامه مطلب
«...به کارتاژ رفتم،جایی که به ناگاه خود را در میان دیگی جوشان از هرزگی و آلودگی یافتم. از شهوت وحشی شده بودم . به چه اعمال شنیعی که دست نزدم: جملگی تباهی،فساد،هرزگی،شرارت و زیاده خواهی از لذت های دوزخی. تمنیات تن چون حباب هایی بر مردابی متعفن شکل می گرفتند و فوران غرایز نیرومند در وجودم گویی بخاری داغ و نمناک به اطراف می پراکند....»
برگرفته از کتاب اعترافات ، سنت اوگوستین
اینها را قدیسی می گوید که از اصلی ترین نظریه پردازان تثلیت]1[همچنین از پایه گذاران سنت کاتولیک و پروتستان در مسیحیت به شمار می رود. وی را به نوعی ناجی فلسفه غرب هم دانسته اند! در واقع سنت اوگوستین پلی است میان ارسطو و توماس آکوئیناس]2[..
حدود 6 قرن از مرگ ارسطو می گذشت ، سال 354 میلادی در شهر تاگاسته(سوق اهراس فعلی در الجزایر) مارکوس اورلیوس اوگوستین وس که بعدها به سنت اوگوستین (Saint Augustinus) معروف شد با پدری دائم الخمر و کافر(پاتریکیوس) و مادری دلسوز و بلند پرواز(مونیکا)، متولد شد.
در دوره کودکی تا نوجوانی اوگوستین پاتریکیوس لاابالی تر از آن بود که بتواند اداره خانه را در دست بگیرد و به تبع آن تاثیر چندانی در تربیت اوگوستین داشته باشد ! 
مونیکا هم که از رفتارهای جنون آمیز پدر اوگوستین خسته شده بود به مسیحیت رو آورد و سر انجام یک مسیحی واقعی شد ! شاید همین مسیحی شدن مونیکا بود که بعدها از اوگوستین که وارث اکتسابی خلقیات اهریمنی پدر بود به یک قدیس تبدیل شد !
مونیکا که از ابتدا در شوهر لاابالی خود تعصب و مردانگی اداره خانواده را نمی دید همیشه اداره خانه را به دست داشت . وی سرانجام تواسنت پاتریکیوس را یک سال پیش از مرگ مجبور کند تا مسیحی شود . اما مسیحی شدن پدر تاثیر چندانی روی اوگوستین نداشت ! وجود و یا عدم وجود او عملا نقشی در زندگی وی ایفا نکرد !
اما مونیکا که سر خورده از رفتارهای زشت و زننده شوهر بود،تمام آرزوهای بلند پروازانه خود را معطوف به اوگوستین کرد . بر همین اساس پاتریکیوس را مجبور کرده بود تا پس اندازی برای تحصیل اوگوستین در کارتاژ دست و پا کند .
به هر ترتیب اوگوستین با تلاش مونیکا سر انجام به کارتاژ رفت . روح عیاش اوگوستین که یک نوجوان بود در کارتاژ به دور از نگاه مادر جلوه کرد . حالا بزرگترین گناه او دزدیدن گلابی نبود ! ]3[ وی حالا به خانه های بدنام کارتاژ سر می زد . به تئاتر می رفت !در همین زمان بود که وی به تئاتر علاقمند شد .
اما تنها این نبود در جریان رفت و آمدهایش به خانه های بدنام کارتاژ با دختری آشنا شد . وی با معشوقه اش که هرگز از او نامی نبرده است رابطه ای عاشقانه و وفادارانه آغاز کرد . رابطه او با معشوقه اش سال ها ادامه داشت و حاصل آن یک فرزند نا مشروع بود .
آگسوتین در کارتاژ با آثار سیسرون متفکر و خطیب روم آشنا شد و به فلسفه علاقمند شد . اما داروی واقعی روح دو خلقی خود را که از طرفی اسیر دست شهوات پست و از طرفی عاشق پاک بودن و طهارت بود را در مذهب مانوی یافت .
مذهب مانوی شاید به دلیل وجود ثنویت علاج مناسبی برای دردهای ذهنی او بود که از روحیه خلقی –دوقطبی او ناشی شده بود. از طرفی مانویت برای عذاب وجدان او به خاطر ارتکاب گناهان مسکنی قوی به حساب می آمد،اینکه این اوگوستین نیست که گناه می کند! بلکه سر چشمه گناه از طبیعتی تاریک سر چشمه می گیرد ( این قسمت قضاوت نویسنده است) آراء و نظرات اوگوستین که مکررا به نبرد خیر و شر اشاره دارد یادگار همین دوران است .
اوگوستین سال ها بر باورهای مشکرانه مانوی خود پافشاری کرد . این مساله یعنی مشرک شدن اوگوستین بی شک درد بزرگی برای مونیکای مسیحی به شمار می رفت . حالا اوگوستین 20 سال داشت و پس از چهار سال تحصیل در کارتاژ به خانه بازگشت . مونیکا با حیرت پسر مشرک خود را میدید که به همراه خود یک معشوقه و یک فرزند نامشروع برای مادر سوغات آورده است !
ادامه مطلب
طرحی از یک آرزو روی دیوار
غرق در ژرفای رویا، از فردایی که امروز شده!
امروز هیچ خبری از رویای دیروز نیست
امیدی
به فردایی دیگر،که بی شک امروز خواهد شد
یک خبر،یک پژواک،یک قطره شبنم
از دوستی،که شاید خبری خوش باشد!
لبخند یک دوست شاید
که بتوانی به لبخندهای بی طمع او تکیه کنی
در سایه گاه خنک دوستی لحظه ای آسوده سر کنی
به اعتبار دستی ،که می گیرد دست تو را
متصل می کند به دوست داشتن
لبخند بزنی
امیدی
در آسمان زرد ظهر مرداد
شکیبا به دنبال معجزه تکه ابری باشی
در ساده ترین حالت،راستگو باشیم
در خلوت تنهایی ها!
آنها که لبخند می زنند،اشک ریختن را بلد نیستند!
آنها که امیدوارند،کاری جز امید ندارند!
آنها که تیغ پایان را بر شاهرگ حیات می گذارند
درکی به جز تیغ و پایان ندارند!
امیدوار بودن یا نبودن!
همه جبر تلخ
شادی ها ،غم ها
هر دو محکوم به اتمام
هر دو محدود،در محیط وهم آلود زمان
به آسمان ابری عصر اردیبهشت سوگند
حدود عجز درد آور آدمی هستند.

با کت و شلوار اتو کشیده روی صندلی چرمی نمایشگاه اتوموبیل فرو رفته است، سوییچ یک تویوتا کمری
را در دست بازی می دهد. از صاحب یک نمایشگاه شیک در شمال شهر که فقط خودروهای گران قیمت می فروشد سراغ از یک پیکان وانت ارزان قیمت می گیرد.نه اینجا جای فروش این دست خودرو ها است و نه این مرد با پیکان بار،بار کشی می کند. خرید وانت بار،نیسان و تاکسی که این روزها بین مرفهین بی درد باب شده حکایت دیگری دارد!
یکی از اصلی ترین دلایلی که توانست اکثریت مردم را برای اجرای طرح سهمیه بندی بنزین قانع کند بحث خودرو های گران قیمت و استفاده اقشار پردرآمد جامعه و اصطلاحا «مرفهین بی درد» از یارانه بنزین بود !تصور عمومی این بود که در ایران هم مانند سایر نقاط دنیا با افزایش قیمت بنزین قیمت خودرو کاهش خواهد یافت !
همه فکر می کردند با اجرای طرح سهمیه بندی بنزین این مرفهین بی درد هستند که لطمه اصلی را خواهند خورد . کسانی که در پارکینگ های خود دو تا چند خودرو دارند ،سفرهای غیر ضروری داخل شهری انجام میدهند و... . اما در عمل اینچنین نبود !
ادامه مطلب
.::به مناسبت دوم اکتبر 1869 زادروز گاندی::.
-----------------------------------------------------------------------------
.:: فرح دیبا- عزت الله انتظامی-علی نصیریان .

-----------------------------------------------------------------------------
.:: بابا کی از جنگ بر می گرده ؟

-----------------------------------------------------------------------------
.:: قاری قرآن در حال بو.سیدن دست هاشمی

-------------------------
.:: دهنمکی

----------------------------
.:: خلبانی که هیرو شیما را نابود کرد درگذشت

نگاه كن؛
صبح روز چهاردهم ارديبهشت
روي شاخهي سيب،پنج سيب
پنج مرد،گرسنه روي دوش خاك!
پنج مرد،پنج لطف خاك
پنج مرد،پنج لطف آب و خاك و آسمان و خورشيد
پنج مرد،پنج لطف باغبان
نگاه كن؛
عصر روز چهاردهم ارديبهشت
روي شاخهي سيب، سيبي اما نيست!
عصر روز چهاردهم ارديبهشت يك مرد زير خاك خوابيد!
پنج سيب در دست چهار مرد
كه يكي سيرتر شده
و بيگمان،سيبي از سيبها حق كسي نبوده
نگاه كن؛
عصر روز چهاردهم ارديبهشت
آنچنان مغرور مردي
كه لطف آسمان را تحميق كرد
و هوش طبيعت را نيز
پنج سيب در دست چهار مرد
چراكه فقط يكي از مردها قويتر بود
روز پانزدهم ارديبهشت،صبح
خوب ميداني،قانون زندگي چيست!
هر كجا مردي دو سيب داشت،روي زمين ايستاده
مردي سيبي ندارد،زير زمين خفته براي هميشه!

در جهان امروزي كه متشكل از دولت ـ ملت هاي متعدد است . و در علوم سياسي و اجتماعي ، واژه اي كه نسبتا بيش از همه كاربرد يافته دموكراسي است. 
در اين ميان آنچه به طور حتم مورد توجه و اقبال قرار خواهد گرفت درك معناي صحيح دموكراسي است . بدون شك تحقق اين امر تنها با تشريح و تعريف اولا:تاريخچهي كهن دموكراسي و تعريف آن و ثانيا: چگونگي دوباره شكلگيري و انواع آن در جهان معاصر ممكن است. بي شك دموكراسي به تنهايي قابل فهم نيست ! بنابرين براي دست يافتن به ذهنيتي روشن از دموكراسي ناگزير بايد به مفاهمي كه با اين مفهوم ارتباط نزديكي دارند پرداخته شود . و حداقل بايد اصولا به توضيح مفهوم خودِ «ملت و يا مردم» چه در زمان ظهور دموكراسي و چه به مفهوم آن در دوران حاضر پرداخته شود.در اين نوشتار سعي بر آن است كه ابتدا با توضيح مفهوم ملت ذهنيتي روشن در مورد موجودي كه در دموكراسي حكومت را در دست دارد به وجود آيد . پس از آن به دگرگوني اين مفهوم در طول تاريخ پرداخته ميشود . در بخش بعدي به تاريخچهي كوتاهي از دموكراسي دوران قديم در حد بضاعت اين نوشتار ميپردازيم و پس از آن به چگونگي پيداش دوباره دموكراسي در دوران معاصر . با شرح انواع دموكراسي كه در مفهوم ظاهري دموكراسي قرار دارد به اين نكته اشاره ميشود كه اگر چه ما تصور ميكنيم دموكراسي را به طور كامل ميشناسيم ، اما در حقيقت آن را نشناخته ايم و تنها به فراخور آنچه در نظام اجتماعي خود با آن سر و كار داشتهايم تصويري از يكي از تعاريف آن در ذهن ما وجود دارد .
ادامه مطلب
کسی که کاسب باشد ممکن است منزلی مسکونی را در تملک خود نداشته باشد ،اما در اولین فرصت یک مغازه دارد . به طور سنتی املاک تجاری و در واقع همان «مغازه» جزو پر ارزش ترین املاک به حساب میآیند. 
در ابتدا املاک تجاری و مغازه ها در بازار های هر شهر مستقر بودند . هر شهر منطقه ای را به عنوان بازار داشت که مغازه ها در آن مترکز میشدند . بازارهای سنتی شهر هایی مانند تهران و یا تبریز یادگار همان عصر است . چارسو ها و کوچه های باریک بازارهای هر شهری یادآور زمانی است که داشتن یک مغازه به عنوان یک وجهه اجتماعی هم مطرح بود . یک کاسب زمانی معتبر تر میشد که مغازه ای هم داشته باشد.
امروزه مدتها از آن زمان که مغازه فقط در بازار بود گذشته است . در یک دوره زمانی بازارهای سنتی وجهه قدیمی خود را از دست دادند و مغازه های «تک» به صورت پراکنده در بعضی از محلات آغاز به کار کردند. این مغازه ها در واقع خرده فروشی هایی بودند که با توجه به گسترش شهر و به تبع آن دورتر شدن بعضی از مناطق مسکونی از بازارهای اصلی شکل گرفتند.
اما ماجرا به اینجا ختم نشد . بازارهای سنتی گنجایش افزایش جمعیت و نیازهای تازه را نداشتند بنابراین بازارهای محلی در بعضی از نقاط دورتر از بازار شکل گرفتند . با بالارفتن جمعیت شهرها ارزش زمین نیز به همان تناسب بالا رفت . بازارهای یک طبقه جای خود را به بازارهای چند طبقه دادند و آرام آرام اولین پاساژهای امروزی پیدا شدند . این پاساژها در ابتدا تنها مراکز خرید حاشیه ای به شمار میرفتند که حتی قابل مقایسه به بازارهای سنتی هم نبودند .
توضیحات تکمیلی در ادامه مطلب.
منبع: ماهنامه نسیم هراز
ادامه مطلب

